جادو و جادوگری

در عصر حضرت موسی سحر وساحری در حد گسترده و وسعی رواج داست ، به گونه ایی که مردم آن زمان اشتغال به این فن را کمالات می پنداشتند. مردم جاهل برای دفع مشکلات و ضرر وگزند دیگران به سا حران روی میآوردند، حتی پادشاهانی  همانند فرعون مصر برای بقای حکومت و حفا ظت تخت وتاج خود به جائوگران متوسل می شدند.

نکته دیگر که قابل تدجه است این است که از زمان حضرت نوح (ع) انسانهای بی ایمان ، پیا مبران را به جادو گری متهم می کردند و این تهمت تا زمان  حضرت پیامبر اکرم  ادامه داشت .

ا لله تبارک و تعالی می فرماید : ((کذلک ما أتی الذین من قبلهم من رسول إلا قالو ا ساحر او مجنون ))[1] ؛  همین گونه (که اینان شما راتکذیب می دارند)   هیچ پیغمبری  به سوی مردم پیش از ایشان نرفته است ، مگراینکه گفته اند: اوجادوگریا دیوانه است .

 

معنی سحر

درمفردات راغب اصفهانی _ که مخصوص کلمات قرأن است _ به سه معنا ی سحر اشاره شده است :

1) فریب وپندارهای بدون حقیقت وواقعیت ، همانند شعبده بازی وتردستی ؛ علما می فرمایند سحر جادوگران فرعون از همین نوع بوده است .

((قال بل القواو  فاذا حبالهم وعصیهم یخیل الیه من سحرهم انها تسعی ))[2]؛ (موسی ) گفت : شما اول(شروع کنید وأنچه دارید جلو ) بیندازید . (آنان طنابها وعصاها  ی خود را انداختند  موسی ) چنان به نظر  رسیدش که بر اثرجادوی ایشان ، به ناگاه  طنابها و عصاهای أنان (مار شده اند و می خزند و ) تند راه می روند .

(( فلما القو ا سحرو ا اعین الناس و استرهبو هم ))[3] ؛ هنگامیکه (وسایل جادوگری خود را بینداختند مردم راچشم بندی کردند وایشان را به هراس افکندند .

2) جلب شیطانها به روشهای خاص وکمک گرفتن از أنها ؛ (( هل نبئکم علی من تنزل الشیطان تنزل علی کل افاک  اثیم یلقون السمع و اکثر هم کاذبون ))[4] ؛ أیا به شما خبر بدهم شیا طین بر چه کسی نازل می شوند (والقا وسوسه می کنند ) بر کسانی نازل می گردند که کذاب وبس گناهکارباشند( چرا که کاهنان و غیبگویان دروغگویان دروغ گو وپلشت می باشند می باشند ) (به شیاطین ) گوش فرا می دهند ، و بیشتر شان دروغگویند (او از پیش خود چیزهای بهم می بافند.) 3) ممکن است با وسایلی ماهیت وشکل اشخاص وموجودات راتغیرداد، مثلا انسان رابه وسیله بصورت انسان درآورد ولی این نوع ، خیال وپنداری بیش نیست وواقعیت ندارد .( 4)  در لسان العرب آمده است : سحر عبارت از هر آنچه که ماخذ ، منشا وعوامل آن ظریف ، مرموز ،نامرئی وپنهان باشد و درباره معنی اصطلا حی سحر در. لسان العر ب آمده است : سحر عملی است که با انجام دادن آن سا حر به شیطان نزدیک می شود- (( السحر عمل یتقرب فیه الی الشیطان))[5] در تعر یف اصطلا حی سحر در عمده القاری چنین آمده است : (( فهو امر خارق العاده صادر عن نفس شریره لا یتعذر معا رضته )) ؛ سحر عملی است خارق العاده که از فردی شریر انجام می گیرد و مقا بله با آن مشکل نیست.[6]

 

اقسام سحر

امام فخر رازی در تفسیر کبیر هشت روش برای سحر و جادو کردن بیان نموده است : 1- جا دویی که در زمانهای قدیم در میان مردم بابل رایج بود : بابلیها ستاره پرست بودند و گمان می کردند ستا رگان موثر و مدّ بر زمین ومردم هستند و تما می خیر و خو بی و سعا دت و شقاوت نحوست و بدی از سوی ستارگان است جادوگران آن زمان بر اساس حر کت ستارگان و منازل و برجهای آنها ادعای غیب گویی ،آگاهی از آینده و پیش گویی می کر دند.

2- جادویی که با قدرت و نیروی اراده انجام می گیرد : در این روش انسان با ریا ضتهای طولانی به تقو یت فکر و اراده خویش می پردازد سپس با نیروی اراده خود بر اشیا ی محیط اطراف خود اثر می گذ ارد و چیز های خارق العاده را در برابر چشم بیند گان مجسم می کند .

3- یاری جستن از اروح زمینی :یعنی ساحر در سحر خود از شیطان و جن ها یاری می گیرد.

4-  سحری که با القا « تخیلات وگمان افکنی انجام می گیرد : در این نوع سحرها جادو گر از نیروی تخیلی استفاده می کند و با چشم بندی وسرعت عمل در قوای خیالی انسان تصرف می کند.

5- اعمل و کارهای عجیبی که در اثر ترکیب وسایل و ابزارآلات انجام می گیرد :در این نوع از سحر جا دبرای اعمال عجیب و غریب خود از اشیا و وسایلی که برای مردم قابل رویت نیستند استفاده می کند.

6-استفاده از خواص و ویزگیهای نا شناخته« فیز یکی و شیمیایی اجسام : ساح در این نوع سحر از خواص شیمیایی اجسام استفاده می کند که عموم مردم از آن خواص ا طلاعی ندارند‍ ؤ مثلاْ در شیمی امروزه اجسام بسیاری را  می شناسیم که وزنشان از هوا سبکتر است و اگر درون جسمی قرار داده شوند ممکن است آن جسم به حرکت در  آید و کسی هم تعجب نمی کند حتی بسیاری از وسایل بازی کودکان در گذ شته یک نوع سحر به نظر می رسید.

7-  تعلق قلب : در این نوع سحر ، جادوگر با ادعا کردن اینکه اسم اعظم را می داند و بر اثر آ ن جن ها تابع او هستند و در انجام امور ا ز او پیروی می کنند، مردم را معتقد خود می گرداند و قلب وعقل آ نها را شکا ر می کند.

8- نمیمه و سخن چینی : در این قسم از سحر ساحر با سخنان مبهم و پیچیده و با چابکی خاص در میان مردم اختلاف تشتت، بغض وکدورت ایجاد می کند(1)

همچنین کارها یی که با استفاده از خواب مغنا طیسی و هیبنو تیزم و مانی تیزم و تله پاتی (انتقال افکار از راه دور ) انجام می گیرد گر چه این علو م از آن دسته علومی هستند که می توان از آنها استفاده صحیح نمود اما ساحران و  بعضی از شیادان از آنها برای اغفال و فریب مردم سو« استفاده می کنند که کاربرد غلط علو م مذ کور آنها را در سحر داخل می کند . از این نوع سحر تنها افرادی متاثر می شوند که از قدرت ونیروی تلقین و مهارت این ساحران ‍ ، اطلاعی نداشته با شند.

 

 آیا سحر حقیت دارد؟

از آنجایی که سحر دارای معا نی مختلفی است و سحر کر دن به روش های متعد دی صورت می گیرد علما در باره حقیحت سحر اختلاف  دارند . علامه ابن حجر در فتح الباری : گروه متعزله معتقدند که سحر حقیقت و واققیت ندارد.1- تفسیر کبیر امام فخر رازی : 3/206, شرکت صحا فی نوین.

همچنین ابن حزم ظا هری و از شوافع ابو اسحاق استر آبادی واز احناف ا بو بکر رازی نیز بر همین باورند که سحر حقیقت ندارد .و آنچه را که ساحر انجام می دهد ،وهم ،گمان و خیال افکنی است . و برای اثبات نظریهء خود از

آیات ذیل و امثال آن استدلال می کنند .

((فاذا حبالهم و عصیّهم یخیّل الیه من سحرهم انها تسعی )) ؛ چنان به نظرش رسید که بر اثر جادوی ایشان ، بناگاه طنابها و عصاهای آنان (مار شده و می خزند و) تند راه می روند.

((فلما القو سحروا اعین الناس ))[7]؛  هنگامی که جادوگران (وسایل جادوگری خود را ) بینداختند مردم را چشم بندی کردند. اما نظر عموم علما این است که سحر واقعیت دارد[8]

علامه ابن قدامه می فرمایید : سحر دارای حقیقت است، باعث مرگ می شود و انسان را مریض می کند و قدرت همبستری را از بین می برد، در میان زوجین جدایی می اکند و میان افراد جامعه تشتت و اخیلاف ایجاد میکند[9].

جمهور اهل سنت می گویند جادو واقعیت دارد و تنها تخیل محض نیست.

دلایل واقعیت سحر

(( یعلّمون الناس السحر))[10] ‍؛ شیاطین به مردم سحر می آموزند.

تعلیم و تعلّم در امور حقیقی امکان دارد و انجام می گیرد.

((فلما القو سحروا اعین  الناس و استرهبوهم و جاءوا بسحر عظیم)) ؛ هنگامی که جادوگران (وسایل جادوگری خود را) بیندا ختند مردم را چشم بندی کردند و جادوی بزرگی از خود نشان دادند.

خداوند برای سحر صفت عظیم را آورده است و این صفت برای چیزی که واقعیت ندارد نمی آ ید پس صفت عظیم دال بر این است سحر واقعیت دارد .‹‹ قال مو سی ما جیتم به السحر ان ا لله سیبطله›› [11]؛ مو سی گفت : آنچه اریه دادید وا قعاً جادو است . قطعاً خداوند آنرا پوچ و نا بود خوا هد کرد. از این آیات معلوم می شود که سحر دارای واقعیت بوده و اثرش ثابت است که خداوند آن را باطل می کند ، زیرا چیزی باطل می شود که واقعاً وجود داشته باشد نه این که وهم و گمان با شد.

در حد یثی از صحیح بخاری منقول است که لبید بن الاصم یهودی از قبیله بنی زریق پیامبر        را سحر نمود، از اثر سحرش پیامبرگرامی مریض شدندبه حدی که کاری را که انجام نداده بود تصورمی کرد که انجام داده است سوره های معوذتین (سورهء فلق و ناس ) برای گشودن سحر پیامبر نازل شدو خداوند او را شفا داد.

پس معلوم می شود سحر واقعیت دارد [12]0

لبته علمایی که معتقدند سحر حقیقت دارد ، منظورشان این نیست که هر چه را ساحر ادعا کند قادر به انجام آن است هیچ ساحری نمی تواند ماهیت و شکل موجودات را تغییر دهد مثلاً انسان را بصورت حیوان یا حیوان را بصورت انسان در آورد، طبق اجماع جمهور علما معجزات انبیا از قبل نازل شذن ملخ،قورباغه و شکافتن دریا و تبدیل شدن عصا به اژدها و زنده کردن مردگان و سخن گفتن حیوانات و... حقایقی بودند که توسط انبیاء ظاهر شدند ، و ساهراان هرگز قادر به انجام کارهای خارق العاده که شبیه معجزات انبیا باشند، نیستند .

ا لبته این امر جای خود را داردکه امور خارق ا لعاده ای که تحت قدرت بشر است به دست ساحر آشکار شود، مثلاً 

با جادو کردن کسی را مریض کند، یا در میان زوجین جدایی بیاورند یا عقل کسی را زایل یا عضو کسی را کج نمایند. ولی در هر حال نباید غافل بود که مؤثر حقیقی فقط الله عزوجل است. ((وما هم بضارین به من احد الا باذن الله))[13] ؛ وحال آنکه با این جادوی (خویش ) نمی توانند به  کسی زیان برسانند مگر اینکه با اجازه وخواست خدا باشد.     

 

  گشودن سحر

مانند بقیه امراض هم نوعی مرض و بلا است که انسان دچار آن می شود و عوارض آن از امراض جسمی بیشتر است که حتی گاهی به هلاکت انسان منجر می شود. پس همان طوری که تداوی بقیه امراض جایز است مداوای سحر هم درست و مشروع است. پیامبر اکرم           فرموده اند: ‹‹تداووا فان الله ا لذی خلق ا لداءخلق ا لدواء››[14]؛ خود رامعالجه بکنید خدایی که مرض را بوجود آورد ه دوا ومعالجه اش را هم آفرید ه است گشودن سحر کار خطرناکی است افراد کمی قادر به انجام آن هستند ودر این میان کسانی هستند که صلاحیت این کارا ندارند وبا حیله گری مکر وفریب “ مال حرام را جمع آوری می کنند وسر انجام خود را به هلاکت می اندازند .کسانی که عمل گشودن سحر راانجام می دهند باید متصف به این صفات باشند :

1- قولا وعملا موحد باشند                                 9 ـ هدفشان جمع آوری مال از افراد ضعیف الایمان نباشد    

2ـ از محرمات و معاصی دوری کنند                    10- توانا وقادر باشند که خودرا از ضررسحر حفظ نمایند            

3ـ پایبند مستحبات باشند

4ـ علم ودانش ومهارت این کاررا داشته باشند

5ـ افرادی متقی و پرهیزگار باشند

6ـ جرات وشهامت داشته باشند

7 -  فروتن امین ومتاهل باشند

 

دلایل باطل کردن سحر

گشودن سحر را بعضی از علما حرام میدانند واز حدیث سنن ابو داود استدلال می کنند ((سئل رسول الله عنا لنشره فقال هو من عمل ا لشیطان))[15] ؛ در مورد گشودن سحر از پیامبر سؤال شد، پیامبر پاسخ دادند:گشودن سحر از کارهای شیطان است.

در توضیح حدیث ‹‹ا لنشره من عمل ا لشیطان ›› ابن حجر می فرماید: حکم گشودن سحر به هدف شخصی که سحر را می گشایدبستگی دارد اگر نیتش خیر باشدپس گشودن سحر درست و خوب است و اگر نیتش شر باشد خوبنیست[16].

 علما گشودن سحر را توسط جادوگران وکاهنان که ابطال آن اعمال خلاف شرع مرتکب می شوندجایز نمیداندچونکه این افراد با کشتن حیوان و استمداد از شیطان و جن ها وارتکاب گناهان کبیره باعث گمراه کردن  مردم وتحریف حقایق ومتزلزل ساختن عقاید افراد ساده لوح می شوند.اما علاج سحر با آیات قرآنی و ادعیه مباح و توسط کسی که دارای عقیدهء صحیح و پایبد احکام شرعی است اشکالی ندارد.

زیرا وقتی لبیدبن ا لاصم پیامبر را سحر کرد حضرت جبرییل از محل سحرها پیامبر  را با خبر کرد، پیامبر  به حضرت علی و طلحه رضی ا لله عنهما دستور داد سحرها را از چاه ذروان بیرون کردند و سوره های معوذتین را برگره ها خوانده وگره هاگشوده شدندو سحرباطل شدوپیامبراحساس سبکی وراحتی نمودند.[17]

در صحیح مسلم آمده است که پیامبر فرمودند: ‹‹لا بأس بالرقی مالم یکن فیه شرک››[18] ؛دعا و تعویذی که  مشتمل برشرک نباشداشکالی ندارد.

 

موضع اسلام دربارهءساحران

 

چونکه سحر عملی بدوزشت است، هیچ یک از ادیان آسمانی آن را جایز قرار نداده است.زیرا کسی می تواند آن انجام بدهد که از ایمانش دست بکشد و چشم وگوش بسته مطیع شیطان و جن ها باشدو با انجام اعمال بد همیشه شیطان را از خودخشنود و راضی نگهدارد.

ساحر قبل از اینکه به دیگران ضرر برساندخودش متضرر می گردد.

از حضرت ابوهریره رضی الله عنه  روایت است که پیامبر فرمودند:‹‹اجتنبوا السبع الموبقات، قالو یا رسول الله

ماهی قال الشرک بالله و السحر و قتل النفس التی حرّم الله الا بالحق واکل الربوا و اکل مال الیتم و التولی یوم الزحف وقذف المحصنات المؤمنات الغافلات››[19]

 ؛ از هفت چیز هلاک کنندهدوری کنید، صحابه گفتند ای رسول خدا آنهارا بگوییدپیامبر فرمودند: 1- شرک کردن به خدا 2- جادو کردن3- کشتن فردی که خداوند او را حرام نموده مگربه حق4-ربا خوردن5- خوردن مال یتیم 6- فرار از میدان روز نبرد با کفار 7- تهمت زدن به زنان مؤمن،

پاک دامن و بی خبر .

چونکه ساحر ایمان به خدا را رها کرده واز جن ها استمداد می کند بفدری منفور ومبغوض خداوند است که حتی کسی که پیش او می رود هم نمازش قبول نمی شود .پیامبر      فرمودند:

((من اتی عرافا‏‏‏‏ً فساله عن شی ء لم تقبل له صلوات اربعین لیله ))[20] کسی که پیش منجم و فالگیر برود ودر باره چیزی از او سوال کند تا چهل شبانه روز نماز ش قبول نمی شود .کسانی که ساحران را تصدیق می کنند وبه گفتار و کردار آنها ایمان دارند به بهشت نمیروند .  ابو موسی از پیامبر روایت  نموده است:

((لا یدخل الجنه مدمن الخمر  ولا قاطع الرحم ومصدق بالسحر )) (2) ؛ معتاد به شراب خواری و تصدیق کننده ساحر وقطع کننده  رابطه خویشاوندی داخل بهشت نمی شود . در حدیثی دیگر است که اگر کسی سحر بکند یا پیش ساحر برود و از ساحربخواهد که برایش سحر کند از امت پیامبر  بیرون می شود . عمران بن حصین از پیامبر اسلام    روایت می کنند که فرموده اند: ((لیس منا تطیرولا من تطیر له أو تکهن أو تکهن له أو سحر أو سحر له ))[21] ؛ از گروه ما نیست کسی که فال بد بگیرد یا پیش فال گیر برود یا تقاضای فال گیری کند یا اینکه پیش گویی کند یا درخواست پیش گویی کند یا اینکه جادو کند یا پیش جادوگری برای جادو کردن برود .ودر حدیث آمده است

((من عقد عقده ثم نفث فیها فقد سحر ومن سحر فقد اشرک ))[22] ؛کسی که گرهی بست ودر آن دمید بدرستی جادو نموده است وکسی که جادو نموده است همانا شرک کرده است .ودر  حدیثی پیامبر اکرم  فرمودند :

((ثلاث من لم یکن فیه واحده فان الله یغفر له ما سوی ذلک لمن یشاء من مات لا یشرک با لله شیئَا ولم یکن یتبع السحر ه ولم یحقد علی اخیه))[23] ؛کسی که از این سه چیز در او هیچکدام نباشد خداوند اگر بخواهد گناهان دیگر او را می بخشد :1-با خدا چیزی را شریک نکرده باشد 2-پیش ساحران نرفته باشد 3- نسبت به برادرش کینه نورزد اقوال ائمه و علماء در باره ی مجازات جادوگران چونکه جادوگران با روشهای متعددی جادو می کنند ،مجازات آنها بستگی به نوع سحر آنها دارد .

علامه قرطبی در تفسیرش نوشته است :((اگر ساحر ادعاء کند که من شکل وصورت انسانها را تغییر می دهم وبه شکل حیوان درمی آورم یا مسافت یک ماه را می توانم در یک شب طی کنم ومن می توانم در هوا (بدون وسیله )پرواز کنم در ضمن به مردم نیز تلقین کند که من بر حق هستم این جادوگر ،کافر است ))[24].

چون ادعائی مانند معجزات پیامبران را می کند اما اگر بگوید سحر ،نیرنگ و حیله بازی و تر دستی و خیال افکنی و تزویر است کافر نمی شود و سزایش کشته شدن نیست بلکه گنهکار می گردد .

لذا  علمائی که می گویند ساحر کافر می شود و باید کشته شود ،مثل ائمه ی اربعه ،هدف شان این است که ساحر با کلامی سحر کرده که موجب کفر است،اگر چنان کلامی نباشد  کشته نمی شود اما گنهکار می گردد .

 امام شافعی  می فرمایند : (( ساحر کشته نشود مگر در صورتی که با سحر ش فردی را کشته باشد واقرار کند که عمدا قتل را مرتکب شده است[25]  نزد امام ابو حنیفه  امام مالک واحمد ((اگر مسلمانی جادو کند مرتد می شود وتوبه اش پذیرفته نمی شود وقتل او واجب است .))[26] نزد امام شافعی وطبق یک روایتی از امام احمد ساحر را واداربه توبه کنند واو را نکشند چونکه گناهش از شرک بزرگتر نیست مشرک را تشویق به توبه می کنند لذا ساحر را هم مجبور به توبه کنند و اگر ساحر فرد کافری  بود  توبه اش پذیرفته می شود  همانطور یکه ساحران دربار فرعون توبه کردند وایمان آوردند وخداوند توبه آنها را قبول نمود پس توبه این مرتد ( کسی که جرم سحر مرتد شناخته شده ) نیز پذیرفته  میشود .[27]

 

حکم تعلیم سحر

جمهور علما می فرمایند : آموختن سحر برای هر منظور ی حرام است زیرا قرآن تعلیم سحر را مورد مذمت ونکوهش قرار داده است وفرموده که تحصیل آن هیچ گونه فایده وسودی نیست ((میتعلمون ما یضرهم ولا ینفعهم ))[28] ‍‏‎وآنها قسمتهایی را فرا می گرفتند که برایشان( از لحاظ دنیا وآخرت ) زیان داشت وبدیشان سودی نمی رساند . ابن قدامه می فرماید : (( در اینکه تعلبیم وتعلم سحر حرام است بین علما هیچ گونه اختلافی نمی بینیم ))[29] امام نووی می فرماید فراگیری سحر حرام واز گناهان  کبیره است و پیامبر اکرم آن را یکی از هفت مورد هلاک کننده شمرده است وبعضی از جادو ها موجب کف می گردند و برخی دیگرازگناهان کبیره هستند.[30]

عبدارزاق از صفوان بن سلیم روایت نموده است:

 ((قال قال رسول الله  r  من تعلیم شیئا من السحر قلیلا او کان آخر عهد ه من الله )[31]

کسی که به مقدار کم یا زیاد از سحر تعلیم گرفت پیمانی که با خدا بسته است به پایان رسیده است . البته بعضی ها می گویند برای اینکه بتوانیم سحر را باطل کنیم تعلیم آن جایز است .اما استدلالشان منطقی نیست چونکه در گشودن و باطل کردن سحر نیازی به تعلیم وفراگیری خود سحر نیست زیرا گشودن سحر طریقه صحیح ودرستی دارد که پیامبر      در ابطال سحر از خودش آن را مورد استفاده قرار داد بدون اینکه خود سحر را یاد بگیرند.

 

فرق معجزه و سحر

معجزه از جانب خداوند برای تصدیق ادعای پیامبران به آنها اعطا می شود . معجزات اموری  خارق العاده ودارای حقیقت هستند که باطن و ظاهر آنها با هم هماهنگی دارد واسباب طبیعی در آنها هیچ گونه نقش ودخالتی ندارد واگر تمام مردم روی زمین به سعی وتلاش برخیزند تامانند معجزات را ارایه دهند عجز وناتوانیشان در این مورد نمایانتر می شود وهر چقدر در آن دقت کنند به صحتش بیشتر یقین می کنند .اما سحر جادو از کسی سرمیزند که با ارتکاب گناه ومصیبت وتوهین به مقدسات اسلامی ودوری از ایمان ونظافت ‏‎شیاطین را خشنود وآنها را مطیع وفرمانبردار خود سازد وجادوی اینها در نهاد خود هیچ حقیقی ندارد وقادر به شکستن قانون طبیعی جهان نیست  بلکه سحر آنها نوعی  خیال افکنی , ظاهر آرایی, دروغ بافی و حیله های ظریفی  است وهر فردی با تلاش قادر به انجامآنها است ومی تواند به سطح آن جادوگر برسد وشاید بتواند بهتر از آنها خیال پرداز ی وشعبده بازی  کند .

ساحران افرادی فاسق , ماجراجو وفتنه انگیز هستند , ودر میان افراد جامعه جنگ ودر گیری وعداوت ودشمنی  ایجاد می کنند وبرای جامعه مشکل ساز هستند .اما اگر از فردی متقی و متمسک به سنت نبوی  امر خارق العاده ای صادر شود کرامت آن شخص پرهیزگار محسوب می شود و صاحب کرامت کسی است که همیشه متوجه خدا بوده ونیتش خوب باشد وزمانی  که کرامت از او ظاهر شود , شکر خدا رابجا می آورد وکرامت خود را مخفی نگه می دارد وبا بیان  وتوضیح آن اظهار فضل و بزرگی نمی کند وبه تقوی و فروتنیش افزوده می شود.

 

احضار ارواح

در سال 1848 میلادی تفکر احضار ارواح در امریکا انتشار یافت و از آنجا به قاره اروپا و بقیه جهان گسترش یافت . کتا بهای زیادی در این زمینه تالیف شد وبصورت علمی مستقل در آمد ودر دانشگاهها تدریس می شد . معتقدان به این علم ادعا دارند که توسط این علم انسان قادر است که از عالم برزخ ارواح را هر زمان که خواسته باشد احضار کند وبا آنها گفتگو نماید واز نحوه زندگی آنها بپرسد ومعتقدند که به دو صورت می شود با ارواح ارتباط بر قرار کرد و آنها را احضار نمود : 1-  روح در جسد فرد وسیط حلول میکند ,2-   روح بصورت همان شخصی که این روح متعلق به او بوده  است  متجسم می شود .

اما در کتاب الله و سنت رسول الله هیچ نوع مدرک و دلیلی  که دال بر امکان احضارباشد نیست . همچنین در کتاب الله وسنت اشاره نشده که با دعا , ورد , سحر و جادو  وبا آیات قرآن ویا به طریقه  دیگری می توان روحی را احضار کرد یا آن را مطیع  وفرمانبدار نمود .چیزی که شرعا ثابت است این است که بعد از مرگ  , ئروح وجود وبقاء دارد واز بین نمی رود . زمانی که از بدن جدا می شود در عالمی دیگر غیر از عالم دنیا که با آن ما نوس می گردد به نام عا لم برزخ داخل می شود و تحت قوانینی جدید قرار می گیرد و امکان باز گشت آن به دنیا وجود ندارد .الله تبارک و تعالی می فرمایند : ((ومن وراء هم برزخ الی یوم یبعثون )) [32]در پیش روی ایشان جهان برزخ است تا روزی که بر انگیخته می شوند .برزخ به معنی حایل و مانع است یعنی در جلو ی آنها همچون حائل و ما نعی است که آنها را از رجوع به دنیا باز می دارد. در عالم برزخ روح فرد کافر , مشرک وگناهکار با انواع عذابها  مواجه است . الله تبارک الله در مورد ارواح  آل فرعون می فرماید :(( النار یعرضون علیها غدوا  و عشیا ))[33] (در عالم برزخ ) آتش دوزخ بامدادان  وشامگاهان به آنها عرضه می شود.

اما روح افراد مؤمن ، صالح و نیکوکار در نعمت ، رفاه و آسایش قرار دارد.((و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیا، عند ربهم یرزقون ))[34].؛ کسانی را که در راه خدا کشته می شوند ، مرده مشمار ،بلکه آنان زنده اند و بدیشان نزد پروردگارشان روزی داده می شود .پس کسی که در قبر و عالم برزخ معذب است چگونه می تواند از جلوی عذاب دهندگان فرار کند یا از آنها اجازه بگیرد و به این دنیا بیاید و تقاضای احضارکنندگان را پاسخ بگوید و به سؤالات آنها پاسخ دهد. 

یا کسی که در عالم برزخ مورد لطف و عنایات خداوند قرار گرفته چگونه نعمتها را رها می کند تا به حواسته احضارکنندگان جواب مثبت بدهد .

پس علم احضار ارواح که در جهان رایج است و معتقدند با آن می توانند بیماران را معالجه کنند و مشکلات دنیوی را حل کنند ،بی اساس و باطل است و باعث تزتزل عفاید مردم می گردد و مردم را به سوی بی دینی سوق می دهد و آنها را وسوسه می کند تا از مردگانی که صدها سال قبل مردهاند کمک یاری بجویند .در حالیکه در هر حال باید اعتفاد ، یقین و توکل مردم به خدا وند باشد که بر طرف کننده تمامی مشکلات است . ((و من یتوکل علی الله فهو حسبه))[35]    هر کس بر خداوند توکل کند (و کار و بار خود را بدو واگذارد) خداوند او را کافی است .  کسانی که از خدا و قرآن رو گردانی کنند و از قرآن هدایت و راهنمایی نگیرند گمراه می گردند و شطان قرین آنها می شود و شیطان بد هم نشینش است ((و من یعش عن ذکر الرحمن نفیض له شیطانا فهو له قرین ))[36] ؛ هر کس که از یاد خدا غافل و روگردان شود،   اهریمنی همواه همدم وی می کردد (و گمراه و سر گشته اش می سازد).                                                                                          

 در قرآن آمده است که یهودیها از پیامبر اکرم درباره ی ماهیت و حقیقت روح پرسیدند و قصدشان از این پرسش آزمودن پیامبر در حقانیت رسالتش بود ، چنانکه آمده است ((و یسالونک عن الروح قل الروح من امر ربی و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا))[37]

 ، از تو درباره روح می پرسند بگو : (بر حقیقت روح )تنها پروردگارم آگاه است .چرا که جز دانش امدکی به شما داده نشده است. آنچه در این آیه مهم است اینکه درباره ی درک کنه و حقیقت روح علم و دانش انسان کم و محدود است .تا چه برسد که مدعی احضار روح باشد ،یعنی کسی که نمی داند روح چیست چگونه می تواند ادعای احضار آن را بکند . پس بدون تردید کسا نی که مدعی احضار روح هستند واشباحی  را به نمایش میگذارند کاملا سخنان واعمال آنها فریب , نبرنگ, چشم بندی وشعبده بازی است . دکتر ابراهیم ادهم در باره حقایق اشباحی که این افراد عرضه مکنند می فرماید : 1- شبح و تصاویری که که احضار کنندگان روح به نمایش می گذارند , نوعی فریب ونیرنگ است . صور واشباح آنها یک تکه پارچه ی  بافته شده نازک یا یک ماده نایلونی است که آنرا داخل دهن یا بینی یا گوش یا لباسهای خود مخفی کرده وبا ترفندهای ماهرانه ای آن را بیرون می آورند.

2- یا اینکه این اشباه وصور مواد شیمیایی هستند که وسیط آنها را به بدن خود مالیده است واین مواد از بدن او بخار می شوند ودوربر او را مانند دود ی رقیق احاطه میکنند  برای تایید این سخن کسی که آنجا است اگر این شبح را دست بزند قادر به گرفتن آن نیست چونکه اینها مواد شیمیایی هستند که از بدن او بخار شده اند همانگونه  که نفتالین بخار میشود .

3- بعید نیست که این صور واشباه  جن هایی باشند که در جلسه احضار روح مجسم وآشکار میشوند.[38]

 

آیا ساحران غیب می دانند ؟

عالم الغیب کسی است که از همه چیزبا خبر است ودر هرزمان وهر مکانی حاضر مناظر می باشد وهمانا او تنها ذات پاک خداوند است. اما غیر از الله عزوجل کسی که وجودش محدود و مکان معینی است طبعا نمی توانند از همه چیز با خبر باشد .

((ان الله عند ه علم الساعة وینزل الغیث ویعلم ما فی الا رحام وما تدری نفس ماذا تکسب غدا وما تدری نفس با ی ارض تموت ان الله علیم حبیر ))[39] ؛ آگاهی از فرا رسیدن قیامت ویزه خدااست , و او است که باران رامی باراند واو مطلع است از آنچه در رحمها است , وهیچ کس نمی داند فردا چه چیز به دست می آورد , وهیچ کس نمی داند در کدام سرزمین می  میرد  قطعا  خدا آگاه  وبا خبر است .((و عنده مفاتیح  الغیب لا یعلمها الا هو یعلم ما فی البر والبحر وما تسقط من ورقة الا یعلمها ولا حبه  فی ظلمت الارض ولا رطب ولا یابس الا فی کتب مبین ))[40] ؛ گنجینه های غیب و کلید آنها در دست خدا است و کسی جز او از آنها آگاه نیست و خداوند از آنچه در خشکی و دریا است اگاه است، و هیچ برگی فرو نمی افتد مگر اینکه از آن خبر است  و هیچ دانه ای در تاریکیهای زمین و هیچ چیز تر یا خشکی نیست که فرو افتد مگر اینکه (خدا از آن آگاه و در علم خدا پیدا است و)در لوح محفوظ ضبط و ثبت است .همانا غیبی که از آن هیچ کس اطلاع ندارد ، غیب مطلق است که خداوند آن را به خودش اختصاص داده و تلاش جهت رسیدن به آن باطل  ومحال و مدعی شناخت آن کافر است .پیامبراکرم  که برترین و اشرفترین مخلوق روی زمین و محبوب ترین شخص نزد پروردگار است به آن آگاهی نداشته است .خداوند متعال به پیامبر دستور داد تا به افرادی که اتظار داشتند پیامبر آنها را از تمام اسرار آینده و گذشته آگاه ازد و حتی به آنها بگوید در آینده چه حوادثی در زندگی آنها روی می دهد تا برای رفع ضرر و جلب منفعت بپا خیزند ، بگوید ((قل لا املک لنفسی نفعا و لا ضرا الا ما شاء الله و لو کنت اعلم الغیب لا ستکثرت من الخیر و ما مسنی السوء ان انا الا نذیر و بشیر لقوم یومنون )) [41]؛بگو: من مالک سود و زیانی برای خودم نیستم ،مگر آن مفداری که خدا بخواهد و(از راه لطف بر جلب نفغ یا دفع ضرر ، مالک ومقتدرم گرداند .)اگر غیب می دانستم ، منافع فراوانی نسیب خود می کردم (چرا که با اسباب آن اشنا بودم )و اصلا شر و بلا به من نمی رسد (چراکه از موجبات آن اگاه بودم ،حال که از اسباب خیرات و برکات و از موجبات آفات و مضرات بی خبرم ، چگونه از وقوع قیامت آگاه خواهم بود )من کسی جز بیم دهنده و مژده دهنده به مؤمنان نمی باشم .((قل لا اقول لکم عندی خزائن الله و لا اعلم الغیب و لا اقول لکم انی ملک ان اتبع الا ما یوحی الی ))[42].

 (ای پیامبر به این کافران )بگو :من نمی

/ 1 نظر / 266 بازدید
گلناز

جاری بزرگ من و مادرشوهرم آنقدر سحر و جادو کردند تا من طلاق گرفتم. زن دایی من هم یه جادوگره که 30 سال پیش شوهرش رو و حالا 2 سالی هست دامادهاشو جادو کرده یعنی چیز خور کرده.دامادهاش اول به دخترهاش حتی محل هم نمیذاشتن ولی حالا همش نگاهشون عین دیوونه ها به دخترهای بی حیاش هست.باور کنید طوری به اینها نگاه میکنن که همه فهمیدن 2 دامادش رو مثل شوهرش جادو کرده.برای من زن داییم هم جادو کرد که جادوی این چند نفر از روی حسودی زندگی منو داغون کردن.الهی خدا هیچوقت ازشون نگذره