صبر در لغت:
به معنی حبس و نگه داشتن است.
صبر جمیل و زیبا هم صبری است که جزع و فزع و بی قراری در آن نباشد:
«فَصَبْرٌ جَمِیلٌ» [یوسف: 18].
(پس صبر زیبا را پیشه ساز.)
«صبور» هم یکی از نام‌های خداوند است.
صبر در اصطلاح:
گفته شده است: صبر ثبات و استواری بر احکام کتاب خدای تعالی و سنت رسول الله (ص) است.
اقسام صبر:
صبر بر سه قسم است:
1ـ صبر بر انجام طاعات و عبادات.
مثل صبر بر خواندن نماز صبح و نیکی به پدر و مادر.
قرآن آموزان عزیز: چند مثال دیگر شما نام ببرید.
2ـ صبر بر اجتناب از گناهان و معاصی.
مثل صبر بر ترک سیگار و اعتیاد.
قرآن آموزان عزیز: چند مثال دیگر شما نام ببرید.
ـ صبر در برابر بلاها و مصیبت‌ها.
مثل صبر در برابر مرگ برادر یا بیماری پدر یا در برابر زلزله و...
قرآن آموزان عزیز: چند مثال دیگر شما نام ببرید.
چند آیه از قرآن کریم در مورد صبر:
ـ خدا با صابران هست:
«وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ» [الأنفال: 46].
(صبر کنید که خدا با صابران است.)
ـ بهشت جزای صابران:
«وَجَزَاهُمْ بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِیرًا» [الإنسان: 12].
(پاداش آنان را به خاطر صبرشان بهشت و پارچه‌های حریر داد.)
ـ مزد صابران بی‌حساب پرداخت می‌شود:
«إِنَّمَا یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسَابٍ» [الزمر: 10].
(جز این نیست که صابران پاداش خود را بی حساب به تمام و کمال دریافت می‌کنند.)
ـ در صبر برای صابران خیر است:
«وَلَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَیْرٌ لِلصَّابِرِینَ» [النحل: 126].
(اگر صبر کنید برای صابران بهتر است.)
«سَلَامٌ عَلَیْکُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ» [الرعد: 24].
(سلام بر شما به خاطر این که صبر کردید.)
دو حدیث از پیامبر اکرم (ص) در مورد صبر:
حدیث اوّل:
«إنَّ اللهَ إِذَا أَحَبَّ قَوْمًا ابْتَلَاهُمْ فَمَنْ صَبَرَ فَلَهُ الصَّبْرُ وَمَنْ جَزِعَ فَلَهُ الْجَزَعُ» (مسند احمد).
(وقتی خداوند گروهی را دست بدارد آنان را مبتلا و در سختی می‌اندازد، پس هر کس که صبر کن، پداش صبرش را دریافت می‌کند و هر کس بی قراری کند پاداش بی قراری خود را دریافت می‌کند.)
حدیث دوم:
«عَجَبًا لِأَمْرِ الْمُؤْمِنِ إِنَّ أَمْرَهُ کُلَّهُ خَیْرٌ وَلَیْسَ ذَاکَ لِأَحَدٍ إِلَّا لِلْمُؤْمِنِ إِنْ أَصَابَتْهُ سَرَّاءُ شَکَرَ فَکَانَ خَیْرًا لَهُ وَإِنْ أَصَابَتْهُ ضَرَّاءُ صَبَرَ فَکَانَ خَیْرًا لَهُ» (مسلم).
(شگفتا از کار مؤمن که همه کارهایش به خیر و نفعش است و این برای هیچ کس جز مؤمن نیست، اگر در تنگنا و سختی گرفتار شود صبر و بردباری می کند که به نفع اوست و اگر خیر و نیکی به او رسد شکر می کند که باز هم به نفع اوست).
چند داستان درباره‌ی صبر:
1
صبر می کنم و انتظار اجر را می کشم
زید بن ارقم (رض) مریض شد. رسول الله (ص) به عیادتش رفت و به او فرمود: «این بیماری به تو آسیبی نمی رساند، ولی چه می کنی اگر بعد از من عمر کردی و کور شدی؟»
زید گفت: صبر می کنم و منتظر ثواب می‌مانم.
پیامبر به او فرمود: «پس بدون حساب وارد بهشت می‌شوی.»
بعد از این پیامبر فوت نمود، زید نابینا شد و صبر کرد و منتظر اجر و پاداش ماند و بعد از مدتی خداوند او را شفا داد و بینایی‌اش را به او باز گرداند.
* * *
صبر در برخورد اوّل اعتبار دارد

یک زن بچه‌ای داشت و آن بچه مرد. یک روز آن زن به قبرستان رفت و کنار قبر بچه‌اش نشست و زار زار شروع کرد به گریه کردن.
در همین حال پیامبر اکرم از کنارش عبور کرد و به او فرمود: «تقوای خدا را پیشه کن و صبر کن.»
آن زن پیامبر را نمی شناخت. سخن پیامبر را نپذیرفت و گفت: از نزدم برو. تو به مصیبت من گرفتار نشدی.
پیامبر اکرم او را رها کرد و رفت.
مردی به آن زن گفت: مگر او را نمی‌شناسی؟! او رسول الله است.
زن گفت: او را نشناختم.
او از رسول الله خیلی خجالت کشید و شرمنده شد. پس به سرعت رفت تا معذرت‌خواهی کند.
وقتی به خانه‌ی رسول الله نزدیک شد دربان و نگهبانی جلو در رسول الله ندید. گفت: یا رسول الله. من تو را نشناختم.
پیامبر اکرم برایش توضیح داد که صبر کاملی که اجر و پاداش به دنبال دارد صبر شخص در وقت وقوع مصیبت است و به او فرمود: «جز این نیست که صبر در برخورد و ضربه‌ی اول اعتبار دارد.»
* * *
قبل از حساب و کتاب

روایت شده است که در روز قیامت وقتی مردم همه‌ی مردم را برای محاسبه‌ی کارهایشان جمع می‌کند یک منادی ندا می‌زند: صابران کجایند تا بی‌حساب وارد بهشت شوند؟
گروهی از مردم بر می‌خیزند. فرشتگان که آنان را می‌بینند می‌گویند: به کجا می‌روید ای فرزندان آدم؟
می‌گویند: به بهشت.
فرشتگان می‌گویند: قبل از حساب؟
می‌گویند: بله.
فرشتگان از آنان می‌پرسند: شما کی هستید؟
می‌گویند: صابران.
فرشتگان می‌پرسند: صبر شما چه بود؟
می‌گویند: بر طاعت خدا صبر کردیم و در برابر معصیت و گناه خدا صبر کردیم تا این که خداوند جان ما را گرفت.
فرشتگان می‌گویند: شما چنان هستید که گفتید. وارد بهشت شوید که چه زیباست پاداش عمل کنندگان.
خداوند متعال در این باره می فرماید:
«إِنَّمَا یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسَابٍ» [الزمر: 10].
(جز این نیست که صابران اجرشان را بدون حساب کاملاً دریافت می‌کنند.)


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: صبر ( آیه +حدیث+روایت)


تاريخ : ۱۳٩٤/۳/۸ | ۱:٠٥ ‎ق.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

شما به چی افتخار می کنید ؟؟؟

جوان 22ساله یهودی سخنرانی خود را در خطاب به مسلمانان این طور شروع می کند.

من یک یهودی هستم و افتخار می کنم شما به چی افتخار می کنید؟؟؟

مسجدی از فرقه شیعه را منفجر کردیم وبه شما گفتیم کار فرقه سنی بوده و همین کار را با فرقه سنیها کردیم و این طور کشت و کشتار را بین شما راه انداختیم....

به فرقه سنیها فهماندیم که دشمن درجه یک انها فرقه شیعه هست و این کار با فرقه شیعه هم کردیم و نسلهای مسلمانان را ازبین بردیم...
به چی افتخار می کنید؟؟؟

ماهوارهایمان را راهی خانهایتان کردیم و شبکه های اختصاصی به تمام زبان مسلمان ایجاد کردیم .

فیلم های غیر اسلامی درست کردیم و انها را درست وقت عبادت شماها پخش کردیم و این طور اسلام شما را نابود کردیم...

بازارهایتان را از لباسهای نازک و تنگ پر کردیم و هر روز به نازکی و تنگی ان افزودیم....
به چی افتخار می کنید؟؟؟

فرهنگ دوستی پسرها رو با دخترها رو بین جوانان شما اوردیم و ایمان جوانان شما سست کردیم ....
دانشگاهایتان را با ترفنهای حرفه تعطیلی کردیم و امروز می بینم دانشگاهایتان فقط محل دوستی و رفاقت هست....

به چی افتخار می کنید؟؟؟

به عربها فهماندیم که دشمن سر سخت انها فارسها هستند و به فارسها فهماندیم که عربها دشمن درجه یک انها هستند ....

به چی افتخار می کنید؟؟؟؟

مدام به فارسها از تاریخ درخشان گذشتشان می گوییم و انها را در مقابل اعراب قرار می دهیم....

در بین شما جکهایی در مورد بزرگان شما درست کردیم و شما هم استقبال کردید...

لعن و نفرین و سب را به هر دو فرقه شیعه و سنی اموختیم و به انها گفتیم که باید همدیگر را سب و لعن کنید....

به چی افتخار می کنید ؟؟؟؟

بین دو کشور مسلمان فتنه انداختیم و به یک طرف اسلحه دادیم تا طرف دیگری را بکشد و همینطور نسلهای شما را ازبین بردیم....

قران شما را طبق خواست خودمان تفسیر کردیم و بعضیها رو تکفیر کردیم و گفتیم کشتن اینها حلال است....

مذهب جدیدی درست کردیم و ان را قوی ساختیم و به اسلحه دادیم تا شما را بکشد وشما خواب هستید....

به چی افتخار می کنید؟؟؟؟

برنامهای اجتماعی را بین شما رواج دادیم و شما را مشغول کردیم تا مبادا بیدار شوید و به بسوی ما بیایید....

فیلمهایی ساختیم و خیانت را به خانهای شما اوردیم .....

و خیلی چیزهای دیگر......

و اما ای یهودیان سر افراز امروز هیچ فشنگی روانه ما نمی شود زیرا مسلمانان در گیر کشتار همدیگر هستند شبها را راحت بخوابید .....

زمانی بود که اسلام بر جهان حکومت می کرد
اما امروز مسلمانان نمی توانند بر خود حکومت کنند.....

بله انها در عراق...سوریه....لبنان....یمن....لیبی... تونس....مصر...عربستان....افغانستان.....پاکستان.....ایران....قطر...کویت.....امارات...ترکیه...و خیلی جاهای دیگر دارند همدیگر را می کشند .....بله چون ما به انها فهماندیم که ما دشمن انها نیستیم....

جوان یهودی دستان خود را بالا برد و با تمام قدرت فریاد زد ......ای محمد اسلامی که تو انرا بر تمام جهان فرستادی امروز چراغ ان نور نمی دهد....
ای محمد دیگر کتاب تو خوانده نمی شود زیرا اگر خوانده می شد پیروان تو همدیگر را نمی کشند.....

زمانی تو به انها می گفتی یهودیان دشمن درجه یک تو هستند ولی الان ما قاعده رو تغییر دادیم ...

می بینی ای محمد امت تو غرق در خون است روزانه هزاران مسلمان کشته می شود ان هم به دست مسلمانی دیگر ......زیرا به انها یاد دادیم که انها برادر نیستند زیرا دیگر کتاب تو خوانده نمی شود......

تأمل ......تأمل


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٤/٢/٥ | ۳:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

رسول الله (صلی الله علیه وسلم) می فرماید:
(شش چیز از خودتان را برایم تضمین کنید تا من بهشت را برای شما تضمین کنم: وقتی سخن می گویید راست بگویید، وقتی وعده می دهید به آن وفا کنید، وقتی امانتی به شما سپرده می شود آن را بپردازید، آلت هایتان رانگه دارید، چشمانتان را فرو هشته دارید و دستانتان را (از حرام ) نگه دارید.)
پس از خواندن این حدیث از خودت بپرس: از این شش تا به چند تا عمل می کنی!؟
اگر این شش کار را انجام دهی، رسول الله (صلی الله علیه وسلم) بهشت را برایت تضمین می کند و «امانتدار باشید» هم یکی از این شش مورد است.
به خدا قسم که همه ی این شش امور در حوزه ی مفهوم گسترده ی ما از امانت قرار می گیرد، پس اگر امانتدار باشی، بهشت را تضمین کرده ای.
می بینم که بهت زده شده ای، نگران نباش این بهت زدگی و حیرت پس از اندکی رفع می شود.
حالا به این حدیث تند وصریح توجه کن و آن را جدی بگیر.
رسول الله (صلی الله علیه وسلم) می فرماید:
((اگر خداوند بخواهد بنده ای راهلاک کند حیا را از او می گیرد، وقتی حیا را از او گرفت، او را فقط مطرود و منفور می یابی، هرگاه او را فقط منفور و مطرود ببینی، امانت از او برداشته می شود، هرگاه امانت از او برداشته شد، او را فقط خائن و غیر قابل اعتماد می یابی، هرگاه او را فقط خائن و غیر قابل اعتماد یافتی، رحمت از او گرفته می شود، وقتی رحمت از او گرفته شد او را فقط رانده شده و نفرین شده می بینی، و هرگاه او را فقط رانده شده و نفرین شده یافتی، حلقه ی اسلام از او گرفته می شود)).
(ابن ماجه/ 4054)
آیا شدت و سختی کلمات را احساس کردی؟! به گزینش کلمات سنگین بر فرموده ی پیامبر خوب نگاه کن: «منفور و مطرود»، «خائن و غیر قابل اعتماد» و «رانده شده و نفرین شده» آهنگ این کلمات، بر گوش سنگینی می کند، و هدف از به کارگیری این کلمات، اهمیت این موضوع می باشد.
سبحان الله! تو می بینی که چنین مواردی در بین ما اتفاق می افتد. مثلا جوانی را می بینی که از کارهایش شرم و حیا نمی کند. او احساس نمی کند که مرتکب کار خلاف و اشتباه شده است، خداوند حیا را از او سلب نموده است. این ترتیب و به هم پیوستگی را با من احساس کن، حلقه های هلاکت و نابودی که با سلب حیا آغاز می شود، سپس از دست دادن امانت داری است پس او را می بینی که به مردم خیانت می کند و مردم نیز به او خیانت می کنند. خدایا! حالا او انسانی غیر قابل اعتماد شده است، انسانی مضطرب و پس از سلب امانت داری، رحمت و مهربانی نیز از او گرفته شده و انسانی سنگدل می گردد.
تو شاهد نمونه های واقعی و زنده از چنین مواردی هستی. دختری را می بینی که در دانشگاه ایستاده و با صدای بلند می خندد و با مردان جوان هم نشینی می کند، آن وقت است که می گویی: او بی حیا است. گام بعدی صلب امانت داری است. مبادا در این سلسله فرو بروی، این سلسله هلاکت و نابودی است.
رسول الله (صلی الله علیه وسلم) در حدیث شفاعت می فرماید:
((… سپس مردم از روی پل صراط رد می شوند، خداوند امانت و رحم را می فرستد که در دو طرف صراط قرار گیرند، آن دو می ایستند و هر وقت می خواهد کسی رد شود امانت از او می پرسد: آیاحقم را ادا کردی؟!…))(صحیح مسلم/ 481)

آیا چنین صحنه ای را تصور کرده ای؟ امانت و صله ی رحم آخرین چیزهایی هستند که وقتی بر روی صراط هستی، از آن ها پرسیده خواهی شد. تو را به خدا قسم خائن نباش و امانتدار باش، چون آن روز بسیار سخت و دشوار است.
کسی که امانت دار نیست، ایمان ندارد
رسول الله (صلی الله علیه وسلم) می فرماید:
((ایمان ندارد کسی که امانت ندارد.)) (احمد – حدیث 3/135 و 3/210)

این حدیثی است سخت و قاطع. ظاهرا احادیث پیامبر (صلی الله علیه وسلم) در رابطه با امانت داری بسیار سخت و شدید و قوی است. به راستی که موضوع خطرناکی است.
حال معنای «ایمان ندارد» چیست؟ آیا منظور این است که این شخص ایمانش را کاملا از دست می دهد؟ مقصود این حدیث عدم تکامل ایمان است. کسی که خائن باشد، ایمانش کامل نیست حتی اگر نمازش را خاشعانه ادا کند، یا به حج رفته باشد، تا وقتی که خیانت کار باشد ایمانش تکمیل نخواهد گشت.
ادامه ی حدیث این چنین است:
((کسی که امانت دار نیست، ایمان ندارد و کسی که به عهدش وفا نکند، دین ندارد.))
(احمد – حدیث 3/135 و 3/210)

به خدا قسم؛ این ها عباراتی است که قلب را از غفلت بیدار می کند، آیا تو قلبت را بیدار نمی کنی!؟
در حجه الوداع، رسول الله (صلی الله علیه وسلم) در پایان فرمود:
((ای مردم هر کس امانتی نزد خویش دارد، آن را به صاحبش باز گرداند))
سپس دستانش را گشود و فرمود:
((آیا مطلب را رساندم؟ آیا مطلب را رساندم؟ آیا مطلب را رساندم؟ حاظران از طرف من به غایبان مطلب را برسانند، بسا کسی که این مطلب به او می رسد از شنونده خوشبخت تر باشد))
(احمد – 5/73)

برادر عزیزم! رسول الله (صلی الله علیه وسلم) تو را مورد خطاب قرار می دهد، پس امانت هایی را که در خانه داری بیاد بیاور، ساک مسافرتی را به یاد بیاور.
به بیاد بیاورید که امانت های بسیاری نزد ماست و تا به حال آن ها را پس نداده ایم و در ادای آن اهمال نموده ایم.
پس بشتاب که عمر چند لحظه ای بیش نیست و فراموش نکن که سخنان پیامبر (صلی الله علیه وسلم)را به دیگران نیز برسانی!


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٤/٢/٥ | ۳:۱٩ ‎ب.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

ابن کثیر [درکتاب البدایة و النهایة] از أصبغ بن نباته روایت می‌کند: که مردی نزد علی رضی الله عنه آمد و گفت: ای امیرمؤمنان من نیازی دارم که قبل از تو آن را از خداوند می‌خواهم، اگر نیازم را بر آورده کردی که خدا را سپاس می‌گویم و از تو تشکر می‌کنم، در غیر اینصورت خدا را سپاس می‌گویم و تو را معذور می‌دانم. علی رضی الله عنه گفت: نیاز خود را روی زمین بنویس چرا که زشت می‌دانم که ذلّت گدایی را در چهره‌ات مشاهده کنم. آن مرد روی زمین نوشت: من نیازمند هستم. علی گفت: آن لباسم را بیاورید، لباس را آوردند و علی رضی الله عنه به او داد، لباس را گرفت و پوشید و شعر زیر را زمزمه کرد:
کسوتنی حُلة تبلی محاسنها
إن نلت حسن ثنائى نلت مکرمة
إن الثنا لیحیی ذکر صاحبه
لا تزهد الدهر فی خیر تواقعه

فسوف أکسوک من حسن الثنا حللا
ولست أبغى بما قد قلته بدلا
کالغیث‌یحیی نداه‌السهل والجبلا
فکل عبد سیجزی بالذی عملا
به من لباس پوشیدی که با گذشت زمان زیبایی‌اش کهنه می‌شود
اما من بزودی تو را با ستایشهای نیکو خواهم پوشاند
اگر با تعریف و مدح من به ارزش و احترامی ‌برسی
من در برابر آنچه گفتم عوضی نمی‌خواهم
بدون تردید مدح، نام مدح شنونده را زنده نگه می‌دارد.
مانند باران که شبنم آن دشت و کوه را زنده می‌کند
هرگز زمانه خیری که ‌انجام دادی فراموش نخواهد کرد
و هر کس به زودی پاداش عملی را که ‌انجام داده، خواهد دید

علی رضی الله عنه دستور داد صد دینار آوردند و به آن مرد داد، أصبغ گفت: ای امیرمؤمنان! لباس خوب و صد دینار می‌دهی؟ گفت: آری! چون از رسول ‎الله صلی الله علیه و سلم شنیده‌ام فرمود: «انزلوا النّاس منازلهم»: (با مردم به اندازه جایگاه ‌آنان رفتار کنید، این ارزش و مقام این مرد در نزد من است.)[1]

پاورقی:
[1]- البدایة و النهایة8/9.
به نقل از:
سیره أمیرالمؤمنین علی بن أبی طالب رضی الله عنه و شخصیت و عصر او، تألیف: دکترعلی محمد محمد صلابی


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٤/۱/۱٦ | ٩:٥۱ ‎ق.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٤/۱/۱٦ | ٩:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

میگن شیطان با بنده ای همسفر شد
موقع نماز صبح بنده نماز نخوند •
موقع ظهر و عصرهم نماز نخوند•
موقع مغرب و عشاء رسید بازم بنده نماز بجای نیاورد•
•موقع خواب شیطان به بنده گفت: 
من با تو زیر یک سقف نمیخوابم چون پنج وقت موقع نماز شد و تو یک نماز نخوندی میترسم غضبی از آسمان براین سقف نازل بشه که من هم با تو شامل بشم
بنده گفت تو شیطانی و من بنده خدا...چطور غضب بر من نازل بشه؟
شیطان درجواب گفت :
من فقط یک سجده اونم به بنده خدا نکردم از بهشت رانده شدم و تا روز قیامت لعن شدم در صورتیکه تو از صبح تا حالا باید چند سجده به خالق میکردی و نکردی وای به حال تو که از من بدتری؟؟؟؟
*****
پ.ن:
فتأمل !


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢۳ | ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

.اسباب زیاد شدن رزق که از طریق شرع ( متمسک شدن به احکام دین) حاصل می گردد وآنها به شرح ذیل می باشند .

۱- استغفار و توبه:

فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کَانَ غَفَّاراً * یُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَیْکُمْ مِدْرَاراً * وَیُمْدِدْکُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَیَجْعَلْ لَکُمْ جَنَّاتٍ وَیَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهَاراً [نوح:۱۰-۱۲] . یعنی: و گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او همواره آمرزنده است[تا] بر شما از آسمان باران پی در پی فرستدو شما را به اموال و پسران یاری کند و برایتان باغها قرار دهد و نهرها برای شما پدید آورد. که علما در تفسیر این آیه می گویند: هرگاه توبه و استغفار و طاعت الله تعالی نمودید خداوند رزق را بر شما زیاد می کند.

و متاسفانه انسانهای زیادی دائما در حال استغفاری هستند که قلب با زبان همراه نیست و یا اگر توبه می کنند توبه شان ناقص است چرا که از گناه پشیمان نمی شوند و اگر هم نادم شدند به آن دوباره روی می آورند.

۲- تقوای الله تعالی، عامل دیگری است برای زیاد شدن شرعی رزقی که علما از آن به معنی دست گرفتن به اوامر الهی و دور شدن از منهیات وی معنی نموده اند

هرکس طاعات الله تعالی را بجای آورد و از منهیات پرهیز نماید،خداوند این عبادات را باعث (جلب) رزق وی می کند: (وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا * وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ) الطلاق/۲-۳ . یعنی: و هر کس از خدا پروا کند [خدا] برای او راه بیرون‏شدنی قرار می‏دهدو از جایی که حسابش را نمی‏کند به او روزی می‏رساند.

۳- توکل، یعنی امورات خود را به الله تعالی واگذار نماییم و تعلق خاطر خود را نسبت به باقی خلایق قطع کنیم.

الله تعالی می فرماید: فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ [العنکبوت:۱۷] یعنی: پس روزی را پیش خدا بجویید. یعنی باید در کسب رزق بر الله توکل نمود و رزق را از کسی یا چیزی طلب نکنیم غیر از الله و فقط امید داشته باشیم که خداوند روزیمان را عطا می کند.

همچنین پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرمایند: (لو أنکم تتوکلون علی الله حق توکله؛ لرزقکم کما یرزق الطیر ..) اگر شما آنچنانکه شایسته الله است بر وی توکل کنید براستیکه خداوند رزقتان را می دهد چنانکه پرنده را رزق می دهد..

۴- بدنبال هم حج و عمره رفتن، یعنی هرگاه حج تمتع بجای آورده شد عمره ، و هرگاه عمره انجام شد تمتع بجای آورده شود، و دلیل آن این فرموده پیامبر صلی الله علیه وسلم است که :(تابعوا بین الحج والعمره، فإنهما ینفیان الفقر والذنوب…) یعنی: تبعیت کنید بین حج و عمره(بدنبال هم تمتع و عمره را انجام دهید)چرا که آن دو فقر و گناه را از بین می برند…

۵- انفاق در راه خدا، خداوند می فرماید: قُلْ إِنَّ رَبِّی یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن یَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَیَقْدِرُ لَهُ وَمَا أَنفَقْتُم مِّن شَیْءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ وَهُوَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ [سبأ:۳۹] یعنی: بگو در حقیقت پروردگار من است که روزی را برای هر کس از بندگانش که بخواهد گشاده یا برای او تنگ می‏گرداند و هر چه را انفاق کردید عوضش را او می‏دهد و او بهترین روزی دهندگان است.

۶- صله رحم (سرزدن به نزدیکان) باعث روزی است:عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِکٍرضی الله عنهقَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِصلی الله علیه وسلمیَقُولُ: «مَنْ سَرَّهُ أَنْ یُبْسَطَ لَهُ فِی رِزْقِهِ، أَوْ یُنْسَأَ لَهُ فِی أَثَرِهِ، فَلْیَصِلْ رَحِمَهُ». (بخاری: ۲۰۶۷)

یعنی: انس بن مالکرضی الله عنهمی گوید: شنیدم که رسول اللهصلی الله علیه وسلمفرمود: «هرکس که می خواهد روزی اش زیاد گردد و عمرش طولانی شود، باید که صله رحم داشته باشد..
منبع::وااسلاماه


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢۱ | ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

خواهرم! بخوان و بیندیش

خواهرم بخوان، بخوان قرآن کریم را، تا کرامتش را دریابی. تأمل کن قرآن عظیم را، تا عظمتش بر تو محرز گردد. دقت کن قرآن مبین را، تا به روشن گریش دست یابی.rose

اندیشه کن قرآن مجید را، تا به مجد و بزرگواریش پی ببری. تدبر کن قرآن حکیم را، تا به حکمتش معترف گردی. بدان که هجرت از قرآن، شرم‌ساری و سرافکندگی روز حساب و شکوه‌ی رسول اکرم صلى الله علیه وسلم را در پی خواهد داشت. «وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً» (فرقان/۳۰)؛ و پیغمبر عرض می‌کند، پروردگارا! قوم من این قرآن را رها و از آن دوری کرده‌اند.‏

فراموش نکن که کوردلان، در طول تاریخ، مجروح ساختن افکار و قلوب مؤمنان را، همواره در رأس برنامه‌هایشان به اجرا گذاشته‌اند. خود را با فهم قرآنی مسلّح کن، تأثیر کج فهمیشان را، با آیات مبین قرآن پاسخگو باش.

بر مادرمان عایشه‌ی صدیقه ـ سلام الله علیها ـ [نیز] تیر تهمت و افترا انداخته و به بدنامیش همت گماشته‌اند. چون خط بطلان بر سلامت اخلاقی خانواده‌ی رحمه للعالمین صلى الله علیه وسلم ، مجوز حرمت‌شکنی رسول، آل و اصحاب و مؤمنان را، نیز تضمین خواهد کرد. کما این که در زمان حیاتِ آن مبارک رسول صلى الله علیه وسلم نیز، با همین هدف، نقشه‌ی شوم تهمت را در اذهان متعفن خویش، طرح‌ریزی نموده و عملی ساختند. غافل از این که: «النَّبِیُّ أَوْلَىٰ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ» (احزاب/۶)؛ پیغمبر از خود مؤمنان نسبت بدانان اولویّت بیشتری دارد و همسران پیغمبر، مادران مؤمنان محسوبند.

قول رب جلیل است که تکریم پیامبر صلى الله علیه وسلم و خانواده ایشان را بر هر مسلمانی واجب می‌داند.

نزول آیاتی از سوره‌ی مبارکه‌ی نور (۱۱ الی ۲۵) با اعلام برائت أم‌ المؤمنین (عایشه) از آن تهمت و افترا، بر کارنامه‌ی خبیثشان، مهر لعنت نهاد. «إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ» (نور/۲۳)؛ ‏ کسانی که زنان پاکدامن بی‌خبر (از هرگونه آلودگی و) ایماندار را به زنا متّهم می‌سازند، در دنیا و آخرت از رحمت خدا دور و عذاب عظیمی‌ دارند.

می‌دانم که ملولی و اندوهگینت کرده‌اند. جراحت قلب را با مرهم صبر، تسکین ده و به یاد داشته باش که «وَبَشِّرِ الصَّابِرِیْنَ» وعده‌ی خداست و «لَا یُخلِفُ اللهُ الـْمیعاد».

«وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ‏» (بقره/۱۵۵)؛‏ و قطعاً شما را با برخی از (امور همچون) ترس و گرسنگی و زیان مالی و جانی و کمبود میوه‌ها، آزمایش می‌کنیم، و مژده بده به بردباران. ‏

خواهرم! حجاب تو سلاح توست. سلاحت را زمین مگذار که بر زمینت می‌زنند. خود را با آن مجهز ساز و به تجهیز خواهرانت بپرداز. بدان که امر به معروف و نهی از منکر هدیه‌ی مؤمنان به خداست. سخاوتمند باش و به خواهرانت هدیه بخش.

عمر کوتاه گل، از بی‌حجابی است /*/ کـس نچـیـنـد غنچـه‌ی پوشـیده را

به کوته‌نظران و سیاه‌دلان، اجازه‌ی ورود به حریم تفکر و تعقل را مده؛ چرا که دینت را، محرومیت تو از حق، تلقی نموده و با ترفند عنوان‌هایی چون تمدن، تجدد، آزادی و مساوات، لباس ننگین بی‌بند و باری و بی‌آبرویی را بر قامتت خواهند دوخت تا خود، به ارضای امیال نفسانی دست یابند. به آنان بفهمان که: اگر بی‌حجابی تمدن است، پس حیوانات از ما متمدن‌ترند!.

به خود نهیب زن و مانع دست‌آویز قرارگرفتن خود در رسیدن نامبارک مردان به امیال نفسانی‌شان باش، تلاش کن رهرو راه زنانی گردی که پروردگار جهان، آنان را شاهد و نمونه‌ی مؤمنین واقعی مثل آورده است (مریم عمران، امرأهُ فرعون، همسران پیامبر).

متوجه باش که جاهلیت تجدید حیات یافته و در جهت هتک حرمت زنان و دختران، بسیار کارآمدتر و مؤثرتر عمل می‌کند. امروزه به جای زنده به گور کردن و سلب حیات دنیوی از زنان، عقل و تدبیرشان را به یغما برده و قلب سلیم آنان را مدفون نموده و حیات دنیوی و اخروی‌شان را به آتش می‌کشند.

با زبان حال، آشکار ساز که لایق خطاب «یَا أَیُّهَا الَّذِیْنَ ءَامَنُوا» گشته‌ای و برنامه‌ی درست زیستن را از سرچشمه‌ی علم و حکمت خداوندی دریافت نموده‌ای؛ خدایی که: هم قصه‌ی نانموده داند، هم نامه نانوشته خواند.

آفریدگاری که برنامه‌ای دقیق و منسجم متناسب با شرایط جسمی و روحی انسان بنا نهاده و سعادت دنیوی و اخروی وی، در گرو عمل به آنهاست.

مفتخر باش که در قافله‌ی حق، عضویت یافته‌ای. به راهت ادامه ده که پایانش با دیدار محبوبان خدا، مختوم است؛ «وَمَن یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَئِکَ رَفِیقاً‏» (نساء/۶۹)؛ کسی که از خدا و پیغمبر اطاعت کند، او همنشین کسانی خواهد بود که خداوند بدیشان نعمت داده است از پیغمبران و راستروان و شهیدان و شایستگان، و آنان چه اندازه دوستان خوبی هستند! ‏

کلام مسرت بخش نبی اکرم(ص) را آویزه‌ی گوش جان بسپار که: «بَدَأ الْأِسلامُ غَریباً و سَیَعوُدُ غَریباً کَما بَدأ، فَطوُبی لِلْغُرباء».

تلاش به خرج ده و کوشش نما، تا خود را در کاروان غریبان جای دهی که طوبیٰ محصول فعالیت آنهاست؛
«الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ طُوبَىٰ لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ» (رعد/۲۹)؛ آن کسانی که ایمان می‌آورند و کارهای شایسته می‌کنند، خوشا به حال ایشان، و چه جایگاه زیبائی دارند! ‏

هوشیار باش که اندکی غفلت، انحراف از مسیر مستقیم الهی را ممکن می‌سازد. در هر لحظه به خدای خویش توکل کن و خود را پناهنده‌ی دائمی وی ساز. بدان که پناه بردن از شر موجودات مختار به خدای عزیز و حکیم، تأکید رب العالمین است: «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ… مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ، الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ، ‏ مِنَ الْجِنَّهِ وَ النَّاسِ» (ناس/ ۱-۶)؛ بگو: پناه می‌برم به پروردگار مردمان… از شر وسوسه‌گری که واپس می‌رود، وسوسه‌گری است که در سینه‌های مردمان به وسوسه می‌پردازد، از جنّیها و انسان‌ها.

اگر با این خواهرت هم‌عقیده و هم‌صدایی، پس بمان و بگو، بیدارباش و بیدارساز زنان فریب خورده‌ی راه گم کرده‌ی دل به دنیا بسته را تا حیات جاوید قیامت را به زندگانی محدود و گذرای دنیا نفروشند و با پوشیدن لباس عفت و تقوا، تیرهای زهرآگین دشمنان دین و بشریت را بی‌ اثر سازند و از رسوایی و فضاحت قیامت نیز در امان باشند ـ إن شاء الله ـ.

به آنان بسپار که به پاس زحمات و دلسوزیهای مبارک رسول امین صلى الله علیه وسلم، سلام و درود شبانه‌روزی خود را، نثار روح آن بزرگ مرد تاریخ نمایند. چرا که: «إِنَّ اللهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَىٰ النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیماً» (احزاب/۵۶)؛ خداوند و فرشتگانش بر پیغمبر درود می‌فرستند، ای مؤمنان! شما هم بر او درود بفرستید و چنان که باید سلام بگوئید (تسلیم فرمان و اوامر پیغمبر گشتن است).
منبع::وااسلاماه


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱٩ | ٦:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

☑اول اینکه سفارش می کنم هرگز قدمت را به بازار نگزار
☑اگر به بازار رفتی دعای بازار را بخوان
☑سعی کن یکی از خویشاوندان و محارم را جهت خرید بفرستی.
☑اگر مجبور شدی خودت بروی با خود محرمی همراه کن.
☑دعا کن با عافیت بر گردی.
☑حجاب را کاملا رعایت کن.
☑صورتت را کاملا بپوش زیرا این دستور رب العالمین است.
☑قدمین را با جوراب. و دست هایت را با دستکش بپوش.
☑سعی کن گشت و گذار را مختصر کنی.
☑هر چه را میخواهی بنویس تا چیزی را فراموش نکنی و مجدداً مجبور به رفتن بازار نشوی.
☑ازمحله های خلوت رفت و آمد نکن.
☑از استعمال عطر پرهیز کن که آن حضرت صلى الله علیه وسلم فرمودند: (هر زنی عطر استعمال کند و از جلوی مردان نامحرم و بیگانه عبور کند و عطر او به مشام آنها برسد او زانیه است ) استغفرالله
☑از پوشیدن کفش پاشنه بلند پرهیز کن.
☑جواهرات و طلا جات را با خود نبر، زیرا هم نشان دادن آنها گناه و هم خطر سرقت و حتی خطر جان تو هم هست.
☑از اینکه با فروشنده با صدای نازک حرف بزنی پرهیز کن (آیه ۳۲ احزاب)
☑اگر زنی بی حجابی دیدی اگر امکان داشت او را نصیحت کن.
☑از سوار شدن با تاکسی تنهایی پرهیز کن.
☑لباس تنگ و نازک در حکم بی حجابی است از آن پرهیز کن.
☑در خرید کالا دقت کن تا مجبور نشوی بعداً با اصرار به فروشنده بازگردانی.
☑موقع نماز را برای رفتن انتخاب نکن.
☑در اماکن بسیار شلوغ رفت و امد نکن .
☑خریدن اشیاء غیر ضروری اسراف و گناه اند .
☑از اینکه به اطراف نگاه کنی پرهیز کن زیرا خداوند به زنان مومن دستور می دهد که چشمهای خود را از حرام فروبندند و شرمگاه خود را حفظ کنند.
☑برای رفتن به بازار هرگز دوستان لاابالی و بی دین را انتخاب مکن.
☑هر گاه خواستی از منزل خارج شوی این دعا را بخوان (بسم الله توکلت علی الله لا حول ولا قوه الا بالله) (ترمذی) از هر شر و بدی محافظت می شوی.
☑دعای ورود به بازار
☑(لا اله الا الله وحده لا شریک له ، له الملک وله الحمد، یحیی ویمیت و هو حى ﻻ یموت بیده الخیر و هو على کل شیء قدیر) (ترمذی)☑
منبع:وااسلاماه


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱۸ | ٧:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

شیطان می گوید:1.کسی که اذان را بشنود وبه نماز نرود پدر من است2.کسی که اسراف می کند برادر من است3. کسی که پیش از امام به رکوع وکسی که بدون بسم الله شروع به نان خوردن می کند اولاد من است4. کسی که این گفتار من را به کسی می گوید دشمن من است وکسی که نمیگوید دوست من است


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱٦ | ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم
١ - ﺳﻪ ﭼﻴﺰ ﺭﺍ ﺍﻟﻠﻪ» ﺝ« ﺩﺭ ﺩﻧﻴﺎ ﺯﻳﺎﺩ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ.
١ - ﺟﻮﺍﻥ ﺗﻮﺑﻪ ﻛﺎﺭ
٢- ﭼﺸﻢ ﮔﺮﻳﺎﻥ
٣- ﻗﻠﺐ ﺧﺎﺷﻊ
٢ - ﺳﻪ ﭼﻴﺰ ﺭﺍ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﺤﻤﺪ»ﺹ« ﺩﺭﺩﻧﻴﺎ ﺯﻳﺎﺩ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ .
١- ﻋﻄﺮ
٢- ﺯﻥ ﺩﻳﻨﺪﺍﺭ
٣- ﻧﻤﺎﺯ
٣ - ﺳﻪ ﭼﻴﺰ ﺭﺍ ﺑﺎﻳﺪ ﻛﻨﺎﺭ ﮔﺬﺍﺷﺖ .
١- ﭼﺎﭘﻠﻮﺳﻲ
٢- ﺍﺳﺮﺍﻑ
٣- ﻏﻤﺎﺯﻱ
۴ - ﺳﻪ ﭼﻴﺰ ﺭﺍ ﻧﮕﻬﺪﺍﺷﺘﻦ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﺳﺖ .
١- ﺯﺑﺎﻥ
٢- ﺍﻋﺼﺎﺏ
٣- ﻧﻔﺲ
۵ - ﺳﻪ ﭼﻴﺰ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ » ﺝ« ﺁﺭﺯﻭ ﻧﻤﺎ . ١- ﻫﺪﺍﻳﺖ 
٢- ﻓﺮﺯﻧﺪﻧﻴﻜﻮ
٣- ﺷﻔﺎﺀ
۶ - ﺳﻪ ﭼﻴﺰ ﻋﻼﻣﺖ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ١- ﻋﺸﻖ
٢-ﺳﻜﻮﻥ
٣- ﺳﺎﺯﮔﺎﺭﻱ
٧ - ﺳﻪ ﭼﻴﺰ ﺭﺍ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﺑﻪ ﻳﺎﺩﮔﺎﺭ ﺑﮕﺬﺍﺭ . ١- ﻋﻠﻢ ﺳﻮﺩﻣﻨﺪ
٢- ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺻﺎﻟﺢ 
٣- ﺻﺪﻗﻪ ﺟﺎﺭﻱ
٨ - ﺳﻪ ﭼﻴﺰ ﺭﺍ ﺯﻳﺎﺩ ﻓﻜﺮ ﻛﻦ .
١- ﺍﺯ ﭼﻪ ﺧﻠﻖ ﺷﺪﻩ ﺍﻱ
٢- ﺑﺮﺍﻱ ﭼﻪ ﺧﻠﻖ ﺷﺪﻩ ﺍﻱ 
٣ - ﺑﻪ ﻛﺠﺎﻣﻴﺮﻭﻱ
٩ - ﺳﻪ ﭼﻴﺰ ﺭﺍ ﺣﺘﻤﺎً ﺣﺎﺻﻞ ﻧﻤﺎ . 
١- ﻋﻔﺖ ﻭ ﭘﺎﻛﺪﺍﻣﻨﻲ
٢- ﻋﺰﺕﻧﻔﺲ
3- ﺧٌﻠﻖ ﻧﻴﻜﻮ
١٠- ﺳﻪ ﭼﻴﺰ ﻋﻘﺒﺖ ﺧﻴﺮ ﻧﺪﺍﺭﺩ . 
١- ﺭﺷﻮﺕ ﺳﺘﻮﺍﻧﻲ 
٢- ﻓﺮﻳﺐ ﺩﺍﺩﻥ ﻣﺮﺩﻡ
٣- ﺳﻮﺩ ﺧﻮﺭﺩﻥ
١١- ﺳﻪ ﭼﻴﺰ ﺩﺭ ﺩﻧﻴﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺁﺯﻣﺎﻳﺶ ﺍﺳﺖ . 
١- ﺛﺮﻭﺕ
٢- ﺷﻬﺮﺕ
٣- ﻣٌﺼﻴﺒﺖ
١٢- ﺳﻪ ﭼﻴﺰ ﺧﻄﺮ ﻛﻔﺮ ﺩﺍﺭﺩ.
١ - ﺍﺳﺘﺰﺍﺀ ﺑﻪ ﺩﻳﻦ
٢ - ﻛﻤﻚﺍﺯﻏﻴﺮﺍﻟﻠﻪ 
٣- ﺩﻭﺳﺘﻲ ﺑﺎﻛﻔﺎﺭ
١٣- ﺳﻪ ﭼﻴﺰ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺩﻭﺭ ﻛﻦ . 
١ - ﺍﻣﺎﻛﻦ ﻓﺴﺎﺩ
٢- ﺷﺒﻬﺎﺕ
٣- ﻓﺴﺎﺩ ﺍﺧﻼﻗﻲ
١۴- ﺳﻪ ﭼﻴﺰ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻧﻴﻚ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﻣﻴﻜﻨﺪ . ١- ﺩﺭﻭﻍ ﮔﻔﺘﻦ
٢- ﻧﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﻋﻮﺭﺕ ﻧﺎﻣﺤﺮﻡ 
٣- ﺳﺨﻦ ﭼﻴﻨﻲ
١۵- ﺳﻪ ﭼﻴﺰ ﺧﺼﻠﺖ ﻣﻮﻣﻦ ﻛﺎﻣﻞ ﺍﺳﺖ .
١- ﺭﺍﺯ ﭘﻮﺷﻲ
٢- ﺻﺒﺮﻭ ﺷﻜﻴﺒﺎﻳﻲ
٣- ﺳﺎﺯﮔﺎﺭﻱ
١۶- ﺳﻪ ﭼﻴﺰ ﺭﺍ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﻛﻦ .
١- ﺩﻳﻦ 
٢- ﺷﺮﻑ
٣- ﻭﻃﻦ
١٧- ﺳﻪ ﭼﻴﺰ ﺭﺍ ﺑﺎﻳﺪ ﺍﺯ ﻭﺟﻮﺩ ﺧﻮﺩ ﺩﻭﺭ ﻛﺮﺩ . ١- ﻛﻴﻨﻪ ﻭ ﺑﻐﺰ
٢- ﻛﺒﺮ ﻭ ﻏﺮﻭﺭ
٣- ﻛﺜﺮﺕ ﻣﺰﺍﺡ
١٨- ﺳﻪ ﭼﻴﺰ ﺑﺎﻳﺪ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﻪ ﻳﺎﺩ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ.
١- ﻣﺮﮒ
٢-ﺍﺣﺴﺎﻥ
٣- ﭘﻨﺪ
١٩- ﺳﻪ ﭼﻴﺰ ﺳﺨﺖ ﻧﺎﭘﺴﻨﺪ ﺍﺳﺖ . 
١- ﻣﻨﺎﻓﻘﺖ 
٢- ﺑﺰﺭﮒ ﻣﻨﺸﻲ
٣- ﺩﺭﻭﻍ ﮔﻮﻳﻲ
٢٠- ﺳﻪ ﭼﻴﺰ ﺍﺯ ﺯﻳﺎﺩ ﻳﺎﺩ ﻛﺮﺩﻥ ﻣﺮﮒ ﺣﺎﺻﻞ ﻣﻴﺸﻮﺩ . 
١- ﻋﺒﺎﺩﺕ ﻛﺮﺩﻥ ﺯﻳﺎﺩ 
٢- ﺗﻮﻓﻴﻖ ﻗﺒﻮﻟﻴﺖ ﺗﻮﺑﻪ
٣- ﻗﻨﺎﻋﺖ ﺑﻪ ﻫﺮﭼﻴﺰ
٢١- ﺳﻪ ﭼﻴﺰﺳﺘﻮﻥ ﻧﻴﻜﺒﺨﺘﻲ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ . 
١- ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻛﺮﺩﻥ ﮔﺬﺷﺘﻪ 
٢- ﻏﻨﻴﻤﺖ ﺷﻤﺮﺩﻥ ﺣﺎﻝ 
٣- ﺍٌﻣﻴﺪﻭﺍﺭ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﻪ ﺁﻳﻨﺪﻩ
٢٢- ﺳﻪ ﭼﻴﺰ ﺭﺍ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﺗﺎﺧﻴﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ. 
١ - ﻧﻤﺎﺯ ﭼﻮﻥ ﻭﻗﺘﺶ ﺭﺳﻴﺪ
٢ - ﺟﻨﺎﺯﻩ ﺍﻳﻜﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺪ
٣- ﺗﻮﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﮔﻨﺎﻩ
٢٣- ﺳﻪ ﭼﻴﺰﺭﺍﻣﺴﻠﻤﺎﻥﻧﺒﺎﻳﺪﻫﺮﮔﺰﻓﺮﺍﻣﻮﺵﻛﻨﺪ
١- ﻣﻮﺕ 
2-ﻓﻨﺎﺷﺪﻥ ﺩﻧﻴﺎ 
٣ - ﺁﻥ ﻣٌﺼﻴﺒﺘﻬﺎﻱ ﻛﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭﺍﻣﺎﻥ ﻧﺒﺎﺷﺪ
٢۴- ﺳﻪ ﭼﻴﺰﺭﺍﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﻲ» علیه السلام«ﺩﺭﺩﻧﻴﺎ ﺑﺴﻴﺎﺭﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ .
١- ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﻪ ﻣﻬﻤﺎﻥ 
٢- ﺭﻭﺯﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺩﺭﺗﺎﺑﺴﺘﺎن 
٣-ﺷﻤﺸﻴﺮﺯﺩﻥ ﺩﺭﺭﺍﻩ ﺍﻟﻠﻪ» ﺝ«
٢۵- ﺳﻪ ﭼﻴﺰﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻟﻠﻪ» ﺝ« ﺑﻪ ﺍﻭﻋﻄﺎ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. 
١ - ﺯﺑﺎﻧﻲ ﺷﻜﺮﮔﺬﺍﺭ
٢- ﺗﻨﻲ ﺻﺎﺑﺮﻭﺷﻜﻴﺒﺎﻱ
٣- ﺩﻟﻲﺫﺍﻛﺮ ﺑﻴﺎﺩ ﺍﻟﻠﻪ
احسنت ( جزاک الله خیرا ) این رو به دوست خود هدید بده بگو ان شاءالله 
الله به خودت وخانواده ات خیر وبرکت بده
ان شاءالله ( آمین یا رب العالمین )


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱٦ | ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

به درستی که بزرگترین کلیدها و پرمنفعت‌ترین آن‌ها کلمه‌ی توحید «لا إله إلا الله» است، و این کلمه نهایت منت خداوند و کلید بهشت است و بر آن تمام امور استوار است، ریشه تمام امور خیر است،

از آن جمله حدیثی که در صحیح مسلم از حضرت عمر بن خطاب رضی الله عنه روایت شده است، در همین معنا است:
«قال رسول الله(ص): مَا مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ یَتَوَضَّأُ فَیُبْلِغُ -أَوْ فَیُسْبِغُ- الْوُضُوءَ ثُمَّ یَقُولُ أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ إِلاَّ فُتِحَتْ لَهُ أَبْوَابُ الْجَنَّهِ الثَّمَانِیَهُ یَدْخُلُ مِنْ أَیِّهَا شَاءَ».(رواه مسلم)
«هریک از شما که وضو می‌گیرد و سپس وضو را کامل می‌کند و بعد از آن می‌گوید: «أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ» برای او درهای هشت‌گانه‌ی بهشت باز می‌شود، از هرکدام که بخواهد می‌تواند داخل شود».
پس این دلیل صحیح و صریحی است بر این که درهای هشت‌گانه‌ی بهشت با توحید و شهادت «لا إله إلا الله» باز می‌شود، و کسانی که عقیده به توحید نداشته باشند، حال‌شان به همان صورتی است که خداوند فرموده است:
﴿لَا تُفَتَّحُ لَهُمۡ أَبۡوَٰبُ ٱلسَّمَآءِ وَلَا یَدۡخُلُونَ ٱلۡجَنَّهَ حَتَّىٰ یَلِجَ ٱلۡجَمَلُ فِی سَمِّ ٱلۡخِیَاطِۚ﴾ [الأعراف: ۴۰].
«درهای آسمان بر روی آن‌ها باز نمی‌گردد (و خودشان بی‌ارج و اعمال‌شان بی‌ارزش می‌ماند) و به بهشت وارد نمی‌شوند، مگر این که شتر از سوراخ سوزن خیاطی بگذرد (که به هیچ وجه امکان ندارد ولذا ایشان هرگز به بهشت داخل نمی‌گردند)».
لا إله إلا الله کلید بهشت است، لیکن دارای شرایطی است!
شایسته است بدانیم این کلید و مفتاح عظیم «لا إله إلا الله» به صاحبش نفع نمی‌رساند، مگر زمانی که حق آن را ادا نماید و ارکان آن را به جا آورد و شروط آن را لازم بگیرد و حقوق معلومه‌ی آن را از کتاب و سنت ادا نماید، لذا امام بخاری/ در صحیح خودش از وهب بن منبه آورده است که به وی گفته شد:
«أَلَیْسَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ مِفْتَاحُ الْجَنَّهِ قَالَ بَلَى، وَلَکِنْ لَیْسَ مِفْتَاحٌ إِلاَّ لَهُ أَسْنَانٌ، فَإِنْ جِئْتَ بِمِفْتَاحٍ لَهُ أَسْنَانٌ فُتِحَ لَکَ، وَإِلاَّ لَمْ یُفْتَحْ لَکَ».
«آیا لا إله إلا الله کلید بهشت نیست؟ گفت: آری، و لیکن کلیدی وجود ندارد، مگر این که آن کلید دندانه‌دار باشد، پس اگر کلید دندانه‌دار آوردی باز می‌شود و گرنه باز نمی‌شود».وی با این گفته به شروط لا إله إلا الله اشاره می‌کند.
شرایط پذیرفته‌شدن لا إله إلا الله
با تحقیق استقرایی اهل علم در نصوص کتاب و سنت واضح شده که لا إله إلا الله پذیرفته نمی‌شود، مگر با هفت شرط که عبارتند از:
۱-علم و آگاهی به معنای لا إله إلا الله، چنان علمی که منافی جهالت باشد.
۲-یقین و باوری که در آن شک و شبه‌ای نباشد.
۳-اخلاصی که در آن شائبه‌ی شرک و ریا نباشد.
۴-صدقی که در آن دروغ راه نیابد.
۵-محبتی که عاری از بغض و اکراه باشد.
۶-انقیاد و فرمانبرداری که گاهی با نافرمانی آلوده نشده باشد.
۷-قبولیتی که در آن رد نباشد.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٩ | ٥:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

 

رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرموده اند : ایمان هفتاد واندی شعبه دارد ، وما در زیر این شعبه جات را ذکر نموده ایم:
1 = ایمان و اعتقاد به الله عزوجل داشتن.
2 = به تمام پیامبران علیهم السلام ایمان داشتن.
3 = ایمان به فرشتگان.
4 = ایمان به قرآن ودیگر کتابهای آسمانی.
5 = ایمان به خوب بد تقدیر.

6 = ایمان به قیامت .

7 = ایمان به بر انگیخته شدن بعد از مرگ وحشر ونشر شدن.

8 = ایمان به جمع شدن مردم در میدان عرصات بعد از زنده شدن وبیرون شدن از قبرها.

9 = ایمان به این که بهشت خانه مومنان ودوزخ خانه کافران است.

10 = دوستی و محبت با الله مهربان.

11 = ترس از الله متعال.

12 = امید به الله متعال داشتن.

13 = توکل بر الله داشتن ودر هر چیزتسلیم دستورات او بودن.

14 = دوستی ومحبت با رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم.

15 = احترام پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را داشتن وایشان را بزرگوار ومعظم دانستن.

16 = دوست داشتن دین و متحمس بودن نسبت به آن .

17 = یادگیری علم دین.

18 = رساندن وانتشار علم دین.

19 = بزرگ دانستن قرآن واحترام قایل بدون نسبت به آن.

20 = طهارات وپاکی.

21 = خواندن نماز.

22 = پرداخت زکات .

23 = روزه.

24 = اعتکاف.

25 = انجام حج وعمره.

26 = جهاد فی سبیل الله.

27 = مرز بانی و پاسداری مرزهای سرزمین اسلامی.

28 = در میان جهاد و مبارزه با دشمن اسلام استقامت نمودن و

فرار نکردن.

29 = پرداخت خمس یعنی یک پنجم مال غنیمت به رهبرحکومت اسلامی ویا ماموران حکومت اسلامی.

30 = آزاد کردان برده برای فقط برای رضای الله مهربان.

31 = پرداخت تمام کفارات و جرمانه های مالی که بر انسان بنا بر گناهان و یا سوگندها واجب می گردد.

32 = وفای به عهد وپیمان ها.

33 = به یاد نعمات الهی بودن وشکر آنها را بجا آوردن.

34 = زبان خویش را کنترل و حفاظت نمودن.

35 = امانتداربودن وامانتهای مردم به آنها پرداخت نمودن.

36 = پرهیزازقتل انسانهای بی گناه وجنایت بر افراد .

37 = شرم گاه خویش را از کارهای خلاف شرع و نامشروع حفظ نمودن.

38 = دست درازی به مال مردم نکردن و خود را از عمل زشت دزدی بدور داشتن.

39 = حلال خور بودن واز خورد و نوش چیزهای حرام و مشکوک و یا خورد نوش به روشهای غیر شرعی پرهیز نمودن.

40 =از لباس و ظروف مجاز شرعی و با روش و شمایل بیان شده از جانب اسلام استفاده نمودن واز لوازم ،ظروف ولباس های غیر شرعی استفاده ننمودن.

41 = از بازیها و سرگرمیهای ناجایز و حرام پرهیز نمودن.

42 = میان روی در انفاق و پرهیز از خوردن مال حرام .

43 = ترک کینه وحسد نسبت به دیگران.

44 = حرام بودن ریختن آبروی دیگران و پرهیز از این عمل زشت.

45 = اخلاص در اعمال و ترک ریا.

46 = با انجام نیکیها شاد شدن وبا ارتکاب گناهان ناراحت شدن.

47 = از هر گناهی توبه نمودن.

48 = قربانی و دیگر حیواناتی که شریعت اسلام کشتن و ذبح نمودن آنها رادستور داده از قبیل عقیقه وغیره را رعایت نمودن و برای الله مهربان این کار را انحام دادن .

49 = ازدستورات موافق با شرع رهبران و امیران پیروی نمودن.

50 = باجماعت مسلمانان بودن واز اختلاف و پراکندگی بدور بودن.

51 = برمردم با عدل وانصاف رهبری و حکومت نمودن ودر قضاوتها انصاف را رعایت نمودن.

52 = امر به معرذوف و نهی از منکر نمودن.

53 = تعاون وهمکاری نمودن در کارهای نیک و خیر.

54 = شرم وحیاء داشتن و خود را با این صفت زیبا آراستن.

55 = نیکی به پدر ومادر.

56 = بر قراری روابط خویشاوندی.

57 = خوش اخلاقی.

58 = نیکی نمودن به غلامان وبردگان زیر دست.

59 = رعایت نمودن حق آقایان و صحابان (از جانب بر دگان).

60 = رعایت حقوق فرزندان وخانواده.

61 = با اهل دین دوستی نمودن وبا آنها همراه ونزدیک بودن وسلام وعلیک نمودن.

62 = جواب سلام دیگران را دادن.

63 = به عیادت بیماران رفتن.

64 = بر مسلمانان نماز جنازه خواندن.

65 = جواب عطسه زننده ای که الحمد لله گفت دادن..

66 = از کفار و مفسدین دوری نمودن وبا آنها سخت و خشن نمودن.

67 = اکرام همسایه.

68 = اکرام مهمان.

69 = پرده پوشی گنه کاران نمودن.

70 = بر مشکلات و انجام عبادات و در مقابل شهوات صبر نمودن.

71 = بی رغبت بودن نسبت به دنیا وآرزوهای اندک دنیوی داشتن.

72 = با غیرت بودن ودیوث نبودن.

73 = از لغویات پرهیز نمودن.

74 = سخاوت مند بود.

75 = برکوچکان رحم واحترام بزرگان را نگه داشتن.

76 = در میان افراد صلح بر قرار نمودن وقهرو ناراحتیها را از بین بردن.

77 = هر آنچه از خیر و خوبی برای خویش می پسندد برای برادر دینیش نیز بپسندد و هر چیز برای خویش نمی پسندد برای برادر خویش هم نپسندد که می شود چیزهای تکلیف را از راه دور کردن را نیز جزء همین قرار داد.

ناگفته نماند که تمام این شعبه جات ایمانی از کتاب شعب الایمان امام بیهقی گرفته شده وایشان برای اثبات این شعبه جات 11269 حدیث و روایت ذکر نموده است.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۳٠ | ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٢٩ | ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

 

حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه در یکی از خطبه های خود گفته است:

اما بعد،ای مردم!شما را توصیه میکنم که در هر امری و در هر شرایطی از خدای بزرگ بترسید و حق را چه به نظر شما خوش آید و چه خوش نیاید،رعایت کنید.خیر در غیر صدق نیست.هرکس دروغ بگوید فاسد میشود و هرکس فاسد شود هلاک میشود.زنهار از فخر فروشی!کسی که از خاک آفریده شده است به خاک باز میگردد،و امروز زنده است و فردا میمیرد،به چه چیزی افتخار می ورزد؟!عمل صالح انجام دهید و از هم اکنون خود را از جمله مردگان به حساب آورید.هر مشکلی که از شما حل نشود،علم آنرا به خدا ارجاع دهید.برای خود خیر ذخیره کنید که ثمره آن را برداشت مینمایید.چون خداوند فرموده است:
یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهَا وَبَیْنَهُ أَمَدًا بَعِیدًا وَیُحَذِّرُکُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ . آل عمران (۳۰)
“روزى که هر کسى آنچه کار نیک به جاى آورده و آنچه بدى مرتکب شده، حاضر شده مى یابد؛ و آرزو مى‌کند: کاش میان او و آنچه از بدی انجام داده است فاصله‌اى دور بود. و خداوند، شما را از نافرمانی خود مى‌ترساند، و خداوند نسبت به بندگان خود مهربان است”

ای بندگان خدا!از خدا بترسید،خدا را مراقب اعمال خود بدانید،از گذشتگان خود عبرت بگیرید،بدانید که حتما به حضور خدا میرسید و پاداش اعمال خود را اعم از کوچک و بزرگ میبینید،مگر چیزی که خداوند از آن چشم پوشی کرده باشد،خداوند بخشنده و مهربان است.

هان!مواظب نفش خود باشید!خدا یاور است،حول و قوتی جز حول و قوتی خدا وجود ندارد.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٢٩ | ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۱٠ | ٩:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

سخنرانی شیخ پردل پیام های آسمانی سوره کهف

پیام های آسمانی سوره کهف (شیخ پردل)

اگه یک ذره برای ایمانت اهمیت قائل هستید سخنرانی های جناب شیخ را حتما ببینید واقعاااا تاثیر گذاره♥

استاد پردل , سوره کهف, راه بهشت, تأملاتی ایمانی درسوره کهف,سخنرانی شیخ پردل پیام های آسمانی سوره کهف,پیام های آسمانی سوره کهف (شیخ پردل), پیام های آسمانی سوره کهف,سوره کهف, محمد صالح پردل , اهل سنت,سخنرانی جناب شیخ پردل در مورد سوره کهف,سخرانی زیبای شیخ محمد صالح پردل, سخنرانی 93 شیخ پردل, سخنرانی جدید استاد محمد صالح پردل, سخنرانی جدید شیخ پردل, شیخ محمد صالح پردل, شیخ پردل, محمد پردل, نماز باران شیخ پردل, پردل, گریه کردن شیخ پردل

پیامبر علیه الصلاة والسلام می فرماید: اگر کسی در شب جمعه یا روز جمعه سوره کهف را تلاوت بکند، ایمانش افزایش پیدا می کند،
به شرطی که محتوای سوره ی کهف را بداند وآن را در زندگی اش به کار گیرد، سوره ی کهف داستانی جز داستان ایمان نیست،
جز داستان خداجویی وخدا طلبی نیست سوره ی کهف داستانی به سوی خدا حرکت کردن وتوکل به خدا وفرار از معصیت و
شرک وگناه وبدعت وکفر به سوی هدایت ونور الهی است.

حدیث می فرماید اگر مسلمانی شب یا روز جمعه خداوند توفیقش بدهد سوره کهف را تلاوت کند
خداوند متعال بین دوتا جمعه ی آن مسلمان را نورانی وروشن می گرداند، از این جمعه تا جمعه ی آینده جلویش، پیشاپیشش، همه جا می درخشد
وهیچ موقع در تاریکی گناه قرار نمی گیرد.منظور از نور، نوری است که دل آن جوانان سرمایه دار درخشاند ونورانی کرد
که راه حق را پیدا کردند وبه سوی الله هجرت کردند « انهم فتیة ءآمنوا بربهم وزدنهم هدیً» محور سوره ی کهف بر همین آیه ی کوتاه است،
سبب درخشندگی بین دوتا جمعه خواندن داستان آن چند تا جوان بود.خداوند متعال این گونه از جوانان مومن در سوره کهف می فرماید:

« انهم فتیة ءآمنوا بربهم وزدنهم هدیً»

سخنرانی شیخ پردل پیام های آسمانی سوره کهف

پیام های آسمانی سوره کهف (شیخ پردل)

==================================

سخنرانی شیخ پردل پیام های آسمانی سوره کهف


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: سخنرانی شیخ پردل پیام های آسمانی سوره کهف , استاد پردل , را , اهل سنت


تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۱٠ | ٢:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

پیامبر علیه الصلاة والسلام می فرماید: اگر کسی در شب جمعه یا روز جمعه سوره کهف را تلاوت بکند، ایمانش افزایش پیدا می کند،
به شرطی که محتوای سوره ی کهف را بداند وآن را در زندگی اش به کار گیرد، سوره ی کهف داستانی جز داستان ایمان نیست،
جز داستان خداجویی وخدا طلبی نیست سوره ی کهف داستانی به سوی خدا حرکت کردن وتوکل به خدا وفرار از معصیت و
شرک وگناه وبدعت وکفر به سوی هدایت ونور الهی است.

حدیث می فرماید اگر مسلمانی شب یا روز جمعه خداوند توفیقش بدهد سوره کهف را تلاوت کند
خداوند متعال بین دوتا جمعه ی آن مسلمان را نورانی وروشن می گرداند، از این جمعه تا جمعه ی آینده جلویش، پیشاپیشش، همه جا می درخشد
وهیچ موقع در تاریکی گناه قرار نمی گیرد.منظور از نور، نوری است که دل آن جوانان سرمایه دار درخشاند ونورانی کرد
که راه حق را پیدا کردند وبه سوی الله هجرت کردند « انهم فتیة ءآمنوا بربهم وزدنهم هدیً» محور سوره ی کهف بر همین آیه ی کوتاه است،
سبب درخشندگی بین دوتا جمعه خواندن داستان آن چند تا جوان بود.خداوند متعال این گونه از جوانان مومن در سوره کهف می فرماید:

« انهم فتیة ءآمنوا بربهم وزدنهم هدیً»

برماست که با تدبر در آیات مبارکه ی سوره ی کهف مخلصانه به دین اسلام خدمت کنیم ومانند جوانان سوره کهف مومن ومخلص باشیم.

سوره کهف عبارت است از چهار داستان:
داستان اصحاف کهف یا یاران غار- داستان صاحب دو باغ-
داستان موسی و خضر- و چهارم داستان ذو القرنین.
همه این داستان ها منحصر به این سوره می باشد و د
رهیچ جای دیگر از قرآن تکرار نشده است.
هر چهار داستان داری یک محور اساسی است و آن هم بروز

فتنه های چهار گانه در زندگی دنیا می باشد:
أزمایش و ابتلا در دین (در خلال داستان اصحاب کهف)
آزمایش در مال و نعمت ( در خلال داستان صاحب دو باغ)
آزمایش و ابتلا در علم ( در خلال داستان موسی و خضر)
آزمایش در قدرت و سلطنت (در خلال داستان ذو القرنین)


خلاصه ای از چهار داستان

أولا: جوانان مومن و ابتلا و آزمایش در دین

اولین داستان، داستان جوانانی است که به خداوند تبارک وتعالی ایمان اوردند، واسلامشان را بر مردم عرضه نمودند ولی با مخالفت حاکم آن وقت مواجه شدند .قرآن صراحتا بیان می دارد که این اشخاص از قشر جوان بودند:
{إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ} .به راستی ایشان جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند.این جوانان مومن وقتی جور و ستم حاکم را دیدند از بین آنها هجرت کردند، و به غاری پناه گرفتند:(إِذْ أَوَى الْفِتْیَةُ إِلَى الْکَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً وَهَیِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا)«آن‌گاه‌ که‌ جوانان‌ به‌سوی‌ غار پناه گرفتند» بله اینگونه آنها از بیم‌ غارت‌ ایمان‌ خویش‌ از سوی‌ قوم‌ کافر خود، به‌ غاری‌ پناه‌ بردند.«پس‌ گفتند: ای‌ پروردگار ما! از جانب‌ خود به‌ ما رحمتی‌ ببخش‌، و برای‌ ما در کار ما راهیابی‌ را آماده‌ ساز».یعنی‌: کاری‌ که‌ ما هم‌اکنون‌ بر آن‌ هستیم‌ به‌ سامان‌ برسان‌.اینجا بود که خداوند رحمت خویش را بر آنها ارزانی داشت و در این غارسیصدو نه سال به خواب رفتند، و خداوند با معجزات زیادی آنان را تایید نمود:(وَلَبِثُوا فِی کَهْفِهِمْ ثَلَاثَ مِائَةٍ سِنِینَ وَازْدَادُوا تِسْعًا)هنگامی برخواستند مشاهده نمودند تمام اهل شهرایمان اورده و و اهل ایمان بر اهل کفر پیروز گشتند

دوم: فتنه ی مال و ثروت در خلال داستان صاحب دو باغ

داستان صاحب دو باغ، داستان مردی است که خداوند نعمت هایش را بر او ارزانی داشت، اما او به نعمت های خداوند کفر ورزید، و روز معاد را انکار کرد:وَدَخَلَ جَنَّتَهُ وَهُوَ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ قَالَ مَا أَظُنُّ أَنْ تَبِیدَ هَذِهِ أَبَدًا (35) وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَلَئِنْ رُدِدْتُ إِلَى رَبِّی لَأَجِدَنَّ خَیْرًا مِنْهَا مُنْقَلَبًا (36)در پایان داستان به چگونگی رهایی از فتنه مال اشاره می شود و عصمت از آن را در فهم واقعی زندگی دنیاو یاد آوری روز آخرت می داند ومی فرماید:وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا کَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِیمًا تَذْرُوهُ الرِّیَاحُ وَکَانَ اللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ مُقْتَدِرًا (45) الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِینَةُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَالْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیْرٌ عِنْدَ رَبِّکَ ثَوَابًا وَخَیْرٌ أَمَلًا (46)

سوم: فتنه علم در خلال داستان موسى و خضر

موسى علیه الصلاة والسلام فکر می کرد که او داناترین فرد زمین است لذلک خداوند به او وحی کرد که در فلان منطقه فردی داناتر از او وجود دارد، پس برای تعلیم و یادگیری به نزد خضر رفت، ولی نتوانست بر عملکردهای خضر صبر کند چون حکمت کارهای خضر را نمی فهمید و فقط به ظاهر توجه می کرد.در این داستان نیز چگونگی عصمت از این فتنه بیان می شود وان هم تواضع و عدم غرور به علم است:(قَالَ سَتَجِدُنِی إِنْ شَاءَ اللَّهُ صَابِرًا وَلَا أَعْصِی لَکَ أَمْرًا)

چهارم: فتنه ی قدرت و سلطنت در خلال داستان ذو القرنین

داستان ذوالقرنین داستان پادشاه عادلی است که قدرت و سلطنت وی از مشرق تا مغرب ادامه داشت ولی او از این جایگاه برای انتشار دین خداوند استفاده نمودو خیر را انتشار می داد و از فساد جلوگیری می کرد.ذو القرنین نمونه ی موفق در فتنه قدرت و سلطنت بود که بسیاری امثال او دراین آزمایش شکست خورده و مسیر غیر حق را تبعیت نمودند.

اگر به اسم سوره یعنی کهف یا به اصطلاح فارسی غارتوجه کنیم در می یابیم که بین این اسم و موضوعات سوره مناسبت لطیف و زیبایی وجود داردو آن هم این است که هر کس در این سوره تدبر داشته باشد و به ان پناه ببرد مانند غار محافظت کننده است، همان طور که غار انسان را از سرما و گرما محافظت می کنداین سوره نیز انسان ها را از فتنه ها محافظت می کند.غاری که قاری این سوره به ان پناه می بردغاری است معنوی که در عنایت و حفظ و پوشش خداوند متعال است

غصه مخور جهان میدان آزمایش است:


(إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِینَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا))(آیه 7)
این آیه ترسیمى از وضع این جهان به عنوان یک میدان آزمایش براى انسانها، و توضیحى براى خط سیر انسان در این مسیر است.نخست مى‏گوید: «ما آنچه را روى زمین است زینت آن قرار دادیم»جهانى پر زرق و برق ساختیم که هر گوشه‏ اى از آن دل را مى‏برد، دیدگان را به خود مشغول مى‏دارد، و انگیزه‏هاى مختلف را در درون آدمى بیدار مى‏کند، تا در کشاکش این انگیزه‏ها و درخشش این زرق و برقها و چهره‏ هاى دل‏انگیز و دلربا، انسان بر کرسى آزمایش قرار گیرد و میزان قدرت ایمان و نیروى اراده و معنویت و فضیلت خود را به نمایش بگذارد.لذا بلافاصله اضافه مى‏کند: «تا آنها را بیازماییم کدامینشان بهتر عمل مى‏کنند»؟ .این هشدارى است به همه انسانها و همه مسلمانها که در این میدان آزمایش الهى فریب زرق و برقها و کثرت عمل را نخورند بلکه بیشتر به حسن عمل بیندیشند.

(وَ إِنَّا لَجاعِلُونَ ما عَلَیْها صَعِیداً جُرُزاً)(آیه 8)
سپس مى‏گوید: ولى این زرق و برقها پایدار نیست «و ما (سر انجام) قشر روى زمین را خاک بى‏گیاهى قرار مى‏دهیم»! آرى! این منظره زیبا که در فصل بهار در دامان صحرا و کوهسار مى‏بینیم به همین حال باقى نمى‏ماند، فصل خزان فرا مى‏رسد برگها پژمرده مى‏شوند، شاخه ‏ها عریان مى‏شوند، و آواى حیات به خاموشى مى‏گراید.زندگى پر زرق و برق انسانها نیز همین گونه است. این نعمتهاى گوناگون، این پستها و مقامها و مانند آن نیز جاودانى نیستند، روزى فرا مى‏رسد که به جز یک قبرستان خشک و خاموش از این جامعه‏ ها چیزى باقى نمى‏ماند و این درس عبرت بزرگى است.


(أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْکَهْفِ وَالرَّقِیمِ کَانُوا مِنْ آیَاتِنَا عَجَباً ‏) (آیه 9)
‏( زندگی پرزرق و برق ، بسیاری از مردمان را گول می‌زند ، و ایشان را نسبت به زنده شدن دوباره ، غافل و بی‌باور می‌کند . در صورتی که کسانی چون اصحاب کهف یافته می‌شوند که در محیط پرزرق و برق جهان و در میان انواع ناز و نعمت ، استقامت و پایمردی خود را در راه ایمان نشان می‌دهند ، و نیز حوادث بسیاری در جهان رخ می‌دهد که بیانگر از سرگرفتن حیات پس از خواب طولانی بوده که نوعی مرگ بشمار است . از جمله این حوادث داستان اصحاب کهف است ) . آیا گمان می‌بری که ( خواب چندین ساله ) اصحاب کهف و رقیم ، در میان عجائب و غرائبِ ( پراکنده در گستره هستیِ ) ما چیز شگفتی است‌ ؟‏

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۱٠ | ۱:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

دعای بسیار زیبای شیخ محمد صالح پردل

سخرانی زیبای شیخ محمد صالح پردل

دعای بسیار زیبای شیخ محمد صالح پردل, سخرانی زیبای شیخ محمد صالح پردل ,سخنرانی جدید استاد محمد صالح پردل , شیخ محمد صالح پردل ,پردل,سخنرانی جدید شیخ پردل ,سخنرانی 93 شیخ پردل,دعای باران شیخ پردل , دعای زیبای استاد پردل , نماز باران شیخ پردل ,دعای خاشعانه شیخ پردل, گریه کردن شیخ پردل,محمد پردل,زندگی نامه شیخ پردل,

سخنرانی جدید استاد محمد صالح پردل

شاید شما نیز دلتان برای یک سخنرانی جانانه تنگ شده باشد! سخنرانی ای که ایمان را در دلمان احیا کند و یاد الله را در قلب و ذهنمان بپروراند. هم اکنون سخنرانی بسیار جالب از شیخ محمد صالح پردل آماده کرده ایم. ایشان در این سخنرانی به بیان تمثیل هایی زیبا می پردازد که دل هر مسلمانی را میلرزاند.

همیشه با شنیدن سخنرانی های جذاب شیخ محمد صالح پردل نهال ایمان در دلهایمان احیا می شود و قلبهایمان به لرزه می افتد و بطور خلاصه از این رو به آن رو می شویم. سخنرانی هایی ایشان تا حدی طرفدار دارد که مؤمنان را از شهرهای دور برای شنیدن سخنان این بزرگوار جذب می کند. با یکی دیگر از سخنرانی های بینظیر شیخ پردل همراهتان هستیم.

 

دعای بسیار زیبای شیخ محمد صالح پردل

=====================================

دعای بسیار زیبای شیخ محمد صالح پردل


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دعای بسیار زیبای شیخ محمد صالح پردل , شیخ محمد صالح پردل , نماز باران شیخ پردل , دعای خاشعانه شیخ پردل


تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۱٠ | ۱:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

شیخ پردل: یک تکیه گاه خوب

شیخ محمد صالح پردل یک تکیه گاه خوب

سخرانی زیبای شیخ محمد صالح پردل

شیخ پردل, دعای بسیار زیبای شیخ محمد صالح پردل, دعای خاشعانه شیخ پردل, دعای زیبای استاد پردل, زندگی نامه شیخ پردل, سخرانی زیبای شیخ محمد صالح پردل, سخنرانی 93 شیخ پردل, سخنرانی جدید استاد محمد صالح پردل, سخنرانی جدید شیخ پردل, شیخ محمد صالح پردل, محمد پردل, نماز باران شیخ پردل, پردل, گریه کردن شیخ پردل

سخنرانی جدید استاد محمد صالح پردل

در این کلیپ استاد شیخ محمد صالح پردل به موضوع ذکر خداوند اشاره می کنند و این نکته رو بیان می کنند که بهترین

تکیه گاه خداوند و راه توکل و تکیه به خداوند ، ذکر خداوند می باشد و اینکه این چطوری ممکن است این کلیپ رو ببینید.

ما با تمام وجود و قت مان در حال تلاش می باشیم اما اولا نیاز به دعا و ثانیا به پیشنهادات و انتقادات سازنده شما هستیم

زمان: ۳ دقیقه

فرمت: Flv

کیفیت: عالی

نوع فایل: زیپ

حجم فایل: ۱۴مگابایت

 http://filmbaroon.ir

 

===================================

شیخ پردل: یک تکیه گاه خوب

پسورد: isra-soft.ir


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: شیخ پردل: یک تکیه گاه خوب


تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۱٠ | ۱:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

 

«بِسمِ اللهِ العَظِیمِ القَدِیمِ الأَزَل، یَغفِرُ الذُّنُوبَ وَیَعفُو الزَّلَل، تَنَزَّهَ مَولَانَا وَخَالِقُنَا عَنِ النَّقصِ وَالعِلَل، جَبَّارٌ قَوِىٌّ لَا یَکَلُّ وَلَا یَمَل».
بنام پروردگار همیشه زنده، بزرگ وپاینده، بخشاینده گناهان، ودرگذر کننده از اشتباهات، پاک است ومنزّه پروردگار ما از کمیها وکاستیها، قویی ونیرومند است، ناتوانی وسستی را بر او راهی نیست.

«لاإِلهَ إِلَّا اللَّـهُ العَظِیمُ الـحَلِیمُ، لا إِلهَ إِلَّا اللَّـهُ رَبُّ العَرشِ العَظِیمِ، لَا إِلهَ إِلَّا اللَّـهُ رَبُّ السِّموَاتِ، وَرَبُّ الأَرضِ، وَرَبُّ العَرشِ الکَرِیمِ».
هیچ معبودی لائق پرستش نیست مگر پروردگار بزرگ وبردبار، جزآفریننده وپادشاه آسمانها وزمین هیچ معبودی شایستگی پرستش ندارد، هیچ إله ومعبودی نیست مگر الله تعالی، پروردگار آسمانها وزمین، پروردگار بخشاینده ومهربان، مالک وصاحب عرش بزرگ، شاهنشه جهان آفرینش.

«اللَّهُمَّ صَلِّ وَسَلِّم وَبَارِک عَلى عَبدِکَ وَنَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ -صلى الله علیه وسلم- عَدَدَ مَا أَحَاطَ بِهِ عِلمُکَ، وَخَطَّ بِهِ قَلَمُکَ، وَأَحصَاهُ کِتَابُکَ، وَصَلَّ وَسَلَّم وَبَارِک عَلَیهِ مِلءَ الجِنَانِ وَالفِردَوسِ الأَعلى، اللّهُمَّ صَلِّ وَسَلِّم عَلَیهِ حَتَّى تَرضَى».
بارالها به اندازه علم ودانشت وبه عدد کلماتی که قلمت نگاشته وکتابت برشمرده صلوات وسلام ودرود فرست بر بنده وپیامبرت محمد -صلى الله علیه وسلم-. الهی به وسعت بهشتها وفردوس برینت بر او صلواتها وسلامها فرست. بارخدایا بر پیامبرت آنقدر سلام ودرود فرست که موجب خشنودی ورضایتت گردد.

«اللّهُمَّ اهدِنَا فِیمَن هَدَیتَ، وَعَافِنَا فِیمَن عَافَیتَ، وَتَولَّنَا فِیمَن تَوَلَّیتَ، وَبَارِک لَنَا فِیمَا أَعطَیتَ، وَقِنَا وَاصرِف عَنَّا شَرَّ مَا قَضَیتَ، فَإِنَّکَ تَقضِی وَلَا یُقضَى عَلَیکَ وَإِنَّهُ لَا یَعِزُ مَن عَادَیتَ وَلَا یَذِلُّ مَن وَالَیتَ، تَبَارَکتَ رَبَّنَا وَتَعَالَیتَ، نَستَغفِرُکَ اللَّهُمَّ مِن جَمِیعِ الذُّنُوبِ وَالخَطَایَا وَنَتُوبُ إِلَیکَ».
بارالها ما را در زمره هدایت یافتگان درگاهت قرار ده. وبا آنانکه گناهانشان را آمرزیده ای همراه گردان. وبه دوستی گیر با دوستانت ودر آنچه بما ارزانی داشته ای برکت نِه. ومارا درپناه خویش از زشتی وپلیدیها دورگردان چرا که قضا وقدر در دست توانای توست وکسی را قدرت محاسبه تو نیست. الهی کسی را توانائی عزّت وشرف بخشیدن نیست آنکس را که تو دشمن شمرده ای. وکس نتواند خوار کند آنکه را بدوستی گرفته ای. پاک ومنزّهی تو ای پروردگار ما. از همه گناهان وزشتیها به درگاه مغفرت وبخشش تو روی آورده ایم.

«اللَّهُمَّ إِنَّا نَسأَلُکَ بِأنَّ لَکَ الـحَمدُ، لَا إِلهَ إِلَّا أَنتَ وَحدَکَ لَا شَرِیکَ لَکَ، الـمَنَّانُ، یَا بَدِیعَ السَّماوَاتِ وَالأَرضِ، یَا ذَا الجَلَالِ وَالإِکرَامِ، یَاحَیُّ یَا قَیُّومُ، إِنَّا نَسأَلُکَ الـجَنَّةَ وَنَعُوذُبِکَ مِنَ النَّارِ».
بارالها حمد وسپاس تنها شایسته بزرگی توست، جز تو هیچ اله ومعبودی نیست، تویی پروردگار بخشاینده، نیست هیچ شریکی تو را، ای آفریننده آسمانها وزمین، ای شاهنشه سخاوت وبزرگی، ای آگاه وتوانا ودانا بر همه چیز وهمه کس، ما از درگاه تو بهشت برین را مسألت داریم واز عذاب هولناک آتش جهنم به بزرگیت پناه می بریم.

﴿رَبَّنَا ءَامَنَّا بِمَآ أَنزَلتَ وَاتَّبَعنَا الرَّسُولَ فَاکتُبنَا مَعَ الشَّاهِدِینَ﴾.
بارالها ما بدانچه بر پیامبرت فرو فرستادی ایمان آوردیم واز او پیروی نمودیم، پس ما را با راستگویان وشاهدان وگواهان حق محشور فرما.

﴿رَبَّنَا لَاتَجعَلنَا فِتنَةً لِّلقَومِ الظَّالِمِین * وَنَجِّنَا بِرَحمَتِکَ مِنَ القَومِ الکَافِرِینَ﴾.
الهی مارا آزمون آزار وبلای ستمگران وظالمان قرار مده وبا فضل ورحمت خویش مارا از آماج فتنه وبلاهای کافران نجات بخش.

﴿رَبَّنَآ اغفِرلَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسرَافَنَا فی أَمرِنَا وَثَبِّت أَقدَامَنَا وَانصُرنَا عَلَی القَومِ الکَافِرِینَ﴾.
پروردگارا، ببخشای بر ماگناهانمان را واز زیاده رویها وتندرویهایمان درگذر وما را در راهت ثابت قدم دار وبر ملتهای کافر پیروزمان گردان.

﴿رَبَّنَآءاتِنَا فی الدُّنیَا حَسَنَةً وَفِی الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ﴾.
بارالها در دنیا بما خیر ارزانی دار وسرای آخرتمان را خوشبخت وبا سعادت گردان ومارا از عذاب آتش جهنم برهان.

﴿رَبَّنَا لَاتُؤَاخِذنَآ إِن نَّسِینَآ أَو أَخطَأنَا، رَبَّنَا وَلَا تَحمِل عَلَینَآ إِصراًً کَمَا حَمَلتَهُ عَلَی الَّذِینَ مِن قَبلِنَا، رَبَّنَا وَلَاتُحَمِّلنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعفُ عَناَّ وَاغفِرلَنَا وَارحَمنَآ أَنتَ مَولَانَا فَانصُرنَا عَلَی القَومِ الکَافِرِینَ﴾.
بارالها، مارا بر اشتباهات وفراموشیهایمان باز خواست مکن، الهی بار تکالیف ومسؤلیتهای سنگین را آنچنانکه بر دوش ملتهای پیشین، بسبب گناهان ومعصیتهایشان، گذاشته بودی بر دوش مامگذار، پروردگارا برما آنچه که مارا یارای آن نیست واز قدرت وتوانمان خارج است تحمیل مگردان، واز گناهانمان درگذر ومارا مورد عفو وبخشش ورحمت وشفقت خویش قرار ده، تویی یار ویاورما، پس مارا بر ملتهای کافر پیروز گردان.

﴿رَبَّنَا لَا تُزِِغ قُلُوبَنَا بَعدَ إِذ هَدَیتَنَا وَهَب لَنَا مِن لََََّدُنکَ رَحمَةً إِنَّکَ أَنتَ الوَهَّاب﴾.
بارالها پس از آنکه لذت وحلاوت ایمان را به قلبهایمان چشاندی آنها را از راه سعادت گمراه وسرگردان مکن، واز درگاه خودت بما رحمتی ارزانی دار که تنها تویی سخاوتمندترین بخشایشگران.

﴿رَبَّنَا اغفِرلَنَا وَلِإِخَوانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالإِیمانِ وَلَاتَجعَل فِی قُلُوبِنَا غِلاًّ لِّلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَآ إِنَّکَ رَئُوفٌ رَّحِیمٌ﴾.
پروردگارا از گناهان ومعصیتهای ما وبرادرانمان که در راه ایمان بر ما پیشی گرفتند درگذر، ومارا بیامرز. الهی در قلبها ودلهای ما هیچ کینه وحقدی بر مسلمانی جای مده. بارالها، تو بسیار رئوف ومهربان وبخشنده ای.

«اللَّهُمَّ اصلِح لَنَا دِینَِنَا الَّذِی هُوَ عِصمَةُ أَمرِنَا، وَاصلِح لَنَا دُنیَانَا الَّتی فِیهَا مَعَاشُنَا، واصلِح لَنَا آخِرَتنَا الَّتِی فِیهَا مَعَادُنَا، وَاجعَل الحَیَاةَ زِیَادَةً لَنَا فِی کُلِّ خَیرٍ، وَاجعَلِ الـمَوتَ رَاحَةً لَنَا مِن کُلِّ شَرٍّ».
بارالها، دیانتداری مارا اصلاح گردان که صلاح وموفقیت در کارهایمان بر آن است، ودنیایمان را پاک ساز که حیات وزندگیمان در آن است وآخرتمان را نیکوکن که بازگشتمان بسوی آنست. وهمواره خیر وخوبیها را بر زندگیمان بیفزا وبا مرگ مارا از همه زشتیها وبدیها برهان.

«اللَّهُمَّ إِنَّا نَسأَلُکَ الهُدَی وَالتُّقَی، وَالعَفَافَ، وَالغِنَی».
الهی برما هدایت ورستگاری، تقوا وپاکدامنی، قناعت وخوشدلی ارزانی دار.

«اللَّهُمَّ إِنَّا نَعُوذُبِکَ مِنَ العَجزِ، وَالکَسَلِ، وَالـجُبنِ، وَالبُخلِ، وَالهَرَمِ، وعَذَابِ القَبرِ، اللَّهُمَّ آتِ نُوفُوسَنَا تَقوَاهَا، وَزَکِّهَا أَنتَ خَیرُ مَن زَکَّاهَا. أَنتَ وَلِیُّهَا وَمَولَاهَا. اللَّهُمَّ إِنَّا نَعُوذُبِکَ مِن عِلمٍ لَاینفَعُ، وَمِن قَلبٍ لَایَخشَعُ، وَمِن نَفسٍ لَاتَشبَعُ، وَمِن دَعوَةٍ لَایُستَجَابُ لَهاَ».
الهی ما از تنبلی وناتوانی، ترسویی وبخیلی، پیری وعذاب قبر به تو پناه می بریم. بارالها به دلهای ما تقوا ارزانی دار وآنهارا پاک ساز که تو از همه به پاکی آنها تواناتری، تو صاحب امر ومالک آنهایی. الهی ما از علم بیهوده وبی فایده وازقلبی که از تو هراس وترسی ندارد، واز جان وتنی که سیری وقناعت نمی شناسد واز دعائی که پذیرفته درگاهت نیست به تو پناه می بریم.

«اللَّهُمَّ إِنَّا نَعُوذُبِکَ مِن زَوَالِ نِعمَتِکَ، وَتَحَوُّلِ عَافِیَتِکَ، وَفُجَاءَةِ نِقمَتِکَ، وَجَمِیعِ سَخَطِکَ».
بارالها ما از اینکه نعمتهایت از ماگرفته شود، وسلامتی وعافیتی را که به ما ارزانی داشته ای از دست دهیم واز اینکه ناگهان مورد خشم وغضب تو قرار گیریم، واز هر گونه خشم ونارضایتی ات بتو پناه می آوریم.

«اللَّهُمَّ رَحمَتَکَ نَرجُو فَلَا تَکِلنَِا إِلَی أَنفُسِنَا طَرفَةَ عَینٍ، وَاصلِح لَنَا شَأنَنَا کُلَّهُ، لَاإِلهَ إِلَّا أَنتَ».
الهی برحمتت چشم أمید دوخته ایم، پس مارا لحظه ای به حال خود وامگذار، همه کارها وأمورمان را نیکو گردان، هیچ الهی ومعبودی نیست مگر ذات پاک تو.

﴿لَاإِلهَ إِلَّا أَنتَ سُبحَانَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِین﴾.
هیچ إله ومعبودی نیست مگر ذات پاکت، تو پاکی ومنـزه، منم که برخود ظلم وستم روا داشته ام.

«اللَّهُمَّ إِنَّا عَبِیدُک، بَنُو عَبِیدِک، بَنُو إماءِک، نَوَاصِینَا بِیَدِکَ، مَاضٍ فِیَّنا حُکمُکَ، عَدلٌ فِیَّنا قَضَاؤُکَ. نَسأَلُکَ بِکُلِّ اسمٍ هُوَ لکَ سَمَّیتَ بِهِ نَفسَکَ، أَو أَنزَلتَهُ فِی کِتَابِکَ، أَو عَلَّمتَهُ أَحَداً مِن خَلقِکَ، أَوِ استَأثَرتَ بِهِ فِی عِلمِ الغَیبِ عِندَکَ، أَن تجعَلَ القُرآنَ رَبِیعَ قُلُوِبنَا، ونُورَ صُدُورِنَا، وَجَلَاءَ أَحزَانِنَا، وَذَهَابَ هُمُومِنَا».
بارالها، ما بندگان وبردگان تو، فرزندان بردگان تو، فرزندان کنیزکان دربارت، امورمان همه در توان وقدرت واختیارت، هر آنچه امر کنی بر ما روا باشد وهر حکمی در حق ما صادر کنی عدل است وداد، به هراسمی که شایسته بزرگی توست وبدان خودت را نام نهاده ای یا که در کتابت آورده ای، یا که به بنده ای از بندگانت آموخته ای، ویا که در علم غیبت محفوظ داشته ای، از تو می خواهیم که قرآن را بهار قلبهایمان ونور سینه هایمان وجلا دهنده غم واندوهمان وپاک کننده ناراحتیهایمان سازی.

«اللَّهُمَّ إِنَّکَ عَفُوٌّ کَرِیمٌ تُحِبُّ العَفوَفَاعفُ عَنِّا».
الهی تو کریمی وبخشاینده وبخشایش را می پسندی پس از ما درگذر.

«اللَّهُمَّ إِنَّا نَسأَلُکَ فِعلَ الخَیرَاتِ، وَتَرکَ الـمُنکَراتِ، وَحُبَّ الـمَسَاکِینِ، وَأَن تَغفِرَ لَنَا، وَتَرحَمَنَا، وَإِذَا أَرَدتَ فِتنَةَ قَومٍ فَتَوَفَِّنَا غَیرَ مَفتُونٍ، وَنَسأَلُکَ حُبَّکَ، وَحُبَّ مَن یُحِبُّکَ، وَحُبَّ عَمَلٍ یُقَرِّبُنَا إِلَی حُبِّکَ».
بارالها مارا در انجام کارهای خیر یاری ده، واز زشتیها بازدار، ودوستی ومحبت بینوایان را در قلبمان جای ده، واز ما درگذر ورحمت وبخشایشت را نصیب حالمان کن، واگر خواستی قومی را به فتنه وامتحانی براندازی، بدون آزمایش وامتحان جانمان بستان. الهی مارا از دوستیت ومحبت دوستانت ومحبت هر آنچه مارا بتو نزدیکتر می سازد بهرمند ساز.

«اللَّهُمَّ اقسِم لَنَا مِن خَشیَتِکَ مَا تَحُولُ بِهِ بَینَنَا وَبَینَ مَعَاصِیکَ، وَمِن طَاعَتِکَ مَا تُبَلِّغُنَا بِهِ جَنَّتَکَ، وَمِنَ الیَقِینِ مَا تُهَوِّنُ بِهِ عَلَینَا مَصَائِبَ الدُّنیَا، اللَّهُمَّ مَتِّعنَا بِأَسمَاعِنَا، وَأَبصَارِنَا، وَقُوَّاتِنَا مَا أَحیَیتَنَا، وَاجعَلهُ الوَارِثَ مِنَّا، وَاجعَل ثَأرَنَا عَلَی مَن ظَلَمَنَا، وَانصُرنَا عَلَی مَن عَادَانَا، وَلَا تَجعَل مُصِیبَتَنَا فِی دِینِنَا، وَلَا تَجعَلِ الدُّنیَا أَکبَرَ هَمِّنَا، وَلَا مَبلَغَ عِلمِنَا، وَلَاتُسَلِّط عَلَینَا مَن لَا یَرحَمُنَا».
بارالها، آن مقدار از ترس وهراس از قدرت وتوانت بما ارزانی دار، که بین ما وگناهان دوری افکند، وآن قدر از توفیق طاعت وعبادتت بمَا ارزانی ده، که ما را به بهشت برین رساند. وآن مقدار از ایمان ویقین که مشکلات ومصائب دنیا را برایمان آسان وهموارسازد. الهی ما را از نعمت شنوائی وبینائی ونیرو وتوانمندی تا آخرین لحظه ای که بما زندگی عطا می فرمائی محروم مساز، ووارث مارا از خودمان قرار ده، وانتقام مارا از کسی که بر ماظلم روا دارد بگیر، ومارا بر آنکس که بر ما دشمنی می ورزد یاری ده، ومصیبت وگرفتاریهایمان را در دینمان مگردان، ودنیارا بزرگترین آرزو وامیدمان، وبالاترین درجه علم ودانش وفهممان قرار مده وکسی را که بر ما رحم وشفقت ندارد بر ماچیره مگردان.

«اللَّهُمَّ إِنَّا نَسأَلُکَ مُوجِبَاتِ رَحـمَتِکَ، وَعَزَائِمَ مَغفِرَتِکَ، وَالسَّلَامَةَ مِن کُلِّ إِثمٍ، وَالغَنِیمَةَ مِن کُلِّ بِرٍّ والفَوزَ بِالـجَنَّةِ، وَالنَّجَاةَ مِنَ النَّارِ».
بارالها، بما ارزانی دار آنچه که دروازه های پر سخاوت رحمت وبخشایشت را برویمان می گشاید. وما را از معصیت وگناه بر حذر داشته بسوی نیکیها وخوبیها روانه ساز. الهی درهای نورانی بهشت را برویمان بگشای ومارا از آتش سوزناک وعذاب هولناک جهنم در امان دار.

«اللَّهُمَّ إِنَّا نَسأَلُکَ یَا اللّـهُ بِأَنَّکَ الوَاحِدُ، الأَحَدُ، الصَّمَدُ، الَّذِی لَم یَلِد وَلَم یُولَد، وَلَم یَکُن لَهُ کُفُواً أَحَدٌ أَن تَغفِرَ لَنَا ذُنُوبَنَا، إِنِّکَ أَنتَ الغَفُورُ الرَّحِیمُ».
ای پروردگار یگانه ویکتا، ای آنکه دستان محتاجان تنها بسوی تو دراز است، تو پاکی از اینکه فرزند ویا پدر باشی، وتو پاک ومنـزهی از شریک داشتن، تو را مثل ومانندی نیست. بارالها، ببخشای بر ما گناهانمان را، تنها تویی بخشاینده مهربان.
«اللَّهُمَّ أَلِّف بَینَ قُلُوبِنَا، واصلِح ذَاتَ بَینِنَا، وَاهدِنَا سُبُلَ السَّلَامِ، وَنَجِّنَا مِنَ الظُلُمَاتِ إِلَی النُّورِ، وَجَنِّبنَا الفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنهَا وَمَا بَطَنَ، وَبَارِک لَنَا فِی أَسمَاعِنَا، وَأَبصَارِنَا، وَقُلُوبِنَا، وَأَزوَاجِنَا، وَذُرِّیَّاتِنَا، وَتُب عَلَینَا إِنَّکَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ، وَاجعَلنَا شَاکِرِینَ لِنِعَمِکَ مُثنِینَ بِهَا عَلَیکَ قَابِلِینَ لَهَا وَأَتمِمهَا عَلَینَا».
بارالها، بین قلبها ودلهایمان محبت وألفت آفرین وسوء تفاهمهایمان را برطرف ساخته مارا براه سعادت ورستگاری رهنمون فرما. الهی از سیاهچالهای گمراهی به نور ایمانمان هدایت نموده از بدیها وزشتیهای آشکار وپنهان مارا در امان دار. پروردگارا درشنوائی وبینائیمان ودر دلها وقلبهایمان ودر همسران وفرزندانمان برکت عطا فرما. وببخشای بر ما که تویی بخشاینده مهربان. بارالها، مارا شکرگذار نعمتهای بیدریغت قرار ده وبه ما توفیق آن ده که همیشه حمد وسپاس وستایش توگوئیم ومارا مستحق وقابل آنهمه فضل وکرمت قرار ده وبیفزای بر ما خیر ونیکیت را.
«اللَّهُمَّ إِنَّا نَسأَلُکَ عِیشَةً نَقِیَّةً، وَمَیتَةً سَوِیَّةً، وَمَرَدّاً غَیرَ مـُخزٍ وَلَافَاضِحٍ».
بارالها، سعادت وخوشبختی وشادکامی در زندگی را از درگاه عظمت وبزرگیت مسألت داریم. الهی مرگمان را به آرامی وراحتی بر ما نازل فرما، واز بازگشت زشت وناشایسته بسوی درگاه عدلت در امانمان دار.
﴿رَبَّنَا ظَََلَمنَآ أَنفُسَنَا وَإِن لَّم تَغفِرلَنَا وَتَرحَمنَا لَنَکُونَنَّ مِنَ الخَاسِرِین﴾.
بارالها ما با نافرمانی دستورات تو به خویشتن ظلم وستم ورزیده ایم واگر ما را نیامرزی وبر ما رحم وشفقت نورزی از زیانکاران خواهیم شد ...
﴿رَبَّنَا عَلَیکَ تَوَکَّلنَا وَإِلَیکَ أَنَبنَا وَإِلَیکَ المَصِیرُ﴾.
پروردگارا بتو توکل جسته ایم وبسوی تو روی آورده ایم وبازگشت همگان بسوی توست.
﴿رَبَّنَا لَا تَجعَلنَا فِتنَةً لِّلَّذِینَ کَفَروُا وَاغفِرلَنَا رَبَّنَآ إِنَّکَ أَنتَ العَزِیزُ الحَکِیمُ﴾.
بارالها، کافران را بر ماچیره مگردان وما را سبب روی گردانی آنان از دینت مساز، پروردگارا ببخشای ما را که تو بر همه چیز توانا ودانایی.
«اللّهُمَّ انصُر الإِسلَامَ وَالمُسلِمِین، اللُّهُمَّ انصُرِ الجِهَادَ وَالمُجَاهِدِین، اللَّهُمَّ انصُر مَن نَصَرَ دِینَ مُحَمَّدٍ -صَلىَ اللهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ- وَاجعَلنَا مِنهُم، اللّهُمَّ اخذُل مَن خَذَلَ دِینَ مُحَمَّدٍ -صَلىَ اللهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ- وَلَا تَجعَلنَا مِنهُم».
بارالها پیروز گردان اسلام ومسلمانان را. الهی یاری ده جهاد ومجاهدان را. پرودگارا پیروز گردان هر آنکس که دین محمد -صلى الله علیه وسلم- را یاری می دهد ومارا از زمره ایشان قرار ده. الهی خوار ورسوا ساز آنانرا که خوار ساخته اند دین محمد -صلى الله علیه وسلم- را ومارا از آنان قرار مده.
«اللّهُمَّ مَن أَرَادَ الإِسلَامَ وَالمُسلِمِینَ بِسُوءٍ فَاشغِلهُ فِی نَفسِهِ وَاجعَل تَدبِیَرَهُ فِی تَدمِیرِهِ».
پروردگارا هر آنکس که بر علیه اسلام ومسلمانان نقشه می کشد را بخودش مشغول دار، ونیرنگ وحیله اش را سبب هلاکت ونابودیش قرار ده.
«اللّهُمَّ عَلَیکَ بِأَعدَاءِ الإِسلَامِ وَبِکُلِّ مَن سَاعَدَهُم وَسَانَدَهُم. اللّهُمَّ إِنَّا نَجعَلُکَ فِی نُحُورِهِم وَنَعُوذُ بِکَ مِن شُرُورِهِم. اللّهُمَّ أَرِنَا فِیهِم یَومَاً أَسوَدَاً کَیَومِ هَامَانَ وَفِرعَون».
پروردگارا دشمنان اسلام وهر آنکس که دست یاری وکمک بدانان داد را خوار ورسوا ساز. بارالها تیر زهراگینت را در حلقومشان فرو بر ومارا از بلاها ونیرنگهایشان در امان دار.
بارخدایا آنان را چو هامانیان وفرعونیان هلاک ونابود گردان.
«اللّهُمَّ إِنَّکَ قُلتَ وَقَولُکَ حَقٌ: ﴿أُدعُوِنی أَستَجِب لَکُم﴾ وَهَا نَحنُ بِبَابِ جُودِکَ قَد دَعَونَاکَ کَمَا أَمَرتَنَا فَاستَجِب لَنَا کَمَا وَعَدتَنَا وَلَا طَرُدناً عن بَابِ جُودِکَ خَائِبِین».
بارالها تو گفتی وسخنت راست است وحقیقت «مرا خوانید تاحاجتهایتان برآرم» وحال این مائیم که بر دروازه کرم وسخاوتت آنچنان که امر فرموده ای دست تضرع وزاری دراز نموده ایم پس دعاهایمان را پذیرا باش وما را از درگاه سخاوتت دل شکسته وناامید مرهان.
«وَصَلِّ اللّهُمَّ وَسَلِّم عَلَى عَبدِکَ وَنَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ -صلى الله علیه وسلم- وَعَلَى وآله وصَحَابَتِهِ وَمَن تَبِعَهُ بِإِحسَانٍ إِلَى یَومِ الدِّین».
بارالها سلام ودرود فرست بربنده وپیامبرت محمد -صلى الله علیه وسلم- وبرخاندان ویاران وپیروان راستینش تا روز قیامت


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: نیایش سحرگاهان , دعای سحر , ادعیه سحر


تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٧ | ٩:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٧ | ٩:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

 

کروی بودن زمین و رابطه آن با کلمه «عمیق»

در این رابطه اشارات لطیفی در قرآن وجود دارد، خداوند می‌فرماید :
{وَ اَذِّنْ فی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَاْتُوکَ رِجالاً وَ عَلی کُلِّ ضَامِرٍ یَأْتینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمیقٍ}[1] (حج : 27)
«(ای پیغمبر!) به مردم اعلام کن که (افراد مسلمان و مستطیع)، پیاده، یا سواره بر شتران باریک‌اندام (ورزیده و چابک و پرتحمل، و مرکب‌ها و وسایل خوب دیگری) که راه‌های فراخ و دور را طی می‌کنند، به حج کعبه بیایند و ندای تو را پاسخ گویند».

ممکن است سؤال شود که چرا بجای «مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمیقٍ» نفرمود : «مِنْ کُلِّ فَجٍّ بَعیدٍ»؟

علما در این باره می‌فرمایند : استعمال کلمه «عمیق» به جای «بعید» به کروی بودن زمین اشاره دارد، زیرا خطوط سطح زمین راست نیستند بلکه منحنی بوده و در توضیح آنها به بُعد سوم جهات یعنی عمق نیز نیاز هست، لذا پروردگار دانا با این کلمه به کروی بودن زمین اشاره دارد.

نکته قابل توجه دیگر در این باره اینست که خداوند حکیم میان سطح علمی و فهم مردم عصر نزول قرآن و قرن‌های آینده، هماهنگی و توافق برقرار کرده است.

آیا زمین را گردآورنده قرار ندادیم؟
خداوند می‌فرماید :
{اَلَمْ نَجْعَلِ الأَرْضَ کِفَاتاً* أَحْیاءاً وَ اَمْواتاً} (مرسلات : 25-26)
«آیا ما زمین را گردآورندة (مردمان در حال حیات بر روی خود، و در حال ممات در دل خود) نساخته‌ایم؟* هم در حال حیات و هم در حال ممات؟».

کلمه «کفاتا» از ریشه «کَفَتَ» است و کفَتَ یکفِتُه کفْتاً، کفَّتَه : یعنی وی را در بر گرفت و به خود نزدیک کرد[2]، از خصوصیات زمین، در بر گرفتن و جذب کردن و به خود نزدیک ساختن است و این آیه به روشنی به جاذبه زمین اشاره دارد، زیرا زمین همه چیز را به خود جذب می‌کند و وزن اشیاء در حقیقت حاصل نیروی جاذبه آن است که با حجم زمین نیز تناسب دارد. یعنی اگر شئی بر روی زمین صد کیلوگرم وزن داشته باشد، بر روی ماه آن وزن را داراست و انسانی که در زمین شصت کیلوگرم وزن دارد بر روی ماه ده کیلوگرم وزن دارد. پس وزن هر شیء بر روی ماه یا زمین، متناسب با قدرت جذب آنها است. باتوجه به این خصوصیت است که خداوند فرمود :

{اَلَمْ نَجْعَلِ الأَرْضَ کِفَاتاً* أَحْیاءاً وَ اَمْواتاً}

اگر نیروی جاذبه نبود، زندگی چگونه ممکن بود؟ و آب چگونه روی زمین باقی می‌ماند؟ و هوای اطراف آن نیز اگر تحت‌تأثیر نیروی جاذبه نبود، چگونه گرداگرد آن دوام می‌یافت؟ اگر این نیروی قوی نبود و باعث گردش هوا به همراه زمین نمی‌شد یعنی زمین حرکت می‌کرد و هوای اطراف ثابت می‌ماند، گردبادهایی با سرعت بیشتر از هزار و ششصد کیلومتر در ساعت پدید می‌آمد و تمامی سطح زمین را با خود نابود می‌کرد.

باز از خود بپرسیم : کیست که هوا را با زمین مرتبط کرده و نیروی جاذبه را سبب این ارتباط قرار داده است؟ و کیست که دریاها را با این نیرو به زمین مربوط کرده و استقرار بخشیده است؟

بی‌وزنی حالتی تحمل‌ناپذیر است، خداوند می‌فرماید :
{اَمَّنْ جَعَلَ الأرْضَ قَراراً} (نمل : 61)
«(بتها بهترند) یا کسی که زمین را قرارگاه (و محل اقامت انسان‌ها) ساخته است».

در واقع زمینی که در حال گردش است، در عین استقرار بوده و اشیاء سطح خود را نیز ثابت و به خود جذب کرده و به آنها وزن بخشیده است. برخی از علما گمان کرده‌اند که زمین انسان را به خود جذب کرده تا در قبر فرو می‌رود اما خداوند زندگان را نیز در شمول این حکم آورده است :

{أحیاءاً و اَمواتاً}

و زندگان نیز با زمین مرتبط بوده و جذب آن شده‌اند و مثلاً وزن شصت کیلو برای یک شخص به معنی میزان قدرت جذب زمین نسبت به اوست. با این وصف آیا این آیات گفتار خداوند نیست؟ و برای ایمان ما کافی نیست که قرآن به نظریه‌ها و حقایق علمی امروزی، اشاره کرده است.
استقرار زمین

این حالت زمین نیز در آیه‌ای از قرآن بیان شده است :
{اَمَّنْ جَعَلَ الأرْضَ قَراراً}[3] (نمل : 61)
«(بتها بهترند) یا کسی که زمین را قرارگاه (و محل اقامت انسان‌ها) ساخته است».

کیست که زمین را محل استقرار قرار داده است؟ که ساختمان‌ها روی آن ایستاده و فرو نمی‌ریزند. چه کسی آن را مستقر نموده در حالیکه در هر ثانیه، سی کیلومتر از مدار خویش را می‌پیماید. اما با این وجود در ثبات و استقرار کامل است و اگر لرزیدن گیرد، هیچ ساختمانی بر روی آن دوام نمی‌آورد. خداوندا ازدیاد نعمت‌های خویش را به ما بنما و آن را از ما مگیر.

خداوند در مورد زمین می‌فرماید :
{وَ تَری الجّبالَ تَحْسَبُها جامِدَهً وَ هِیَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ} (نمل : 88)
«کوه‌ها را می‌بینی و آنها را ساکن و بی‌حرکت می‌پنداری، در حالی که کوه‌ها مانند ابرها در مسیر حرکت هستند (چرا که کوه‌ها بخشی از کرة زمین بوده و کرة زمین به دور خود و به دور خورشید می‌گردد».

تا قبل از این، گمان می‌رفت که کوه‌ها ثابت هستند، اما مانند ابرها در حرکتند، زیرا به همراه زمین در چرخش هستند.

در جنگی که میان جمعی از کشورها با یکی از دولت‌های بالکان در گرفت و شش ماه تمام ادامه یافت، پیشرفته‌ترین نوع سلاح‌ها و هواپیماهای ضد رادار و اشعه لیزر را به کار گرفتند، کامپیوترها، ماهواره‌ها، جدیدترین سلاح‌های بمباران در شب و روز نیز از وسایل استفاده شده در این جنگ بود، روزانه چهارصد هواپیما در آسمان ظاهر شده و به شدت بمباران می‌کردند. این فاجعه شش ماه تمام طول کشید و سیصدهزار میلیون دلار هزینه در بر گرفت.

اما کافیست که یک ستاره به مدت چهل و پنج ثانیه بلرزد و نتیجه‌ای بسیار ناگوارتر از آن جنگ ویرانگر را به بار آورد :

{اِنَّ بَطْشَ رَبِّکَ لَشَدیدٌ} (بروج : 12)
«بی‌گمان پروردگارت یورش و تاخت بردن و در هم کوبیدن و به کیفر رساندنش سخت و شدید است».

خداوند می‌فرماید : {اَمَّنْ جَعَلَ الأرْضَ قَراراً} (ملکیت زمین در اختیار خداست) و ما چیزی را در اختیار نداریم. اگر زمین به اندازه هشت درجه در مقیاس ریشتر بلرزد و همه ساختمان‌ها را نابود سازد، چه کسی می‌تواند مانع شود، حقیقتاً در چنین حالتی، کاری از دست انسان برنمی‌آید، جز اینکه زیر آوارها ناله کند، و کسی ناله او را نمی‌شنود، و حتی کسی به فکر او نمی‌باشد.

خدای عزّ و جلّ می‌فرماید :
{قُلْ هُوَ القَادِرُ عَلی اَنْ یَبْعَثَ عَلَیکُم عَذاباً مِنْ فَوْقِکُمْ* اَوْ مِنْ تَحْتِ اَرْجُلِکُمْ* اَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیعاً وَ یُذِیقَ بَعْضَکُمْ بَاْسَ بَعْضٍ} (انعام : 65)
«عذابی چون صاعقه و موشک‌ها* و یا عذابی چون زلزله‌ها و مین‌ها* و یا عذابی چون جنگ داخلی را سبب شکنجه شما و نابودیتان قرار دهد».

خداوند متعال می‌فرماید :
{وَ ضَرَبَ اللهُ مَثَلاً قَریَهً کَانَتْ آمِنَهً مُطْمَئِنَّهً یَأتِیها رزْقُها رَغَداً مِنْ کُلِّ مَکانٍ فَکَفَرَتْ بِأنْعُمِ اللهِ فَإذَاقَها اللهُ لِباسَ الجُوعِ وَ الخَوفِ بِما کَانُوا یَصْنَعوُنَ} (نحل : 112)
«خداوند (برای آنان که کفران نعمت می‌کنند، داستان) مردمان شهری را مثل می‌زند که در امن و امان بسر می‌بُردند و از هر طرف روزیشان بگونة فراوان به سویشان سرازیر می‌شد، اما آنان کفران نعمت خدا کردند، و خداوند به خاطر کاری که انجام دادند، گرسنگی و هراس را بدیشان چشانید (و نعمت‌ها را از ایشان سلب گردانید و بلاها بدانان رسانید)».

معنی دومی که برای آیه {اَمَّنْ جَعَلَ الأرْضَ قَراراً} متصور است، در خلال سؤال از خالق نیروی جاذبه روشن می‌شود، نیرویی که هر چه در سطح زمین است، جذب آن می‌شود، و مفهوم وزن معنی می‌یابد، فضانوردان به هنگام سفر در حال خواب هستند، که ناگهان بیدار شده و چون به منطقه بی‌وزنی رسیده‌اند خود را در هوا می‌بینند که به سقف فضاپیما چسبیده و احساس بی‌وزنی می‌کنند، اما این حالت فقط برای چند لحظه ممکن است، اما زندگی چندین ساله در این حالت غیرقابل تحمل است. باید از خود بپرسیم، آنچه که از دستان ما خارج می‌شود، به تدبیر و فرمان چه کسی در سطح زمین استقرار می‌یابد؟ و چه کسی است که نیروی جاذبه را آفریده است؟ طبعاً پاسخ اینست که، خداوند آفریدگار آن است.

اما یک معنی سوم نیز در این سؤال نهفته است که چه کسی تمام نیازمندی‌های تو را – ای انسان – در زمین قرار داده است؟ آیا در جایی بدون آب می‌توانی زندگی کنی؟ آیا کسی به غیر خداوند است که طبق شمارش دانشمندان، دویست و هشتاد و پنج هزار ماده غذایی متنوع را برای خوراک انسان و تغذیه او قرار داده است؟

در واقع نشانه‌های خداوند در میان ماست، اما خوشبخت کسی است که از آنها پند گیرد و بدبخت کسی است که خودسر و خودرأی است، زیرا هرگاه فرمان خدا نزد مردم کم‌اهمیت و سبک شمرده شد، ذات خداوند نیز مورد بی‌توجهی و کم‌ارزشی قرار می‌گیرد، که عاقبتی این چنین دارد :

{وَ لَنُذِیقَنَّهُمْ مِنَ العَذَابِ الأدْنی دُونَ العَذَابِ الاکْبَرِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ} (سجده : 21)
«ما قطعاً عذاب نزدیک‌تر (دنیا) را پیش از عذاب بزرگ‌تر (آخرت) بدیشان می‌چشانیم، شاید (از کفر و معاصی دست بکشند، و به سوی خدا) برگردند».

{ظَهَرَ الفَسادُ فی البَرِّ وَ البَحْرِ بِما کَسَبَتْ أیدی النّاسِ لِیُذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذی عَمِلوُا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعوُنَ} (روم : 41)
«(همیشه چنین بوده است که) تباهی و خرابی در دریا و خشکی به خاطر کارهایی پدیدار گشته است که مردمان انجام می‌داده‌اند. بدین وسیله خدا سزای برخی از کارهایی را که انسانها انجام می‌دهند بدیشان می‌چشاند تا اینکه آنان (بیدار شوند و از دست یازیدن به معاصی) برگردند».

پس از واقعه زلزله ترکیه، یکی از رهبران ترک در مجلس نمایندگان ترکیه درباره این زلزله ویرانگر داد سخن گشوده بود و می‌گفت : ما با همپیمانی با یهود، آزاد گذاشتن شبکه‌های ماهواره‌ای مبتذل در انتشار سموم مهلک و مبارزه با حجاب از طریق ترویج بی‌حجابی، به جنگ و مبارزه با خدا روی آوردیم، اکنون نوبت خداست که ما را مجازات کرده و به کیفر اعمالمان برساند.

کلام آن شخص این بود و درست هم می‌گفت، زیرا خداوند نسبت به ما مهربان است، اما اگر خود ما در حق خویش رحیم و مهربان نباشیم (و با جهل و خودسری و پیروی از شیطان راه جهنم و گمراهی را در پیش گیریم) به ناچار او به معالجه ما می‌پردازد و این حوادث را سبب تذکر و یادآوری قرار می‌دهد، در حدیثی قدسی آمده است که : «اگر مردم توبه کردند من دوستدارشان و اگر توبه نکنند، طبیبشان خواهم بود و آنها را به مصایب و مشکلات مبتلا می‌کنم تا از گناهان و معایب پاک شوند و هر نیکی آنها را، ده برابر و بیشتر پاداش داده و در برابر بدی‌های آنان جز به اندازه خود، مجازات نمی‌کنم و یا اینکه از آن درگذر می‌کنم، زیرا محبت و مهر من نسبت به بندگانم، از محبت مادر، نسبت به فرزندش بیشتر است».

IslamQT.Com
اسلام-قرآن و تفسیر
برگرفته شده از کتاب: دایره المعارف اعجاز علمی در پرتو قرآن و سنت
تألیف : دکتر محمد راتب نابلسی
مترجمان : محمد آزاد شافعی، عبدالباسط عیسى زاده


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اعجاز قران درباره کره زمین


تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٧ | ۸:٥۳ ‎ق.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

1- صلوات : هرگاه نام حضرت محمد (ص) را شنیدیم یا بر زبان آوردیم از ته دلمان باید صلوات بگویم.
2- احترام به اهل بیت :همسران پیامبراکرم (ص) مادران همه ی مسلمانان هستند وباید به تمام آنان احترام گزارده شود ودرهنگام صحبت از آنان با احترام و با نام مادرمان حضرت عایشه یا مادرمان حضرت خدیجه و … نام برده شود.
3- احترام به شهر پیامبر اکرم (ص) : وقتی که در مدینه هستیم باید به احترام رسول اکرم (ص) با صدای بلند نخندیم و کارها وشوخی های زشت انجام ندهیم.
4- آرزوی در خواب دیدن پیامبراکرم (ص):هرکس که آرزوی دیدن پیامبراکرم (ص) در خواب را داشته باشد نشانه علاقه او به پیامبراکرم (ص) است.
پیامبر اکرم(ص) می فرماید:هرکس من را در خواب ببیند واقعا خود من هستم ،شیطان هیچگاه نمی تواند بجای من درخواب کسی بیاید.
5- در هنگام مصیبت باید یادی از رحلت پیامبراکرم (ص) بکنیم. پیامبراکرم (ص)می فرماید:هرگاه یکی از بستکان شما فوت کرد از رحلت من یاد کنید که این دنیا را وداع گفتم اگر این کار را بکنید ،غم و اندوه شما کاسته می شود دل شما آرام می گیرد.
6- در هنگام سخن گفتن کسی در مورد پیامبراکرم (ص) باید سکوت کرده و به حرف گوینده توجه کرد.اگر در بین سخن کسی که از پیامبراکرم (ص) سخنرانی می کند، حرفش را قطع کرد ویا باعث عوض کرد ن موضوع شد؛ یک بی احترمی به پیامبراکرم (ص) می باشد.
7- رضایت کامل و احترام گزاردن به شریعت پیامبراکرم (ص) : از بهانه و عیب جویی بی اساس از دینی که پیامبراکرم (ص) آورده باید خودداری کرد.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: رسول اکرم (ص) , وظیفه ی هر مسلمان نسبت به رسول اکرم (ص)


تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٧ | ۸:٤٧ ‎ق.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

ﺳﺒﺤﺎﻥ ﺍﻟﻠﻪ: ﻟﻄﻔﺎً ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺑﺨﻮﺍﻧﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺮﺍﮎ این کلمه تاءکیدی را بخاطر پر ثمر بودن این متن گفته ام من را ببخشید.
ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ خیلی چیزهای که نمی دانید را خواهید آموخت واقعا تاثر گزار است .
***********
ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺩﺭ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺫﻳﻞ ﺍﺯﺧﻨﺪﻩ ﮐﺮﺩﻥ
ﺳﺨﺖ ﺑﺪﺵ ﻣﯽ ﺍﯾﺪ:
:1 ﺧﻨﺪﻩ ﻛﺮﺩﻥ ﺩﺭ ﺑﺎﻻﻯ ﻗﺒﺮﺳﺘﺎﻥ
:2 ﺧﻨﺪﻩ ﻛﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺟﻨﺎﺯﻩ
ﺩﺭ ﻣﺠﻠﺲ ﻋﻠﻤﺎ
:4 ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺗﻼﻭﺕ ﻗﺮﺁﻥ ﻛﺮﻳﻢ
:5 ﺩﺭ ﻣﺴﺠﺪ
:6 ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﺫﺍﻥ
ﭘﺨﺶ ﻛﺮﺩﻥ ﺍﻳﻦ ﭘﻴﺎﻡ ﺑﺎﻋﺚ ﺍﺯ ﺑﻴﻦ ﺑﺮﺩﻥ
ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺕ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ
________________
ﭘﻨﺞ ﻣﻌﻠﻮﻣﺎﺕ ﺳﺤﺮ ﺍﻣﻴﺰ
_1ﺍﻳﺎ ﻣﻴﺪﺍﻧﻰ:
ﺯﻣﺎﻧﻰ ﮐﻪ ﺍﺫﺍﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﺩﻋﺎﯾﺖ ﻣﺴﺘﺠﺎﺏ
ﻣﯿﺸﻮﺩ ﭘﺲ ﻣﺤﺮﻭﻡ ﻧﮑﻦ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﻋﺎﺑﻌﺪ
ﺍﺯ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﺫﺍﻥ ﻭ ﺩﻋﺎﻯ ﻣﻌﺮﻭﻑ )ﺍﻟﻠﻬﻢ
ﺭﺏ ﻫﺬﻩ ﺍﻟﺪﻋﻮﺓ ﺍﻟﺘﺎﻣﺔ.... (
_2ﺍﻳﺎ ﻣﻴﺪﺍﻧﻰ
ﮐﺠﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮎ
ﻧﻤﺎﺯﻣﯿﺨﻮﺍﻧﻲ؟
ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺻﻠﻲ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭﺁﻟﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ )ﮐﻪ
ﺑﻨﺪﻩ ﯼ ﺧﺪﺍ ﻭﻗﺘﻲ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ ﺗﺎﻧﻤﺎﺯ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ ﺑﺎ
ﺗﻤﺎﻡ ﮔﻨﺎﻫﺎﻧﺶ ﺁﻣﺪﻩ ﭘﺲ
ﮔﻨﺎﻫﺎﻧﺶ ﺑﺮ ﺭﻭﻱ ﺳﺮﺵ ﻭﮔﺮﺩﻧﺶ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ
ﻣﻴﺸﻮﺩ ﭘﺲ ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﮐﻪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺭﮐﻮﻉ ﻭﺳﺠﻮﺩ
ﻣﻴﺮﻭﺩ ﮔﻨﺎﻫﺎﻧﺶ ﻣﻴﺮﻳﺰﺩ.
ﺍﻱ ﮐﺴﻲ ﮐﻪ ﻋﺠﻠﻪ ﻣﻴﮑﻨﻲ ﺩﺭ ﺭﮐﻮﻉ
ﻭﺳﺠﻮﺩ!!!!!! ! ﺳﺠﻮﺩ ﻭﺭﮐﻮﻋﺖ ﺭﺍ ﺗﺎ ﻣﻴﺘﻮﺍﻧﻲ
ﻃﻮﻻﻧﻲ ﮐﻦ ﺗﺎ ﮔﻨﺎﻫﺎﻧﺖ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﺮﻳﺰﺩ ﺍﻳﻦ ﺍﺟﺮ ﺭﺍ
ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﻩ
_3ﺍﻳﺎ ﻣﻴﺪﺍﻧﻲ
ﺯﻥ ﻧﻴﮑﻮ ﮐﺎﺭﻱ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩﻭ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻗﺒﺮﺵ
ﺭﺍﺯﻳﺎﺭﺕ ﻣﻴﮑﺮﺩﻧﺪ ﺍﺯ ﺧﺎﮎ ﻗﺒﺮﺵ ﺑﻮﻱ ﮔﻞ ﻣﻲ
ﺍﻣﺪ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺍﻭ ﻫﻴﭻ ﻭﻗﺖ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ
ﺳﻮﺭﻩ ﻣﻠﮏ ﺭﺍ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺗﺮﮎ ﻧﻤﻴﮑﺮﺩﻩ
ﭘﺲ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺑﺎﺩ ﺑﺮ ﺍﻥ ﮐﺴﻲ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﺳﻮﺭﻩ
ﻣﻠﮏ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺧﻮﺩﺵ ﻋﺎﺩﺕ ﻗﺮﺍﺭ
ﺩﺍﺩﻩ ﭘﺲ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﮐﺎﺭ ﺣﺮﻳﺺ ﺑﺎﺵ ﺯﻳﺮﺍ ﻧﺠﺎﺕ
ﻣﻴﺎﺑﻲ ﺍﺯ ﻋﺬﺍﺏ ﻗﺒﺮ "
_4ﺍﻳﺎ ﻣﻴﺪﺍﻧﻲ
ﺑﺎ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﺁﻳﺔ ﺍﻟﮑﺮﺳﻰ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻧﻤﺎﺯ ﻓﺎﺻﻠﻪ
ﺑﻴﻦ ﺗﻮ ﻭﺑﻬﺸﺖ ﻓﻘﻂ ﻣﺮﮒ ﺍﺳﺖ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺎ ﻣﺮﮒ
ﻭﺭﻭﺩﺕ ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﺗﻀﻤﯿﻨﯽ ﺍﺳﺖ
_5ﺍﻳﺎ ﻣﻴﺪﺍﻧﻲ
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪﻥ ﻧﻤﺎﺯﻧﺒﺎﯾﺪ ﻋﺠﻠﻪ ﮐﻨﯽ ﻭﺑﺎﯾﺪ
ﻣﺪﺗﻲ ﺑﺸﻴﻨﯽ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻳﻨﮑﻪ ﻣﻼﺋﮑﻪ ﺑﻌﺪ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﺮﺍﻯ
ﺗﻮ ﺩﻋﺎ ﻣﻴﮑﻨﻨﺪ ﻧﺰﺩﺧﺪﺍﻭﻧﺪ
----------------------------------------
ﺗﻮﺟﻪ - ﺗﻮﺟﻪ - ﺗﻮﺟﻪ - ﺗﻮﺟﻪ
ﻫﺮﮐﺲ ﺩﺭ ﻣﻮﻗﻌﻲ ﺍﺫﺍﻥ ﺑﻪ ﻣﻮﺳﻴﻘﻲ ﻭ ﺗﺮﺍﻥ
ﮔﻮﺵ ﺩﻫﺪ ﻧﻤﻲ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻣﺮﮒ ﺷﻬﺎﺩﺗﻴﻦ
ﺑﮕﻮﻳﺪ .
ﻭﺍﮔﺮ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻧﮑﻨﻲ ﺑﺪﺍﻥ ﮐﻪ ﮔﻨﺎﻫﺎﻧﺖ ﻣﺎﻧﻊ ﺍﻳﻦ
ﮐﺎﺭﺕ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــ
ﺳﻪ ﭼﯿﺰ ﮐﻪ ﺟﺴﻢ ﺭﺍ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﺪ:
1 ( ﺯﯾﺎﺩ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ .
2 ( ﺯﯾﺎﺩ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻥ .
3 ( ﺯﯾﺎﺩ ﺧﻮﺭﺩﻥ .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ﭼﻬﺎﺭ ﭼﯿﺰ ﮐﻪ ﺟﺴﻢ ﺭﺍ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﻣﯿﮑﻨﺪ :
1 ( ﻏﻢ .
2 ( ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ .
3 ( ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ .
4 ( ﺷﺐ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ﭼﻬﺎﺭ ﭼﯿﺰ ﮐﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺭﺍ ﻧﻮﺭﺍﻧﯽ ﻣﯿﮑﻨﺪ :
1 ( ﺗﻘﻮﺍ .
2 ( ﻭﻓﺎ .
3 ( ﺑﺨﺸﻨﺪﮔﯽ .
4 ( ﺟﻮﺍﻧﻤﺮﺩﯼ .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــ
ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﭼﯿﺰ ﮐﻪ ﺭﺯﻕ ﻭ ﺭﻭﺯﯼ ﺭﺍ ﺯﯾﺎﺩ ﻣﯿﮑﻨﺪ :
1 (ﻧﻤﺎﺯ ﺷﺐ .
2 ( ﺯﯾﺎﺩ ﺍﺳﺘﻐﻔﺎﺭ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﺭ ﺳﺤﺮ.
3 ( ﭘﺎﯾﺒﻨﺪ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﻪ ﺻﺪﻗﻪ .
4 ( ﺫﮐﺮ ﮔﻔﺘﻦ ﺩﺭ ﺍﻭﻝ ﻭ ﺁﺧﺮ ﺭﻭﺯ.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــ
ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﭼﯿﺰ ﮐﻪ ﺭﺯﻕ ﻭ ﺭﻭﺯﯼ ﺭﺍ ﮐﻢ ﻣﯿﮑﻨﺪ :
1 ( ﺧﻮﺍﺏ ﺻﺒﺢ .
2 ( ﮐﻢ ﻧﻤﺎﺯ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ .
3 ( ﺗﻨﺒﻠﯽ .
4 ( ﺧﯿﺎﻧﺖ. ــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﻣﻌﺼﯿﺖ ﮐﻨﯽ ﺍﯾﻦ ﺳﻪ
ﺁﯾﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺑﯿﺎﻭﺭ :
"-1ﺃﻟﻢ ﻳﻌﻠﻢ ﺑﺄﻥ ﺍﻟﻠﻪ ﻳﺮﻯ"
) ﺁﯾﺎ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﯿﺒﯿﻨﺪ؟؟ (
"-2ﻭﻟﻤﻦ ﺧﺎﻑ ﻣﻘﺎﻡ ﺭﺑﻪ ﺟﻨﺘﺎﻥ "
)ﺟﻨﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ
ﭘﺮﻭﺭﮔﺎﺭﺵ ﺑﺘﺮﺳﺪ (
"-3ﻭﻣﻦ ﻳﺘﻖ ﺍﻟﻠﻪ ﻳﺠﻌﻞ ﻟﻪ ﻣﺨﺮﺟﺂ“
)ﻫﺮ ﮐﺲ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺧﺪﺍ ﺗﻘﻮﺍ ﭘﯿﺸﻪ ﮐﻨﺪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺭﺍﻩ ﺧﺮﻭﺟﯽ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ (
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــ
ﺇﻥ ﺷﺎﺀ ﺍﻟﻠﻪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻧﺸﺮ ﺍﻳﻦ ﺟﻤﻼﺕ ﭘﺮ ﺍﺭﺯﺵ
ﺳﻬﯿﻢ ﺑﺎﺷﯿﺪ
ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺍﺟﺮ ﺑﺪﻫﺪ


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٢٧ | ٧:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

الله جل جلاله میفرماید:(إِنَّ اللَّهَ لَا یغْفِرُ أَنْ یشْرَکَ بِهِ وَیغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَنْ یشَاءُ وَمَنْ یشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِیمًا) «النساء/48» خداوند شرک را نمی‌بخشد! و پایین‌تر از آن را برای هر کسب خواهد می‌بخشد. و آن کسی که برای خدا، شریکی قرار دهد، گناه بزرگی مرتکب شده است.

(إِنَّ اللَّهَ لَا یغْفِرُ أَنْ یشْرَکَ بِهِ وَیغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَنْ یشَاءُ وَمَنْ یشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِیدًا) «النساء/116» «خداوند، شرک به او را نمی‌آمرزد؛ ولی کمتر از آن را برای هر کس بخواهد می‌آمرزد. و هر کس برای خدا همتایی قرار دهد، در گمراهی دوری افتاده است».

و پیامبر صلی الله علیه وسلم هم فرمود:(کل ذنب عسى الله أن یغفره ؛ إلا من مات مشرکا) هر گناهی ممکن است که بخشوده شود ، مگر کسی که بر شرک بمیرد. 

و فرمود: (من مات لا یشرک بالله شیئا دخل الجنة و من مات یشرک بالله شیئا دخل النار) هر کس در این حالت بمیرد که با الله شریکی قرار نداده باشد وارد بهشت میشود و هر کس در این حالت بمیرد که با الله شریکی قرار داده باشد وارد آتش میشود. 



راستی چرا شرک گناهی نابخشودنی است؟

برای پاسخ به این سوال اجازه بدهید از احادیث دیگر کمک بگیریم 

پیامبر فرموده اند : لا ینظر الله یوم القیامة إلى الشیخ الزانی ولا إلى العجوز الزانیة))>در روز قیامت الله جل جلاله به پیرمرد و پیر زن زناکار نگاه نمیکند یعنی ابدا بنظر رحمت به آنها نمی نگرد.

و باز درجایی دیگر فرمودند: ثلاثة لا یکلمهم الله یوم القیامة ولا یزکیهم " ولا ینظر إلیهم ولهم عذاب ألیم : شیخ زان وملک کذاب وعائل مستکبر "

سه گروه هستند که در روز قیامت الله آنها را پاک نمیکند و نه نگاهشان میکند و برایشان عذاب دردناک است این سه گروه اینها هستند: پیرمرد زماکار و پادشاه دروغگو و و فقیر متکبر

در پرتو این دو حدیث میتوانیم در بیابیم که چرا الله شرک را نمی آمرزد

ببینید! زنا یک جرم است اما همه امت متفقند که مجرم متاهل سنگسار میشود اما همین فعل را اگر جوان مجردی انجام دهد فقط صد ضربه شلاق بهش میزنند 

جرم است یک جرم، اما مجازات فرق میکند ! مجازات بستگی به حالت مجرم دارد 

همین قیاس است برای دزدی، دست دزد قطع میشود اما با این وجود مردی مثل حضرت عمر ؛که دراجرای قوانین الهی سختگیر بودند؛ در سال قحطی، هیچ دزدی را مجازات نکردند! چرا ؟ جرم یک جرم بود اما با توجه به شرایط و نیاز مبرم مجرم، اجرای حکم معطل میشد یا به او تخفیف میدهند. 

ما میدانیم که زناکار متاهل اگر دستگیر وسنگسار شود گناهش با این سنگسارشدن، پاک میشود و در روز قیامت الله مواخذه اش نمیکند و اگر اعمال نیکی داشته باشه جایگاهش بهشت است. 

اما پیرمرد زناکار ( اگر توبه نکنه ) در هر صورت، در روز قیامت از نظر رحمت الله بدور است 



حالا برگردیم به موضوع 

چرا الله از پیر مرد زانی بدش میاید؟ چون او انگیزه جوان را ندارد! او از مرحله احساسات گذشته و هر چیز را دیده است او نیازی ندارد.

چرا متاهل مجازاتش بمراتب بزرگتر از مجرد است؟ چون او نیاز به حرام ندارد. 

چرا در سال قحطی دست دزد بریده نمیشود؟ چون نیاز مبرم به غدا دارد.

چرا الله از پادشاه دروغگو بدش میاید؟ چون معمولا انگیزه دروغگویی ترس است و شاه از رعیت ترسی ندارد 

تکبر معمولا عادت ثروتمندان است زیرا لوازم فخر فروشی را دارند، اما فقیر یک لاقبا به چه می نازد که متکبر است؟ یعنی زیبنده او نیست, و مشوقی برای تکبر ورزیدن ندارد! 

بر همین اساس حتی خود ما هم برخی کارها را از بعضی افراد نمی پسندیم مثلا عروسک بازی برای دخترک خردسال زیبنده است، اگر پیرزنی چنین کند، حال آدم بهم میخورد و کارش تنفر آمیز میشود !

الک دو لک بازی کار پسر بچه هاست ، پیرمردان که چنین کنند کارشان مشمئز کننده است.



حالا مساله شرک

مشرک هم کارش در همین ردیف هاست یعنی نیازی به شرک ورزیدن ندارد 

وقتی الله از رگ گردنش به او نزدیکتر است 

وقتی الله هرگز خسته نمیشود وهرگز خوابش نمیبرد 

وقتی الله میگوید مرا بخوانید و وقتی صراحتا میگوید و لاتدعوا مع الله احدا بلکه میگوید دعا کردن شما را دوست دارم که بشنوم، بلکه پیغمبرش میگوید که اگر بنده از الله طلب نکند، الله بهش غضب میکند و بنده دعا کند الله راضی میشود

وقتی الله میگوید من ارحم الراحمین هستم چه نیازی است که برویم پیش بنده هایش؟ آخر در این وسط علی دیگر کیست ؟؟!! و چه نقش مفیدی را میتواند ایفا کند آیا علی از ارحم الراحمین هم ارحم الراحمین تر است؟؟!!!!!!!!



بله ابدا نیازی نیست به هیچ وجه کارمان قابل توجیه نبوده ، بلکه این افعال زشت تنفر آمیز است، درست مثل کارپیرمردی که عروسک بازی کند !بلکه صدبار بدتر بلکه یک ملیون بار بدتر و زشت تر است واین پیرمرد مستحق هیچ احترامی نیست زیرا خودش خود را بی ارزش کرده!

و مشرک هم مستحق هیچ رحمی نیست زیرا او خودش از ارحم الراحمین قطع امید کرده و گمان میکند که ارحم الرحمین اغضب الغاضبین است !! شیطان این گمان باطل را برایش جلوه و زینت میدهد و بعد مشرک میرود پشت حضرت علی (که در نظرش ارحم الراحمین اصلی هموست) قایم میشود ! ولی علی هم از او بیزار است! و علی از اینکه مبادا شریک جرم تلقی شود مشرک را از خود میراند و از او دور میشود.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: شرک , گناه عظیم , شیخ پردل


تاريخ : ۱۳٩۳/٩/۸ | ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()


خصوصیت حضرت ابوبکر صدیق رضی الله تعالی عنه

«وَالَّذِینَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَىٰ بَیْنَهُمْ»؛ جنتی کسانی هستند که دعوت پروردگارشان را اجابت کرده اند مانند صدیق اکبر که اولین اجابت کننده دعوت رسول الله بود، وقتی رسول الله اعلان نبوت کرد و ابوبکر صدیق را دعوت داد ایشان بدون تأمل و بدون طلب دلیل و برهان کلمه لااله الاالله محمد رسول الله را بر زبان اقرار کردند. اینجا می فرماید: اهل جنت کسانی هستند که «اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ»؛ دعوت داعی را بدون اینکه دلیل و برهان طلب کنند اجابت می کنند و نماز را برپا میدارند. ابوبکر صدیق آن انسان شایسته ای است که در اقامه نماز مثل و مانندی نداشت و بعد از رسول الله صلی الله علیه وسلم شخصی که برنماز و اقامه آن بسیار اهتمام می کرد ابوبکر صدیق بود دلیل این است وقتی که رسول الله صلی الله علیه وسلم در رختخواب علالت و بیماری بود از صحابه سوال کردند: شما نماز خوانده اید یا نه؟ گفتند: خیر. حضرت فرمود: «مرو أبا بکر أن یصلی بالناس»؛ ابوبکر را بگویید نماز را اقامه کند. اینجا قرآن می فرماید: «وَالَّذِینَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ»؛ و نماز اقامه می کنند لذا پیغمبر خدا صلی الله علیه وسلم از تمام صحابه، ابوبکر صدیق را انتخاب کرد برای اقامه صَّلَاةَ در حیات خود؛ حالانکه ام المومنین عایشه صدیقه که دختر ابوبکر صدیق (رضی الله عنهما) می باشد ایشان به حضرت حفصه (رضی الله عنها) گفتند: شما بگویید سیدنا عمر نماز را اقامه کند چون ابوبکر صدیق وقتی در مصلای رسول الله صلی الله علیه وسلم بایستند تحمل نمی کنند و نمی توانند نماز را ادا کنند. حضرت حفصه گفت یا رسول الله صلی الله علیه وسلم عمر را بگویید نماز بدهد.

حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «إنکن لصواحب یوسف مرو أبا بکر أن یصلی بالناس»؛ شما همان زنانی هستید که یوسف را پریشان کردید. من می گویم ابوبکر را بگویید که نماز را اقامه کند. از این آیه فضیلت و مقام صدیق اکبر ثابت می شود.
خصوصیت حضرت عمر فاروق رضی الله تعالی عنه

«وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَیْنَهُمْ»؛ اشاره این آیه به عمربن خطاب رضی الله تعالی عنه فاروق اعظم است، که کابینه شورا را در زمان خلافت خود تعیین کرده بود و تمام امور خلافت و امامت او با مشورت انجام می گرفت اگر تاریخ دوره خلافت فاروق اعظم را بررسی کنید می بینید تمام برنامه های او با مشورت بودند. تسخیر دو قدرت بزرگ فارس و روم، فتوحات وغیره…. اینهاهمه باهماهنگی ومشورت صحابه بدست آمدند. نمونه بزرگ شورا این است وقتی که ایشان زخمی شدند شش نفر را تعیین کردند و گفتند شما شش نفر یکی را از بین خود به عنوان خلیفه برای خلافت انتخاب کنید: (۱) حضرت عثمان ذی النورین، (۲) حضرت علی مرتضی، (۳) حضرت عبدالرحمن بن عوف، (۴) حضرت طلحه، (۵) حضرت زبیر، (۶) سعد بن ابی وقاص ـ رضی الله تعالی عنهم ـ، حضرت عمر فرمود شما شش نفر با هم مشوره کنید و یک نفر را از میان خود به عنوان خلیفه تعیین کنید.
خصوصیت حضرت عثمان ذی النورین رضی الله تعالی عنه

آیه «وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ»؛ اشاره به عثمان ذی النورین دارد. از آنچه که ما داده ایم در راه الله خرج می کند .حضرت عثمان ذی النورین نمونه سخاوت است جیش العسره را، ایشان تجهیز کردند. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «ما ضر عثمان ما عمل بعد الیوم»؛ به عثمان آنچه که بعد از امروز انجام داد ضرر نمی رساند چرا که او بهشت را برای خود خرید.

در روایت دیگری آمده که روزی رسول الله نشسته بود یکی در زد، رسول الله فرمود: در را باز کن «وبشره بالجنه»؛ و بشارت بهشت را به او بدهید، در را باز کردند دیدند ابوبکر صدیق رضی الله تعالی عنه است. سپس مجدداً در به صدا درآمد، آن حضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند: در را باز کنید و به ایشان هم بشارت بهشت بدهید. در گشوده شد و مشاهده کردند، نفر دوم عمر فاروق رضی الله تعالی عنه است. بار سوم مجدد در به صدا درآمد. حضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند: در را باز کنید و به ایشان نیز بشارت جنت بدهید و پشت در عثمان ذی النورین رضی الله تعالی عنه قرار داشت. حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم این سه نفر را قبل از اینکه وارد بشوند بشارت به بهشت داده و بهشتی خواندند. عثمان ذی النورین از عشره مبشره است و از کسانی است که رسول الله صلی الله علیه وسلم با زبان پاک خود آنها را بشارت به جنت داده است. در اینجا هم یکی از اوصاف مستحقین جنت «وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ» است.
خصوصیت حضرت علی مرتضی رضی الله تعالی عنه

«وَالَّذِینَ إِذَا أَصَابَهُمُ الْبَغْیُ هُمْ یَنتَصِرُونَ»؛ و کسانیکه که به آنها ظلم و تعدی می شود و آنها فقط انتقام می گیرند وتجاوز نمی کنند چون قانون این است: «وَجَزَاء سَیِّئَةٍ سَیِّئَةٌ مِّثْلُهَا»؛ جزای بدی فقط بدی است به همان اندازه، این آیه اشاره به طرف علی مرتضی رضی الله تعالی عنه دارد که از غارتگران خوارج که در مقابل حضرت علی رضی الله تعالی عنه در جنگ نهروان بودند در مقابل تعدی و تجاوز آنها، انتقام گرفت و آنها را به سزای اعمالشان رساند.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: خلفا , صفات خلفای راشدین , شیخ پردل


تاريخ : ۱۳٩۳/٩/۸ | ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

«خدایا منو ببخش»


بسیار زیباست ,اگه دانلودش نکنی ضرر میکنی
همش 766 کیلوبایته





منبع:islamsound


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دانلود نشید , دانلود نشید غمگین , دانلود نشید اسلامی


تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٦ | ٥:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

با سلام و درود خدمت شما بازدیدکننده محترم.این سایت افتخار دارد به شما عزیزان خدمت خبر رسانی دینی،فرهنگی،اجتماعی جامعه أهل سنت ایران وجهان را تقدیم نماید.جهت خبرنگار افتخاری می توانید اخبار، گزارشات، عکس ها و مقالات و مطالب مفید و مذهبی خود را به ایمیل ما ارسال فرمایید. بزودی نیز سخنرانیهای مذهبی و سخنرانی های استاد شیخ پردل به صورت تصویری و کتبی در وبلاگ نمایش داده خواهد شد. این پایگاه اطلاع رسانی اهل سنت به هیچ گروه،حزب،سازمان،... وابسته نیست. هدف ما اطلاع رسانی و انتشار اخبار مربوط به دنیای اسلام است. منتظر پیشنهادات شما، در بهبود و ارائه هرچه بهتر اخبار و مطالب هستیم.

پ.ن:دوستانی که مایل به تبادل لینک هستند در پیام خصوصی اعلام کنند .


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: شیخ پردل


تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٥ | ٤:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

حاجیان آمدند با تعظیم
شاکر از رحمتِ خدایِ رحیم

جَسته از محنت و بلایِ حجاز 
رَسته از دوزخ و عذابِ الیم

آمده سویِ مکّه از عرفات 
زده لبّیکِ عُمره از تنعیم

یافته حجّ و کرده عمره تمام 
بازگشته به سویِ خانه سلیم

من شدم ساعتی به استقبال
پای کردم برون ز حدِّ گلیم

مر مرا در میانِ قافله بود
دوستی مخلص و عزیز و کریم

گفتم او را «بگو که چون رَستی 
زین سفر کردنِ به رنج و به بیم

تا ز تو بازمانده ام جاوید 
فکرتم را ندامت است ندیم

شاد گشتم بدان که کردی حج 
چون تو کس نیست اندرین اقلیم

بازگو تا چگونه داشته ای 
حرمتِ آن بزرگوار حریم

چون همی خواستی گرفت اِحرام
چه نیت کردی اندر آن تحریم؟

جمله بر خود حرام کرده بُدی 
هر چه مادونِ کردگارِ قدیم؟

گفت«نی»گفتمش «زدی لبّیک 
از سرِ علم و از سرِ تعظیم

می شنیدی ندایِ حقّ و جواب
باز دادی چنانکه داد کلیم؟

گفت«نی»گفتمش « چو در عرفات
ایستادیّ و یافتی تقدیم

عارفِ حق شدیّ و منکرِ خویش 
به تو از معرفت رسید نسیم؟

گفت«نی» گفتمش «چو می گُشتی
گوسفند از پیِ یسیر و یتیم

قربِ خود دیدی اوّل و کردی
قتل و قربانِ نفسِ شومِ لئیم؟

گفت«نی» گفتمش « چو می رفتی
در حرم همچو اهلِ کهف و رقیم

ایمن از شرِّ نفسِ خود بودی
وز غمِ فُرقت و عذابِ جحیم؟

گفت«نی» گفتمش« چو سنگِ جِمار
همی انداختی به دیوِ رجیم

از خود انداختی برون یکسر
همه عادات و فعل هایِ ذمیم؟

گفت«نی» گفتمش چو گشتی تو 
مطّلع بر مقامِ ابراهیم

کردی از صدق و اعتقاد و یقین
خویشیِ خویش را به حق تسلیم؟

گفت«نی» گفتمش به وقتِ طواف
که دویدی به هَروَله چو ظَلیم

از طوافِ همه ملایکتان 
یاد کردی به گِردِ عرشِ عظیم؟

گفت«نی» گفتمش چو کردی سعی 
از صفا سویِ مروه بر تقسیم

دیدی اندر صفایِ خود کونین
شد دلت فارغ از جحیم و نعیم؟

گفت«نی» گفتمش چو گشتی باز
مانده از هجرِ کعبه بر دل ریم

کردی آنجا به گور مر خود را
همچنانی کنون که گشتی رمیم؟

گفت: از این باب هر چه گفتی تو
من ندانسته ام صحیح وسقیم

گفتم ای دوست پس نکردی حج 
نشدی در مقامِ محو مقیم

رفته ای مکّه دیده آمده باز 
محنتِ بادیه خریده به سیم

گر تو خواهی که حج کنی پس ازین
این چنین کن که کردمت تعلیم


_ توضیحات:

تنعیم: محّلی نزدیک مکّه که مناسک عمره در آنجا انجام میشود و حج به پایان میرسد.
سلیم: سالم، تندرست.
تحریم: چیزهایی را بر خود حرام کردن، اِحرام.
قدیم: آنکه وجودش از غیر نباشد و آن ذات حقّ است.
کلیم: کلیم الله، لقب حضرت موسی علیه السلام.
تقدیم یافتن: مقدّم و مقّرب شمرده شدن.
یسیر: اسیر.
رقیم: لوحی است که داستان اصحاب کهف در آن نوشته شده است.
فّرقت: جدایی.
جحیم: دوزخ.
جِمار: رمی جمره، سنگ انداختن بر شیطان.
ذمیم: زشت، نکوهیده.
خویشی: ذات، شخصیت، مجموع عوامل باطنی.
هروله: رفتاری میان دویدن و رفتن.
ظلیم: شتر مرغ.
بر تقسیم: گویا رفت و برگشت به گونه مساوی است.
کونین: دو عالم، دنیا و آخرت.
نعیم: پر نعمت، در این جا به معنی بهشت.
ریم: چرک جراحت.
سقیم: نادرست.

* ناصرخسرو قبادیانی، شاعر پرآوازه‌ی ایرانی، درباره حج شعر معروفی دارد که سراسر حکمت و پندآموز است و در اختیار شما قرار گرفت. پیشنهاد می‌شود که همه‌ی کسانی که قصد این فریضه را در آینده دارند، به نیکی در این شعر بیندیشند. خلاصه‌ی شعر به زبان خودمانی این است که شاعر می‌گوید: وقتی حاجیان برگشتند، من به استقبال رفتم؛ زیرا در میان قافله، دوست عزیز و بزرگواری داشتم. از او پرسیدم که حج را چگونه گزارده‌ای؟ آیا هرچه غیر از خدا را بر خود حرام کرده‌ای؟ پاسخ داد: نه. گفتم: وقتی لبیک زدی، ندای حق را در خود می‌شنیدی؟ گفت: نه. گفتم‌: وقتی گوسفند را قربانی کردی، آیا نفس شوم خود را هم در راه خدا قربانی کردی؟ پاسخ داد: نه. گفتم: وقتی سنگ جمار بر شیطان زدی، آیا همه‌ی عادات و فعل‌های شیطانی را از خود برون کردی؟ گفت: از این چیزهایی که تو می‌گویی، من هیچ نمی‌دانم. گفتم: ای دوست، پس حج نکردی، فقط خود را به زحمت انداختی و پول و مال خویش حرام کرده‌ای 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: حاجیان آمدند با تعظیم


تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٢٩ | ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()
مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.