به درستی که بزرگترین کلیدها و پرمنفعت‌ترین آن‌ها کلمه‌ی توحید «لا إله إلا الله» است، و این کلمه نهایت منت خداوند و کلید بهشت است و بر آن تمام امور استوار است، ریشه تمام امور خیر است،

از آن جمله حدیثی که در صحیح مسلم از حضرت عمر بن خطاب رضی الله عنه روایت شده است، در همین معنا است:
«قال رسول الله(ص): مَا مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ یَتَوَضَّأُ فَیُبْلِغُ -أَوْ فَیُسْبِغُ- الْوُضُوءَ ثُمَّ یَقُولُ أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ إِلاَّ فُتِحَتْ لَهُ أَبْوَابُ الْجَنَّهِ الثَّمَانِیَهُ یَدْخُلُ مِنْ أَیِّهَا شَاءَ».(رواه مسلم)
«هریک از شما که وضو می‌گیرد و سپس وضو را کامل می‌کند و بعد از آن می‌گوید: «أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ» برای او درهای هشت‌گانه‌ی بهشت باز می‌شود، از هرکدام که بخواهد می‌تواند داخل شود».
پس این دلیل صحیح و صریحی است بر این که درهای هشت‌گانه‌ی بهشت با توحید و شهادت «لا إله إلا الله» باز می‌شود، و کسانی که عقیده به توحید نداشته باشند، حال‌شان به همان صورتی است که خداوند فرموده است:
﴿لَا تُفَتَّحُ لَهُمۡ أَبۡوَٰبُ ٱلسَّمَآءِ وَلَا یَدۡخُلُونَ ٱلۡجَنَّهَ حَتَّىٰ یَلِجَ ٱلۡجَمَلُ فِی سَمِّ ٱلۡخِیَاطِۚ﴾ [الأعراف: ۴۰].
«درهای آسمان بر روی آن‌ها باز نمی‌گردد (و خودشان بی‌ارج و اعمال‌شان بی‌ارزش می‌ماند) و به بهشت وارد نمی‌شوند، مگر این که شتر از سوراخ سوزن خیاطی بگذرد (که به هیچ وجه امکان ندارد ولذا ایشان هرگز به بهشت داخل نمی‌گردند)».
لا إله إلا الله کلید بهشت است، لیکن دارای شرایطی است!
شایسته است بدانیم این کلید و مفتاح عظیم «لا إله إلا الله» به صاحبش نفع نمی‌رساند، مگر زمانی که حق آن را ادا نماید و ارکان آن را به جا آورد و شروط آن را لازم بگیرد و حقوق معلومه‌ی آن را از کتاب و سنت ادا نماید، لذا امام بخاری/ در صحیح خودش از وهب بن منبه آورده است که به وی گفته شد:
«أَلَیْسَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ مِفْتَاحُ الْجَنَّهِ قَالَ بَلَى، وَلَکِنْ لَیْسَ مِفْتَاحٌ إِلاَّ لَهُ أَسْنَانٌ، فَإِنْ جِئْتَ بِمِفْتَاحٍ لَهُ أَسْنَانٌ فُتِحَ لَکَ، وَإِلاَّ لَمْ یُفْتَحْ لَکَ».
«آیا لا إله إلا الله کلید بهشت نیست؟ گفت: آری، و لیکن کلیدی وجود ندارد، مگر این که آن کلید دندانه‌دار باشد، پس اگر کلید دندانه‌دار آوردی باز می‌شود و گرنه باز نمی‌شود».وی با این گفته به شروط لا إله إلا الله اشاره می‌کند.
شرایط پذیرفته‌شدن لا إله إلا الله
با تحقیق استقرایی اهل علم در نصوص کتاب و سنت واضح شده که لا إله إلا الله پذیرفته نمی‌شود، مگر با هفت شرط که عبارتند از:
۱-علم و آگاهی به معنای لا إله إلا الله، چنان علمی که منافی جهالت باشد.
۲-یقین و باوری که در آن شک و شبه‌ای نباشد.
۳-اخلاصی که در آن شائبه‌ی شرک و ریا نباشد.
۴-صدقی که در آن دروغ راه نیابد.
۵-محبتی که عاری از بغض و اکراه باشد.
۶-انقیاد و فرمانبرداری که گاهی با نافرمانی آلوده نشده باشد.
۷-قبولیتی که در آن رد نباشد.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٩ | ٥:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

 

رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرموده اند : ایمان هفتاد واندی شعبه دارد ، وما در زیر این شعبه جات را ذکر نموده ایم:
1 = ایمان و اعتقاد به الله عزوجل داشتن.
2 = به تمام پیامبران علیهم السلام ایمان داشتن.
3 = ایمان به فرشتگان.
4 = ایمان به قرآن ودیگر کتابهای آسمانی.
5 = ایمان به خوب بد تقدیر.

6 = ایمان به قیامت .

7 = ایمان به بر انگیخته شدن بعد از مرگ وحشر ونشر شدن.

8 = ایمان به جمع شدن مردم در میدان عرصات بعد از زنده شدن وبیرون شدن از قبرها.

9 = ایمان به این که بهشت خانه مومنان ودوزخ خانه کافران است.

10 = دوستی و محبت با الله مهربان.

11 = ترس از الله متعال.

12 = امید به الله متعال داشتن.

13 = توکل بر الله داشتن ودر هر چیزتسلیم دستورات او بودن.

14 = دوستی ومحبت با رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم.

15 = احترام پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را داشتن وایشان را بزرگوار ومعظم دانستن.

16 = دوست داشتن دین و متحمس بودن نسبت به آن .

17 = یادگیری علم دین.

18 = رساندن وانتشار علم دین.

19 = بزرگ دانستن قرآن واحترام قایل بدون نسبت به آن.

20 = طهارات وپاکی.

21 = خواندن نماز.

22 = پرداخت زکات .

23 = روزه.

24 = اعتکاف.

25 = انجام حج وعمره.

26 = جهاد فی سبیل الله.

27 = مرز بانی و پاسداری مرزهای سرزمین اسلامی.

28 = در میان جهاد و مبارزه با دشمن اسلام استقامت نمودن و

فرار نکردن.

29 = پرداخت خمس یعنی یک پنجم مال غنیمت به رهبرحکومت اسلامی ویا ماموران حکومت اسلامی.

30 = آزاد کردان برده برای فقط برای رضای الله مهربان.

31 = پرداخت تمام کفارات و جرمانه های مالی که بر انسان بنا بر گناهان و یا سوگندها واجب می گردد.

32 = وفای به عهد وپیمان ها.

33 = به یاد نعمات الهی بودن وشکر آنها را بجا آوردن.

34 = زبان خویش را کنترل و حفاظت نمودن.

35 = امانتداربودن وامانتهای مردم به آنها پرداخت نمودن.

36 = پرهیزازقتل انسانهای بی گناه وجنایت بر افراد .

37 = شرم گاه خویش را از کارهای خلاف شرع و نامشروع حفظ نمودن.

38 = دست درازی به مال مردم نکردن و خود را از عمل زشت دزدی بدور داشتن.

39 = حلال خور بودن واز خورد و نوش چیزهای حرام و مشکوک و یا خورد نوش به روشهای غیر شرعی پرهیز نمودن.

40 =از لباس و ظروف مجاز شرعی و با روش و شمایل بیان شده از جانب اسلام استفاده نمودن واز لوازم ،ظروف ولباس های غیر شرعی استفاده ننمودن.

41 = از بازیها و سرگرمیهای ناجایز و حرام پرهیز نمودن.

42 = میان روی در انفاق و پرهیز از خوردن مال حرام .

43 = ترک کینه وحسد نسبت به دیگران.

44 = حرام بودن ریختن آبروی دیگران و پرهیز از این عمل زشت.

45 = اخلاص در اعمال و ترک ریا.

46 = با انجام نیکیها شاد شدن وبا ارتکاب گناهان ناراحت شدن.

47 = از هر گناهی توبه نمودن.

48 = قربانی و دیگر حیواناتی که شریعت اسلام کشتن و ذبح نمودن آنها رادستور داده از قبیل عقیقه وغیره را رعایت نمودن و برای الله مهربان این کار را انحام دادن .

49 = ازدستورات موافق با شرع رهبران و امیران پیروی نمودن.

50 = باجماعت مسلمانان بودن واز اختلاف و پراکندگی بدور بودن.

51 = برمردم با عدل وانصاف رهبری و حکومت نمودن ودر قضاوتها انصاف را رعایت نمودن.

52 = امر به معرذوف و نهی از منکر نمودن.

53 = تعاون وهمکاری نمودن در کارهای نیک و خیر.

54 = شرم وحیاء داشتن و خود را با این صفت زیبا آراستن.

55 = نیکی به پدر ومادر.

56 = بر قراری روابط خویشاوندی.

57 = خوش اخلاقی.

58 = نیکی نمودن به غلامان وبردگان زیر دست.

59 = رعایت نمودن حق آقایان و صحابان (از جانب بر دگان).

60 = رعایت حقوق فرزندان وخانواده.

61 = با اهل دین دوستی نمودن وبا آنها همراه ونزدیک بودن وسلام وعلیک نمودن.

62 = جواب سلام دیگران را دادن.

63 = به عیادت بیماران رفتن.

64 = بر مسلمانان نماز جنازه خواندن.

65 = جواب عطسه زننده ای که الحمد لله گفت دادن..

66 = از کفار و مفسدین دوری نمودن وبا آنها سخت و خشن نمودن.

67 = اکرام همسایه.

68 = اکرام مهمان.

69 = پرده پوشی گنه کاران نمودن.

70 = بر مشکلات و انجام عبادات و در مقابل شهوات صبر نمودن.

71 = بی رغبت بودن نسبت به دنیا وآرزوهای اندک دنیوی داشتن.

72 = با غیرت بودن ودیوث نبودن.

73 = از لغویات پرهیز نمودن.

74 = سخاوت مند بود.

75 = برکوچکان رحم واحترام بزرگان را نگه داشتن.

76 = در میان افراد صلح بر قرار نمودن وقهرو ناراحتیها را از بین بردن.

77 = هر آنچه از خیر و خوبی برای خویش می پسندد برای برادر دینیش نیز بپسندد و هر چیز برای خویش نمی پسندد برای برادر خویش هم نپسندد که می شود چیزهای تکلیف را از راه دور کردن را نیز جزء همین قرار داد.

ناگفته نماند که تمام این شعبه جات ایمانی از کتاب شعب الایمان امام بیهقی گرفته شده وایشان برای اثبات این شعبه جات 11269 حدیث و روایت ذکر نموده است.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۳٠ | ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٢٩ | ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

 

حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه در یکی از خطبه های خود گفته است:

اما بعد،ای مردم!شما را توصیه میکنم که در هر امری و در هر شرایطی از خدای بزرگ بترسید و حق را چه به نظر شما خوش آید و چه خوش نیاید،رعایت کنید.خیر در غیر صدق نیست.هرکس دروغ بگوید فاسد میشود و هرکس فاسد شود هلاک میشود.زنهار از فخر فروشی!کسی که از خاک آفریده شده است به خاک باز میگردد،و امروز زنده است و فردا میمیرد،به چه چیزی افتخار می ورزد؟!عمل صالح انجام دهید و از هم اکنون خود را از جمله مردگان به حساب آورید.هر مشکلی که از شما حل نشود،علم آنرا به خدا ارجاع دهید.برای خود خیر ذخیره کنید که ثمره آن را برداشت مینمایید.چون خداوند فرموده است:
یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهَا وَبَیْنَهُ أَمَدًا بَعِیدًا وَیُحَذِّرُکُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ . آل عمران (۳۰)
“روزى که هر کسى آنچه کار نیک به جاى آورده و آنچه بدى مرتکب شده، حاضر شده مى یابد؛ و آرزو مى‌کند: کاش میان او و آنچه از بدی انجام داده است فاصله‌اى دور بود. و خداوند، شما را از نافرمانی خود مى‌ترساند، و خداوند نسبت به بندگان خود مهربان است”

ای بندگان خدا!از خدا بترسید،خدا را مراقب اعمال خود بدانید،از گذشتگان خود عبرت بگیرید،بدانید که حتما به حضور خدا میرسید و پاداش اعمال خود را اعم از کوچک و بزرگ میبینید،مگر چیزی که خداوند از آن چشم پوشی کرده باشد،خداوند بخشنده و مهربان است.

هان!مواظب نفش خود باشید!خدا یاور است،حول و قوتی جز حول و قوتی خدا وجود ندارد.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٢٩ | ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۱٠ | ٩:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

سخنرانی شیخ پردل پیام های آسمانی سوره کهف

پیام های آسمانی سوره کهف (شیخ پردل)

اگه یک ذره برای ایمانت اهمیت قائل هستید سخنرانی های جناب شیخ را حتما ببینید واقعاااا تاثیر گذاره♥

استاد پردل , سوره کهف, راه بهشت, تأملاتی ایمانی درسوره کهف,سخنرانی شیخ پردل پیام های آسمانی سوره کهف,پیام های آسمانی سوره کهف (شیخ پردل), پیام های آسمانی سوره کهف,سوره کهف, محمد صالح پردل , اهل سنت,سخنرانی جناب شیخ پردل در مورد سوره کهف,سخرانی زیبای شیخ محمد صالح پردل, سخنرانی 93 شیخ پردل, سخنرانی جدید استاد محمد صالح پردل, سخنرانی جدید شیخ پردل, شیخ محمد صالح پردل, شیخ پردل, محمد پردل, نماز باران شیخ پردل, پردل, گریه کردن شیخ پردل

پیامبر علیه الصلاة والسلام می فرماید: اگر کسی در شب جمعه یا روز جمعه سوره کهف را تلاوت بکند، ایمانش افزایش پیدا می کند،
به شرطی که محتوای سوره ی کهف را بداند وآن را در زندگی اش به کار گیرد، سوره ی کهف داستانی جز داستان ایمان نیست،
جز داستان خداجویی وخدا طلبی نیست سوره ی کهف داستانی به سوی خدا حرکت کردن وتوکل به خدا وفرار از معصیت و
شرک وگناه وبدعت وکفر به سوی هدایت ونور الهی است.

حدیث می فرماید اگر مسلمانی شب یا روز جمعه خداوند توفیقش بدهد سوره کهف را تلاوت کند
خداوند متعال بین دوتا جمعه ی آن مسلمان را نورانی وروشن می گرداند، از این جمعه تا جمعه ی آینده جلویش، پیشاپیشش، همه جا می درخشد
وهیچ موقع در تاریکی گناه قرار نمی گیرد.منظور از نور، نوری است که دل آن جوانان سرمایه دار درخشاند ونورانی کرد
که راه حق را پیدا کردند وبه سوی الله هجرت کردند « انهم فتیة ءآمنوا بربهم وزدنهم هدیً» محور سوره ی کهف بر همین آیه ی کوتاه است،
سبب درخشندگی بین دوتا جمعه خواندن داستان آن چند تا جوان بود.خداوند متعال این گونه از جوانان مومن در سوره کهف می فرماید:

« انهم فتیة ءآمنوا بربهم وزدنهم هدیً»

سخنرانی شیخ پردل پیام های آسمانی سوره کهف

پیام های آسمانی سوره کهف (شیخ پردل)

==================================

سخنرانی شیخ پردل پیام های آسمانی سوره کهف


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: سخنرانی شیخ پردل پیام های آسمانی سوره کهف , استاد پردل , را , اهل سنت


تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۱٠ | ٢:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

پیامبر علیه الصلاة والسلام می فرماید: اگر کسی در شب جمعه یا روز جمعه سوره کهف را تلاوت بکند، ایمانش افزایش پیدا می کند،
به شرطی که محتوای سوره ی کهف را بداند وآن را در زندگی اش به کار گیرد، سوره ی کهف داستانی جز داستان ایمان نیست،
جز داستان خداجویی وخدا طلبی نیست سوره ی کهف داستانی به سوی خدا حرکت کردن وتوکل به خدا وفرار از معصیت و
شرک وگناه وبدعت وکفر به سوی هدایت ونور الهی است.

حدیث می فرماید اگر مسلمانی شب یا روز جمعه خداوند توفیقش بدهد سوره کهف را تلاوت کند
خداوند متعال بین دوتا جمعه ی آن مسلمان را نورانی وروشن می گرداند، از این جمعه تا جمعه ی آینده جلویش، پیشاپیشش، همه جا می درخشد
وهیچ موقع در تاریکی گناه قرار نمی گیرد.منظور از نور، نوری است که دل آن جوانان سرمایه دار درخشاند ونورانی کرد
که راه حق را پیدا کردند وبه سوی الله هجرت کردند « انهم فتیة ءآمنوا بربهم وزدنهم هدیً» محور سوره ی کهف بر همین آیه ی کوتاه است،
سبب درخشندگی بین دوتا جمعه خواندن داستان آن چند تا جوان بود.خداوند متعال این گونه از جوانان مومن در سوره کهف می فرماید:

« انهم فتیة ءآمنوا بربهم وزدنهم هدیً»

برماست که با تدبر در آیات مبارکه ی سوره ی کهف مخلصانه به دین اسلام خدمت کنیم ومانند جوانان سوره کهف مومن ومخلص باشیم.

سوره کهف عبارت است از چهار داستان:
داستان اصحاف کهف یا یاران غار- داستان صاحب دو باغ-
داستان موسی و خضر- و چهارم داستان ذو القرنین.
همه این داستان ها منحصر به این سوره می باشد و د
رهیچ جای دیگر از قرآن تکرار نشده است.
هر چهار داستان داری یک محور اساسی است و آن هم بروز

فتنه های چهار گانه در زندگی دنیا می باشد:
أزمایش و ابتلا در دین (در خلال داستان اصحاب کهف)
آزمایش در مال و نعمت ( در خلال داستان صاحب دو باغ)
آزمایش و ابتلا در علم ( در خلال داستان موسی و خضر)
آزمایش در قدرت و سلطنت (در خلال داستان ذو القرنین)


خلاصه ای از چهار داستان

أولا: جوانان مومن و ابتلا و آزمایش در دین

اولین داستان، داستان جوانانی است که به خداوند تبارک وتعالی ایمان اوردند، واسلامشان را بر مردم عرضه نمودند ولی با مخالفت حاکم آن وقت مواجه شدند .قرآن صراحتا بیان می دارد که این اشخاص از قشر جوان بودند:
{إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ} .به راستی ایشان جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند.این جوانان مومن وقتی جور و ستم حاکم را دیدند از بین آنها هجرت کردند، و به غاری پناه گرفتند:(إِذْ أَوَى الْفِتْیَةُ إِلَى الْکَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً وَهَیِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا)«آن‌گاه‌ که‌ جوانان‌ به‌سوی‌ غار پناه گرفتند» بله اینگونه آنها از بیم‌ غارت‌ ایمان‌ خویش‌ از سوی‌ قوم‌ کافر خود، به‌ غاری‌ پناه‌ بردند.«پس‌ گفتند: ای‌ پروردگار ما! از جانب‌ خود به‌ ما رحمتی‌ ببخش‌، و برای‌ ما در کار ما راهیابی‌ را آماده‌ ساز».یعنی‌: کاری‌ که‌ ما هم‌اکنون‌ بر آن‌ هستیم‌ به‌ سامان‌ برسان‌.اینجا بود که خداوند رحمت خویش را بر آنها ارزانی داشت و در این غارسیصدو نه سال به خواب رفتند، و خداوند با معجزات زیادی آنان را تایید نمود:(وَلَبِثُوا فِی کَهْفِهِمْ ثَلَاثَ مِائَةٍ سِنِینَ وَازْدَادُوا تِسْعًا)هنگامی برخواستند مشاهده نمودند تمام اهل شهرایمان اورده و و اهل ایمان بر اهل کفر پیروز گشتند

دوم: فتنه ی مال و ثروت در خلال داستان صاحب دو باغ

داستان صاحب دو باغ، داستان مردی است که خداوند نعمت هایش را بر او ارزانی داشت، اما او به نعمت های خداوند کفر ورزید، و روز معاد را انکار کرد:وَدَخَلَ جَنَّتَهُ وَهُوَ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ قَالَ مَا أَظُنُّ أَنْ تَبِیدَ هَذِهِ أَبَدًا (35) وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَلَئِنْ رُدِدْتُ إِلَى رَبِّی لَأَجِدَنَّ خَیْرًا مِنْهَا مُنْقَلَبًا (36)در پایان داستان به چگونگی رهایی از فتنه مال اشاره می شود و عصمت از آن را در فهم واقعی زندگی دنیاو یاد آوری روز آخرت می داند ومی فرماید:وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا کَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِیمًا تَذْرُوهُ الرِّیَاحُ وَکَانَ اللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ مُقْتَدِرًا (45) الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِینَةُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَالْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیْرٌ عِنْدَ رَبِّکَ ثَوَابًا وَخَیْرٌ أَمَلًا (46)

سوم: فتنه علم در خلال داستان موسى و خضر

موسى علیه الصلاة والسلام فکر می کرد که او داناترین فرد زمین است لذلک خداوند به او وحی کرد که در فلان منطقه فردی داناتر از او وجود دارد، پس برای تعلیم و یادگیری به نزد خضر رفت، ولی نتوانست بر عملکردهای خضر صبر کند چون حکمت کارهای خضر را نمی فهمید و فقط به ظاهر توجه می کرد.در این داستان نیز چگونگی عصمت از این فتنه بیان می شود وان هم تواضع و عدم غرور به علم است:(قَالَ سَتَجِدُنِی إِنْ شَاءَ اللَّهُ صَابِرًا وَلَا أَعْصِی لَکَ أَمْرًا)

چهارم: فتنه ی قدرت و سلطنت در خلال داستان ذو القرنین

داستان ذوالقرنین داستان پادشاه عادلی است که قدرت و سلطنت وی از مشرق تا مغرب ادامه داشت ولی او از این جایگاه برای انتشار دین خداوند استفاده نمودو خیر را انتشار می داد و از فساد جلوگیری می کرد.ذو القرنین نمونه ی موفق در فتنه قدرت و سلطنت بود که بسیاری امثال او دراین آزمایش شکست خورده و مسیر غیر حق را تبعیت نمودند.

اگر به اسم سوره یعنی کهف یا به اصطلاح فارسی غارتوجه کنیم در می یابیم که بین این اسم و موضوعات سوره مناسبت لطیف و زیبایی وجود داردو آن هم این است که هر کس در این سوره تدبر داشته باشد و به ان پناه ببرد مانند غار محافظت کننده است، همان طور که غار انسان را از سرما و گرما محافظت می کنداین سوره نیز انسان ها را از فتنه ها محافظت می کند.غاری که قاری این سوره به ان پناه می بردغاری است معنوی که در عنایت و حفظ و پوشش خداوند متعال است

غصه مخور جهان میدان آزمایش است:


(إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِینَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا))(آیه 7)
این آیه ترسیمى از وضع این جهان به عنوان یک میدان آزمایش براى انسانها، و توضیحى براى خط سیر انسان در این مسیر است.نخست مى‏گوید: «ما آنچه را روى زمین است زینت آن قرار دادیم»جهانى پر زرق و برق ساختیم که هر گوشه‏ اى از آن دل را مى‏برد، دیدگان را به خود مشغول مى‏دارد، و انگیزه‏هاى مختلف را در درون آدمى بیدار مى‏کند، تا در کشاکش این انگیزه‏ها و درخشش این زرق و برقها و چهره‏ هاى دل‏انگیز و دلربا، انسان بر کرسى آزمایش قرار گیرد و میزان قدرت ایمان و نیروى اراده و معنویت و فضیلت خود را به نمایش بگذارد.لذا بلافاصله اضافه مى‏کند: «تا آنها را بیازماییم کدامینشان بهتر عمل مى‏کنند»؟ .این هشدارى است به همه انسانها و همه مسلمانها که در این میدان آزمایش الهى فریب زرق و برقها و کثرت عمل را نخورند بلکه بیشتر به حسن عمل بیندیشند.

(وَ إِنَّا لَجاعِلُونَ ما عَلَیْها صَعِیداً جُرُزاً)(آیه 8)
سپس مى‏گوید: ولى این زرق و برقها پایدار نیست «و ما (سر انجام) قشر روى زمین را خاک بى‏گیاهى قرار مى‏دهیم»! آرى! این منظره زیبا که در فصل بهار در دامان صحرا و کوهسار مى‏بینیم به همین حال باقى نمى‏ماند، فصل خزان فرا مى‏رسد برگها پژمرده مى‏شوند، شاخه ‏ها عریان مى‏شوند، و آواى حیات به خاموشى مى‏گراید.زندگى پر زرق و برق انسانها نیز همین گونه است. این نعمتهاى گوناگون، این پستها و مقامها و مانند آن نیز جاودانى نیستند، روزى فرا مى‏رسد که به جز یک قبرستان خشک و خاموش از این جامعه‏ ها چیزى باقى نمى‏ماند و این درس عبرت بزرگى است.


(أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْکَهْفِ وَالرَّقِیمِ کَانُوا مِنْ آیَاتِنَا عَجَباً ‏) (آیه 9)
‏( زندگی پرزرق و برق ، بسیاری از مردمان را گول می‌زند ، و ایشان را نسبت به زنده شدن دوباره ، غافل و بی‌باور می‌کند . در صورتی که کسانی چون اصحاب کهف یافته می‌شوند که در محیط پرزرق و برق جهان و در میان انواع ناز و نعمت ، استقامت و پایمردی خود را در راه ایمان نشان می‌دهند ، و نیز حوادث بسیاری در جهان رخ می‌دهد که بیانگر از سرگرفتن حیات پس از خواب طولانی بوده که نوعی مرگ بشمار است . از جمله این حوادث داستان اصحاب کهف است ) . آیا گمان می‌بری که ( خواب چندین ساله ) اصحاب کهف و رقیم ، در میان عجائب و غرائبِ ( پراکنده در گستره هستیِ ) ما چیز شگفتی است‌ ؟‏

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۱٠ | ۱:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

دعای بسیار زیبای شیخ محمد صالح پردل

سخرانی زیبای شیخ محمد صالح پردل

دعای بسیار زیبای شیخ محمد صالح پردل, سخرانی زیبای شیخ محمد صالح پردل ,سخنرانی جدید استاد محمد صالح پردل , شیخ محمد صالح پردل ,پردل,سخنرانی جدید شیخ پردل ,سخنرانی 93 شیخ پردل,دعای باران شیخ پردل , دعای زیبای استاد پردل , نماز باران شیخ پردل ,دعای خاشعانه شیخ پردل, گریه کردن شیخ پردل,محمد پردل,زندگی نامه شیخ پردل,

سخنرانی جدید استاد محمد صالح پردل

شاید شما نیز دلتان برای یک سخنرانی جانانه تنگ شده باشد! سخنرانی ای که ایمان را در دلمان احیا کند و یاد الله را در قلب و ذهنمان بپروراند. هم اکنون سخنرانی بسیار جالب از شیخ محمد صالح پردل آماده کرده ایم. ایشان در این سخنرانی به بیان تمثیل هایی زیبا می پردازد که دل هر مسلمانی را میلرزاند.

همیشه با شنیدن سخنرانی های جذاب شیخ محمد صالح پردل نهال ایمان در دلهایمان احیا می شود و قلبهایمان به لرزه می افتد و بطور خلاصه از این رو به آن رو می شویم. سخنرانی هایی ایشان تا حدی طرفدار دارد که مؤمنان را از شهرهای دور برای شنیدن سخنان این بزرگوار جذب می کند. با یکی دیگر از سخنرانی های بینظیر شیخ پردل همراهتان هستیم.

 

دعای بسیار زیبای شیخ محمد صالح پردل

=====================================

دعای بسیار زیبای شیخ محمد صالح پردل


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دعای بسیار زیبای شیخ محمد صالح پردل , شیخ محمد صالح پردل , نماز باران شیخ پردل , دعای خاشعانه شیخ پردل


تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۱٠ | ۱:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

شیخ پردل: یک تکیه گاه خوب

شیخ محمد صالح پردل یک تکیه گاه خوب

سخرانی زیبای شیخ محمد صالح پردل

شیخ پردل, دعای بسیار زیبای شیخ محمد صالح پردل, دعای خاشعانه شیخ پردل, دعای زیبای استاد پردل, زندگی نامه شیخ پردل, سخرانی زیبای شیخ محمد صالح پردل, سخنرانی 93 شیخ پردل, سخنرانی جدید استاد محمد صالح پردل, سخنرانی جدید شیخ پردل, شیخ محمد صالح پردل, محمد پردل, نماز باران شیخ پردل, پردل, گریه کردن شیخ پردل

سخنرانی جدید استاد محمد صالح پردل

در این کلیپ استاد شیخ محمد صالح پردل به موضوع ذکر خداوند اشاره می کنند و این نکته رو بیان می کنند که بهترین

تکیه گاه خداوند و راه توکل و تکیه به خداوند ، ذکر خداوند می باشد و اینکه این چطوری ممکن است این کلیپ رو ببینید.

ما با تمام وجود و قت مان در حال تلاش می باشیم اما اولا نیاز به دعا و ثانیا به پیشنهادات و انتقادات سازنده شما هستیم

زمان: ۳ دقیقه

فرمت: Flv

کیفیت: عالی

نوع فایل: زیپ

حجم فایل: ۱۴مگابایت

 http://filmbaroon.ir

 

===================================

شیخ پردل: یک تکیه گاه خوب

پسورد: isra-soft.ir


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: شیخ پردل: یک تکیه گاه خوب


تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۱٠ | ۱:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

 

«بِسمِ اللهِ العَظِیمِ القَدِیمِ الأَزَل، یَغفِرُ الذُّنُوبَ وَیَعفُو الزَّلَل، تَنَزَّهَ مَولَانَا وَخَالِقُنَا عَنِ النَّقصِ وَالعِلَل، جَبَّارٌ قَوِىٌّ لَا یَکَلُّ وَلَا یَمَل».
بنام پروردگار همیشه زنده، بزرگ وپاینده، بخشاینده گناهان، ودرگذر کننده از اشتباهات، پاک است ومنزّه پروردگار ما از کمیها وکاستیها، قویی ونیرومند است، ناتوانی وسستی را بر او راهی نیست.

«لاإِلهَ إِلَّا اللَّـهُ العَظِیمُ الـحَلِیمُ، لا إِلهَ إِلَّا اللَّـهُ رَبُّ العَرشِ العَظِیمِ، لَا إِلهَ إِلَّا اللَّـهُ رَبُّ السِّموَاتِ، وَرَبُّ الأَرضِ، وَرَبُّ العَرشِ الکَرِیمِ».
هیچ معبودی لائق پرستش نیست مگر پروردگار بزرگ وبردبار، جزآفریننده وپادشاه آسمانها وزمین هیچ معبودی شایستگی پرستش ندارد، هیچ إله ومعبودی نیست مگر الله تعالی، پروردگار آسمانها وزمین، پروردگار بخشاینده ومهربان، مالک وصاحب عرش بزرگ، شاهنشه جهان آفرینش.

«اللَّهُمَّ صَلِّ وَسَلِّم وَبَارِک عَلى عَبدِکَ وَنَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ -صلى الله علیه وسلم- عَدَدَ مَا أَحَاطَ بِهِ عِلمُکَ، وَخَطَّ بِهِ قَلَمُکَ، وَأَحصَاهُ کِتَابُکَ، وَصَلَّ وَسَلَّم وَبَارِک عَلَیهِ مِلءَ الجِنَانِ وَالفِردَوسِ الأَعلى، اللّهُمَّ صَلِّ وَسَلِّم عَلَیهِ حَتَّى تَرضَى».
بارالها به اندازه علم ودانشت وبه عدد کلماتی که قلمت نگاشته وکتابت برشمرده صلوات وسلام ودرود فرست بر بنده وپیامبرت محمد -صلى الله علیه وسلم-. الهی به وسعت بهشتها وفردوس برینت بر او صلواتها وسلامها فرست. بارخدایا بر پیامبرت آنقدر سلام ودرود فرست که موجب خشنودی ورضایتت گردد.

«اللّهُمَّ اهدِنَا فِیمَن هَدَیتَ، وَعَافِنَا فِیمَن عَافَیتَ، وَتَولَّنَا فِیمَن تَوَلَّیتَ، وَبَارِک لَنَا فِیمَا أَعطَیتَ، وَقِنَا وَاصرِف عَنَّا شَرَّ مَا قَضَیتَ، فَإِنَّکَ تَقضِی وَلَا یُقضَى عَلَیکَ وَإِنَّهُ لَا یَعِزُ مَن عَادَیتَ وَلَا یَذِلُّ مَن وَالَیتَ، تَبَارَکتَ رَبَّنَا وَتَعَالَیتَ، نَستَغفِرُکَ اللَّهُمَّ مِن جَمِیعِ الذُّنُوبِ وَالخَطَایَا وَنَتُوبُ إِلَیکَ».
بارالها ما را در زمره هدایت یافتگان درگاهت قرار ده. وبا آنانکه گناهانشان را آمرزیده ای همراه گردان. وبه دوستی گیر با دوستانت ودر آنچه بما ارزانی داشته ای برکت نِه. ومارا درپناه خویش از زشتی وپلیدیها دورگردان چرا که قضا وقدر در دست توانای توست وکسی را قدرت محاسبه تو نیست. الهی کسی را توانائی عزّت وشرف بخشیدن نیست آنکس را که تو دشمن شمرده ای. وکس نتواند خوار کند آنکه را بدوستی گرفته ای. پاک ومنزّهی تو ای پروردگار ما. از همه گناهان وزشتیها به درگاه مغفرت وبخشش تو روی آورده ایم.

«اللَّهُمَّ إِنَّا نَسأَلُکَ بِأنَّ لَکَ الـحَمدُ، لَا إِلهَ إِلَّا أَنتَ وَحدَکَ لَا شَرِیکَ لَکَ، الـمَنَّانُ، یَا بَدِیعَ السَّماوَاتِ وَالأَرضِ، یَا ذَا الجَلَالِ وَالإِکرَامِ، یَاحَیُّ یَا قَیُّومُ، إِنَّا نَسأَلُکَ الـجَنَّةَ وَنَعُوذُبِکَ مِنَ النَّارِ».
بارالها حمد وسپاس تنها شایسته بزرگی توست، جز تو هیچ اله ومعبودی نیست، تویی پروردگار بخشاینده، نیست هیچ شریکی تو را، ای آفریننده آسمانها وزمین، ای شاهنشه سخاوت وبزرگی، ای آگاه وتوانا ودانا بر همه چیز وهمه کس، ما از درگاه تو بهشت برین را مسألت داریم واز عذاب هولناک آتش جهنم به بزرگیت پناه می بریم.

﴿رَبَّنَا ءَامَنَّا بِمَآ أَنزَلتَ وَاتَّبَعنَا الرَّسُولَ فَاکتُبنَا مَعَ الشَّاهِدِینَ﴾.
بارالها ما بدانچه بر پیامبرت فرو فرستادی ایمان آوردیم واز او پیروی نمودیم، پس ما را با راستگویان وشاهدان وگواهان حق محشور فرما.

﴿رَبَّنَا لَاتَجعَلنَا فِتنَةً لِّلقَومِ الظَّالِمِین * وَنَجِّنَا بِرَحمَتِکَ مِنَ القَومِ الکَافِرِینَ﴾.
الهی مارا آزمون آزار وبلای ستمگران وظالمان قرار مده وبا فضل ورحمت خویش مارا از آماج فتنه وبلاهای کافران نجات بخش.

﴿رَبَّنَآ اغفِرلَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسرَافَنَا فی أَمرِنَا وَثَبِّت أَقدَامَنَا وَانصُرنَا عَلَی القَومِ الکَافِرِینَ﴾.
پروردگارا، ببخشای بر ماگناهانمان را واز زیاده رویها وتندرویهایمان درگذر وما را در راهت ثابت قدم دار وبر ملتهای کافر پیروزمان گردان.

﴿رَبَّنَآءاتِنَا فی الدُّنیَا حَسَنَةً وَفِی الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ﴾.
بارالها در دنیا بما خیر ارزانی دار وسرای آخرتمان را خوشبخت وبا سعادت گردان ومارا از عذاب آتش جهنم برهان.

﴿رَبَّنَا لَاتُؤَاخِذنَآ إِن نَّسِینَآ أَو أَخطَأنَا، رَبَّنَا وَلَا تَحمِل عَلَینَآ إِصراًً کَمَا حَمَلتَهُ عَلَی الَّذِینَ مِن قَبلِنَا، رَبَّنَا وَلَاتُحَمِّلنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعفُ عَناَّ وَاغفِرلَنَا وَارحَمنَآ أَنتَ مَولَانَا فَانصُرنَا عَلَی القَومِ الکَافِرِینَ﴾.
بارالها، مارا بر اشتباهات وفراموشیهایمان باز خواست مکن، الهی بار تکالیف ومسؤلیتهای سنگین را آنچنانکه بر دوش ملتهای پیشین، بسبب گناهان ومعصیتهایشان، گذاشته بودی بر دوش مامگذار، پروردگارا برما آنچه که مارا یارای آن نیست واز قدرت وتوانمان خارج است تحمیل مگردان، واز گناهانمان درگذر ومارا مورد عفو وبخشش ورحمت وشفقت خویش قرار ده، تویی یار ویاورما، پس مارا بر ملتهای کافر پیروز گردان.

﴿رَبَّنَا لَا تُزِِغ قُلُوبَنَا بَعدَ إِذ هَدَیتَنَا وَهَب لَنَا مِن لََََّدُنکَ رَحمَةً إِنَّکَ أَنتَ الوَهَّاب﴾.
بارالها پس از آنکه لذت وحلاوت ایمان را به قلبهایمان چشاندی آنها را از راه سعادت گمراه وسرگردان مکن، واز درگاه خودت بما رحمتی ارزانی دار که تنها تویی سخاوتمندترین بخشایشگران.

﴿رَبَّنَا اغفِرلَنَا وَلِإِخَوانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالإِیمانِ وَلَاتَجعَل فِی قُلُوبِنَا غِلاًّ لِّلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَآ إِنَّکَ رَئُوفٌ رَّحِیمٌ﴾.
پروردگارا از گناهان ومعصیتهای ما وبرادرانمان که در راه ایمان بر ما پیشی گرفتند درگذر، ومارا بیامرز. الهی در قلبها ودلهای ما هیچ کینه وحقدی بر مسلمانی جای مده. بارالها، تو بسیار رئوف ومهربان وبخشنده ای.

«اللَّهُمَّ اصلِح لَنَا دِینَِنَا الَّذِی هُوَ عِصمَةُ أَمرِنَا، وَاصلِح لَنَا دُنیَانَا الَّتی فِیهَا مَعَاشُنَا، واصلِح لَنَا آخِرَتنَا الَّتِی فِیهَا مَعَادُنَا، وَاجعَل الحَیَاةَ زِیَادَةً لَنَا فِی کُلِّ خَیرٍ، وَاجعَلِ الـمَوتَ رَاحَةً لَنَا مِن کُلِّ شَرٍّ».
بارالها، دیانتداری مارا اصلاح گردان که صلاح وموفقیت در کارهایمان بر آن است، ودنیایمان را پاک ساز که حیات وزندگیمان در آن است وآخرتمان را نیکوکن که بازگشتمان بسوی آنست. وهمواره خیر وخوبیها را بر زندگیمان بیفزا وبا مرگ مارا از همه زشتیها وبدیها برهان.

«اللَّهُمَّ إِنَّا نَسأَلُکَ الهُدَی وَالتُّقَی، وَالعَفَافَ، وَالغِنَی».
الهی برما هدایت ورستگاری، تقوا وپاکدامنی، قناعت وخوشدلی ارزانی دار.

«اللَّهُمَّ إِنَّا نَعُوذُبِکَ مِنَ العَجزِ، وَالکَسَلِ، وَالـجُبنِ، وَالبُخلِ، وَالهَرَمِ، وعَذَابِ القَبرِ، اللَّهُمَّ آتِ نُوفُوسَنَا تَقوَاهَا، وَزَکِّهَا أَنتَ خَیرُ مَن زَکَّاهَا. أَنتَ وَلِیُّهَا وَمَولَاهَا. اللَّهُمَّ إِنَّا نَعُوذُبِکَ مِن عِلمٍ لَاینفَعُ، وَمِن قَلبٍ لَایَخشَعُ، وَمِن نَفسٍ لَاتَشبَعُ، وَمِن دَعوَةٍ لَایُستَجَابُ لَهاَ».
الهی ما از تنبلی وناتوانی، ترسویی وبخیلی، پیری وعذاب قبر به تو پناه می بریم. بارالها به دلهای ما تقوا ارزانی دار وآنهارا پاک ساز که تو از همه به پاکی آنها تواناتری، تو صاحب امر ومالک آنهایی. الهی ما از علم بیهوده وبی فایده وازقلبی که از تو هراس وترسی ندارد، واز جان وتنی که سیری وقناعت نمی شناسد واز دعائی که پذیرفته درگاهت نیست به تو پناه می بریم.

«اللَّهُمَّ إِنَّا نَعُوذُبِکَ مِن زَوَالِ نِعمَتِکَ، وَتَحَوُّلِ عَافِیَتِکَ، وَفُجَاءَةِ نِقمَتِکَ، وَجَمِیعِ سَخَطِکَ».
بارالها ما از اینکه نعمتهایت از ماگرفته شود، وسلامتی وعافیتی را که به ما ارزانی داشته ای از دست دهیم واز اینکه ناگهان مورد خشم وغضب تو قرار گیریم، واز هر گونه خشم ونارضایتی ات بتو پناه می آوریم.

«اللَّهُمَّ رَحمَتَکَ نَرجُو فَلَا تَکِلنَِا إِلَی أَنفُسِنَا طَرفَةَ عَینٍ، وَاصلِح لَنَا شَأنَنَا کُلَّهُ، لَاإِلهَ إِلَّا أَنتَ».
الهی برحمتت چشم أمید دوخته ایم، پس مارا لحظه ای به حال خود وامگذار، همه کارها وأمورمان را نیکو گردان، هیچ الهی ومعبودی نیست مگر ذات پاک تو.

﴿لَاإِلهَ إِلَّا أَنتَ سُبحَانَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِین﴾.
هیچ إله ومعبودی نیست مگر ذات پاکت، تو پاکی ومنـزه، منم که برخود ظلم وستم روا داشته ام.

«اللَّهُمَّ إِنَّا عَبِیدُک، بَنُو عَبِیدِک، بَنُو إماءِک، نَوَاصِینَا بِیَدِکَ، مَاضٍ فِیَّنا حُکمُکَ، عَدلٌ فِیَّنا قَضَاؤُکَ. نَسأَلُکَ بِکُلِّ اسمٍ هُوَ لکَ سَمَّیتَ بِهِ نَفسَکَ، أَو أَنزَلتَهُ فِی کِتَابِکَ، أَو عَلَّمتَهُ أَحَداً مِن خَلقِکَ، أَوِ استَأثَرتَ بِهِ فِی عِلمِ الغَیبِ عِندَکَ، أَن تجعَلَ القُرآنَ رَبِیعَ قُلُوِبنَا، ونُورَ صُدُورِنَا، وَجَلَاءَ أَحزَانِنَا، وَذَهَابَ هُمُومِنَا».
بارالها، ما بندگان وبردگان تو، فرزندان بردگان تو، فرزندان کنیزکان دربارت، امورمان همه در توان وقدرت واختیارت، هر آنچه امر کنی بر ما روا باشد وهر حکمی در حق ما صادر کنی عدل است وداد، به هراسمی که شایسته بزرگی توست وبدان خودت را نام نهاده ای یا که در کتابت آورده ای، یا که به بنده ای از بندگانت آموخته ای، ویا که در علم غیبت محفوظ داشته ای، از تو می خواهیم که قرآن را بهار قلبهایمان ونور سینه هایمان وجلا دهنده غم واندوهمان وپاک کننده ناراحتیهایمان سازی.

«اللَّهُمَّ إِنَّکَ عَفُوٌّ کَرِیمٌ تُحِبُّ العَفوَفَاعفُ عَنِّا».
الهی تو کریمی وبخشاینده وبخشایش را می پسندی پس از ما درگذر.

«اللَّهُمَّ إِنَّا نَسأَلُکَ فِعلَ الخَیرَاتِ، وَتَرکَ الـمُنکَراتِ، وَحُبَّ الـمَسَاکِینِ، وَأَن تَغفِرَ لَنَا، وَتَرحَمَنَا، وَإِذَا أَرَدتَ فِتنَةَ قَومٍ فَتَوَفَِّنَا غَیرَ مَفتُونٍ، وَنَسأَلُکَ حُبَّکَ، وَحُبَّ مَن یُحِبُّکَ، وَحُبَّ عَمَلٍ یُقَرِّبُنَا إِلَی حُبِّکَ».
بارالها مارا در انجام کارهای خیر یاری ده، واز زشتیها بازدار، ودوستی ومحبت بینوایان را در قلبمان جای ده، واز ما درگذر ورحمت وبخشایشت را نصیب حالمان کن، واگر خواستی قومی را به فتنه وامتحانی براندازی، بدون آزمایش وامتحان جانمان بستان. الهی مارا از دوستیت ومحبت دوستانت ومحبت هر آنچه مارا بتو نزدیکتر می سازد بهرمند ساز.

«اللَّهُمَّ اقسِم لَنَا مِن خَشیَتِکَ مَا تَحُولُ بِهِ بَینَنَا وَبَینَ مَعَاصِیکَ، وَمِن طَاعَتِکَ مَا تُبَلِّغُنَا بِهِ جَنَّتَکَ، وَمِنَ الیَقِینِ مَا تُهَوِّنُ بِهِ عَلَینَا مَصَائِبَ الدُّنیَا، اللَّهُمَّ مَتِّعنَا بِأَسمَاعِنَا، وَأَبصَارِنَا، وَقُوَّاتِنَا مَا أَحیَیتَنَا، وَاجعَلهُ الوَارِثَ مِنَّا، وَاجعَل ثَأرَنَا عَلَی مَن ظَلَمَنَا، وَانصُرنَا عَلَی مَن عَادَانَا، وَلَا تَجعَل مُصِیبَتَنَا فِی دِینِنَا، وَلَا تَجعَلِ الدُّنیَا أَکبَرَ هَمِّنَا، وَلَا مَبلَغَ عِلمِنَا، وَلَاتُسَلِّط عَلَینَا مَن لَا یَرحَمُنَا».
بارالها، آن مقدار از ترس وهراس از قدرت وتوانت بما ارزانی دار، که بین ما وگناهان دوری افکند، وآن قدر از توفیق طاعت وعبادتت بمَا ارزانی ده، که ما را به بهشت برین رساند. وآن مقدار از ایمان ویقین که مشکلات ومصائب دنیا را برایمان آسان وهموارسازد. الهی ما را از نعمت شنوائی وبینائی ونیرو وتوانمندی تا آخرین لحظه ای که بما زندگی عطا می فرمائی محروم مساز، ووارث مارا از خودمان قرار ده، وانتقام مارا از کسی که بر ماظلم روا دارد بگیر، ومارا بر آنکس که بر ما دشمنی می ورزد یاری ده، ومصیبت وگرفتاریهایمان را در دینمان مگردان، ودنیارا بزرگترین آرزو وامیدمان، وبالاترین درجه علم ودانش وفهممان قرار مده وکسی را که بر ما رحم وشفقت ندارد بر ماچیره مگردان.

«اللَّهُمَّ إِنَّا نَسأَلُکَ مُوجِبَاتِ رَحـمَتِکَ، وَعَزَائِمَ مَغفِرَتِکَ، وَالسَّلَامَةَ مِن کُلِّ إِثمٍ، وَالغَنِیمَةَ مِن کُلِّ بِرٍّ والفَوزَ بِالـجَنَّةِ، وَالنَّجَاةَ مِنَ النَّارِ».
بارالها، بما ارزانی دار آنچه که دروازه های پر سخاوت رحمت وبخشایشت را برویمان می گشاید. وما را از معصیت وگناه بر حذر داشته بسوی نیکیها وخوبیها روانه ساز. الهی درهای نورانی بهشت را برویمان بگشای ومارا از آتش سوزناک وعذاب هولناک جهنم در امان دار.

«اللَّهُمَّ إِنَّا نَسأَلُکَ یَا اللّـهُ بِأَنَّکَ الوَاحِدُ، الأَحَدُ، الصَّمَدُ، الَّذِی لَم یَلِد وَلَم یُولَد، وَلَم یَکُن لَهُ کُفُواً أَحَدٌ أَن تَغفِرَ لَنَا ذُنُوبَنَا، إِنِّکَ أَنتَ الغَفُورُ الرَّحِیمُ».
ای پروردگار یگانه ویکتا، ای آنکه دستان محتاجان تنها بسوی تو دراز است، تو پاکی از اینکه فرزند ویا پدر باشی، وتو پاک ومنـزهی از شریک داشتن، تو را مثل ومانندی نیست. بارالها، ببخشای بر ما گناهانمان را، تنها تویی بخشاینده مهربان.
«اللَّهُمَّ أَلِّف بَینَ قُلُوبِنَا، واصلِح ذَاتَ بَینِنَا، وَاهدِنَا سُبُلَ السَّلَامِ، وَنَجِّنَا مِنَ الظُلُمَاتِ إِلَی النُّورِ، وَجَنِّبنَا الفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنهَا وَمَا بَطَنَ، وَبَارِک لَنَا فِی أَسمَاعِنَا، وَأَبصَارِنَا، وَقُلُوبِنَا، وَأَزوَاجِنَا، وَذُرِّیَّاتِنَا، وَتُب عَلَینَا إِنَّکَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ، وَاجعَلنَا شَاکِرِینَ لِنِعَمِکَ مُثنِینَ بِهَا عَلَیکَ قَابِلِینَ لَهَا وَأَتمِمهَا عَلَینَا».
بارالها، بین قلبها ودلهایمان محبت وألفت آفرین وسوء تفاهمهایمان را برطرف ساخته مارا براه سعادت ورستگاری رهنمون فرما. الهی از سیاهچالهای گمراهی به نور ایمانمان هدایت نموده از بدیها وزشتیهای آشکار وپنهان مارا در امان دار. پروردگارا درشنوائی وبینائیمان ودر دلها وقلبهایمان ودر همسران وفرزندانمان برکت عطا فرما. وببخشای بر ما که تویی بخشاینده مهربان. بارالها، مارا شکرگذار نعمتهای بیدریغت قرار ده وبه ما توفیق آن ده که همیشه حمد وسپاس وستایش توگوئیم ومارا مستحق وقابل آنهمه فضل وکرمت قرار ده وبیفزای بر ما خیر ونیکیت را.
«اللَّهُمَّ إِنَّا نَسأَلُکَ عِیشَةً نَقِیَّةً، وَمَیتَةً سَوِیَّةً، وَمَرَدّاً غَیرَ مـُخزٍ وَلَافَاضِحٍ».
بارالها، سعادت وخوشبختی وشادکامی در زندگی را از درگاه عظمت وبزرگیت مسألت داریم. الهی مرگمان را به آرامی وراحتی بر ما نازل فرما، واز بازگشت زشت وناشایسته بسوی درگاه عدلت در امانمان دار.
﴿رَبَّنَا ظَََلَمنَآ أَنفُسَنَا وَإِن لَّم تَغفِرلَنَا وَتَرحَمنَا لَنَکُونَنَّ مِنَ الخَاسِرِین﴾.
بارالها ما با نافرمانی دستورات تو به خویشتن ظلم وستم ورزیده ایم واگر ما را نیامرزی وبر ما رحم وشفقت نورزی از زیانکاران خواهیم شد ...
﴿رَبَّنَا عَلَیکَ تَوَکَّلنَا وَإِلَیکَ أَنَبنَا وَإِلَیکَ المَصِیرُ﴾.
پروردگارا بتو توکل جسته ایم وبسوی تو روی آورده ایم وبازگشت همگان بسوی توست.
﴿رَبَّنَا لَا تَجعَلنَا فِتنَةً لِّلَّذِینَ کَفَروُا وَاغفِرلَنَا رَبَّنَآ إِنَّکَ أَنتَ العَزِیزُ الحَکِیمُ﴾.
بارالها، کافران را بر ماچیره مگردان وما را سبب روی گردانی آنان از دینت مساز، پروردگارا ببخشای ما را که تو بر همه چیز توانا ودانایی.
«اللّهُمَّ انصُر الإِسلَامَ وَالمُسلِمِین، اللُّهُمَّ انصُرِ الجِهَادَ وَالمُجَاهِدِین، اللَّهُمَّ انصُر مَن نَصَرَ دِینَ مُحَمَّدٍ -صَلىَ اللهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ- وَاجعَلنَا مِنهُم، اللّهُمَّ اخذُل مَن خَذَلَ دِینَ مُحَمَّدٍ -صَلىَ اللهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ- وَلَا تَجعَلنَا مِنهُم».
بارالها پیروز گردان اسلام ومسلمانان را. الهی یاری ده جهاد ومجاهدان را. پرودگارا پیروز گردان هر آنکس که دین محمد -صلى الله علیه وسلم- را یاری می دهد ومارا از زمره ایشان قرار ده. الهی خوار ورسوا ساز آنانرا که خوار ساخته اند دین محمد -صلى الله علیه وسلم- را ومارا از آنان قرار مده.
«اللّهُمَّ مَن أَرَادَ الإِسلَامَ وَالمُسلِمِینَ بِسُوءٍ فَاشغِلهُ فِی نَفسِهِ وَاجعَل تَدبِیَرَهُ فِی تَدمِیرِهِ».
پروردگارا هر آنکس که بر علیه اسلام ومسلمانان نقشه می کشد را بخودش مشغول دار، ونیرنگ وحیله اش را سبب هلاکت ونابودیش قرار ده.
«اللّهُمَّ عَلَیکَ بِأَعدَاءِ الإِسلَامِ وَبِکُلِّ مَن سَاعَدَهُم وَسَانَدَهُم. اللّهُمَّ إِنَّا نَجعَلُکَ فِی نُحُورِهِم وَنَعُوذُ بِکَ مِن شُرُورِهِم. اللّهُمَّ أَرِنَا فِیهِم یَومَاً أَسوَدَاً کَیَومِ هَامَانَ وَفِرعَون».
پروردگارا دشمنان اسلام وهر آنکس که دست یاری وکمک بدانان داد را خوار ورسوا ساز. بارالها تیر زهراگینت را در حلقومشان فرو بر ومارا از بلاها ونیرنگهایشان در امان دار.
بارخدایا آنان را چو هامانیان وفرعونیان هلاک ونابود گردان.
«اللّهُمَّ إِنَّکَ قُلتَ وَقَولُکَ حَقٌ: ﴿أُدعُوِنی أَستَجِب لَکُم﴾ وَهَا نَحنُ بِبَابِ جُودِکَ قَد دَعَونَاکَ کَمَا أَمَرتَنَا فَاستَجِب لَنَا کَمَا وَعَدتَنَا وَلَا طَرُدناً عن بَابِ جُودِکَ خَائِبِین».
بارالها تو گفتی وسخنت راست است وحقیقت «مرا خوانید تاحاجتهایتان برآرم» وحال این مائیم که بر دروازه کرم وسخاوتت آنچنان که امر فرموده ای دست تضرع وزاری دراز نموده ایم پس دعاهایمان را پذیرا باش وما را از درگاه سخاوتت دل شکسته وناامید مرهان.
«وَصَلِّ اللّهُمَّ وَسَلِّم عَلَى عَبدِکَ وَنَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ -صلى الله علیه وسلم- وَعَلَى وآله وصَحَابَتِهِ وَمَن تَبِعَهُ بِإِحسَانٍ إِلَى یَومِ الدِّین».
بارالها سلام ودرود فرست بربنده وپیامبرت محمد -صلى الله علیه وسلم- وبرخاندان ویاران وپیروان راستینش تا روز قیامت


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: نیایش سحرگاهان , دعای سحر , ادعیه سحر


تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٧ | ٩:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٧ | ٩:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

 

کروی بودن زمین و رابطه آن با کلمه «عمیق»

در این رابطه اشارات لطیفی در قرآن وجود دارد، خداوند می‌فرماید :
{وَ اَذِّنْ فی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَاْتُوکَ رِجالاً وَ عَلی کُلِّ ضَامِرٍ یَأْتینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمیقٍ}[1] (حج : 27)
«(ای پیغمبر!) به مردم اعلام کن که (افراد مسلمان و مستطیع)، پیاده، یا سواره بر شتران باریک‌اندام (ورزیده و چابک و پرتحمل، و مرکب‌ها و وسایل خوب دیگری) که راه‌های فراخ و دور را طی می‌کنند، به حج کعبه بیایند و ندای تو را پاسخ گویند».

ممکن است سؤال شود که چرا بجای «مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمیقٍ» نفرمود : «مِنْ کُلِّ فَجٍّ بَعیدٍ»؟

علما در این باره می‌فرمایند : استعمال کلمه «عمیق» به جای «بعید» به کروی بودن زمین اشاره دارد، زیرا خطوط سطح زمین راست نیستند بلکه منحنی بوده و در توضیح آنها به بُعد سوم جهات یعنی عمق نیز نیاز هست، لذا پروردگار دانا با این کلمه به کروی بودن زمین اشاره دارد.

نکته قابل توجه دیگر در این باره اینست که خداوند حکیم میان سطح علمی و فهم مردم عصر نزول قرآن و قرن‌های آینده، هماهنگی و توافق برقرار کرده است.

آیا زمین را گردآورنده قرار ندادیم؟
خداوند می‌فرماید :
{اَلَمْ نَجْعَلِ الأَرْضَ کِفَاتاً* أَحْیاءاً وَ اَمْواتاً} (مرسلات : 25-26)
«آیا ما زمین را گردآورندة (مردمان در حال حیات بر روی خود، و در حال ممات در دل خود) نساخته‌ایم؟* هم در حال حیات و هم در حال ممات؟».

کلمه «کفاتا» از ریشه «کَفَتَ» است و کفَتَ یکفِتُه کفْتاً، کفَّتَه : یعنی وی را در بر گرفت و به خود نزدیک کرد[2]، از خصوصیات زمین، در بر گرفتن و جذب کردن و به خود نزدیک ساختن است و این آیه به روشنی به جاذبه زمین اشاره دارد، زیرا زمین همه چیز را به خود جذب می‌کند و وزن اشیاء در حقیقت حاصل نیروی جاذبه آن است که با حجم زمین نیز تناسب دارد. یعنی اگر شئی بر روی زمین صد کیلوگرم وزن داشته باشد، بر روی ماه آن وزن را داراست و انسانی که در زمین شصت کیلوگرم وزن دارد بر روی ماه ده کیلوگرم وزن دارد. پس وزن هر شیء بر روی ماه یا زمین، متناسب با قدرت جذب آنها است. باتوجه به این خصوصیت است که خداوند فرمود :

{اَلَمْ نَجْعَلِ الأَرْضَ کِفَاتاً* أَحْیاءاً وَ اَمْواتاً}

اگر نیروی جاذبه نبود، زندگی چگونه ممکن بود؟ و آب چگونه روی زمین باقی می‌ماند؟ و هوای اطراف آن نیز اگر تحت‌تأثیر نیروی جاذبه نبود، چگونه گرداگرد آن دوام می‌یافت؟ اگر این نیروی قوی نبود و باعث گردش هوا به همراه زمین نمی‌شد یعنی زمین حرکت می‌کرد و هوای اطراف ثابت می‌ماند، گردبادهایی با سرعت بیشتر از هزار و ششصد کیلومتر در ساعت پدید می‌آمد و تمامی سطح زمین را با خود نابود می‌کرد.

باز از خود بپرسیم : کیست که هوا را با زمین مرتبط کرده و نیروی جاذبه را سبب این ارتباط قرار داده است؟ و کیست که دریاها را با این نیرو به زمین مربوط کرده و استقرار بخشیده است؟

بی‌وزنی حالتی تحمل‌ناپذیر است، خداوند می‌فرماید :
{اَمَّنْ جَعَلَ الأرْضَ قَراراً} (نمل : 61)
«(بتها بهترند) یا کسی که زمین را قرارگاه (و محل اقامت انسان‌ها) ساخته است».

در واقع زمینی که در حال گردش است، در عین استقرار بوده و اشیاء سطح خود را نیز ثابت و به خود جذب کرده و به آنها وزن بخشیده است. برخی از علما گمان کرده‌اند که زمین انسان را به خود جذب کرده تا در قبر فرو می‌رود اما خداوند زندگان را نیز در شمول این حکم آورده است :

{أحیاءاً و اَمواتاً}

و زندگان نیز با زمین مرتبط بوده و جذب آن شده‌اند و مثلاً وزن شصت کیلو برای یک شخص به معنی میزان قدرت جذب زمین نسبت به اوست. با این وصف آیا این آیات گفتار خداوند نیست؟ و برای ایمان ما کافی نیست که قرآن به نظریه‌ها و حقایق علمی امروزی، اشاره کرده است.
استقرار زمین

این حالت زمین نیز در آیه‌ای از قرآن بیان شده است :
{اَمَّنْ جَعَلَ الأرْضَ قَراراً}[3] (نمل : 61)
«(بتها بهترند) یا کسی که زمین را قرارگاه (و محل اقامت انسان‌ها) ساخته است».

کیست که زمین را محل استقرار قرار داده است؟ که ساختمان‌ها روی آن ایستاده و فرو نمی‌ریزند. چه کسی آن را مستقر نموده در حالیکه در هر ثانیه، سی کیلومتر از مدار خویش را می‌پیماید. اما با این وجود در ثبات و استقرار کامل است و اگر لرزیدن گیرد، هیچ ساختمانی بر روی آن دوام نمی‌آورد. خداوندا ازدیاد نعمت‌های خویش را به ما بنما و آن را از ما مگیر.

خداوند در مورد زمین می‌فرماید :
{وَ تَری الجّبالَ تَحْسَبُها جامِدَهً وَ هِیَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ} (نمل : 88)
«کوه‌ها را می‌بینی و آنها را ساکن و بی‌حرکت می‌پنداری، در حالی که کوه‌ها مانند ابرها در مسیر حرکت هستند (چرا که کوه‌ها بخشی از کرة زمین بوده و کرة زمین به دور خود و به دور خورشید می‌گردد».

تا قبل از این، گمان می‌رفت که کوه‌ها ثابت هستند، اما مانند ابرها در حرکتند، زیرا به همراه زمین در چرخش هستند.

در جنگی که میان جمعی از کشورها با یکی از دولت‌های بالکان در گرفت و شش ماه تمام ادامه یافت، پیشرفته‌ترین نوع سلاح‌ها و هواپیماهای ضد رادار و اشعه لیزر را به کار گرفتند، کامپیوترها، ماهواره‌ها، جدیدترین سلاح‌های بمباران در شب و روز نیز از وسایل استفاده شده در این جنگ بود، روزانه چهارصد هواپیما در آسمان ظاهر شده و به شدت بمباران می‌کردند. این فاجعه شش ماه تمام طول کشید و سیصدهزار میلیون دلار هزینه در بر گرفت.

اما کافیست که یک ستاره به مدت چهل و پنج ثانیه بلرزد و نتیجه‌ای بسیار ناگوارتر از آن جنگ ویرانگر را به بار آورد :

{اِنَّ بَطْشَ رَبِّکَ لَشَدیدٌ} (بروج : 12)
«بی‌گمان پروردگارت یورش و تاخت بردن و در هم کوبیدن و به کیفر رساندنش سخت و شدید است».

خداوند می‌فرماید : {اَمَّنْ جَعَلَ الأرْضَ قَراراً} (ملکیت زمین در اختیار خداست) و ما چیزی را در اختیار نداریم. اگر زمین به اندازه هشت درجه در مقیاس ریشتر بلرزد و همه ساختمان‌ها را نابود سازد، چه کسی می‌تواند مانع شود، حقیقتاً در چنین حالتی، کاری از دست انسان برنمی‌آید، جز اینکه زیر آوارها ناله کند، و کسی ناله او را نمی‌شنود، و حتی کسی به فکر او نمی‌باشد.

خدای عزّ و جلّ می‌فرماید :
{قُلْ هُوَ القَادِرُ عَلی اَنْ یَبْعَثَ عَلَیکُم عَذاباً مِنْ فَوْقِکُمْ* اَوْ مِنْ تَحْتِ اَرْجُلِکُمْ* اَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیعاً وَ یُذِیقَ بَعْضَکُمْ بَاْسَ بَعْضٍ} (انعام : 65)
«عذابی چون صاعقه و موشک‌ها* و یا عذابی چون زلزله‌ها و مین‌ها* و یا عذابی چون جنگ داخلی را سبب شکنجه شما و نابودیتان قرار دهد».

خداوند متعال می‌فرماید :
{وَ ضَرَبَ اللهُ مَثَلاً قَریَهً کَانَتْ آمِنَهً مُطْمَئِنَّهً یَأتِیها رزْقُها رَغَداً مِنْ کُلِّ مَکانٍ فَکَفَرَتْ بِأنْعُمِ اللهِ فَإذَاقَها اللهُ لِباسَ الجُوعِ وَ الخَوفِ بِما کَانُوا یَصْنَعوُنَ} (نحل : 112)
«خداوند (برای آنان که کفران نعمت می‌کنند، داستان) مردمان شهری را مثل می‌زند که در امن و امان بسر می‌بُردند و از هر طرف روزیشان بگونة فراوان به سویشان سرازیر می‌شد، اما آنان کفران نعمت خدا کردند، و خداوند به خاطر کاری که انجام دادند، گرسنگی و هراس را بدیشان چشانید (و نعمت‌ها را از ایشان سلب گردانید و بلاها بدانان رسانید)».

معنی دومی که برای آیه {اَمَّنْ جَعَلَ الأرْضَ قَراراً} متصور است، در خلال سؤال از خالق نیروی جاذبه روشن می‌شود، نیرویی که هر چه در سطح زمین است، جذب آن می‌شود، و مفهوم وزن معنی می‌یابد، فضانوردان به هنگام سفر در حال خواب هستند، که ناگهان بیدار شده و چون به منطقه بی‌وزنی رسیده‌اند خود را در هوا می‌بینند که به سقف فضاپیما چسبیده و احساس بی‌وزنی می‌کنند، اما این حالت فقط برای چند لحظه ممکن است، اما زندگی چندین ساله در این حالت غیرقابل تحمل است. باید از خود بپرسیم، آنچه که از دستان ما خارج می‌شود، به تدبیر و فرمان چه کسی در سطح زمین استقرار می‌یابد؟ و چه کسی است که نیروی جاذبه را آفریده است؟ طبعاً پاسخ اینست که، خداوند آفریدگار آن است.

اما یک معنی سوم نیز در این سؤال نهفته است که چه کسی تمام نیازمندی‌های تو را – ای انسان – در زمین قرار داده است؟ آیا در جایی بدون آب می‌توانی زندگی کنی؟ آیا کسی به غیر خداوند است که طبق شمارش دانشمندان، دویست و هشتاد و پنج هزار ماده غذایی متنوع را برای خوراک انسان و تغذیه او قرار داده است؟

در واقع نشانه‌های خداوند در میان ماست، اما خوشبخت کسی است که از آنها پند گیرد و بدبخت کسی است که خودسر و خودرأی است، زیرا هرگاه فرمان خدا نزد مردم کم‌اهمیت و سبک شمرده شد، ذات خداوند نیز مورد بی‌توجهی و کم‌ارزشی قرار می‌گیرد، که عاقبتی این چنین دارد :

{وَ لَنُذِیقَنَّهُمْ مِنَ العَذَابِ الأدْنی دُونَ العَذَابِ الاکْبَرِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ} (سجده : 21)
«ما قطعاً عذاب نزدیک‌تر (دنیا) را پیش از عذاب بزرگ‌تر (آخرت) بدیشان می‌چشانیم، شاید (از کفر و معاصی دست بکشند، و به سوی خدا) برگردند».

{ظَهَرَ الفَسادُ فی البَرِّ وَ البَحْرِ بِما کَسَبَتْ أیدی النّاسِ لِیُذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذی عَمِلوُا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعوُنَ} (روم : 41)
«(همیشه چنین بوده است که) تباهی و خرابی در دریا و خشکی به خاطر کارهایی پدیدار گشته است که مردمان انجام می‌داده‌اند. بدین وسیله خدا سزای برخی از کارهایی را که انسانها انجام می‌دهند بدیشان می‌چشاند تا اینکه آنان (بیدار شوند و از دست یازیدن به معاصی) برگردند».

پس از واقعه زلزله ترکیه، یکی از رهبران ترک در مجلس نمایندگان ترکیه درباره این زلزله ویرانگر داد سخن گشوده بود و می‌گفت : ما با همپیمانی با یهود، آزاد گذاشتن شبکه‌های ماهواره‌ای مبتذل در انتشار سموم مهلک و مبارزه با حجاب از طریق ترویج بی‌حجابی، به جنگ و مبارزه با خدا روی آوردیم، اکنون نوبت خداست که ما را مجازات کرده و به کیفر اعمالمان برساند.

کلام آن شخص این بود و درست هم می‌گفت، زیرا خداوند نسبت به ما مهربان است، اما اگر خود ما در حق خویش رحیم و مهربان نباشیم (و با جهل و خودسری و پیروی از شیطان راه جهنم و گمراهی را در پیش گیریم) به ناچار او به معالجه ما می‌پردازد و این حوادث را سبب تذکر و یادآوری قرار می‌دهد، در حدیثی قدسی آمده است که : «اگر مردم توبه کردند من دوستدارشان و اگر توبه نکنند، طبیبشان خواهم بود و آنها را به مصایب و مشکلات مبتلا می‌کنم تا از گناهان و معایب پاک شوند و هر نیکی آنها را، ده برابر و بیشتر پاداش داده و در برابر بدی‌های آنان جز به اندازه خود، مجازات نمی‌کنم و یا اینکه از آن درگذر می‌کنم، زیرا محبت و مهر من نسبت به بندگانم، از محبت مادر، نسبت به فرزندش بیشتر است».

IslamQT.Com
اسلام-قرآن و تفسیر
برگرفته شده از کتاب: دایره المعارف اعجاز علمی در پرتو قرآن و سنت
تألیف : دکتر محمد راتب نابلسی
مترجمان : محمد آزاد شافعی، عبدالباسط عیسى زاده


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اعجاز قران درباره کره زمین


تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٧ | ۸:٥۳ ‎ق.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

1- صلوات : هرگاه نام حضرت محمد (ص) را شنیدیم یا بر زبان آوردیم از ته دلمان باید صلوات بگویم.
2- احترام به اهل بیت :همسران پیامبراکرم (ص) مادران همه ی مسلمانان هستند وباید به تمام آنان احترام گزارده شود ودرهنگام صحبت از آنان با احترام و با نام مادرمان حضرت عایشه یا مادرمان حضرت خدیجه و … نام برده شود.
3- احترام به شهر پیامبر اکرم (ص) : وقتی که در مدینه هستیم باید به احترام رسول اکرم (ص) با صدای بلند نخندیم و کارها وشوخی های زشت انجام ندهیم.
4- آرزوی در خواب دیدن پیامبراکرم (ص):هرکس که آرزوی دیدن پیامبراکرم (ص) در خواب را داشته باشد نشانه علاقه او به پیامبراکرم (ص) است.
پیامبر اکرم(ص) می فرماید:هرکس من را در خواب ببیند واقعا خود من هستم ،شیطان هیچگاه نمی تواند بجای من درخواب کسی بیاید.
5- در هنگام مصیبت باید یادی از رحلت پیامبراکرم (ص) بکنیم. پیامبراکرم (ص)می فرماید:هرگاه یکی از بستکان شما فوت کرد از رحلت من یاد کنید که این دنیا را وداع گفتم اگر این کار را بکنید ،غم و اندوه شما کاسته می شود دل شما آرام می گیرد.
6- در هنگام سخن گفتن کسی در مورد پیامبراکرم (ص) باید سکوت کرده و به حرف گوینده توجه کرد.اگر در بین سخن کسی که از پیامبراکرم (ص) سخنرانی می کند، حرفش را قطع کرد ویا باعث عوض کرد ن موضوع شد؛ یک بی احترمی به پیامبراکرم (ص) می باشد.
7- رضایت کامل و احترام گزاردن به شریعت پیامبراکرم (ص) : از بهانه و عیب جویی بی اساس از دینی که پیامبراکرم (ص) آورده باید خودداری کرد.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: رسول اکرم (ص) , وظیفه ی هر مسلمان نسبت به رسول اکرم (ص)


تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٧ | ۸:٤٧ ‎ق.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

ﺳﺒﺤﺎﻥ ﺍﻟﻠﻪ: ﻟﻄﻔﺎً ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺑﺨﻮﺍﻧﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺮﺍﮎ این کلمه تاءکیدی را بخاطر پر ثمر بودن این متن گفته ام من را ببخشید.
ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ خیلی چیزهای که نمی دانید را خواهید آموخت واقعا تاثر گزار است .
***********
ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺩﺭ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺫﻳﻞ ﺍﺯﺧﻨﺪﻩ ﮐﺮﺩﻥ
ﺳﺨﺖ ﺑﺪﺵ ﻣﯽ ﺍﯾﺪ:
:1 ﺧﻨﺪﻩ ﻛﺮﺩﻥ ﺩﺭ ﺑﺎﻻﻯ ﻗﺒﺮﺳﺘﺎﻥ
:2 ﺧﻨﺪﻩ ﻛﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺟﻨﺎﺯﻩ
ﺩﺭ ﻣﺠﻠﺲ ﻋﻠﻤﺎ
:4 ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺗﻼﻭﺕ ﻗﺮﺁﻥ ﻛﺮﻳﻢ
:5 ﺩﺭ ﻣﺴﺠﺪ
:6 ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﺫﺍﻥ
ﭘﺨﺶ ﻛﺮﺩﻥ ﺍﻳﻦ ﭘﻴﺎﻡ ﺑﺎﻋﺚ ﺍﺯ ﺑﻴﻦ ﺑﺮﺩﻥ
ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺕ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ
________________
ﭘﻨﺞ ﻣﻌﻠﻮﻣﺎﺕ ﺳﺤﺮ ﺍﻣﻴﺰ
_1ﺍﻳﺎ ﻣﻴﺪﺍﻧﻰ:
ﺯﻣﺎﻧﻰ ﮐﻪ ﺍﺫﺍﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﺩﻋﺎﯾﺖ ﻣﺴﺘﺠﺎﺏ
ﻣﯿﺸﻮﺩ ﭘﺲ ﻣﺤﺮﻭﻡ ﻧﮑﻦ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﻋﺎﺑﻌﺪ
ﺍﺯ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﺫﺍﻥ ﻭ ﺩﻋﺎﻯ ﻣﻌﺮﻭﻑ )ﺍﻟﻠﻬﻢ
ﺭﺏ ﻫﺬﻩ ﺍﻟﺪﻋﻮﺓ ﺍﻟﺘﺎﻣﺔ.... (
_2ﺍﻳﺎ ﻣﻴﺪﺍﻧﻰ
ﮐﺠﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮎ
ﻧﻤﺎﺯﻣﯿﺨﻮﺍﻧﻲ؟
ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺻﻠﻲ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭﺁﻟﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ )ﮐﻪ
ﺑﻨﺪﻩ ﯼ ﺧﺪﺍ ﻭﻗﺘﻲ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ ﺗﺎﻧﻤﺎﺯ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ ﺑﺎ
ﺗﻤﺎﻡ ﮔﻨﺎﻫﺎﻧﺶ ﺁﻣﺪﻩ ﭘﺲ
ﮔﻨﺎﻫﺎﻧﺶ ﺑﺮ ﺭﻭﻱ ﺳﺮﺵ ﻭﮔﺮﺩﻧﺶ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ
ﻣﻴﺸﻮﺩ ﭘﺲ ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﮐﻪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺭﮐﻮﻉ ﻭﺳﺠﻮﺩ
ﻣﻴﺮﻭﺩ ﮔﻨﺎﻫﺎﻧﺶ ﻣﻴﺮﻳﺰﺩ.
ﺍﻱ ﮐﺴﻲ ﮐﻪ ﻋﺠﻠﻪ ﻣﻴﮑﻨﻲ ﺩﺭ ﺭﮐﻮﻉ
ﻭﺳﺠﻮﺩ!!!!!! ! ﺳﺠﻮﺩ ﻭﺭﮐﻮﻋﺖ ﺭﺍ ﺗﺎ ﻣﻴﺘﻮﺍﻧﻲ
ﻃﻮﻻﻧﻲ ﮐﻦ ﺗﺎ ﮔﻨﺎﻫﺎﻧﺖ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﺮﻳﺰﺩ ﺍﻳﻦ ﺍﺟﺮ ﺭﺍ
ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﻩ
_3ﺍﻳﺎ ﻣﻴﺪﺍﻧﻲ
ﺯﻥ ﻧﻴﮑﻮ ﮐﺎﺭﻱ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩﻭ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻗﺒﺮﺵ
ﺭﺍﺯﻳﺎﺭﺕ ﻣﻴﮑﺮﺩﻧﺪ ﺍﺯ ﺧﺎﮎ ﻗﺒﺮﺵ ﺑﻮﻱ ﮔﻞ ﻣﻲ
ﺍﻣﺪ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺍﻭ ﻫﻴﭻ ﻭﻗﺖ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ
ﺳﻮﺭﻩ ﻣﻠﮏ ﺭﺍ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺗﺮﮎ ﻧﻤﻴﮑﺮﺩﻩ
ﭘﺲ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺑﺎﺩ ﺑﺮ ﺍﻥ ﮐﺴﻲ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﺳﻮﺭﻩ
ﻣﻠﮏ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺧﻮﺩﺵ ﻋﺎﺩﺕ ﻗﺮﺍﺭ
ﺩﺍﺩﻩ ﭘﺲ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﮐﺎﺭ ﺣﺮﻳﺺ ﺑﺎﺵ ﺯﻳﺮﺍ ﻧﺠﺎﺕ
ﻣﻴﺎﺑﻲ ﺍﺯ ﻋﺬﺍﺏ ﻗﺒﺮ "
_4ﺍﻳﺎ ﻣﻴﺪﺍﻧﻲ
ﺑﺎ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﺁﻳﺔ ﺍﻟﮑﺮﺳﻰ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻧﻤﺎﺯ ﻓﺎﺻﻠﻪ
ﺑﻴﻦ ﺗﻮ ﻭﺑﻬﺸﺖ ﻓﻘﻂ ﻣﺮﮒ ﺍﺳﺖ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺎ ﻣﺮﮒ
ﻭﺭﻭﺩﺕ ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﺗﻀﻤﯿﻨﯽ ﺍﺳﺖ
_5ﺍﻳﺎ ﻣﻴﺪﺍﻧﻲ
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪﻥ ﻧﻤﺎﺯﻧﺒﺎﯾﺪ ﻋﺠﻠﻪ ﮐﻨﯽ ﻭﺑﺎﯾﺪ
ﻣﺪﺗﻲ ﺑﺸﻴﻨﯽ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻳﻨﮑﻪ ﻣﻼﺋﮑﻪ ﺑﻌﺪ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﺮﺍﻯ
ﺗﻮ ﺩﻋﺎ ﻣﻴﮑﻨﻨﺪ ﻧﺰﺩﺧﺪﺍﻭﻧﺪ
----------------------------------------
ﺗﻮﺟﻪ - ﺗﻮﺟﻪ - ﺗﻮﺟﻪ - ﺗﻮﺟﻪ
ﻫﺮﮐﺲ ﺩﺭ ﻣﻮﻗﻌﻲ ﺍﺫﺍﻥ ﺑﻪ ﻣﻮﺳﻴﻘﻲ ﻭ ﺗﺮﺍﻥ
ﮔﻮﺵ ﺩﻫﺪ ﻧﻤﻲ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻣﺮﮒ ﺷﻬﺎﺩﺗﻴﻦ
ﺑﮕﻮﻳﺪ .
ﻭﺍﮔﺮ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻧﮑﻨﻲ ﺑﺪﺍﻥ ﮐﻪ ﮔﻨﺎﻫﺎﻧﺖ ﻣﺎﻧﻊ ﺍﻳﻦ
ﮐﺎﺭﺕ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــ
ﺳﻪ ﭼﯿﺰ ﮐﻪ ﺟﺴﻢ ﺭﺍ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﺪ:
1 ( ﺯﯾﺎﺩ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ .
2 ( ﺯﯾﺎﺩ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻥ .
3 ( ﺯﯾﺎﺩ ﺧﻮﺭﺩﻥ .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ﭼﻬﺎﺭ ﭼﯿﺰ ﮐﻪ ﺟﺴﻢ ﺭﺍ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﻣﯿﮑﻨﺪ :
1 ( ﻏﻢ .
2 ( ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ .
3 ( ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ .
4 ( ﺷﺐ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ﭼﻬﺎﺭ ﭼﯿﺰ ﮐﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺭﺍ ﻧﻮﺭﺍﻧﯽ ﻣﯿﮑﻨﺪ :
1 ( ﺗﻘﻮﺍ .
2 ( ﻭﻓﺎ .
3 ( ﺑﺨﺸﻨﺪﮔﯽ .
4 ( ﺟﻮﺍﻧﻤﺮﺩﯼ .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــ
ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﭼﯿﺰ ﮐﻪ ﺭﺯﻕ ﻭ ﺭﻭﺯﯼ ﺭﺍ ﺯﯾﺎﺩ ﻣﯿﮑﻨﺪ :
1 (ﻧﻤﺎﺯ ﺷﺐ .
2 ( ﺯﯾﺎﺩ ﺍﺳﺘﻐﻔﺎﺭ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﺭ ﺳﺤﺮ.
3 ( ﭘﺎﯾﺒﻨﺪ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﻪ ﺻﺪﻗﻪ .
4 ( ﺫﮐﺮ ﮔﻔﺘﻦ ﺩﺭ ﺍﻭﻝ ﻭ ﺁﺧﺮ ﺭﻭﺯ.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــ
ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﭼﯿﺰ ﮐﻪ ﺭﺯﻕ ﻭ ﺭﻭﺯﯼ ﺭﺍ ﮐﻢ ﻣﯿﮑﻨﺪ :
1 ( ﺧﻮﺍﺏ ﺻﺒﺢ .
2 ( ﮐﻢ ﻧﻤﺎﺯ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ .
3 ( ﺗﻨﺒﻠﯽ .
4 ( ﺧﯿﺎﻧﺖ. ــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﻣﻌﺼﯿﺖ ﮐﻨﯽ ﺍﯾﻦ ﺳﻪ
ﺁﯾﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺑﯿﺎﻭﺭ :
"-1ﺃﻟﻢ ﻳﻌﻠﻢ ﺑﺄﻥ ﺍﻟﻠﻪ ﻳﺮﻯ"
) ﺁﯾﺎ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﯿﺒﯿﻨﺪ؟؟ (
"-2ﻭﻟﻤﻦ ﺧﺎﻑ ﻣﻘﺎﻡ ﺭﺑﻪ ﺟﻨﺘﺎﻥ "
)ﺟﻨﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ
ﭘﺮﻭﺭﮔﺎﺭﺵ ﺑﺘﺮﺳﺪ (
"-3ﻭﻣﻦ ﻳﺘﻖ ﺍﻟﻠﻪ ﻳﺠﻌﻞ ﻟﻪ ﻣﺨﺮﺟﺂ“
)ﻫﺮ ﮐﺲ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺧﺪﺍ ﺗﻘﻮﺍ ﭘﯿﺸﻪ ﮐﻨﺪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺭﺍﻩ ﺧﺮﻭﺟﯽ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ (
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــ
ﺇﻥ ﺷﺎﺀ ﺍﻟﻠﻪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻧﺸﺮ ﺍﻳﻦ ﺟﻤﻼﺕ ﭘﺮ ﺍﺭﺯﺵ
ﺳﻬﯿﻢ ﺑﺎﺷﯿﺪ
ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺍﺟﺮ ﺑﺪﻫﺪ


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٢٧ | ٧:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

الله جل جلاله میفرماید:(إِنَّ اللَّهَ لَا یغْفِرُ أَنْ یشْرَکَ بِهِ وَیغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَنْ یشَاءُ وَمَنْ یشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِیمًا) «النساء/48» خداوند شرک را نمی‌بخشد! و پایین‌تر از آن را برای هر کسب خواهد می‌بخشد. و آن کسی که برای خدا، شریکی قرار دهد، گناه بزرگی مرتکب شده است.

(إِنَّ اللَّهَ لَا یغْفِرُ أَنْ یشْرَکَ بِهِ وَیغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَنْ یشَاءُ وَمَنْ یشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِیدًا) «النساء/116» «خداوند، شرک به او را نمی‌آمرزد؛ ولی کمتر از آن را برای هر کس بخواهد می‌آمرزد. و هر کس برای خدا همتایی قرار دهد، در گمراهی دوری افتاده است».

و پیامبر صلی الله علیه وسلم هم فرمود:(کل ذنب عسى الله أن یغفره ؛ إلا من مات مشرکا) هر گناهی ممکن است که بخشوده شود ، مگر کسی که بر شرک بمیرد. 

و فرمود: (من مات لا یشرک بالله شیئا دخل الجنة و من مات یشرک بالله شیئا دخل النار) هر کس در این حالت بمیرد که با الله شریکی قرار نداده باشد وارد بهشت میشود و هر کس در این حالت بمیرد که با الله شریکی قرار داده باشد وارد آتش میشود. 



راستی چرا شرک گناهی نابخشودنی است؟

برای پاسخ به این سوال اجازه بدهید از احادیث دیگر کمک بگیریم 

پیامبر فرموده اند : لا ینظر الله یوم القیامة إلى الشیخ الزانی ولا إلى العجوز الزانیة))>در روز قیامت الله جل جلاله به پیرمرد و پیر زن زناکار نگاه نمیکند یعنی ابدا بنظر رحمت به آنها نمی نگرد.

و باز درجایی دیگر فرمودند: ثلاثة لا یکلمهم الله یوم القیامة ولا یزکیهم " ولا ینظر إلیهم ولهم عذاب ألیم : شیخ زان وملک کذاب وعائل مستکبر "

سه گروه هستند که در روز قیامت الله آنها را پاک نمیکند و نه نگاهشان میکند و برایشان عذاب دردناک است این سه گروه اینها هستند: پیرمرد زماکار و پادشاه دروغگو و و فقیر متکبر

در پرتو این دو حدیث میتوانیم در بیابیم که چرا الله شرک را نمی آمرزد

ببینید! زنا یک جرم است اما همه امت متفقند که مجرم متاهل سنگسار میشود اما همین فعل را اگر جوان مجردی انجام دهد فقط صد ضربه شلاق بهش میزنند 

جرم است یک جرم، اما مجازات فرق میکند ! مجازات بستگی به حالت مجرم دارد 

همین قیاس است برای دزدی، دست دزد قطع میشود اما با این وجود مردی مثل حضرت عمر ؛که دراجرای قوانین الهی سختگیر بودند؛ در سال قحطی، هیچ دزدی را مجازات نکردند! چرا ؟ جرم یک جرم بود اما با توجه به شرایط و نیاز مبرم مجرم، اجرای حکم معطل میشد یا به او تخفیف میدهند. 

ما میدانیم که زناکار متاهل اگر دستگیر وسنگسار شود گناهش با این سنگسارشدن، پاک میشود و در روز قیامت الله مواخذه اش نمیکند و اگر اعمال نیکی داشته باشه جایگاهش بهشت است. 

اما پیرمرد زناکار ( اگر توبه نکنه ) در هر صورت، در روز قیامت از نظر رحمت الله بدور است 



حالا برگردیم به موضوع 

چرا الله از پیر مرد زانی بدش میاید؟ چون او انگیزه جوان را ندارد! او از مرحله احساسات گذشته و هر چیز را دیده است او نیازی ندارد.

چرا متاهل مجازاتش بمراتب بزرگتر از مجرد است؟ چون او نیاز به حرام ندارد. 

چرا در سال قحطی دست دزد بریده نمیشود؟ چون نیاز مبرم به غدا دارد.

چرا الله از پادشاه دروغگو بدش میاید؟ چون معمولا انگیزه دروغگویی ترس است و شاه از رعیت ترسی ندارد 

تکبر معمولا عادت ثروتمندان است زیرا لوازم فخر فروشی را دارند، اما فقیر یک لاقبا به چه می نازد که متکبر است؟ یعنی زیبنده او نیست, و مشوقی برای تکبر ورزیدن ندارد! 

بر همین اساس حتی خود ما هم برخی کارها را از بعضی افراد نمی پسندیم مثلا عروسک بازی برای دخترک خردسال زیبنده است، اگر پیرزنی چنین کند، حال آدم بهم میخورد و کارش تنفر آمیز میشود !

الک دو لک بازی کار پسر بچه هاست ، پیرمردان که چنین کنند کارشان مشمئز کننده است.



حالا مساله شرک

مشرک هم کارش در همین ردیف هاست یعنی نیازی به شرک ورزیدن ندارد 

وقتی الله از رگ گردنش به او نزدیکتر است 

وقتی الله هرگز خسته نمیشود وهرگز خوابش نمیبرد 

وقتی الله میگوید مرا بخوانید و وقتی صراحتا میگوید و لاتدعوا مع الله احدا بلکه میگوید دعا کردن شما را دوست دارم که بشنوم، بلکه پیغمبرش میگوید که اگر بنده از الله طلب نکند، الله بهش غضب میکند و بنده دعا کند الله راضی میشود

وقتی الله میگوید من ارحم الراحمین هستم چه نیازی است که برویم پیش بنده هایش؟ آخر در این وسط علی دیگر کیست ؟؟!! و چه نقش مفیدی را میتواند ایفا کند آیا علی از ارحم الراحمین هم ارحم الراحمین تر است؟؟!!!!!!!!



بله ابدا نیازی نیست به هیچ وجه کارمان قابل توجیه نبوده ، بلکه این افعال زشت تنفر آمیز است، درست مثل کارپیرمردی که عروسک بازی کند !بلکه صدبار بدتر بلکه یک ملیون بار بدتر و زشت تر است واین پیرمرد مستحق هیچ احترامی نیست زیرا خودش خود را بی ارزش کرده!

و مشرک هم مستحق هیچ رحمی نیست زیرا او خودش از ارحم الراحمین قطع امید کرده و گمان میکند که ارحم الرحمین اغضب الغاضبین است !! شیطان این گمان باطل را برایش جلوه و زینت میدهد و بعد مشرک میرود پشت حضرت علی (که در نظرش ارحم الراحمین اصلی هموست) قایم میشود ! ولی علی هم از او بیزار است! و علی از اینکه مبادا شریک جرم تلقی شود مشرک را از خود میراند و از او دور میشود.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: شرک , گناه عظیم , شیخ پردل


تاريخ : ۱۳٩۳/٩/۸ | ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()


خصوصیت حضرت ابوبکر صدیق رضی الله تعالی عنه

«وَالَّذِینَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَىٰ بَیْنَهُمْ»؛ جنتی کسانی هستند که دعوت پروردگارشان را اجابت کرده اند مانند صدیق اکبر که اولین اجابت کننده دعوت رسول الله بود، وقتی رسول الله اعلان نبوت کرد و ابوبکر صدیق را دعوت داد ایشان بدون تأمل و بدون طلب دلیل و برهان کلمه لااله الاالله محمد رسول الله را بر زبان اقرار کردند. اینجا می فرماید: اهل جنت کسانی هستند که «اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ»؛ دعوت داعی را بدون اینکه دلیل و برهان طلب کنند اجابت می کنند و نماز را برپا میدارند. ابوبکر صدیق آن انسان شایسته ای است که در اقامه نماز مثل و مانندی نداشت و بعد از رسول الله صلی الله علیه وسلم شخصی که برنماز و اقامه آن بسیار اهتمام می کرد ابوبکر صدیق بود دلیل این است وقتی که رسول الله صلی الله علیه وسلم در رختخواب علالت و بیماری بود از صحابه سوال کردند: شما نماز خوانده اید یا نه؟ گفتند: خیر. حضرت فرمود: «مرو أبا بکر أن یصلی بالناس»؛ ابوبکر را بگویید نماز را اقامه کند. اینجا قرآن می فرماید: «وَالَّذِینَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ»؛ و نماز اقامه می کنند لذا پیغمبر خدا صلی الله علیه وسلم از تمام صحابه، ابوبکر صدیق را انتخاب کرد برای اقامه صَّلَاةَ در حیات خود؛ حالانکه ام المومنین عایشه صدیقه که دختر ابوبکر صدیق (رضی الله عنهما) می باشد ایشان به حضرت حفصه (رضی الله عنها) گفتند: شما بگویید سیدنا عمر نماز را اقامه کند چون ابوبکر صدیق وقتی در مصلای رسول الله صلی الله علیه وسلم بایستند تحمل نمی کنند و نمی توانند نماز را ادا کنند. حضرت حفصه گفت یا رسول الله صلی الله علیه وسلم عمر را بگویید نماز بدهد.

حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «إنکن لصواحب یوسف مرو أبا بکر أن یصلی بالناس»؛ شما همان زنانی هستید که یوسف را پریشان کردید. من می گویم ابوبکر را بگویید که نماز را اقامه کند. از این آیه فضیلت و مقام صدیق اکبر ثابت می شود.
خصوصیت حضرت عمر فاروق رضی الله تعالی عنه

«وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَیْنَهُمْ»؛ اشاره این آیه به عمربن خطاب رضی الله تعالی عنه فاروق اعظم است، که کابینه شورا را در زمان خلافت خود تعیین کرده بود و تمام امور خلافت و امامت او با مشورت انجام می گرفت اگر تاریخ دوره خلافت فاروق اعظم را بررسی کنید می بینید تمام برنامه های او با مشورت بودند. تسخیر دو قدرت بزرگ فارس و روم، فتوحات وغیره…. اینهاهمه باهماهنگی ومشورت صحابه بدست آمدند. نمونه بزرگ شورا این است وقتی که ایشان زخمی شدند شش نفر را تعیین کردند و گفتند شما شش نفر یکی را از بین خود به عنوان خلیفه برای خلافت انتخاب کنید: (۱) حضرت عثمان ذی النورین، (۲) حضرت علی مرتضی، (۳) حضرت عبدالرحمن بن عوف، (۴) حضرت طلحه، (۵) حضرت زبیر، (۶) سعد بن ابی وقاص ـ رضی الله تعالی عنهم ـ، حضرت عمر فرمود شما شش نفر با هم مشوره کنید و یک نفر را از میان خود به عنوان خلیفه تعیین کنید.
خصوصیت حضرت عثمان ذی النورین رضی الله تعالی عنه

آیه «وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ»؛ اشاره به عثمان ذی النورین دارد. از آنچه که ما داده ایم در راه الله خرج می کند .حضرت عثمان ذی النورین نمونه سخاوت است جیش العسره را، ایشان تجهیز کردند. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «ما ضر عثمان ما عمل بعد الیوم»؛ به عثمان آنچه که بعد از امروز انجام داد ضرر نمی رساند چرا که او بهشت را برای خود خرید.

در روایت دیگری آمده که روزی رسول الله نشسته بود یکی در زد، رسول الله فرمود: در را باز کن «وبشره بالجنه»؛ و بشارت بهشت را به او بدهید، در را باز کردند دیدند ابوبکر صدیق رضی الله تعالی عنه است. سپس مجدداً در به صدا درآمد، آن حضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند: در را باز کنید و به ایشان هم بشارت بهشت بدهید. در گشوده شد و مشاهده کردند، نفر دوم عمر فاروق رضی الله تعالی عنه است. بار سوم مجدد در به صدا درآمد. حضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند: در را باز کنید و به ایشان نیز بشارت جنت بدهید و پشت در عثمان ذی النورین رضی الله تعالی عنه قرار داشت. حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم این سه نفر را قبل از اینکه وارد بشوند بشارت به بهشت داده و بهشتی خواندند. عثمان ذی النورین از عشره مبشره است و از کسانی است که رسول الله صلی الله علیه وسلم با زبان پاک خود آنها را بشارت به جنت داده است. در اینجا هم یکی از اوصاف مستحقین جنت «وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ» است.
خصوصیت حضرت علی مرتضی رضی الله تعالی عنه

«وَالَّذِینَ إِذَا أَصَابَهُمُ الْبَغْیُ هُمْ یَنتَصِرُونَ»؛ و کسانیکه که به آنها ظلم و تعدی می شود و آنها فقط انتقام می گیرند وتجاوز نمی کنند چون قانون این است: «وَجَزَاء سَیِّئَةٍ سَیِّئَةٌ مِّثْلُهَا»؛ جزای بدی فقط بدی است به همان اندازه، این آیه اشاره به طرف علی مرتضی رضی الله تعالی عنه دارد که از غارتگران خوارج که در مقابل حضرت علی رضی الله تعالی عنه در جنگ نهروان بودند در مقابل تعدی و تجاوز آنها، انتقام گرفت و آنها را به سزای اعمالشان رساند.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: خلفا , صفات خلفای راشدین , شیخ پردل


تاريخ : ۱۳٩۳/٩/۸ | ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

«خدایا منو ببخش»


بسیار زیباست ,اگه دانلودش نکنی ضرر میکنی
همش 766 کیلوبایته





منبع:islamsound


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دانلود نشید , دانلود نشید غمگین , دانلود نشید اسلامی


تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٦ | ٥:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

با سلام و درود خدمت شما بازدیدکننده محترم.این سایت افتخار دارد به شما عزیزان خدمت خبر رسانی دینی،فرهنگی،اجتماعی جامعه أهل سنت ایران وجهان را تقدیم نماید.جهت خبرنگار افتخاری می توانید اخبار، گزارشات، عکس ها و مقالات و مطالب مفید و مذهبی خود را به ایمیل ما ارسال فرمایید. بزودی نیز سخنرانیهای مذهبی و سخنرانی های استاد شیخ پردل به صورت تصویری و کتبی در وبلاگ نمایش داده خواهد شد. این پایگاه اطلاع رسانی اهل سنت به هیچ گروه،حزب،سازمان،... وابسته نیست. هدف ما اطلاع رسانی و انتشار اخبار مربوط به دنیای اسلام است. منتظر پیشنهادات شما، در بهبود و ارائه هرچه بهتر اخبار و مطالب هستیم.

پ.ن:دوستانی که مایل به تبادل لینک هستند در پیام خصوصی اعلام کنند .


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: شیخ پردل


تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٥ | ٤:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

حاجیان آمدند با تعظیم
شاکر از رحمتِ خدایِ رحیم

جَسته از محنت و بلایِ حجاز 
رَسته از دوزخ و عذابِ الیم

آمده سویِ مکّه از عرفات 
زده لبّیکِ عُمره از تنعیم

یافته حجّ و کرده عمره تمام 
بازگشته به سویِ خانه سلیم

من شدم ساعتی به استقبال
پای کردم برون ز حدِّ گلیم

مر مرا در میانِ قافله بود
دوستی مخلص و عزیز و کریم

گفتم او را «بگو که چون رَستی 
زین سفر کردنِ به رنج و به بیم

تا ز تو بازمانده ام جاوید 
فکرتم را ندامت است ندیم

شاد گشتم بدان که کردی حج 
چون تو کس نیست اندرین اقلیم

بازگو تا چگونه داشته ای 
حرمتِ آن بزرگوار حریم

چون همی خواستی گرفت اِحرام
چه نیت کردی اندر آن تحریم؟

جمله بر خود حرام کرده بُدی 
هر چه مادونِ کردگارِ قدیم؟

گفت«نی»گفتمش «زدی لبّیک 
از سرِ علم و از سرِ تعظیم

می شنیدی ندایِ حقّ و جواب
باز دادی چنانکه داد کلیم؟

گفت«نی»گفتمش « چو در عرفات
ایستادیّ و یافتی تقدیم

عارفِ حق شدیّ و منکرِ خویش 
به تو از معرفت رسید نسیم؟

گفت«نی» گفتمش «چو می گُشتی
گوسفند از پیِ یسیر و یتیم

قربِ خود دیدی اوّل و کردی
قتل و قربانِ نفسِ شومِ لئیم؟

گفت«نی» گفتمش « چو می رفتی
در حرم همچو اهلِ کهف و رقیم

ایمن از شرِّ نفسِ خود بودی
وز غمِ فُرقت و عذابِ جحیم؟

گفت«نی» گفتمش« چو سنگِ جِمار
همی انداختی به دیوِ رجیم

از خود انداختی برون یکسر
همه عادات و فعل هایِ ذمیم؟

گفت«نی» گفتمش چو گشتی تو 
مطّلع بر مقامِ ابراهیم

کردی از صدق و اعتقاد و یقین
خویشیِ خویش را به حق تسلیم؟

گفت«نی» گفتمش به وقتِ طواف
که دویدی به هَروَله چو ظَلیم

از طوافِ همه ملایکتان 
یاد کردی به گِردِ عرشِ عظیم؟

گفت«نی» گفتمش چو کردی سعی 
از صفا سویِ مروه بر تقسیم

دیدی اندر صفایِ خود کونین
شد دلت فارغ از جحیم و نعیم؟

گفت«نی» گفتمش چو گشتی باز
مانده از هجرِ کعبه بر دل ریم

کردی آنجا به گور مر خود را
همچنانی کنون که گشتی رمیم؟

گفت: از این باب هر چه گفتی تو
من ندانسته ام صحیح وسقیم

گفتم ای دوست پس نکردی حج 
نشدی در مقامِ محو مقیم

رفته ای مکّه دیده آمده باز 
محنتِ بادیه خریده به سیم

گر تو خواهی که حج کنی پس ازین
این چنین کن که کردمت تعلیم


_ توضیحات:

تنعیم: محّلی نزدیک مکّه که مناسک عمره در آنجا انجام میشود و حج به پایان میرسد.
سلیم: سالم، تندرست.
تحریم: چیزهایی را بر خود حرام کردن، اِحرام.
قدیم: آنکه وجودش از غیر نباشد و آن ذات حقّ است.
کلیم: کلیم الله، لقب حضرت موسی علیه السلام.
تقدیم یافتن: مقدّم و مقّرب شمرده شدن.
یسیر: اسیر.
رقیم: لوحی است که داستان اصحاب کهف در آن نوشته شده است.
فّرقت: جدایی.
جحیم: دوزخ.
جِمار: رمی جمره، سنگ انداختن بر شیطان.
ذمیم: زشت، نکوهیده.
خویشی: ذات، شخصیت، مجموع عوامل باطنی.
هروله: رفتاری میان دویدن و رفتن.
ظلیم: شتر مرغ.
بر تقسیم: گویا رفت و برگشت به گونه مساوی است.
کونین: دو عالم، دنیا و آخرت.
نعیم: پر نعمت، در این جا به معنی بهشت.
ریم: چرک جراحت.
سقیم: نادرست.

* ناصرخسرو قبادیانی، شاعر پرآوازه‌ی ایرانی، درباره حج شعر معروفی دارد که سراسر حکمت و پندآموز است و در اختیار شما قرار گرفت. پیشنهاد می‌شود که همه‌ی کسانی که قصد این فریضه را در آینده دارند، به نیکی در این شعر بیندیشند. خلاصه‌ی شعر به زبان خودمانی این است که شاعر می‌گوید: وقتی حاجیان برگشتند، من به استقبال رفتم؛ زیرا در میان قافله، دوست عزیز و بزرگواری داشتم. از او پرسیدم که حج را چگونه گزارده‌ای؟ آیا هرچه غیر از خدا را بر خود حرام کرده‌ای؟ پاسخ داد: نه. گفتم: وقتی لبیک زدی، ندای حق را در خود می‌شنیدی؟ گفت: نه. گفتم‌: وقتی گوسفند را قربانی کردی، آیا نفس شوم خود را هم در راه خدا قربانی کردی؟ پاسخ داد: نه. گفتم: وقتی سنگ جمار بر شیطان زدی، آیا همه‌ی عادات و فعل‌های شیطانی را از خود برون کردی؟ گفت: از این چیزهایی که تو می‌گویی، من هیچ نمی‌دانم. گفتم: ای دوست، پس حج نکردی، فقط خود را به زحمت انداختی و پول و مال خویش حرام کرده‌ای 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: حاجیان آمدند با تعظیم


تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٢٩ | ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()


الهی آمدیم با عجز و زاری بدرگاه کریــــم پاک بـاری
اگر از درگــهت ما را برانـی کجا باشــــد در اُمیدواری

١ – انجام دادن کارهای خیـر ، اعمال بد انسان را نابود میکند.

٢ – توبه کردن بعد از انجام گناه ، گناه را محو و نـابود میکند.

٣ – عدل و انصاف کردن در برابر مـردم ، ظلم را نابود میکند.

۴ – صدقه دادن در راه الله«ج» ، بلاها را از انسان دورمیکند.

۵ – پشیمانی دربرابر اعمال نیک،سخاوت را از انسان میگیرد.

۶ – تکبر کردن و غرور داشتن ، علـم انسان را از بین میـبرد.

٧ – دروغ گفتن در هر حـالت ، رزق انسان را از او میــگیرد.

٨ – خشم نمودن وغضب کردن،عقل انسان رابه زمین میـزند.

٩ – غم وغصه خوردن دربرابرمشکلات دنیا،عمرراضایع وکم میکند.

١٠ – غیبت کردن ازمردم ،اعمال نیک وکردارخیرانسان را نابود میکند.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/٥/٢٦ | ۱:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

داستانی زیبا از تاریخ امیرالمومنین عمر فاروق

امیرالمومنین عمر فاروق از مردم حمص خواست که نام فقرای حمص را برایش بنویسند تا برای آن ها از بیت المال حقوق قرار دهد . هنگامی که نام فقرا به دست فاروق رسید اسم حاکم حمص در لیست سبب تعجب او شد.
نام سعید ابن عامر حاکم حمص در بین نام فقرا بود.

هنگامی که خلیفه از نام حاکم حمص در بین فقرا تعجب کرد از اهل مردم حمص در این مورد سوال کرد ، آن ها نیز در جواب گفتندکه : حاکم بیشتر حقوق خود را بین فقرا تقسیم می کند و می گوید: (چه کنم که در پیشگاه خداوند مسولشان شده ام)

و هنگامی که خلیفه از آنان پرسید آیا از او شکایتی دارید ؟ گفتند: سه شکایت از او داریم: اول اینه فقط بعد از صبحدم به میان ما می آید. دوم: هرگز شب ها او را نمی بینیم، و سوم یک روز از ایام هفته خود را از ما پنهان می کند و او را نمی بینیم.

هنگامی که عمر او را در مورد این اشکالات که مردم حمص بر او می گرفتند بازخواست کرد، او در پاسخ گفت: من فقط بعد از صبحدم به میان مردم می آیم چون فقط هنگامی که از خدمت خانواده و برآورده کردن مشکلات آنان فارغ شدم به میان مردم می روم، من در منزل خدمتکاری ندارم و همسرم هم بیمار است.

اما اینکه مرا شب ها نمی بینند به این دلیل است که روزها را برای رفع نیازهای مردم گذاشته ام و شب ها را برای عبادت پروردگارم.
و پنهان شدنم یک روز در هفته به این دلیل است که در آن روز لباسم را می شویم و منتظر می مانم تا خشک شود چون غیر از آن لباس دیگری ندارم.

امیر المومنین بعد از شنیدن این سخنان به گریه افتاد ، و سپس به سعید اموالی اعطا کرد تا آن را در میان فقرا توزیع کند
خداوند از امیر المومنین عمر فاروق و سعید بن عامر خشنود باشد و مارا نیز با آنان در روز قیامت زیر پرچم رسول الله حشر کند.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/٥/٢٥ | ٩:٢٧ ‎ق.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

26 روش برای مادران جهت علاقه مند کردن فرزندانشان به قرآن

1 - در حالی که جنین است خودت قرآن بخوان
2 - هنگام شیرخواریش به قرآن گوش فرا ده
3 - جلویش قرآن بخوان (غریزه ی تقلید )
4 - یک محصحف مخصوص به خودش را به او هدیه کن(غریزه ی مالک بودن)
5- روز ختم قرآنش را جشن بگیر 
6 - قصه های قرآن را برایش بازگو کن
7 - از سوره های کوچک قرآن مسابقاتی سرگرم کننده برایش مهیا کن (برای سنین 5سالگی یا بیشتر)
8 - اجزای محیطیش را به قرآن مربوط کن
9- مسابقه ی " این کلمه تو کدوم سورس؟"
10- قرآن را در همه جا دوستش قرار بده
11- با وسایل تخصصی قرآن و دانش های قرآنی آشنایش کن
12- برایش دی وی دی های آموزشی و فلاش های آموزش قرآن فراهم کن

13- برای شرکت در مسابقات تشویقش کن (در منزل/مسجد/کتابخانه/مدرسه...)
14- در حال خواندن قرآن صدایش را ضبط کن
15- برای شرکت در مجموعات و مراسمات قرآنی تشویقش کن
16- هنگامیکه داستانی از داستان های قرآنی را برایت می گوید با علاقه به داستانش گوش کن
17- به پیش نماز شدن تشویقش کن
18- هنگامی که خودتان در منزل قرآن می خوانید او را نیز به حلقه ی قرآنتان راه دهید
19- به حلقه ی قرآن مسجد بسپارش
20- به سوالتی پیرامون قرآن اهمییت بده
21- فرهنگ لغت های عربی کوچک را برایش فراهم کن (10 سال به بالا)
22- کتابخانه ای از کتاب های تفسیر آسان برایش مهیا کن(کتاب ،نوار،دی وی دی/نرم افزار)
23- به انسان های اهل علم و اخلاق معرفیش کن
24- شیوه ی آموزشیش را به قرآن مربوط کن
25- کلمات و کار های روزانه اش را به قرآن ربط بده...

26- همیشه تنوع را برایش رعایت کن


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/٥/٢٥ | ٩:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

علت عدم استجابت دعا

یک بار ابراهیم بن اسحاق از بازار بصره می گذشت که مردم هم دورش جمع شدند و به او گفتند::
ای ابا اسحاق

چرا دعا می کنیم ولی دعایمان مستجاب نمی شود
گفت: چون قلب هایتان با ده چیز مرده است

اول: خداوند را می شناسید اما حقش را ادا نمی کنید
دوم: گمان می کنید که پیامبر صلی الله علیه و سلم را دوست دارید اما از سنتش پیروی نمی کنید

سوم: قرآن را می خوانید اما به آن عمل نمی کنید
چهارم: از نعمت های خداوند استفاده می کنید اما شکرش را به جا نمی آورید
پنجم: می گویید که شیطان دشمنتان است اما در عمل از او پیروی می کنید
ششم: می گویید بهشت حق است اما برایش تلاش نمی کنید
هفتم می گویید جهنم حق است اما از آن نمی گریزید
هشتم: می گویید مرگ حق است اما خود را برای آن آماده نمی کنید
نهم: هر وقت از خواب برمی خیزید مشغول به عیوب مردم می شوید و عیوب خود را فراموش می کنید
دهم:مرده هایتان را دفن می کنید اما از آن ها عبرت می گیرید


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: علت عدم استجابت دعا


تاريخ : ۱۳٩۳/٥/٢٥ | ٩:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()



روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو سه پند می دهم که کامروا شوی:

اول این که سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!

دوم این که در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی!

سوم این که در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی!!!

پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟

لقمان جواب داد:

اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که می خوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد. اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است و اگر با مردم دوستی کنی، در قلب آنها جای می گیری و آن وقت بهترین خانه های جهان مال توست .


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: داستان پندهای لقمان


تاريخ : ۱۳٩۳/٥/٢٥ | ٩:٢۱ ‎ق.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()


سرپیچی از فرمان مادر
در میان ناز و نعمت بزرگ شد و پدر و مادرش هیچ چیز را از او دریغ نمیکردند، پدرش مرد، و مادرش سرپرستی اش را بر عهده گرفت تا کم کم بزرگ شد و روی پای خودش ایستاد، او برای خودش مردی شد و تجارت را پیشه ساخت، پدرش مقدار قابل توجهی پول و ثروت برایش ارث گذاشته بود، از طرفی دعاهای خیر، همه جا او را بدرقه میکرد مادرش در هر قدمی که بر میداشت برایش آرزوی موفقیت میکرد تا این که تجارتش رونق یافت و توسعه پیدا کرد و مادرش هم چنان از او مراقبت مینمود و با خوشحالی اش مسرور و از ناراحتی اش غمگین میشد، او پسرش را به زندگی و کار پر تلاش تشویق میکرد و بعد از خداوند عَزَّوَجَل او بود که باعث ثروتمند شدن و شهرت پسرش در میان مردم شده بود؛ ولی خوشحالی مادر وقتی تکمیل میشد که ببیند پسرش ازدواج کرده و صاحب فرزندانی شده است. پس به دنبال دختری خوب گشت
ولی پسر با دخترهایی که مادر انتخاب کرده بود، موافقت نمیکرد. او خودش برای خود همسری انتخاب کرد و با او ازدواج نمود و از این بسیار خوشحال بود؛ ولی خوشحالی مادرش از او خیلی بیشتر بود. مادر همیشه دعا میکرد که پسرش صاحب فرزندان صالحی شود تا با آن ها خوشبخت گردد. خداوند نیز دعایش را مستجاب نمود و او صاحب دو پسر مطیع شد. او پسرانش را حتی بیشتر از خودش دوست میداشت و به خوبی از آنان مراقبت میکرد تا این که بزرگ شدند و به سن جوانی رسیدند، مادر هم کم کم پیر شد و محتاج کسی بود تا از او نگهداری کند و به کارهایش رسیدگی نماید، ولی پسرش از این کار سرباز زد. با وجود این که او مردی ثروتمند بود و دارای جاه و مقام، ولی نسبت به مادرش بخل ورزید و برایش خدمت کاری نگرفت تا از او نگهداری کند، او از مادرش خسته شده بود، به همین سبب به دنبال راه چاره ای میگشت که خود را از شر مادرش خلاص کند، چون او حتی نمیتوانست به او نگاه کند، پس به فکرش رسید که او را به خانه ی سالمندان ببرد. ای داد از این پسر نافرمان، چگونه میتوانست مادرش را به خانه ی سالمندان ببرد، پس چه شد آن همه شب بیداری؟ کجاست آن همه سختی و مشقت؟ کجاست صبر و عطوفت و مراقبت؟ همه ی آن ها باد هوا شد، مادرت که هر چه از دستش بر می آمد برای خوشبختیت انجام داد، آیا تنها پسرش باید با او چنین کند؟! پس وای بر تو، هزاران بار وای بر تو. یک بار به دیدن یکی از دوستانش رفت تا کمی با او درد دل کند، او در حالی که از بخت بدش می نالید گفت: تصور کن؛ به محض این که مادرم را به خانه ی سالمندان بردم، همه ی دوستان و آشنایان و نزدیکان مرا ملامت کردند. دوستش با شگفتی پرسید: منظورت از این که مادرت را به خانه سالمندان برده ای چیست؟ آیا او مادری است که تو را حمل کرده است؟ همان مادری که تو را از کودکی تربیت کرده و در بزرگی از تو نگهداری نموده است؟ آیا منظورت اوست یا کسی دیگر؟ او گفت: منظورم همان مادر است، چرا تعجب کردی؟ دولت، خانه سالمندان را برای امثال او دایر کرده است. دوستش گفت: سبحان الله، خدایا خشم و غضب را از ما دور بدار، آیا نتوانستی از مادرت نگهداری کنی؟ این همه مال و ثروت و منزلت که داری همه نتیجه ی دعاهای خیر اوست. به خود بیا ای مرد و از خدا طلب مغفرت کن، نزد مادرت برو و پاهایش را ببوس و از خدا بخواه که توبه ات را بپذیرد و از مادرت نیز طلب عفو و حلالیت کن و سعی کن تا موجبات راحتی اش را فراهم سازی، امکان ندارد این کار را به خاطر رضایت همسرت کرده باشی، چون تو حاضر نیستی منت هیچ کس را بکشی و من تو را به عنوان یک مرد می شناسم. پسر وقتی این سخنان بر حق دوستش را شنید، ناراحت و گرفته و عصبانی شد و گفت: ببین برادرجان، اگر میخواهی درد و رنج مرا بیشتر کنی پس من هیچ احتیاجی به آشنایی و دوستی با تو ندارم. دوستش در جواب گفت: من هم مفتخر نیستم که با فرزندی نافرمان مثل تو دوست باشم، چون دوستی با افرادی مثل تو ننگ و عار است. روزها گذشت و مادر هم چنان در گوشه ی خانه ی سالمندان افتاده بود و با وجود درد و رنج های پیری و مریضی که به سراغش آمده بود، هیچ کس به دیدنش نمیرفت، کم کم بیماریش شدت گرفت و پسرش حتی یک بار هم به دیدارش نرفت، مادر به بیمارستان منتقل شد، ولی با این وجود باز هم دل پسر به حال مادرش نسوخت، دوستان و آشنایان او را به زیارت مادرش در بیمارستان تشویق مینمودند، اما او از این کار سرباز میزد و بر گناه اسرار میورزید و عزت و غرور کاذبش او را وادار به گناه میکرد. بیماری مادرش هم چنان سخت و سخت تر میشد و دیدار پروردگارش به او نزدیک شد و پسر نیز دانست که مرگ مادرش نزدیک است، اما آیا بی تاب شد و پشیمان، هرگز، نه تنها این امر در او هیچ تأثیری نگذاشت بلکه چمدانش را بست و بدون این که کسی مطلع شود به خارج از کشور مسافرت کرد و بعد از این که از مرگ مادرش مطمئن شد بازگشت، او تخم نافرمانی و سرکشی را کاشته بود، پس چه چیزی برداشت می کند؟ نتیجه چه خواهد شد؟ بدون شک او فلاکت و شقاوت را خواهد چشید. هنوز چند روزی از مرگ مادرش نگذشته بود که جگر گوشه و دلبندش و دوست داشتنی ترین فرزندانش در حادثه ی رانندگی کشته شد. این حادثه همچون خنجری در قلبش فرو رفت، یک سال از این حادثه ی دردناک نگذشته بود که پسر دومش و بازوی راستش در تجارت مبتلا به بیماری سخت و خسته کننده ای شد که او را روی تخت بیمارستان ماندگار ساخت، پدرش در جست و جوی درمانی برای درد پسرش گوشه و کنار دنیا را زیر پا گذاشت ولی همه ی این تلاش ها بدون فایده بود، پسر دوم هم به برادرش پیوست و پدر تک و تنها ماند، چون هر دو بالش شکسته شد و روح و روانش سخت آزرده گشت، تجارتش کساد شد و کارمندانش از او میدزدیدند و او شروع کرده بود به برداشت آن چه کاشته بود. او زندگی اش را میدید که در جلوی چشمانش از هم میپاشید، تمام آن چه که در طی این همه سال ساخته بود جلوی دیدگانش فرو ریخت، بدون این که بتواند کاری انجام بدهد. این است عذابی که هر روز و هر ساعت و هر لحظه بر او نازل میشد و خداوند از سرنوشت او در آخرت آگاه تر است این حکمت خداوندی و عدل الهی است. پس هر چه کنی کشت، همان بدروی.

برگرفته از کتاب هر چه کنی به خود کنی داستان های واقعی
گردآورنده: عبدالرحیم آتابای

منبع : حوزه علمیه عرفانی عرفان آباد


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/٥/٢٥ | ٩:۱٧ ‎ق.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

داستان زیبای وفای به عهد

معروف است درعهد سیدناعمر، دو نفرجوانی را کشان کشان آوردند وگفتندیاامیرالمومنین این شخص قاتل پدرمان است میخواهیم او را قصاص کنی. سیدنا عمراز جوان سوال کرد چرا پدر این دو نفر را کشتی؟ 
گفت: شتر من وارد باغ او شد و اوسنگی به طرف شترم پرتاب کرد و آن را کشت من هم باهمان سنگ به طرف او پرتاب کردم واو از پا درآمد عمر (رض) گفت: باید قصاص شوی. جوان ازعمر درخواست کرد تاسه روز به اومهلت دهد تا امر برادر و خواهریتیمش را سامان بخشد، عمرگفت: چه کسی تضمین میکند که برگردی؟ جوان درمیان جمعیت نگاهی انداخت وگفت این شخص. اشاره به طرف ابوذر. ابوذرقبول کرد وجوان رفت.غروب روز سوم در حالی که مردم همه منتظر بودند تا ببینند جوان چه میکند او باعجله درحالیکه آثارخستگی براو مشهود بود از راه رسیدعمر از او پرسید: چه چیز باعث شد برگردی؟ میتوانستی فرار کنی جوان گفت: من برگشتم تا نگویند وفای به عهد ازمیان مردم رفته است. عمر از ابوذرپرسید تو چرا او را ضمانت کردی درحالیکه او را نمی شناختی؟ گفت: تا نگویند خیر از میان امت رفته است. آن دو نفراز این صحنه متاثرشدند و از قصاص گذشتند. سیدنا عمرپرسید شماچرا گذشت کردید؟ دوجوان گفتند: تا نگویند عفو وگذشت ازمیان امت رفته است.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/٥/٢٥ | ٩:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

حجاب، گــــوهر زیبایی..
حضرت علی رضی الله عنه و حضرت فاطمه رضی الله عنها به محظر پیامبر رسیدند،ایشان راگریان ومحزون دیدند

سوال کردند یارسول الله چرا محزون وگریانید؟

فرمود: درسفرمعراج زنانی ازامتم رادرعذابی وحشتناک دیدم

مشاهده ویادآوری آن صحنه برایم ناگوارومتاثرکننده است

زنی رادیدم که به موهایش آویزان شده بودومغزسرش می جوشید، جرم اواین بودکه دردنیا موهای سرش راازنامحرمان نمی پوشانید

زنی دیگرگوشت بدن خودرامی خورد ودیگری بدن خودرا با قیچی های آتشین قطعه قطعه می نمود

جرم آنهااین بود که دربرابرنامحرمان آرایش کرده وزینت خود رابرای نامحرمان آشکارنموده وبه جلوه گری می پرداختند



 درحدیثی از رسول اکرم(ص) آمده است

دوگروه ازامتم اهل آتش عذاب خداوندهستند ومن به آنهاعلاقه ای ندارم

کسانی که به مردم ظلم روامی دارند

کسانی که درضمن پوشیدگی برهنه اند. (لباس کامل وضخیم ندارند) آنان به شهوت وهوس رانی علاقه مند هستند

ای زن از فاطمه به تو اینگونه خطاب است

ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است

فرمان خدا قول نبی نص کتاب است

از بهر زنان افضل طاعات حجاب است


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/٥/٢٥ | ٩:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

خواهران محبوبم از موارد و کارهای زیر بپرهیزید و جداً بر حذر باشید

1- دوستان ناباب و بد: که شما را بسوی بدیها و گرفتاریها و خلافکاری و کارهای زشت و آتش دوزخ می ‌‌کشانند.

قال (صلى الله علیه وسلم) «المرءُ على دین خلیله» مرد بر کیش دوست صمیمی خود است.
یار بد بدتر بود از مار بد  
تا توانی می گریز از یار بد
یار بد هم جان و هم ایمان زند
مار بد تنها تو را بر جان زند
2- خلافکاری و متلک گوئی: از محرمات بسیار زشت و ناپسند و بمانند سرطان غافلگیر کننده است. جوانان آن را ساده می‌پندارند در حالیکه آنها را به نابودی و مرگ می ‌کشاند.
خداوند می ‌فرماید: ﴿فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ﴾. «بگونه‌ ای هوس انگیز سخن نگوئید».
3- بـــازارهــا: منشأ و مرکز گناهان و بدیهاست. از رفتن به بازار مگر برای حاجتی خوداری کنید. مواظب باشید و احتیاط کنید.
۴- ناسپاسی شوهر و لعن گفتن زیاد: رسول اکرم (صلى الله علیه وسلم): «تصدقن فإنی رأیتُکنَّ أکثرَ أهل النارِ. فقلن: وَلِمَ یا رسولَ الله؟ قال: تکثرن اللَّعن وتکفرن العشیر. (رواه البخاری). پیامبر (صلى الله علیه وسلم) خطاب به زنان فرمودند: صدقه دهید همانا اکثر اهل جهنم شماها هستید. گفتند: چرا ای رسول خدا؟ فرمود: لعن زیاد می فرستید و نسبت به شوهرانتان ناسپاس هستید.
5- تقلید از زنان کافر: با تقلید مدلها و لباسها و عادتهایی که شما را به برهنه شدن و رها کردن حجاب اسلامی دعوت می ‌کنند – مانند کوتاه نمودن مو – مدلهای آرایش مو گِرْد نمودن، و ژولیده نمودن «فرفری و درهم برهم کردن سر» باریک نمودن و حرص زیباپرستی.
6- پدیده عاشق شدن بین جوانان: بطوریکه یکی به شدیدترین شیوة محبت، عاشق و شیفته دیگری می ‌شود و شب و روز به وی می ‌اندیشد و ساعتهای طولانی تلفنی با او صحبت می ‌کند و گاهی اوقات از کارهای وی تقلید می ‌نماید، این نوع عشق حرام است و توبه نمودن و دوری از اسباب آن و اجتناب از آن واجب است.
7- کشف عورت: نزد زنان کافر یا غیر آنها شدیداً حرام است.
۸- خرید مجلات مبتذل: همچنین گوش دادن به آوازها و نگاه کردن به کانالهای مبتذل ماهواره ‌ای، چرا که حقیقتاً این کارها اسباب و وسایل انحراف و دلمردگی و اندوه‌ آور می ‌باشند-
9- دراز کردن ناخنها: قال انس (رضی الله عنه): «وَقَّتَ لنا النبی صلى الله علیه وسلم فی قص الشارب وتقلیم الأظافر وحلْق العانة فی کل أربعین یوماً مرة». (مسلم وأحمد).
انس (رضی الله عنه) می ‌گوید که پیامبر (صلى الله علیه وسلم) به ما اصحاب سفارش می ‌کرد که هر چهل روز یکبار سبیل و ناخن را کوتاه و موهای زائد بدن را بتراشیم.
10-اوقات فراغت و بیکاری: اوقات فراغت خود را با برنامه‌ های دینی و مفید برای دنیا و آخرت سپری نمائید... یعنی اوقات فراغت خود را با برنامه‌ هایی سپری نمائید که هم برای دنیا و هم برای آخرت مفید باشد.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/٥/٢٥ | ٩:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()


بشنو از قرآن چه نیکو دم زند
زخمه بر ساز دل آدم زند،
تا کند بیدارش از خواب گران
از قیامت گوید و احوال آن ،
با سکوتت نغمه قرآن شنو
آنچه می گوید به گوش جان شنو،
از مزمّل از نباء از انفطار
گوش کن غوغای محشر آشکار،
سوره زلزال و طور و قارعه
یا که تکویر و قیامت ، واقعه،
چون که هر یک وصف محشر را کنند
خود قیامت زان سخن برپا کنند،
این زمین در آن زمین پر بلا
ناگهان چون زلزلت زلزالها،
از درونش اخرجت اثقالها
با تعجب قال الانسان مالها،
مردگان خیزند برپا کله
تا همه مردم یرو اعمالهم،
هر که دارد ذره خیراً ، یره
تا که دارد ذره ای شرّاً ، یره،
آن زمان خورشید تابان ((کوّرت))
کوههای سخت و سنگین((سعّرت))
آبها در کام دریا ((سجّرت))
آتش دوزخ به شدّت ((سعّرت))،
پس در آن هنگام جنّت ((أزلفت))
خود بداند هر کسی((ما احضرت))،
نامه کردار و گفتار بشر
خود بُود روشنگر هر خیر وشر ،
نامه ای با جان او آمیخته
می شود بر گردنش آویخته،
نامه یا نقش دقیق نفس او
یا که از هر لحظه عمرش عکس او،
نامه رد یا قبول بندگی
یا سرافرازی و یا شرمندگی،
حکم عزّت یا عذاب هر کس است
خود نمودار حساب هر کس است،
نامه اعمال اصحاب یمین
اهل تقوی اهل ایمان و یقین،
روز محشر باشد اندردست راست
صاحب این نامه از غمها جداست،
این جواز ره گشای جنّت است
او برات جاودانه رحمت است،
نامه اعمال اصحاب شمال
آن تبهکاران بس افسرده حال،
باشد اندر دست چپ روز شمار
رمز محکومیّت اصحاب نار
نامه شرمندگی و حسرت است
حکم بدکاران دور از رحمت است،
۰با چنین قرآن که باشد رهنمود
دیگر ای مردم ((فأین تذهبون))،
تا ((حِسان)) داری مجال و نیست دیر
دامن قرآن و سنت را بگیر.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/٤/٢۱ | ٥:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()

شرایط توبه:

ﺷﺮﻭﻁ ﺗﻮﺑﻪ ﭘﻨﺞ ﺗﺎ ﺍﺳﺖ :

ﺷﺮﻁ ﺍﻭﻝ : ﺩﺭ ﺗﻮﺑﻪ ﺍﺵ ﺑﺎ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﺧﻼﺹ ﺩﺍﺷﺘﻪﺑﺎﺷﺪ، ﯾﻌﻨﯽ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺗﻮﺑﻪ ﻭﯼ ﺍﺯ ﺟﻬﺖ ﺭﯾﺎﺀ ﯾﺎ
ﻧﯿﮑﻨﺎﻣﯽ ﯾﺎ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﻣﺨﻠﻮﻕ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﯾﺎ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻠﯽﺩﻧﯿﻮﯼ ﺑﺎﺷﺪ، ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺗﻘﻮﺍﯼ ﺍﻟﻬﯽ ﻭ ﺧﻮﻑﺍﺯ ﻋﻘﺎﺏ ﺍﺧﺮﻭﯼ ﻭ ﺍﻣﯿﺪ ﺑﻪ ﺛﻮﺍﺏ ﺗﻮﺑﻪ ﮐﺮﺩ، ﺍﻭ ﺩﺭ
ﺗﻮﺑﻪ ﺍﺵ ﺍﺧﻼﺹ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ.

ﺷﺮﻁ ﺩﻭﻡ : ﺑﺨﺎﻃﺮ ﮔﻨﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺗﮑﺐ ﺷﺪﻩ ﻧﺎﺩﻡ ﻭ
ﭘﺸﯿﻤﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﮕﻮﻧﻪ ﺍﯾﮑﻪ ﺩﺭ ﻧﻔﺲ ﺧﻮﺩ ﺣﺴﺮﺕ ﻭﺣُﺰﻥ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻦ ﻋﻤﻞ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩ،ﻭ ﺁﻧﺮﺍ ﺍﻣﺮ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺑﭙﻨﺪﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺧﻼﺹﺷﻮﺩ .

ﺷﺮﻁ ﺳﻮﻡ : ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻩ ﺩﺳﺖ ﺑﮑﺸﺪ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﺁﻥﺍﺻﺮﺍﺭ ﻧﻮﺭﺯﺩ، ﻣﺜﻼ ﺍﮔﺮ ﮔﻨﺎﻩ ﺍﻭ ﺗﺮﮎ ﻭﺍﺟﺒﯽ ﺍﺳﺖﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺁﻧﺮﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﺪ، ﻭ ﺍﮔﺮ ﮔﻨﺎﻫﺶ
ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻓﻌﻞ ﺣﺮﺍﻣﯽ ﺍﺳﺖ، ﺑﺎﯾﺪ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮐﺸﯿﺪﻩﻭ ﺩﻭﺭﯼ ﮐﻨﺪ، ﻭ ﺍﮔﺮ ﮔﻨﺎﻩ ﺍﻭ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺳﺖﺑﺎﯾﺪ ﺣﻘﻮﻗﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺩﺍﺀ ﮐﻨﺪ ﻭ ﯾﺎ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺣﻼﻟﯿﺖﺑﻄﻠﺒﺪ .

ﺷﺮﻁ ﭼﻬﺎﺭﻡ : ﻋﺰﻡ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺩﮔﺮ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ
ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﻣﺮﺗﮑﺐ ﺁﻥ ﻧﺸﻮﺩ، ﯾﻌﻨﯽ ﺩﺭ ﻗﻠﺒﺶﻋﺰﻡ ﻣﺆﮐﺪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺳﺮﺍﻍ ﺁﻥ ﮔﻨﺎﻫﯽ
ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﻮﺑﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﯽ ﮔﺮﺩﺩ.

ﻭ ﺷﺮﻁ ﭘﻨﺠﻢ : ﺗﻮﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﺭ ﻭﻗﺖ ﻗﺒﻮﻝ ﺑﺎﺷﺪ،ﺍﮔﺮ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻓﻮﺕ ﻭﻗﺖ ﻗﺒﻮﻝ ﺗﻮﺑﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻮﺑﻪﺍﺵ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ،

ﻭ ﻓﻮﺕ ﻭﻗﺖ ﻗﺒﻮﻝ ﺗﻮﺑﻪ ﺑﺮﺩﻭ ﺣﺎﻟﺖ ﻋﺎﻡ ﻭ ﺧﺎﺹ ﺍﺳﺖ : ﺣﺎﻟﺖ ﻋﺎﻡ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻧﯽﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ (ﺑﺠﺎﯼ ﻣﺸﺮﻕ) ﺩﺭ ﻃﺮﻑ ﻣﻐﺮﺏﻃﻠﻮﻉ ﮐﻨﺪ ( ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﺮﭘﺎﯾﯽ ﻗﯿﺎﻣﺖﺍﺳﺖ) ، ﺗﻮﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻭﻗﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ
ﺷﺪ، ﭼﻮﻧﮑﻪ ﺍﻟﻠﻪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ : « ﯾَﻮْﻡَ ﯾَﺄْﺗِﯽﺑَﻌْﺾُ ﺁﯾَﺎﺕِ ﺭَﺑِّﮏَ ﻻ ﯾَﻨْﻔَﻊُ ﻧَﻔْﺴﺎً ﺇِﯾﻤَﺎﻧُﻬَﺎ ﻟَﻢْ ﺗَﮑُﻦْ ﺁﻣَﻨَﺖْﻣِﻦْ ﻗَﺒْﻞُ ﺃَﻭْ ﮐَﺴَﺒَﺖْ ﻓِﯽ ﺇِﯾﻤَﺎﻧِﻬَﺎ ﺧَﯿْﺮﺍً» ( ﺍﻧﻌﺎﻡ158) . ﯾﻌﻨﯽ : «ﺭﻭﺯﯼ ﭘﺎﺭﻩﺍﯼ ﺍﺯ ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎﯼ
ﭘﺮﻭﺩﮔﺎﺭﺕ ( ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎﯼ ﺭﺳﺘﺎﺧﯿﺰ) ﻓﺮﺍ ﻣﯽﺭﺳﺪ ﺍﻣّﺎ
ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﯾﻤﺎﻥﻧﯿﺎﻭﺭﺩﻩﺍﻧﺪ، ﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺍﯾﻤﺎﻥ
( ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﭘﺴﻨﺪﯾﺪﻩﻧﮑﺮﺩﻩﺍﻧﺪ ﻭ ) ﺧﯿﺮﯼ ﻧﯿﻨﺪﻭﺧﺘﻪﺍﻧﺪ،
ﺳﻮﺩﯼ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺸﺎﻥ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ

والله اعلم


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۳/٤/۱٧ | ٦:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : جوانان اسلامی | نظرات ()
مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.