شیخ محمد صالح پردل

وبلاگ عاشقان شیخ محمد صالح پردل

آیا ثواب تلاوت قرآن به مردگان می‌رسد؟
ساعت ۸:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٤   کلمات کلیدی: ثواب تلاوت قرآن ،تلاوت قرآن به مردگان

آیا ثواب تلاوت قرآن به مردگان می‌رسد؟

س : آیا ثواب تلاوت قرآن به مردگان می‌رسد؟و قرآن خواندن بر قبرستان‌ها برای مردگان تأثیری دارد؟ و آیا این عمل از قرآن و سنّت صحیح ثبوتی دارد؟ و آیا پول‌گرفتن برای قرآن خواندن جایز است؟ و آیا جلسات قرآن‌خوانی که برای اموات می‌گیرند، درست است؟ و آیا در تعزیه باید سوره‌ی فاتحه و اخلاص و یا سوره‌ای از قرآن خوانده شود؟

در پاسخ سؤال‌های مذکور یکی از علمای مصر به‌ نام محمد احمد عبدالسلام کتابچه‌ای به‌نام: (حکم القراءة للاموات هل یصل ثوابها إلیهم؟) نوشته است و پاسخ این سؤال‌ها را از قرآن، سنّت صحیح ، دیدگاه مفسّرین، محدّثین، علمای اصول و فقهاء توضیح داده و محمود مهدی استامبولی احادیث آن‌ را تخریج کرده و در پاورقی‌ها توضیحات بسیار مفیدی داده. و ما به دلیل اهمیت موضوع این رساله را ترجمه کردیم تا مورد استفاده‌ی همگان قرار گیرد.

پاسخ سؤالها را با روش زیارت پیامبرr از قبور شروع می‌شود.

روش پیامبر اکرمr در زیارت قبور

ابوداود در سننش روایت می‌کند که پیامبر اکرمr پس از دفن میّت می‌فرمود:«استغفروا لاخیکم و سلوا له التثبیت فإنه الان یسأل»[1](برای برادرتان طلب مغفرت کنید و از خداوند بخواهید که او را ثابت‌قدم بدارد؛ زیرا هم‌اکنون از او سؤال می‌شود). و پیامبراکرمr پس از آن‌که میّت را در لحد می‌گذاشت، می‌فرمود: «بسم الله‌و بالله و علی ملة رسول الله[2]»: (به‌نام  خدا، برای خدا و برملت رسول الله).

 در این روایات و غیر اینها، نیامده که پیامبرr بر سر قبری سوره‌ای را خوانده باشد و حتی هیچ یک از اصحاب هم ـ مانند قاریان امروزی ـ بر سر قبر و یا در تعزیه‌‌ها قرآن ‌نخوانده‌اند.

مسلم از ابوهریرهt روایت کرده که: (پیامبرr قبر مادرش را زیارت کرد وگریست و اطرافیانش را هم به گریه انداخت و فرمود: «استاذنت ربی فی أن استغفر لها فلم یاذن لی، و استاذنته فی ان ازور قبرها فاذن لی، فزوروا القبور.فانها تذکر الموت ـ وفی‌روایه ـ فان فیها عبره،فانها تزهد فی الدنیا و تذکر الاخرة»: (از پرورگارم خواستم که برایم اجازه دهد برای مادرم طلب استغفار کنم به من اجازه نداد و از او خواستم که به من اجازه دهد قبرش را زیارت کنم، به من اجازه داد، لذا قبرها را زیارت کنید، چون شما را به یاد مرگ می‌اندازد.ـ و در روایتی دیگر آمده ـ به زیارت قبرها برویدـ چون زیارت قبور موجب پند، عبرت وزهد در دنیا می‌شود و انسان را به یاد آخرت می‌اندازد).

بنابراین واضح است که پیامبر rهنگام زیارت قبور فقط براهل قبرستان سلام، دعای خیر وطلب استغفار می‌کرده و  درس عبرت‌می‌گرفته  وآنچه معقول است و روایات صحیح[3] آن را تایید می‌کند، همین است و بس. نه تلاوت قرآن! در قرآن وسنت صحیح هیچ دلیلی بر این که برای میت قرآن خوانده شود، وجود ندارد.

پس از مرگ چه چیزهایی به انسان فایده می‌رساند؟

آن‌چه شریعت اسلام درقرآن وسنّت صحیح رسول اللهr  مقرر کرده به میّت نفع می‌رساند، رسول اللهr در حدیث صحیحی می‌فرماید: «اذا مات الانسان انقطع عمله إلا بثلاث: صدقة جاریة، او علم ینتفع به، أو ولد صالح یدعو له[4]» : وقتی انسان می‌میرد، عملش قطع می‌شود. به‌جز سه چیز: (صدقه جاری، علمی که دیگران از آن استفاده ببرند و یا فرزند نیکوکاری که برایش دعای خیر کند). و آن‌چه در حدیث زیر آمده، پس از مرگ به انسان فایده می‌رساند، پیامبر  اکرمrمی‌فرماید: «إن مما یلحق المؤمن من عمله و حسناته بعد موته: علماً علمه و نشره و ولداً صالحاً ترکه و مصحفاً ورثه، او مسجداً بناه، او بیتاً لابن السبیل بناه او نهراً اجراه، او صدقه اخرجها من ماله فی صحته و حیاته تلحقه بعد موته[5]»: (از آن‌چه از نیکی‌ها و عمل مؤمن پس از مرگش به او می‌رسد، این است: علمی که آن را آموزش و نشر داده است و فرزند صالحی که از خود به جای گذاشته و قرآنی که از او به ارث مانده یا مسجدی که بنا کرده یا منزلی که برای مجاهدان در راه خدا -یا مسافران-  ساخته، یا جوی آبی که برای استفاده‌ی عموم راه‌اندازی کرده و یا صدقه‌ای که در زندگی در حال صحتش در راه خدا داده، همه‌ی این‌ها پس از مرگ هم به مؤمن می‌رسد).

زنده‌کردن سنت حسنه‌ای که مردم پس از مرگ انسان هم به آن عمل کنند، نیز برای انسان مفید و سودمند است، رسول اللهr می‌فرماید: «من سنّ فی الاسلام سنة حسنة فله اجرها و أجرمن عمل بها من بعده من غیر أن ینقص من اجورهم شیء[6]»: (هرکس در اسلام سنت حسنه‌ای زنده کند، پاداش آن و پاداش هرکس به آن عمل کند، بدون این‌که چیزی از پاداششان کم شود، به او داده می‌شود).

برای مطالعه کامل مقاله به ادامه مطلب بروید


 
نحوه ذبح اسلامی
ساعت ٧:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٤   کلمات کلیدی:

 

 

یکی از معجزات اسلام ، ذبح حیوانات است که هم جهت حلال شدن و هم جهت سلامت دام و هرچه بهداشتی تر شدن آن است.
شاید سوال کنید که جه معجزه ای در این وجود دارد !؟
وقتی در ذبح اسلامی رگ روی به گلو بریده شود ، مغز در آستانه اغماء میرود و دیگر احساس درد از حیوان از بین میرود !
شاید سوال کنید که چطور حیوان در حین ذبح شدن دست و با میزند ؟ آیا این نشانه درد نیست؟!
جواب : دست و پا زدن حیوان در حین بریده شدن رگ گلو نشانه درد نیست ، بلکه این رگ ارتباط غدایی بین مغز وخون است و با قطع شدن این ارتباط و کاهش غذا ، مغز به قلب دستور میدهد که هرچه سریعتر از تمام اعضاء برای او خون بفرستد ، قلب نیز با پمپ کردن خون از تمام اعضا ، آن عضو به دلیل اهمیت خون رسانی به مغز ، در اصل خود را فدای حیات مغز میکند و شروع به تشنج میکند و جالب اینجاست که خون از طریق همان رگ بریده شده از بدن خارج میشود و این باعث خروج مواد خونی و عدم لخته شدن خون در بافت ها میشود !
اما در کشور های غیر اسلامی ، او با ضربه ای حیوان را به حالت اغما میبرند که این باعث نیمه فعال ماندن گلبول های سفید و در نتیجه فعالیت میکروب ها و فاسد شدن بافت ها و به دلیل دیر خارج شدن خون لخته شده و خارج نمیشود که این میتواند منبع بزرگی برای رشد باکتری ها باشد.

 

مقاله از سایت: cloob.com


 
فایده علمی سجده به سوی قبله!
ساعت ۳:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٩   کلمات کلیدی:

بدن شما به طور روزانه مقداری امواج الکترومغناطیسی دریافت می کند.
شما امواج الکترومغناطیس

که از تجهیزات الکتریکی استفاده می کنید و نمی توانید از آنها فرار کنید
را دریافت می کنید و همچنین از طریق لامپ های روشن که حتی برای یک ساعت هم خاموشنمی شوند.شما منبعی هستید که مقدار زیادی امواج الکترومغناطیسی دریافت می کنید.
به عبارت دیگر شما با امواج الکترومغناطیسی شارژ می شوید بدون این که بفهمید.

یک دانشمند غیر مسلمان از اروپا تحقیقاتی را برای یافتن بهترین روش
جهت خارج کردن
امواج الکترومغناطیسی که به بدن آسیب
می رساند را انجام داد در نهایت تعجب به نتیجه ای عجیب رسید‌؛
نتیجه ای که برای او به عنوان یک دانشمند غیر مسلمان باور نکردنی
بود!
تحقیقات وی نشان می داد که سجده کردن به سمت کعبه مقدس
بهترین راه برای کاهش یافتن شدید سطح انرژی های منفی بدن
انسان است.
با گذاشتن پیشانی تان بیشتر از یک بار روی زمین،‌ زمین
امواج الکترومغناطیسی را تخلیه خواهد کرد.
این شبیه اتصال زمین به ساختمان هایی است که احتمال برخورد
سیگنال های الکتریکی مانند رعد و برق به آنها وجود دارد.
اتصال زمین باعث می شود که امواج از طریق زمین تخلیه شده و
آسیبی به مردم نرسانند.


آنچه این تحقیق را شگفت انگیزتر می کند‌، این است:

بهترین راه برای این که به این منظور پیشانی تان را بر خاک بگذارید،‌
حالتی است که رو به مرکز زمین باشید چرا که در این حالت
امواج الکترومغناطیسی بهتر تخلیه خواهند شد و لابد بیشتر تعجب
خواهیدکرد که بدانید بر اساس اصول علمی ثابت شده، ‌مرکز زمین
مکه است!

آری،‌ کعبه درست وسط زمین است. بنابراین سجده به سمت قبله
مسلمانان جهان،‌ بهترین راه
تخلیه سیگنال های مضر از بدن است.
این تحقیق سند محکمی است برای اثبات علمی بودن دستورات
اسلام. کسانی که در روز ۳۴ بار در رکعات ۱۷ گانه نمازشان سجده
می کنند،‌ بی شک بیش از هر کس دیگری انرژی های منفی کسب
شده در طول روز را تخلیه می کنند.

چنین است که نماز را آرامش دهنده قلب ها می خوانند و بر مرتب و
سر وقت خواندنش تاکید دارند. اگر انسان می توانست تمام
نامکشوفه های طبیعت را کشف کند، ‌حکمت احکام اسلامی هم
برایش گشوده می شد،‌ اما افسوس که علم آدمی ناقص است
و اسرار طبیعت بسیار.

 

کلمه {الله}آرامش بخش است!

یک پژوهشگر هلندی غیر مسلمان چندی پیش تحقیقی در دانشگاه
آمستردام انجام داده و به این نتیجه رسیده بود که ذکر کلمه جلاله
«الله» و تکرار آن و نیز صدای این لفظ،‌ موجب آرامش روحی شده و
استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می کند.

این پژوهشگر غیر مسلمان هلندی طی گفتگویی در این باره گفت:
پس از انجام تحقیقاتی سه ساله که روی تعداد زیادی مسلمان که
قرآن می خوانند یا کلمه «الله» را می شنوند، به این نتیجه رسیدم
که ذکر کلمه «الله» و تکرار آن و حتی شنیدن آن،‌موجب آرامش روحی
شده و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می کند و نیز به تنفس
انسان نظم و ترتیب می دهد.

وی در ادامه افزود:« بسیاری از این مسلمانان که روی آنان تحقیق
می کردم، ‌از بیماری های مختلف روحی و روانی رنج می بردند.
من حتی در تحقیقاتم از افراد غیر مسلمان نیز استفاده کرده و آنان را
مجبور به خواندن قرآن و گفتن ذکر الله کردم و نتیجه باز هم همان بود.
خودم نیز از این نتیجه به شدت غافلگیر شدم،‌ زیرا تاثیر آن بر روی
افراد افسرده،‌ ناامید و نگران،‌ تاثیری چشمگیر و عجیب بود.»

این پژوهشگر هلندی همچنین گفت:« از نظر پزشکی برایم ثابت شد
حرف (الف)که کلمه الله با آن شروع می شود،‌ از بخش بالایی سینه
انسان خارج شده و باعث تنظیم تنفس می شود‌، به ویژه اگر تکرار
شود این تنظیم تنفس به انسان آرامش روحی می دهد. حرف (لام) که
حرف دوم الله است نیز باعث برخورد سطح زبان با سطح فوقانی دهان
می شود. تکرار شدن این حرکت که در کلمه الله تشدید دارد،‌
در تنظیم و ترتیب تنفس تاثیرگذار است. اما حرف (ها) حرکتی به ریه
می دهد و بر دستگاه تنفسی و  قلب تاثیر بسیار خوبی دارد و
موجب تنظیم ضربان قلب می شود.


به راستی که قرآن کریم در آیه ای کریمه می فرماید:
« الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکر الله، ألا بذکر الله تطمئن القلوب» 

منبع: راه موفقیت – شماره 


 
پاسخ به جوان مسلمان تندرو
ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢۸   کلمات کلیدی:
شیخ محمد حسان بازگو می کند که روزی با یک جوان تندرو در حال بحث بودیم که از او پرسیدم :
آیا منفجر کردن یک مرکز فساد در کشوری اسلامی حلال است یا حرام؟
او هم در جواب گفت بدون شک حلال بوده و کشتن آنها نیز جایز است.
به او گفتم اگر در هنگام گناه آنها را بکشی تکلیف آنها چه میشود؟
جوان نیز گفت بدون شک به جهنم می روند
پرسیدم شیطان میخواهد آنها را کجا ببرد؟
جوان گفت به جهنم
به او گفتم پس شما با شیطان همدست هستید تا آنها را به جهنم ببرید!!!
بعد از آن رخدادی از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و سلم) را بازگو نمودم که روزی از کنار جنازه یک نفر یهودی گذر نمود و بعد از آن شروع کردن به گریه نمودن، اصحاب پرسیدن که ای رسول الله (صلی الله علیه و سلم) چرا گریه می کنید؟ فرمود :او از دست من خارج شده و به جهنم می رود...
بعد من به جوان گفتم نگاه کن که شما چطور فکر می کنید و رسول الله (صلی الله علیه و سلم) چگونه سعی و تلاش می نمود که مردم را راهنمائی نموده و از عذاب جهنم نجات دهد.
شما در چه مسیری حرکت می کنید و رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) در چه مسیری . . . . .. .

 
 
ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٦   کلمات کلیدی:

دانلود اهنگ زیبای آیه ی رحمت

http://uploadboy.com/o9qndpozbn5q.html

 

شیخ پردل-فقط الله(کلیپ بسیار تاثیر گذار

http://uploadboy.com/gfva9b6uwys1.html


 
*********ان شا’الله یا انشا’الله؟****
ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٦   کلمات کلیدی:

*********ان شا’الله یا انشا’الله؟****

کلمه إنشاء به معنی خلق کردن و ایجاد کردن , به وجود آوردن , است آیا به این شیوه نوشتن درست است؟

در لفظ: (إن شاء) به خصوص در (إن شاء الله) خیلی فرق دارد با لفظ (إنشاء) در ظاهر و معنی نوشتن.با اندکی دقت پی به تفاوت آن خواهید برد.

در ظاهر: اول آن از دو کلمه تشکیل شده است: حرف شرط (إن) و فعل شرط (شاء). و قسمت دومشون یکی هست.




اما در معنی: معنی کلمه اول یعنی اینکه کاری را به خواست الله تبارک و تعالی واگذار می کنیم، و معنی دومی همانطور که در بالا گفتیم به معنی خلق کردن است. پس از اینجا مشخص می شود که نوشتن صحیح به صورت (إن شاء الله) است و اشتباه واضحی است که یک کلمه (إنشاء الله) بنویسیم.

پس ابراز (انشاءالله) در مواقعی که می خواهیم کاری را انجام دهیم، معنای ایجاد و خلق از سوی ما را القاء می کند، یعنی ما خداوند را ایجاد کرده ایم.(نعوذبالله)

«إن» در (ان شاء الله) حرف شرط و به معنای «اگر» و فعل «شاء» به معنای خواستن و مقدر کردن است.

و ما با نوشتن إن شاء الله به این صورت می گوییم( اگر خداوند مقدر فرمود؛ به خواست خدا).

مناسب است در اینجا چند نکته در مورد شأن و فضایل این کلمه بیان کنیم:

اولاً: الله تبارک و تعالی برای توجیحش در این باره این را نوعی ادب معرفی کرده . در قرآن کریم می فرماید:

وَلا تَقُولَنَّ لِشَیْءٍ إِنِّی فَاعِلٌ ذَلِکَ غَداً إِلَّا أَنْ یَشَاءَ اللَّهُ [الکهف:۲۳-۲۴].

و در مورد چیزى مگوى که من آن را فردا انجام خواهم داد مگر آنکه خدا بخواهد (۲۳، ۲۴ سوره کهف)

جصاص در کتاب احکام قرآن در مورد این استثناء می فرماید:

الله تبارک و تعالی به ما این را یاد داده است که برای خبر خوب در اموری که در آینده قرار بود اتفاق بیفتاد پس ذکر استثنایی که مشیت و خواست الله تبارک و تعالی باشد را بگوئیم.

دوماً: در بخاری و مسلم از ابو هریره رضی الله عنه روایت است که: از پیامبر صلی الله علیه و سلم است که می فرماید: قال سلیمان بن داود نبی الله: لأطوفنّ اللیلة على سبعین امرأة کلهن تأتی بغلام یقاتل فی سبیل الله، فقال صاحبه، أو الملک: قل إن شاء الله، فلم یقل ونسی، فلم تأت واحدة من نسائه، إلا واحدة، جاءت بشق غلام، فقال رسول الله صلى الله علیه وسلم: ولو قال: إن شاء الله لم یحنث، وکان درکاً له فی حاجته.

حافظ در فتح می فرماید: بعضی بزرگان و اسلاف می فرمایند: .. أی لحاقاً وتحقیقاً لحاجته ومبتغاه.
قال الحافظ فی الفتح: قال بعض السلف: نبه صلى الله علیه وسلم فی هذا الحدیث على آفة التمنی، والإعراض عن التفویض، قال: ولذلک نسی الاستثناء لیمضی فیه القدر. انتهى والله اعلم

منبع:اســلام وب
ترجمه:وبلاگ لاتحزن


 
آیا میدانید ک.....
ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٦   کلمات کلیدی:
آیا میدانید ک.....

کلمه مرد 24 بار در قرآن مقدس آمده است
همچنین کلمه زن نیز 24 بار در قرآن مقدس آمده است
سپس مطابق آنالیز آیات مختلف مشخص شد که این همسانی در تنقضات در تمامی قرآن کریم صادق است. قرآن مجید مشخص میکند که یک چیز با چیز دیگری (یا به عبارتی با متضاد خود و یا ریشهء خود) برابر است. در ادامه نتایج شگفت آور حاصل از محاسبهء کلمات عربی قرآن مجید و رمز اعداد را خواهید یافت.
کلمات و دفعات تکرار در جمع آیات قرآن مجید:

دنیا (یکی ازنامهای زندگی):115
آخرت (نامی برای زندگی پس از این جهان): 115

ملائکه: 88
شیاطین: 88

زندگی: 145
مرگ: 145

سود: 50
زیان: 50

ملت (مردم): 50
پیامبران: 50

ابلیس(پادشاه شیاطین): 11
پناه جوئی از شر ابلیس: 11

مصیبت: 75
شکر: 75

صدقه: 73
رضایت: 73

فریب خوردگان (گمراه شدگان): 17
مردگان (مردم مرده): 17

مسلمین: 41
جهاد: 41

طلا: 8
زندگی راحت: 8

جادو: 60
فتنه: 60

زکات: 32
برکت: 32

ذهن : 49
نور: 49

زبان: 25
موعظه (گفتار، اندرز): 25

آرزو: 8
ترس: 8

آشکارا سخن گفتن (سخنرانی): 18
تبلیغ کردن: 18

سختی: 114
صبر: 114

محمد (صلوات الله علیه): 4
شریعت (آموزه های حضرت محمد (ص)): 4

ونیز جالب خواهد بود به دفعاتی که کلمات زیر در قرآن ظاهر شده اند نگاهی داشته باشیم:

نماز: 5

ماه: 12

روز: 365

دریا : 32، زمین (خشکی): 13

 
آزمایش است،‌ کافر مشو....
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱   کلمات کلیدی: سحر ،جادو ،سحرو جادو ،رفع سحر

الحمد لله رب العلمین والصلاة والسلام على المبعوث رحمة للعالمین وعلى آله الطیبین وصحبه أجمعین
وبعد :
یکی از مخاطرات بزرگی که جوامع را به فساد کشانده و خانواده ها را از یکدیگر جدا نموده و مردم را دچار بلا و امراض کرده سحر و پیامدهای ناپسند آن می باشد.
پس بسیار ضروری است که انسانها حقیقت آن را فهمیده ، خطراتش را بشناسند و از شر آن پرهیز نموده تا در انجام چیزی که حکمش را نمی دانند نیافتند.
برادر و خواهر گرامی این نکات مختصر را برایت بازگو می کنم تا انشاء الله با بعضی از جنبه ها یش آشنا شده و قسمتی از مخاطراتش را بدانی:
1- تعریف سحر و بیان حقیقت آن:
سحر : در لغت بر چیزی اطلاق می شود که پنهان بوده و سبب آن مخفی مانده باشد و به همین دلیل عرب در مورد اختفای شدید می گوید: مخفی تر است سحر.
و در اصطلاح شرعی چنانچه ابن قدامه (رح) در کتاب "المغنی" می گوید: عبارتست از گره یا وردی که نوشته یا گفته می شود و یا عمل چیزی که بر بدن ، قلب و یا عقل شخص مسحور به صورت غیر مستقیم تأثیر بگذارد. [المغنی 8/150].
- سحر دارای حقیقت و تأثیر است و چه بسا شخص سحر شده می میرد یا طبع و عادتش تغییر می کند . سحر در ناراحتی و از بین رفتن بدن دارای تأثیر بوده ،‌و این چیزی است که تمامی علما بر آن اتفاق داشته و قرآن و سنت صحیح برآن دلالت می کند .[ رجوع شود به المجموع للنووی: 19/240و الفروق للقرفی:4/149,وغیره]
- از جمله سحر آن است که بوسیله ساحر و با کمک شیطانی که او را در فساد و افساد یاری می کند صورت می پذیرد بگونه ای که نفس ساحر با نفس شیطان متحد شده و بدینوسیله فساد ایجاد می کند و این امر مبنی بر سخنان و اعمال مخصوصی می باشد که از ساحر صادر شده و با قدرت خداوند بر دیگران تأثیر می گذارد که این نوع اول سحر است.
و نوع دوم: طلسم. عملی است که ساحر به کمک شیطان یا بنا بر کار شیطان بر دستمال یا لباس یا فلزات و مانند اینها انجام می دهد به شکلی خاص و در زمانی خاص و با حجم و صورتی معین برای ضرر رساندن به یک فرد یا افراد یا آنچه که در اختیار دارد . این مهمترین نوع از انواع سحر است.
2- حکم سحر و بیان خطرات آن:
باید یقین داشت که سحر به وقوع نمی پیوندد مگر با یاری جستن از شیاطین و بندگی آنها با قول و فعل و انجام محرمات و خبائث و مانند آنها و تمامی اینها کفر و شرک می باشد که برای مسلمانی که به خدا و روز آخرت ایمان دارد جایز نیست آن را انجام دهد.
دلایل کفر ساحر بسیار است که از جمله آنها:
الف: قال تعالى: (وَمَا کَفَرَ سُلَیْمَانُ وَلَکِنَّ الشَّیْاطِینَ کَفَرُواْ یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ )(102البقرة)
« و سلیمان کفر نورزید ولکن شیاطین کفر ورزیدند و به مردم سحر آموختند»
در استدلال به آیه می توان گفت که در این آیه حکم صادر شده کفر است، که بر سحر اطلاق شده و مبین این موضوع است که که علت کفر،‌سحر می باشد.
ب ـ قال تعالى: (وَمَا یُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى یَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَکْفُرْ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَآرِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَیَتَعَلَّمُونَ مَا یَضُرُّهُمْ وَلاَ یَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِی الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْاْ بِهِ أَنفُسَهُمْ لَوْ کَانُواْ یَعْلَمُونَ)(102البقرة)
«(هاروت و ماروت) به هیچ کس چیزی نمی آموختند مگر اینکه پیشاپیش به او می گفتند: ما وسیله آزمایش هستیم کافر نشو. از ایشان چیزهایی آموختند که با آن میان مرد و همسرش جدایی می افکندند و حال آنکه با چنین جادو نمی توانند به کسی زیان برسانند مگر اینکه با اجازه و اذن خدا باشد. و آنان قسمتهایی را فرا می گرفتند که برایشان زیان داشت و بدیشان سودی نمی رساند و مسلما می دانستند هر کسی خریدار اینگونه متاع باشد بهره ای در آخرت نخواهد داشت و چه زشت و ناپسند است آنچه خود را بدان فروخته اگر می دانستند»
دلالت آیه را از دو وجه می توان بررسی نمود:
تصریح در این امر که یادگیری آن کفر است. با این سخن خداوند که (فلا تکفر).
صدیق حسن خان می گوید « آیه بر این دلالت می کند که فراگیری سحر کفر است و ظاهر آیه بر عدم تفاوت بین معتقد و غیر معتقد و بین کسی که آنرا یاد می گیرد تا ساحر شود و کسی که آنرا برای دفع آن میاموزد، می باشد» [نیل المرام:21]
اینکه سحر هیچ نفعی ندارد و خداوند آنچه را که در آن نفعی نیست را برای بندگانش مباح ننموده.
و وجود نص بر اینکه هرکس آنرا فراگیرد در آخرت نصیبی نخواهد داشت و آنکس که در آخرت نصیبی ندارد کافر است.
ج ـ قال تعالى : (وَلا یُفْلِحُ السَّاحِرُ حَیْثُ أَتَى)(69/طـه) « و ساحر هر کجا که رود رستگار نخواهد شد».
و نفی رستگاری در اینجا شامل هر رستگاری در دنیا و آخرت می شود و این دلیل بر کفر است زیرا رستگاری به صورت کلی از کسی نفی نمی شود مگر از شخص کافری که هیچ خیری در او نیست.
و علما بر حرمت آموزش و فراگیری سحر اجماع دارند. ابن قدامه رحمة الله می گوید: «آموزش و فراگیری سحر حرام است که اختلافی در این موضوع بین اهل علم سراغ ندارم»
و امام ذهبی رحمة‌الله در کتاب کبائر می گوید: « سومین گناه کبیره سحر است زیرا شخص ساحر ناچار است که کافر شود و خداوند متعال می فرماید: (وَلَکِنَّ الشَّیْاطِینَ کَفَرُواْ یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ )(102البقرة)...تا آنجا که می گوید: پس می بینی که خلق کثیری از گمراهان وارد سحر شده و گمان می کنند که فقط حرام است و نمی دانند که سحر کفراست و سیمیاء(نوعی سحر) را فرامی گیرند که عین سحر است و درباره عقد مرد با زنش که سحر است و در محبت مرد به زن یا نفرت از او با کلمات مجهولی که اکثر آن شرک و گمراهی است» [الکبائر/14]
و شیخ حافظ حکمی می گوید: و می دانیم که سحر انجام نمی شود مگر با کفر به خداوند متعال [ معارج القبول:1/512]
3- راه در امان ماندن از سحر:
بهترین راه علاج سحر این است که شخص قبل از وقوع از آن دوری کند چرا که پیشگیری بهتر از درمان است و ساحر انسان گمراهی است که از شر و فساد خوشش میاید و او برای عملی ساختن اغراض پلیدش از شیطان یاری می جوید و قرآن طریقه درامان ماندن مسلمان از شر شیطان و پیروان و یارانش را بیان نموده که از جمله آن:
1-خالص نمودن خویش و توحید فقط برای خداوند و تفکر در این موضوع که هر سببی مسببی دارد و هر آنچه که در ماحول او می گذرد در دست خداوند است و اینکه هیچ چیز به او نفع یا ضرری نمی رساند مگر با اذن و اراده خداوند متعال :(وَمَا هُم بِضَآرِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ )(102/البقرة)
« و آنها نمی توانند به احدی ضرر برسانند مگر با اذن خداوند»
2- پناه بردن به خداوند از شیطان
خداوند متعال می فرماید: (وَقُل رَّبِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّیَاطِینِ*وَأَعُوذُ بِکَ رَبِّ أَن یَحْضُرُونِ)(97-98/المؤمنون)
« و بگو پروردگارا خویشتن را از وسوسه های اهریمنان در پناه تو میدارم و خویشتن را در پناه تو می دارم از اینکه با من گرد آیند ».
3- تقوای خداوند و محافظت بر اوامر و نواهی او
خداوند متعال می فرماید: (وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا)(2/الطلاق)
« هر کس که تقوای خدا را پیشه کند برایش گشایشی حاصل می شود»
وقال تعالى: (وَإِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ لاَ یَضُرُّکُمْ کَیْدُهُمْ شَیْئًا إِنَّ اللّهَ بِمَا یَعْمَلُونَ مُحِیطٌ)(120/آل عمران) « و اگر صبرو تقوا پیشه کنید مکر آنها به شما هیچ ضرری نمی رساند براستی که خداوند به آنچه انجام می دهند احاطه دارد».
4- توکل بر خداوند و اعتماد بر او از قویترین راهها برای دفع هر شرور ازانسان می باشد و هرکس که بر خداوند توکل کند پس خداوند برای او کافی است و خداوند متعال می فرماید: (وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ) (3/الطلاق)
5- محافظت بر اذکار روزانه از جمله اذکار صبح و شام و خواب و مانند آنها و صد مرتبه در روز لااله الا الله گفتن و قرائت دو آیه آخر سوره بقرة و خواندن آیة الکرسی و موارد دیگری که در کتاب و سنت برای محافظت انسان مؤمن وارد شده است.
4- روش علاج سحر:
خداوند هیچ مریضی را نازل نکرده مگر اینکه دوایی برای آن قرار داده و خداوند برای سحر هم همانند دیگر بیماریها داروهایی قرار داده تا بتوان آنرا برطرف نمود و از جمله آنها:
1-از بزرگترین اسباب و قویترین آنها : در خواست از خداوند متعال برای برطرف نمودن و رفع امراض یا آنچه که به او رسیده و پناه بردن صادقانه و از روی اخلاص و فراهم نمودن اسباب اجابت دعا و محلهای آن و خداوند متعال می فرماید: :( أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ ) (62/ النمل) « ( آیا بتها بهترند) یا کسی که به فریاد درمانده می رسد و بلا و گرفتاری را برطرف می کند هرگاه او را به کمک طلبد».
2- اوراد و رقیه شرعی بوسیله کلام خداوند و کلام رسول الله صلی الله و علیه وسلم و هر کلام شرعی که در آن شرک و کفر و پناه بردن به غیر خدا یا مانند آن نباشد و با زبان عربی فصیح و مفهوم باشد و اینکه اعتقاد داشته باشیم که این خود به خود هیچ تأثیری ندارد و سببی از اسباب می باشد.
3-بیرون آوردن سحر و باطل کردنش که با از بین بردن ماده خبیث و نابود کردن آن صورت می گیرد.
4- استعمال داروهای مباح که پزشکان و اهل علم آنرا تشخیص دهند مانند خوردن هفت خرمای مدینه هر روز صبح که از سحر قبل از وقوعش جلوگیری میکند و برای بعد از وقوعش هم سودمند می باشد چنانچه در صحیح بخاری از روسول الله صلی الله و علیه وسلم روایت شده که :" من اصطبح بسبع تمرات من عجوة ـ وفی روایة من تمر المدینة ـ لم یضره سحر ولا سم ذلک الیوم إلى اللیل". هر کس صبح هفت خرمای مدینه را بخورد در آن روز تا شب هیچ سحر یا سمی به او ضرر نمی رساند.
و همچنین آنچه که علما از به کار بردن برگ سدرسبز و دیگر چیزهایی که برای درمان سحر ذکر نموده اند . رجوع شود به سخنان ابن حجر در کتاب فتح الباری .[ فتح الباری: 10/233]
5- حجامت در مکانی که سحر به آن آسیب رسانده و اگر اثر آن در عضوی باشد که بتوان ماده آلوده را از آن خارج ساخت بسیار سودمند است.
ای برادر گرامی اینها اشاراتی بود حول این موضوع مهم که خطر آن عمومی شده و از خداوند متعال درخواست می کنم که من و شما را از شر اشرار و کید فجار در امان بدارد و ضرر کسانی که بوسیله سحر دچار آسیب شده اند را رفع بفرماید.
و صلی الله و سلم علی نبینا محمد.
فیصل بن عبدالله العمری
ترجمه : بیداری اسلامی

 


 
در پاسخ منکران خلفای راشدین
ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٢۸   کلمات کلیدی:

در پاسخ منکران خلفای راشدین
در پاسخ منکران خلفای راشدین

ای که انکار نمایی عمر و عثمان را
تو چه دانی که چه قدر است و مقام ایشان را
آن عمر بود که ایران همه از کفر سترد
کرد آباد مر این مملکت ویران را
دین احمد ز عمر فرّ و ظفر یافت ولی
هجو گوئیش که دلشاد کنی شیطان را
کی تواند که کند غصب خلافت ز علی
آنکه از بهر وی ایثار نماید جان را
ذرّهایشان غصب وکینه نبوده به میان
بلکه بسیار محبّت بُد و مهر آنان را
قصّه میبافی و گوئی که دو دشمن بودند
کینه ورزی من و تو را ست نه مر ایشان را
گر ز ابرار نئی طعنه به ابرار مزن
ور خودت پاک نئی هجو مکن پاکان را
هر که داناست بلرزد تنش از نام عمر
وانکه نادان بُود از جهل کند ذم آنرا
آخر ای جاهل بیشرم نترسی ز خدای
که کنی لعنت و بهتان زنی آن سلطان را؟
خوی او همچو فرشتهست و دلش پر ز صفا
وین خوشایند نباشد به یقین دیوان را
سبّ و لعنش کنی از جهل و همیپنداری
که ز گفتار تو آید ضرر آن سلطان را
هر چه خواهی تو از این گفته بیهوده بگوی
عرعر خر چه زیان است شه شاهان را؟
نَبُد از عدل عدولش همه عُمر، عُمَر
بس کن این تهمت و این ناحق و این بهتان را
کی کند غصب خلافت ز کسی آنکه به عدل
دست از پشت ببسته است انوشروان را
ای که «لَولاَ عَلیٌ» را نشنیدی ز عمر
بس کن این کینه و این خصمی و این عدوان را
گر عمر قاتل زهراست -که خاکم به دهان-
کی علی دختر زهرا دهدش؟ یزدان را
داد عثمان سر و زر در ره اسلام و رسول
وقف دین کرد همه جاه و جلال و جان را
گر نبود آنهمه اخلاص و فضایل او را
پس دو دختر ز چه دادهست نبی عثمان را؟
در مدیحش نشنیدی ز پیمبر که خدای
بیحسابش بدهد روز جزا رضوان را؟
عیب در تست به وی نسبت معیوب مکن
نقص در تست به وی وصل مکن نقصان را
رکن دینند چهار اختر اصحاب رسول
دین نداری چو نداری تو سه از ارکان را
کی صحابه به ابوبکر همه روی آرند
گر بُده حقّ خلافت علی عمران را؟
ادّعائیش نبودهست علی در اینکار
بعدها اینهمه بهتان زدهاند آنان را
ورنه گر حقّ خلافت به علی بود، خدای
کی گذارد که ستاند دگری مر آن را؟
گر به فرمان خداوند خلافت او راست
زو بعید است که طاعت نکند فرمان را
باطل ار بود خلافت به ابوبکر، علی
جنگ میکرد که نابود کند بطلان را
خصم اصحاب نبی هر که بُوَد خصم نبی است
هرکه شد خصم نبی خصم بُوَد یزدان را
شیعه آنست که او راه علی را برود
نه کند هجو عتیق و عمر و عثمان را
چه بُوَد راه علی؟ پیروی آن سه دگر
کی علی خصم و عدو بود مر آن شاهان را؟
خصم بوبکر بُوَد خصم علی هم به یقین
که مجزّا نتوان کرد ز هم یاران را
گفت «صدّیقی» از این باب سخنها، لیکن
بس بعید است که در گوش رود نادان را


 
چرا در مذهب اهل سنت وفات و تولد بزرگان و ائمه را جشن نمی‌گیرند؟
ساعت ٩:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٢۸   کلمات کلیدی: اهل سنت ،وفات و تولد بزرگان و ائمه ،شیخ محمد ضیایی ،مذهب اهل سنت

مطلب زیر سخنرانی شیخ محمد ضیایی در یکی از شب های رمضان سال ۱۴۱۴ هـ قـ – ۱۳۷۲ هـ.شـ می باشد که از روی نوار پیاده شده است و به همین علت کمی از نظر دستوری با یک مقاله متفاوت می باشد.الحمد لله و الصلاة و السلام علی رسول الله صلی الله علیه و سلماما بعد:سوال: چرا در مذهب اهل سنت وفات و تولد بزرگان و ائمه را جشن نمی گیرند و برای آنها نوحه خوانی و سینه زنی نمی کنند؟جواب: در کلیه مذاهب اهل سنت بلا استثنا فقط احترام بزرگان مرحوم شده به سه چیز است:۱- نام آنها را به خوبی یاد کنیم : حضرت سیدنا علی کرم الله وجهه، حضرت سیدنا عمر رضی الله عنه، حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم …۲- از خدا برای آن بزرگان درود و رحمت بخواهیم. اگر صحابه کرام است می گوییم: رضی الله عنه (خدا از او خشنود باد) اگر از پیامبران هستند بگوییم: علیه السلام (بر او سلام) اگر شخص رسول اکرم را نام بردید می گوییم: صلی الله علیه و سلم. اگر بعد از صحابه کرام از بزرگان نام بردید می گوییم: رحمة الله علیه.۳- گفتار و کردار آنها را مورد توجه قرار می دهیم و سعی می کنیم دنباله رو مخلص آنها باشیم.جز این سه چیز در مذهب اهل سنت چیزی بنام احترام شخص مرده وجود ندارد. خوب نیست! در مذهب وجود ندارد، مراسمی بنام سینه زنی و عزاداری در مذهب [اهل سنت] نداریم. نمی شود چیزی به مذهب چسبانید. می شود از خانه بیرون رفت [اما] نمی شود زمین، اتاق، و دیوار خانه را عوض کرد.این مطلب خیلی جالب است، خوب در مذهب وجود ندارد، حتی قول ضعیفی هم نیست، هیچ قولی وجود ندارد. این را برای ادای امانت عرض می کنم چون روز حساب ما مسئول گفتار خودمان هستیم. کار ما گویندگان مذهبی خیلی مشکلتر از کار عوام است.هر مذهبی در جامعه مسلمین یک خصوصیت و رنگ و شکل خاصی دارد. این خصوصیت و رنگ و ویژگی مذهبی [را] هیچ وقت نمی توان عوض کرد. در طول ۱۴۰۰ سال از زمانیکه فرق مختلف در اسلام به وجود آمدند، فِرَقی که بنام اهل سنت هستند چند خصوصیت داشته اند:۱- سواد اعظم امت اسلام بوده اند. در طول تاریخ ۹۰درصد بنام اهل سنت بوده اند.۲- نسبت به جهان خارج، سخنگوی جهان اسلام بوده اند. این حکومت های اهل سنت بوده اند که چه ظالم چه غیر ظالم، جزیه می گرفتند. این حکومت های اهل سنت بوده اند که بخارا و سمرقند را فتح کرده اند، فلسطین را از اول فتح کرده اند و بعد هم از صلیبی ها باز گرفتند. امپراطور چین فرستاده حکام اهل سنت را می پذیرفت. دربار واتیکان هم از سفرای خلفا استقبال می کرد، همان خلفای به اصطلاح ظالم.۳- از خصوصیت اهل سنت این است که هرگز در برابر مخالفان خود خشونت نشان نمی دهند. فحش را به فحش جواب نمی دهند. بدی را به بدی تلافی نمی کنند، تندی را با تندی پاسخ نمی گویند، خشونت را با خشونت جواب نمی دهند. این از ویژگی های اهل سنت بوده است در طول ۱۴۰۰ سال و این خصوصیت [را] نمی توان تغییرش داد.تا شما خود را سنی می دانید، نمی توانید در مقابل مخالفان خشونت نشان بدهید. این در مذهب نیست، خلاف مذهب است. به این دلیل در جامعه بزرگ امت محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم در هر صد سال احزاب و گروه های مختلفی تند رفته اند، حرکت کرده اند، به آسمان ها پریده اند و یواش به زمین غلطیده اند، ولی اهل سنت [نه] به کهکشان ها پریده اند و [نه] در گودال ها فرو رفته اند. این شیوه اهل سنت است. ما اجازه نداریم در مقابل مخالفانمان پرخاش کنیم. چنین چیزی امکان ندارد، چون خلاف مذهب است.۴- اهل سنت همیشه عادت دارد حق و عقیده ی خود را، بدون تعرض به مسائل دیگران خیلی فشرده و خیلی واضح و صریح بیان می کند. اگر حق مذهب خود را درست یاد بگیرید؛ نیاز به این ندارید که به دیگران پرخاش کنید و یا پاسخ فحش بدهید. اصلا نیاز به این پیدا نمی کنید. شما آنچه به نظر خودتان حق است درست یاد بگیرید کافی است.۵- در خاتمه عرایضم یک مثال [می آورم]: موضع گیری اهل سنت در مقابل برادران و در مقابل امت اسلامی، در مقابل فرقه های اسلامی که زیر پرچم اسلام با اهل سنت یکی هستند چنین است: امت اسلام حکم تشکل یک خانواده دارد که بعد از فوت پدر خانواده ، وارثان بر سر تقسیم میراث اختلاف پیدا کرده اند.زنان، دختران و پدران امت مرحوم شده اند و این اختلاف را نتوانسته اند حل کنند تا [نوبت] به فرزندزادگان رسید. پسر زاده ها دو دسته شده اند: اکثریت می گویند: پدرانمان بر سر میراث اختلاف کرده اند حالا درست نیست آن اختلاف را بر ملا کنیم، همسایه ها را خبر دهیم، امت را هم خبر دهیم. خوب این اختلاف [را] داشته اند دیگر. خدا همه را ببخشد. این موضع گیری اهل سنت است.اما در داخل همین خانواده افرادی از نوادگان از پسران و دختران همان پدر مرحوم معتقدند خیر ما باید حق را بگوییم. باید این چیز را که می گوییم به همه اعلام کنیم که این خانواده مقدس نبوده و اکثریت نادرست و ظالم و خائن بوده اند! حالا این اختلاف بین اهل سنت است با دیگران. موضع گیری اهل سنت واضح است می گویند چون بر ملا کردن اختلاف ها، برملا کردن مسائلی که در صدر اسلام بوده، بعد از رحلت رسول الله بوده، موشکافی [آنها] بدی ها را چند برابر نشان می دهد این به نفع نیست.خلاصه مطلب:تکرار فحش، فحش است. یک وقت در مدینه منوره بودیم حدود ۳۲ سال قبل. کتابی به مرحوم شیخ عبدالرحیم انصاری رحمه الله ارائه دادند – آن مرحوم ۶ یا ۷ سال قبل در مدینه منوره درگذشتند و در بقیع دفن شدند، او از علمای بزرگ اهل سنت بندرعباس است. او در آغاز کشف حجاب هجرت کرد رفت، چون نتوانست بی حجابی را تحمل کند هجرت کرد رفت به مدینه – در محضر ایشان بودیم کتابی آوردند که خیلی بد و بیراه گفته بود به خلفای ثلاثه و از مسلمانان اهل سنت خواسته بود که در مقابل دلایلش دلیل بیاورند. گفته بود اگر اهل سنت جوابی دارند جواب بدهند.شیخ رحمة الله علیه کتاب را گرفت و گفت سبحان الله اهل سنت کی به فحش جواب داده اند. هرگز! ما اجازه نداریم جواب فحش بدهیم. ما آنچه در کتاب هایمان است مخلصانه بیان می کنیم. فضایل حضرت علی علیه السلام، فضایل حضرت عمر، فضایل بزرگان را بیان می کنیم. تاسف می خوریم به حال آن خواهران و برادرانی که تندرو هستند، گستاخانه و بدون توجه به مصلحت امت اختلافات را برملا می کنند.* ما جز اینکه دعا کنیم خدا هدایتشان کند، جز اینکه تاسف بخوریم چیز دیگری نداریم. و این موضع گیری صحیح اهل سنت است در دنیا. در قدیم هم همینطور بوده است حتی در مسائل خانوادگی.می گویند شخصی به حضور حسن بصری – از شاگردان حضرت علی و از علمای قرن اول هجری و از راویان معتبر حدیث  – آمد به او گفت: فلان کس به تو فحش می داد. حسن به او گفت: خب! چه گفت؟ او فحش های خیلی علنی و صریح به حسن داد و گفت: او این طور می گفت. حسن گفت: خدا او را ببخشد، او پشت سر می گفت، تو که روبروی من فحش می دهی! او خیلی گناهانش از تو کمتر است. لا اقل لطفش در باره من از تو بیشتر است.والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته——————————————————————————–* البته اختلافات یا مسائلی که احیانا میان نسل اول روی می داده است مسائلی گاه اجتناب ناپذیر و استثنایی بوده و فضای غالب در میان آنها دوستی و محبت بوده است. به زیر ذره بین بردن چنین مسائلی هرگز به نفع امت مسلمان نیست و بیشتر جریان سکولار و بی دین از این مسائل سود می برد. تاریخ اسلام با وجود اشتباهات و مسائل خیلی ریز در میان تاریخ تمام جنبشها و ادیان سفیدترین و روشن ترین آنهاست. البته حساب روایات جعلی و دروغین از اینگونه مسائل جداست.منبع: بیداری اسلامی با تلخیص


 
قصر شیشه‌ای/داستان‌های عبرت‌آموز
ساعت ٥:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٢٧   کلمات کلیدی: قصر شیشه‌ای/داستان‌های عبرت‌آموز

محمد امین الجندی / ترجمه: عادل حیدری

دختر دانشجویی در رشته‌ی روانشناسی مشغول تحصیل بود، سه خواهر داشت که یکی از آن‌ها در دوره‌ی دبیرستان تحصیل می‌کرد و دو خواهر دیگر دوران راهنمایی را پشت سر می‌گذاشتند، پدرشان بقالی کوچکی داشت که از عرق جبینش چندرغازی کسب می‌کرد تا هزینه‌ی تحصیل دخترانش را بپردازد.

از میان دخترانش، دختر دانشجویش یک دختر استثنایی بود، بسیار باهوش و زرنگ و نیز خوش مشرب و خوش اخلاق، بگونه‌ای که هم‌کلاسی‌هایش برای دوستی با او با هم رقابت می‌کردند.

خودش داستان زندگی‌اش را چنین تعریف می‌کند:

روزی از روزها که پس از پایان درس از دانشگاه خارج می‌شدم ناگهان جوانی زیبا رو با قامتی رعنا و لباسی برازنده روبرویم سبز شد، چنان به من خیره شده بود که گویا سالهاست مرا می‌شناسد! با بی‌توجهی به راهم ادامه دادم اما رهایم نمی‌کرد و قدم زنان پشت سرم حرکت می‌کرد، با صدایی آرام و کودکانه گفت: به خدا دوستت دارم، عاشقتم، مدتهاست به تو می‌اندیشم، می‌خواهم با تو ازدواج کنم! شیفته‌ی اخلاقت شده‌ام!

به سرعتم افزودم، قدمهایم می‌لرزید و عرق از پیشانی‌ام سرازیر شده بود. تاکنون با چنین صحنه‌ای مواجه نشده بودم، هراسان به خانه رسیدم و آن شب تا صبح صحنه‌ای که اتفاق افتاده بود را مرور می‌کردم.

روز بعد هنگام خروج از دانشگاه دوباره او را دیدم… درحالی که لبخندی زیبا بر لبانش نقش بسته بود در مقابلم ایستاد و سخنان عاشقانه‌ی دیروزش را تکرار کرد. دوباره با بی‌توجهی راه خانه را در پیش گرفتم اما رهایم نمی‌کرد، نهایتا نامه‌ای بسویم انداخت و راه بازگشت را در پیش گرفت… متردد بودم نامه را بردارم یا نه؟ دستانم می‌لرزید، دلهره داشتم، پس از چند دقیقه کشمکش با درونم بالاخره نامه را برداشتم، نامه‌ای مملو از جملات عاشقانه و همچنین حاوی معذرت خواهی بابت اعمال نسنجیده‌اش. نامه را پاره کرده و در سطل آشغال انداختم.

دیری نگذشت که صدای زنگ تلفن را شنیدم، گوشی را برداشتم، خودش بود، می‌خواست بداند نامه‌اش را خوانده‌ام یا نه، گفتم: اگر می‌خواهی پا از گلیمت فراتر بگذاری خانواده‌ام را خبر می‌کنم، و تلفن را قطع کردم.

ساعتی نگذشته بود که بار دیگر تماس گرفت. قسم می‌خورد که هدفش پاک است و قصد ازدواج دارد، می‌گفت: بازمانده‌ی یک خانواده‌ی ثروتمند است و شاهزاده‌ی رؤیاهایم خواهد شد و برایم قصری بلورین خواهد ساخت.

1235438922قلبم نرم شد و باب سخن با او را آغاز کردم، از سخن گفتن با او خسته نمی‌شدم، همواره به تلفنم نگاه می‌کردم به امید اینکه صدای زنگش آرامم کند. پس از پایان وقت دانشگاه لحظه‌های طولانی منتظرش می‌ماندم بلکه ببینمش. روزی از روزها که از دانشگاه خارج شدم ناگهان جلو دانشگاه دیدمش، از خوشحالی می‌خواستم پرواز کنم، سوار ماشینش شده تا خیابان‌های شهر را دور بزنیم، چنان عاشق و شیفته‌اش بودم که هیچ اراده‌ای از خود نداشتم، تمام حرف‌هایش را باور داشتم بویژه وقتی می‌گفت: تو پری قصه‌هایم هستی، و بی تو نمی‌توانم زندگی کنم.

چنان احساس خوشبختی می‌کردم گویی که خوشبخت‌تر از من در دنیا کسی نیست.

روزی از روزها که تاریکترین روز زندگی‌ام بود با آینده‌ام بازی کرد و رسوای کوی و برزنم کرد… طبق معمول سوار ماشینش شدم تا خیابان‌ها را دور بزنیم اما مرا به خانه‌ای برد که کسی در آن زندگی نمی‌کرد. با هم خلوت کردیم و گفتیم و شنیدیم و خندیدم، در آن هنگام حدیث رسول الله صلی الله علیه و سلم را فراموش کردیم که فرمودند: «هیچ زن و مرد نامحرمی باهم خلوت نمی‌کنند مگر اینکه شیطان سومین آنهاست».

ولی شیطان مرا اسیر خود کرده و با عشق این جوان فریفته بود. تا به خود آمدم دیدم قربانی هوسرانی‌اش شده‌ام و گوهر پاکدامنی‌ام را از دست داده‌ام!! دیوانه‌وار فریاد زدم: با من چه کردی!؟

- نترس من باهات ازدواج می‌کنم.

- چطور!! درحالیکه با من عقد نکرده‌ای؟

- بزودی مراسم عقد را برگزار می‌کنیم.

دیوانه‌وار روانه‌ی خانه شدم… پاهایم بزور مرا تحمل می‌کرد، آتشی در درونم شعله می‌زد و دنیا در مقابل چشمانم تار شده بود، بشدت می‌گریستم، چنان روحیه‌ام را باخته بودم که بناچار پس از مدتی دانشگاه را رها کردم.

هیچ یک از اعضای خانواده نمی‌دانستند که قصه چیست.

روزها یکی پس از دیگری می‌گذشت تا اینکه روزی تلفنم زنگ خورد. خودش بود!! گوشی را برداشتم، می‌گفت: باید ببینمت.

خوشحال شدم، تصور کردم می‌خواهد مقدمات خواستگاری را فراهم کند.

به ملاقاتش رفتم، در اولین لحظه که با چهره‌ی عبوسش مواجه شدم بلافاصله گفت: به ازدواج فکر نکن!! می‌خواهم بدون هیچ قیدی با من زندگی کنی، همانگونه که من می‌خواهم!!

ناخود آگاه سیلی محکمی به گونه اش نواخته و گفتم: ای پست فطرت فکر می‌کردم می‌خواهی اشتباهت را جبران کنی اما می‌بینم خیلی رذل هستی!

گریان از ماشینش پیاده شدم.

گفت: یک لحظه صبر کن..

ناگهان متوجه شدم یک نوار ویدئو را در دست دارد.

با لحنی موذیانه فریاد زد: با این نوار نابودت می‌کنم!

گفتم: چیست؟

گفت: بیا با هم برویم خودت ببین.

رفتم و فیلم را تماشا کردم!! دنیا برسرم فرود آمد، تمام آنچه بین ما گذشته بود را فیلمبرداری کرده بود! فریاد زدم: ای پست فطرت!

گفت: دوربین مخفی همه چیز را ضبط کرده، بهتر است تسلیم شوی وگرنه نابودت می‌کنم، بشدت گریه کردم و چون آبروی خانواده‌ام در میان بود بناچار تسلیم شدم.

تا بخود آمدم اسیر دستانش شده بودم و مرا از مردی به مرد دیگر پاس می‌داد و در مقابل آن پول هنگفتی دریافت می‌کرد و چنین بود که زندگیم به هرزگی کشیده شد در حالی که خانواده‌ام از همه جا بی‌خبر بودند.

دیری نگذشت که فیلم پخش شد و بدست پسر عمویم افتاد، و خبرش چون بمبی در شهرمان صدا کرد، و قصه‌ی رسوایی‌ام سراسر شهر پیچید.

برای حفاظت از جانم از خانه گریخته و از دیده‌ها مخفی شدم. پس از مدتی فهمیدم که خانواده‌ام به شهر دیگر کوچ کرده‌اند تا بلکه این لکه‌ی ننگ را از پیشانی خود پاک کنند.

قصه‌ی ما نقل مجالس شده بود و فیلم رسوایی‌ام میان جوانان دست بدست می‌شد.

آن جوان ناپاک مرا چون عروسکی بازی می‌داد.

تا اینکه…. تصمیم گرفتم انتقام بگیرم.

روزی از روزها که مست و بیخود بود از فرصت استفاده کردم و چاقو را در قلبش فرو بردم و به زندگی ابلیسی‌اش پایان دادم.

اکنون پشت میله‌های زندان خواری و ذلت را تحمل می‌کنم و به گذشته‌ی خود می‌اندیشم که چگونه نابودش کردم… به آن قصری که با شیشه ساختم غافل از اینکه با خرده سنگی شکسته خواهد شد.

هر وقت بیاد آن فیلم می افتم احساس می‌کنم دوربین‌ها مرا زیر نظر دارند، داستان زندگی خود را نوشتم تا عبرتی باشد برای همه‌ی دختران جوان تا اینکه فریب سخنان زیبا وپیام‌های عاشقانه‌ی جوانان شیطان صفت را نخورند.

خواهرم!

داستان زندگی نابود شده‌ام را برایت می‌نویسم؛ پدرم با حسرت از دنیا رفت و تا آخرین لحظه‌ی زندگیش می‌گفت: نمی بخشمت.

برگرفته از سایت:http://www.bidary.net


 
زندگینامه شیخ شهید محمد ضیایی رحمة الله علیه
ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٢٧   کلمات کلیدی: زندگینامه شیخ شهید محمد ضیایی رحمة الله علیه

 

گذری کوتاه بر زندگی شیخ محمد ضیایی رحمة الله علیه

قال الله تعالی: «من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه ومنهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا»در میان مومنان مردانی هستند که با خدا راست بوده اند در پیمانی که با او بسته اند. برخی پیمان خود را بسر برده اند (و شربت شهادت سر کشیده اند) و برخی نیز در انتظارند (تا کی توفیق رفیق می گردد و جان را به جان آفرین تسلیم خواهند کرد). آنان هیچگونه تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود نداده اند (و کمترین انحراف و تزلزلی در کار خود پیدا نکرده اند.)

ولادت، خانواده و تربیت اسلامی

شیخ محمد ضیایی فرزند محمد صالح فرزند محمد فرزند محمد صالح فرزند اسماعیل فرزند شمس الدین روز چهارشنبه 13 تیر ماه 1318 (هـ.ش) مطابق با 17 جمادی الاولی 1358 (هـ.ق) در خانواده ای مومن و متدین در روستای هود از توابع بخش اوز لارستان فارس متولد شد. پدرش حاج محمد صالح امام جماعت روستا بود و همچنین اجدادش تا پنج پشت امام جماعت و قاضی هود بودند. مردم اختلافات، مسائل و مشکلات دینی و اجتماعی خود را نزد او حل می کردند و بدین سبب او را قاضی می نامیدند حاج محمد صالح علوم دینی را در مدرسه شیخ احمد فقیهی در شهراوز فرا گرفته بود. بسیار مطالعه می کرد و به دلیل حافظه قویش از معلومات دینی، تاریخی و ادبی خوبی برخوردار بوده و از این نظر سرآمد بزرگان منطقه به حساب می آمد.

مسجد جامع روستا را خود اداره می کرد و خودش اذان می گفت: می گویند صدای بسیار رسایی داشت به گونه ای که صدای اذان او از فاصله 5 کیلومتری -در آن زمان بدون بلندگو- شنیده می شد. به تربیت فرزندانش بسیار اهمیت می داد و با وجود اینکه به کشاورزی و باغداری هم مشغول بود اجازه نمی داد حتی یک وعده نماز جماعت مسجد از او فوت شود. مادر شهید نیز از خانواده ای متدین و اهل علم از شیوخ روستای هَرم بود. شیخ محمد ضیایی در چنین محیطی و زیر نظر چنین پدر و مادری پرورش یافت.

در جستجوی علم و دانش

دوران کودکی را در روستای خود پشت سر گذاشت، مدت یک سال یا بیش در روستای بیدشهر در مکتبخانه مرحوم سید عقیل کاملی - دایی مادرش- به فراگیری قرآن مشغول بود. چهار سال از دوران دبستان را در روستای کوره سپری کرد. پس از آن به تشویق پدرش به مدت 4 سال در مدرسه دینی اوز - مدرسه شیخ احمد فقیهی - به تحصیلات دینی پرداخت. سپس به اصرار خودش و تشویق مادرش به قصد ادامه تحصیلات دینی راهی خارج از کشور شد. در ابتدا پدرش مخالف خارج رفتن وی بود و اصرار داشت که او تحصیل علوم دینی را در همان مدرسه اوز به پایان رساند و در غیر اینصورت به کشاورزی و باغداری مشغول شود. اما اصرار شهید برای تحصیل در مدینه منوره و پشتیبانی مادرش باعث شد تا پدرش در سال 35 یا 36 شمسی او را به قطر بفرستد. در آن زمان شیخ 17 یا 18 ساله بود. مدت 6 ماه در آنجا مشغول کار بود. تا اینکه شیخ صدیق منصوری که پیش از او از روستای کوره برای تحصیل به مدینه رفته بود ضمن نامه ای به شهید خبر می دهد که برای او در مدینه منوره مجالی برای درس خواندن مهیا کرده است و بهتر است هرچه زودتر راهی مدینه شود. شهید برای کار، قرارداد یکساله داشت اما پس از دریافت نامه در حالیکه شش ماه از قراردادش گذشته بود بدون گرفتن حقوق، کارش را رها کرده و همراه کاروان حج از قطر رهسپار مدینه منوره گردید.

سال 1336 هـ.ش در سن 18 سالگی وارد مدینه شد. تحصیلات خود را همراه با شیخ صدیق منصوری بصورت غیر رسمی شروع می کند. در آن زمان هنوز دانشگاه مدینه افتتاح نشده بود ابتدا در مدرسه «دارالحدیث» درس می خواندند. بیشتر علوم دینی را در حلقه های درسی که علمای مدینه در حرم نبوی تشکیل می دادند فرا گرفتند. این حلقه های درس در روضه مسجد النبی برگزار می شد. در آن مکان شریف صحیح بخاری، صحیح مسلم، سیرت و تفسیر را نزد شیخ محمد مختار شنقیطی آموخت. «احیاء علوم الدین» امام محمد غزالی را نزد شیخ ابراهیم خُتَنی که اصلیتش بخارایی و فارسی زبان بود فرا گرفت. در حلقه درس حدیث در هر جلسه حدیث جدید را با شرح و تفسیر و دلایل می خواندند و در جلسه بعد از اول شروع کرده تا به حدیث جدید می رسیدند. شیوه درس خواندنشان به گونه ای بود که شهید پیش از ورود به دانشگاه چندین بار صحیح بخاری و صحیح مسلم را دوره کرده بود. و حفظ قرآن را زیر نظر استاد حفظ در روضه شریف شروع کرده بود به صورتی که پیش از ورود به دانشگاه حافظ کل قرآن شد. 4سال بدین شکل بصورت غیر رسمی علوم دینی را کسب کرد یکی از هم دوره های عرب ایشان در دانشگاه مدینه پس از شهادتش در مورد وی گفته بود: دخل الجامعة و هو مجتهد.

وقتی در سال 1340 هـ.ش دانشگاه مدینه افتتاح شد، شهید جزء اولین گروه دانشجویان این دانشگاه بود. شهید ضیایی و شیخ صدیق منصوری تنها ایرانیان دانشگاه مدینه بودند. و به تشویق و تاکید شهید، برادرش شیخ عبدالوهاب ضیایی نیز دو سال بعد به مدینه رفت و به عنوان سومین ایرانی وارد دانشگاه مدینه شد. دانشگاه مدینه شامل چهار بخش مقدماتی، اعدادی، ثانوی و دانشگاه بود. شهید ضیایی از دوره ثانوی شروع به تحصیل کرد که معادل دوره دبیرستان ایران است. تحصیلات دانشگاهی را در رشته شریعت گذراند. در طول تحصیلات همواره جزء دانشجویان ممتاز بود. به اندازه ای به زبان عربی مسلط بود که خود می گفت: «در مدینه وقتی عربی صحبت می کردم کسی متوجه ایرانی بودنم نمی شد.»

پس از 8 سال با مدرک لیسانس در رشته شریعت با درجه جید جداً (بسیار عالی) از دانشگاه مدینه فارغ التحصیل شد. از جمله اساتید وی در دانشگاه: عبدالمحسن عباد، شیخ عبدالعزیز بن باز (رئیس دانشگاه)، شیخ محمد امین شنقیطی، شیخ عطیه محمد سالم، شیخ ابوبکر جزایری و شیخ عمر فلاته بودند، لازم به ذکر است که شهید در تمام مدت تحصیل و اقامت در مدینه منوره از حمایتهای مالی و غیر مالی و راهنمایی های مرحوم شیخ عبدالرحیم انصاری یکی از علمای ایرانی ساکن مدینه برخوردار بودند. شهید ضیایی در مجموع حدود 13 سال در مدینه منوره اقامت داشتند و در این مدت 13 بار به سفر حج مشرف شد.

 

مبارزه با جهل، بی دینی و نفاق

وقتی شهید از سال 48 فعالیت مذهبی خود را شروع کرد با مردمی روبرو بود که از دین و مذهب چیز زیادی نمی دانستند و زمینه بی دینی و گمراهی با توجه به وضعیت پیش از انقلاب، فراهم بود. از همان ابتدای فعالیت همواره با تهدیدات، تمسخرها و مخالفت های افراد بی دین و منافق روبرو بود. از جمله این افراد، کسرویها و بهایی ها بودند که مدتی بود در میان اهل سنت نفوذ کرده و پیروانی داشتند شهید یکی دو سخنرانی تند علیه آنها ایراد نمود، مانند : انتقاد شدید از جماعت مسجد در مورد شرکت کردن در تشییع جنازه چنین افرادی که منجر به توطئه ای شد که در سال 53 علیه وی طرح ریزی کردند. در این حادثه شیخ ضیایی با خوردن شربتی مسموم در خانه یکی از این افراد دچار ناراحتی اعصاب شد. پس از مدتی تحمل بیماری، در شیراز تحت درمان قرار گرفت و بعد از سه - چهار ماه مشکلات روحی روانی بهبود یافت.

تاسیس مدرسه علوم اسلامی اهل سنت و جماعت در بندرعباس

در سال 1360 هـ.ش مدرسه علوم اسلامی اهل سنت و جماعت بندر عباس را با تشویقات و حمایت های مالی حاج ابراهیم عباسی و تشویقات شیخ مصطفی کهتویه تاسیس کرد. اگر چه ابتدا با مخالفتهایی روبرو شد، اما با حمایت جناب آقای حقانی نماینده وقت بندر عباس در مجلس توانست اجازه تاسیس مدرسه را بگیرد. تنها گردانندگان مدرسه در بدو تاسیس شهید ضیایی و مولوی محمد حسین واحدی (افغانی) بودند و تعداد طلبه ها در این سال 30 نفر از مناطق مختلف جنوب بودند. دروسی که خود شهید تدریس می کرد، تفسیر، حدیث، سیرت، نحو و میراث بود. مدرسه ایشان اولین مدرسه اهل سنت در ایران بود که کلاس بندی شده  و طلاب دروس دینی و دولتی را با هم می خوانند. در سایر مدارس در آن زمان هر چند سابقه بیشتری داشتند فقط دروس دینی را می خواندند. شهید اکثر اوقات خود را در مدرسه می گذراند فاصله منزلش تا مدرسه حدودا پنج کیلومتر بود اما با این وجود بیشتر نمازها را در مدرسه با طلاب می خواند. رابطه خوبی با طلبه ها داشت و در مواقع لزوم برای آنها به منزله پدر بود. به گونه ای که شاگردانش مشکلات خانوادگی، مالی و ... خود را نیز با وی در میان می گذاشتند. او معتقد بود که مدرسه را خدا اداره می کند و نه شخص خاصی. و وجود یا عدم وی هیچ مشکلی در روند اداره مدرسه ایجاد نخواهد کرد. همواره می گفت: «هر چه دارم از برکت مسجد رسول الله و مدینه منوره است، اگر خوبی می بینید از برکت آیات و احادیثی است که در روضه خوانده ام و اگر بدی می بینید از خودم است»، مدرسه بیش از هر چیزی برایش اهمیت داشت. و معتقد بود اداره مدرسه باید توسط شورای مدرسین باشد نه شخص واحد. و بر همین اساس مدرسه به صورت شورایی با مدیریت خود ایشان اداره می شد.

سلوک اخلاقی و کمالات انسانی و ایمانی شیخ شهید

رابطه شهید با مردم بسیار خوب و به صله رحم بسیار اهمیت می داد. در حل و فصل مشکلات نیازمندان نهایت تلاش خود را می کرد. با افرادی که بنیه مالی ضعیفی داشتند به گونه ای بر خورد می کرد که هرگز احساس حقارت نمی کردند. اما به یقین آنچه بیشترین تاثیر را بر مردم بخصوص جوانان می گذاشت سخنرانیهای جذاب و جامع ایشان بود. موضوعات سخنرانی ایشان همواره بر محور تبلیغ دین وعقائد اهل سنت و بیان شیوا و درس آموز تاریخ اسلام قرار داشت. هرگز در هیچ سخنرانی و هیچ خطبه ای به هیچ مذهب و فرقه ی اسلامی توهین نمی کرد. شهید معتقد بود برای تبلیغ دین هیچ نیازی به کوبیدن و توهین نیست. در همه چیز میانه رو بود. با وجودی که اکثر خطبه های جمعه را خود ایراد می کرد، اما هر گز از این جایگاه برای توهین به سایرین استفاده نکرد و لیکن ظاهرا آنچه برای منافقین قابل تحمل نبود همان تبلیغ اسلام بود.

هنگام رفع مشکلات دیگران هیج توجهی به مذهب شخص محتاج نمی کرد. به نماز بسیار اهمیت می داد بویژه نماز صبح با جماعت در مسجد. فرزندانش را از هفت-هشت سالگی به مسجد می برد بخصوص برای نماز صبح.

هنگامی که راهی مسافرت می شد توصیه اش این بود که: بی نماز نشوید. همواره دوست داشت که فرزندانش چه دختر و چه پسر تحصیلات عالیه داشته باشند. با بچه ها بسیار مهربان بود و مخالف تنبیه بدنیشان بود. برای سادات احترام خاصی قایل بود. و بطور کلی آنچه باعث محبوبیت و احترام وی نزد دیگران می شد اخلاق و تواضع و فروتنیشان در برخورد با مردم چه شیعه چه سنی بود.

خونی که چراغ هدایت و بیداری را بر افروخت

 شیخ محمد ضیایی پس از عمری دعوت. در سن 55 سالگی در روزی ما بین چهارشنبه 22 تیرماه 1373 تا چهار شنبه 29 تیرماه 1373 مطابق با 4 الی 11 صفر 1415 ه_.ق به درجه رفیع شهادت رسید. شهادت شیخ آخرین و بزرگترین افتخار در زندگی دنیوی او بود که به آن نایل آمد.

پس از شهادت او مدرسه ای که با اخلاص او اداره می شد استوارتر از همیشه به کار خود ادامه داد و نوارهای سخنرانی او بین مردم دست به دست شد، مراسم تشییع جنازه ای که مردم برای او ترتیب دادند و نه خانواده وی، بی نظیر بود.

نه تنها از طرفداران شهید کاسته نشد بلکه کسانی که تا آن روز نام ضیایی را هم نشنیده بودند، آن روز شنیدند و مشتاق شناختن او شدند. اغراق نیست اگر بگوییم شیخ ضیایی دائره المعارفی از تاریخ اسلام و احکام اسلامی بود که جامعه اهل سنت از دست داد. اما بدون شک شاگردانی از خود بجای گذاشت که توانستند جای خالی او را پر کنند.

                                    ************

دنیا و هرچه بود به دنیا نهاد و رفت

چون لاله داغ بر دل صحرا نهاد و رفت

مـثل عـبـور حـادثه از مــرز التهــاب

بر روی لحظه های خطر پا نهاد و رفت

مثل نسیم خانه به دوش زمانه بود

مــا را در کنـارپنجـره تنهـا نهـاد و رفت

وقت غروب خورشید همانند آفتـاب

آیـنــه در مقـابــل فــردا نهــاد و رفــت

گـل بود کـز مهاجرت ناگهان خویش

داغ بهــاره ای بـــر مـا نهـــاد و رفــت

 

برگرفته از سایت:http://www.ziyaei.com

 

 


 
"حیاء" سرمایه مسلمان
ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٢٧   کلمات کلیدی: حیا ،"حیاء" سرمایه مسلمان ،حیاء ،حیا از اخلاق

 1- حیاء، اخلاق زیبایی است که خدا آن را دوست دارد. «همانا خداوند عزوجل بسیار با حیاء است و عیب ‌هایت را می‌پوشاند و حیاء وپوشش را دوست دارد.» (روایت ابوداود)

2- حیا از اخلاق رسول اکرم صلی الله علیه وسلم است و همانا او با حیاء ترین افراد است و «حیاء او از دختری که خود را در چادر پیچیده، بیشتر است.» (روایت بخاری)

3-  حیاء از جانب الله عزوجلمی باشد و بهترین راه برای رسیدن به طاعات و شتافتن به سوی خیرات و دوری و اجتناب  از رذائل و گناه می باشد. «از خداوند متعال آن چنان حیاء کنید که حقِّ حیاء است». (روایت بخاری)

هر کس مغز و فکرش را از وسوسه های شیطانی و شکمش را از غذاهای حرام و همه بدنش را از شهوات و هواهای نفسانی، حفظ کند، مرگ و عذاب قبر را بیاد ‌آورد، هدف خویش را آخرت قرار دهد، از عیش ونوش دنیا دست بردارد، در حقیقت او حقِّ حیاء را اداء کرده است. (روایت ترمذی)

4- حیاء شاخه‌ایی از ایمان است و جایگاه ایمان بهشت است و بی حیائی و بی شرمی، شرّ و بدی است و بدی به دوزخ می برد. (روایت ترمذی)

5- حیاء همه‌اش خیر است و خیر و خوبی را به همراه می‌آورد. ( روایت مسلم و بخاری)

6- حیاء نشانه ایمان و خوبی‌هاست و بی حیائی و بی شرمی، نشانه نفاق و بی‌شرمی است. (روایت بخاری) 

7- حیاء صاحب خود را زیبا و مزین می‌کند.

«ما کان الفحش فی شی ءٍ الّا شانه و ما کان الحیاء فی شی ءٍ الّا زانه.» (روایت ترمذی)

دشنام و ناسزا در هرچه باشد، آنرا زشت‌ می سازد و حیاء در هرچه باشد آنرا مزیّن و زیبا می سازد.

1- بالاترین درجه حیاء برای کسی است که در مقابل نعمتهای خدا شاکر باشد و درمقابل آن ناسپاسی و کفران  نکند ودرمقابلِ سختیها و بلاها، خدا را فراموش نکند، حرفهای کفرآمیز نزند و به درگاهش زبان اعتراض نگشاید وهمیـشه او امر خدا را اطاعت کند و از محرمات دوری کند و از خداوند متعال در تمامی حرکاتش و لحظاتش بترسد، آنچنانکه سزاوار و شایسته است.

2- حیاء شخص در نفس خودش :

طوریکه مسائل و اسرار خانوادگی را برای دوستانش بازگو نکند و گناهان وکارهای زشت خود را برای دیگران نگوید، زیرا بازگو کردنِ گناه، گناه و عملی زشت است، بلکه بر تزکیه و پاکی نفس خود حریص باشد وآن را به سوی خیر و صلاح سوق دهد.

3- حیاء از مردم:

شخصی که از خدا و نفس خودش شرم دارد، طبعاً دارای اخلاق بزرگی است که حتی اثر آن را در رفتار با مردم می بیند و از انجام دادن اعمال و رفتار زشت در حضور مردم دوری می‌کند. همان طور که از خدا شرم می‌کند، از مردم هم شرم می‌کند.

4- حیاء با پدر و مادر:

انسان با حیاء هیچ وقت درمقابل پدر و مادرخود کمترین بی‌ادبی مرتکب نمی‌شود بلکه با بهترین اخلاق و رفتار با آنها برخورد می‌کند.

الله تعالی می فرماید: «وَقَضَى رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَاناً إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِندَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَا أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً کَرِیماً»(إسراء:23 )

به آنها (پدر و مادر) حتی یک اُف هم مگو و بر ایشان فریاد نزن.

سیدنا ابوهریره رضی الله عنه پسر بچه‌ایی را دید که همراه مردی راه می رود فرمود؛ این کیست؟ گفت پدرم، فرمود هرگز جلو او راه نرو، قبل از او منشین و او را با اسمش صدا نزن. (یعنی او را هنگام صدا زدن بابا یا پدر بخوان، نا با اسم کوچکش.)                                                                                                                                                 

5- حیاء زن در پوشش و پاکدامنی؛

که بهترین وسیله برای حفظ و کرامت اوست و کسانی که آن را خدشه دار می‌کنند، خشم و غضب خدا شامل حالشان می‌گردد و در دنیا و آخرت خوار و ذلیل می‌شوند.

برادر عزیز! خواهر گرامی!

بیایید باهم گوشه‌ هایی از زندگی خود و اطرافیان را بازبینی کنیم. چه اندازه آثار «حیاء» در آنها مشاهده می‌کنیم؟

1- شخص مسلمانی که در خانه خود فیلم های مبتذل و کانال‌های مخرب ماهواره‌ای گرفته و برای خانواده و فرزندانش پخش می‌کند و آنها را بسوی زشتی‌ها و فساد سوق می‌دهد.

2- حضور زنان در کوچه و بازار ، مجالس و عروسی‌ها با لباسهای تنگ و کوتاه و نازک... و لباسهایی که شبیه لباس مردان است.

3- کسانی که از مردم اموال زیادی را قرض می‌گیرند امّا در پس دادن آن در حالی که می‌توانند، کوتاهی و ظلم می کنند.

4- کسانی که با مردم و دوستان با بهترین اخلاق و رفتار، برخورد می‌کنند امّا با پدر و مادر و خانواده خود بسیار بد زبان، ترش ‌رو و عبوس هستند.

5- کسانی که با صدای موسیقی و ترانه که فسق و فجور است، آرامش را از مردم می‌گیرند.

6- کسانی که آشکارا در حضور خانواده و مردم سیگار و قلیان می‌کشند و دود سمّی و کشنده‌اش را با بی شرمی تقدیم می‌کنند به دهان و بینی و حلق و ریه و قلب آنها. 

7- کسانی که مال فراوانی را در راه شهوات و لذّت‌های حرام بکار می برند امّا دریغ از انفاق و صدقه‌ای ناچیز.

8- کسانی که شب هنگام گناه می‌کنند، و الله عزوجل از سر لطف و رحمتش، بر گناهشان پرده می اندازد؛ امّا خودشان صبح برای دوستانشان بازگو می‌کنند. اینها بی گمان شامل این فرموده رسول اکرم صلی الله علیه وسلم می شوند؛ «همه امت من بخشیده می شوند، مگر کسانی که گناه خود را آشکارا بازگو می کنند.»                

 راههای کسب حیاء

1- همواره خداوند را حاضر و ناظر بر رفتار وکردار خود بدانیم و در نهان وآشکار از او بترسیم.

2- تفکر در نعمت‌ها و عظمت خداوندمتعال

3- شکرگذاری نعمتهای بی‌شمار خداوند متعال «لَئِن شَکَرْتُمْ لأَزِیدَنَّکُم»(ابراهیم:7 ) (اگر شکرگذار باشید، بیشتر دهم شما را)

4- صادق بودن در رفتار و گفتار و دوری از دروغ

5- نشستن با صالحین وکسانی که متخلّق به اخلاق نیکو هستند.

6- خواندن سیرت صالحین وانسان های با اخلاق.

 تهیه کننده: یاسر نعیمی


 
عید قربان و روز عرفه بر تمام مسلمانان مبارک باد
ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢۳   کلمات کلیدی:

 آداب عید قربان

آداب عید قربان  

نویسنده : فرزان خاموشی

قال الله (سبحانه و تعالی) :

«ذَلِکَ وَمَن یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ» [حج/32]

«و هر کس مراسم و برنامه‌های الهی را بزرگ دارد (و از جمله مناسک حجّ را گرامی‌شمارد)، بی‌گمان بزرگداشت آنها نشانه پرهیزگاری دلها (و خوف و هراس از خدا) است.»

آداب عید قربان :

از انس (رضی الله عنه) روایت است هنگامی که پیامبر (صلی الله علیه و سلم) به مدینه آمدند (اهل مدینه) دو روز داشتند که به بازی و سرگرمی مشغول می شدند و جشن می گرفتند، پیامبر فرمودند: خداوند بجای آنها، دو روز بهتری برای شما قرار داده است. روز عید فطر و روز عید قربان.

مسلمانان فقط سه عید دارند :

1. عید فطر 2. عید قربان 3. روز جمعه عید هفتگی

اذکار و فضایل روز عرفه و ایام التشریق (11و12و13 ذی الحجه) :

پیامبر در مورد روزه ی روز عرفه فرمودند: گناهان سال گذشته و سال آینده را محو می کند.

و در جایی دیگر نیز می فرمایند: بهترین چیزی که پیامبران در روز عرفه گفته اند و من نیز آن را می گویم: «لا اله الا الله وحده لاشریک له، له الملک و له الحمد و هو علی کل شیءٍ قدیر»    می باشد.

روایت است که عبدالله بن عباس (رضی الله عنه) و دیگر اصحاب رسول الله تکبیر عید قربان را بعد از نماز صبح روز عرفه شروع می نمودند و بعد از نماز عصر آخرین روز از ایام تشریق به پایان می رسانیدند.

لفظ تکبیر :

«الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، لا اله الا الله، و الله اکبر، الله اکبر، و لله الحمد»

آداب و سنت های عید قربان :

الف: سنت است نماز عید در مصلی (عیدگاه) خوانده شود.

ب: رعایت نظافت، استعمال بوی خوش، مسواک زدن و غسل نمودن چنانچه در روز جمعه تأکید شده است.

ج: پوشیدن بهترین لباس خود

د: صدقه دادن

هـ: پیامبر در روز عید قربان قبل از نماز چیزی نمی خورد تا از نماز بر می گشت.

نظر علماء این است که بعد از نماز عید غذای خود را با گوشت قربانی اش شروع کند.

و: رسول الله در مسیرِ رفتن به مسجد در روز عید تکبیر می گفتند.

اهمیت نماز عید :

نماز عید جزء شعائر ظاهری اسلام بوده که رسول الله همواره بر آن مواظبت داشتند و برخی علماء نیز حکم وجوب نماز عید را داده اند.

شایسته است که فرزندانمان را نیز همراه خود به نماز عید ببریم.

آداب رفتن به نماز عید :

الف: پیامبر پیاده به مصلی می رفتند و بر می گشتند.

ب: پیامبر در روز عید از راهی به مصلی می رفتند و از راه دیگر باز می گشتند.

ج: برای مأمومین مستحب است که برای نماز عید زود به مصلی بروند اما برای امام سنت است که دیرتر به مصلی برود.

د: طبق دستور پیامبر وقتی وارد مسجد شدیم می توانیم دو رکعت نماز سنت تحیة المسجد بخوانیم.

کیفیت نماز عید :

نماز عید دو رکعت است که پس از تکبیرة الاحرام و دعای استفتاح، هفت تکبیر دیگر می گوییم.

در رکعت دوم بعد از تکبیر انتقال (بالا آمدن از سجود) پنج تکبیر دیگر می گوییم. در هر رکعت پس از تکبیرات «أعوذ بالله...» گفته و سوره حمد را می خوانیم.

در بین تکبیرات، حمد و ثنای خدا را می گوییم و او را مورد مجد و تعریف قرار می دهیم:

«سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر»

توجه: کسانی که به نماز عید همراه امام نرسند و همچنین زنانی که در خانه هستند می توانند نماز عید را بجا آورند.

در صورت نرسیدن به نماز جماعت (نماز عید) تعداد رکعات نماز و چگونگی آن هیچ تغییری نمی کند. آنطور که از انس روایت شده است.

تبریک و تهنیت گفتن به یکدیگر :

از جبیر بن نفیر (رضی الله عنه) روایت است که اصحاب رسول الله هنگامی که روز عید همدیگر را ملاقات می کردند به یکدیگر می گفتند:

«تَقَبَّلَ الله مِنَّا وَ مِنکَ»

(خداوند از ما و شما قبول بگرداند)

آداب اجتماعی روز عید :

رسول الله فرمودند: خداوند بلند مرتبه به من وحی نمودند که نسبت به یکدیگر فروتن و متواضع باشید تا یکی بر دیگری ظلم و تعدی ننموده و فخر و تکبر نورزد.

رسول الله فرمودند: اگر سوزن آهنی در سر یکی از شما فرو برده شود، برای او بهتر از این است که زن نامحرمی را لمس کند.

رسول الله فرمودند: ذلت و حقارت بر کسی قرار داده شده است که با دستور من مخالفت کند و هر کس خود را به قوم و گروهی شبیه کند پس او از همان قوم محسوب می شود.

رسول الله مردانی که خود را شبیه زنان و زنانی که خود را شبیه مردان می سازند، لعنت نمودند و فرمودند: آنها را از خانه هایتان بیرون کنید.

رسول الله فرمودند: زنانی که لباس های نازک می پوشند و نیمه برهنه به نظر می رسند و (موی) سرشان مانند کوهان شتر (برآمده) است، خودشان منحرف هستند و دیگران را هم منحرف می سازند. دوزخیانی هستند که من آنها را ندیده ام، وارد بهشت نمی شوند و بوی بهشت به مشامشان نمی رسد.

رسول الله فرمودند: بخورید، بپوشید، بنوشید و به یکدیگر صدقه دهید اما اسراف نکنید و تکبر نورزید.

رسول الله فرمودند: کسی که می خواهد روزیش وسیع گردد و بقیه عمرش پر خیر و برکت باشد باید صله ی رحم را بجای آورد و در روایتی دیگر آمده است که قطع کننده ی (ترک کننده) صله ی رحم وارد بهشت نمی شود.

منبع : تابش


 
100 وسیله برای نصرت و یاری رسول الله صلی الله علیه و سلم
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱۱   کلمات کلیدی:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین والصلاة والسلام على أشرف الأنبیاء والمرسلین، نبینا محمد وعلى آله وصحبه أجمعین، وبعد:
نخستین رکن از ارکان بزرگ اسلام، همانا گفتن لا اله الا الله و محمد رسول الله می‌باشد و قسمت دوم این شهادت یعنی: محمد رسول الله در خلال اموری که ذکر می‌شود. تحقق پیدا می‌کند:
اولاً: تصدیق نمودن هر آنچه پیامبر ص فرموده و یا به هر نحوی تایید کرده است، و نخستین آنها این است که او فرستاده خدا است و او را برای هدایت همه انسان‌ها و اجنه فرستاده تا وحی خداوند را بوسیله قرآن و سنت که در بر گیرنده دین اسلام می‌باشند، تبلیغ کند، دینی که خداوند، بجز آن را نمی‌پذیرد.
ثانیاً: اطلاعات و فرمانبرداری از پیامبر ص و گردن نهادن در برابر هر حکمی که صادر می‌کند و کاملاً تسلیم او شدن و پیروی نمودن از سنت او و ترک کردن هر آنچه که با آن در تضاد می‌باشد.
ثالثاً: محبت ورزیدن به پیامبر ص بگونه‌ای که محبت او بالای محبت پدر و مادر، فرزند و حتی بیش از محبت نفس خویش قرار گیرد. آنگونه که باعث تعظیم، توقیر، نصرت و یاری او و دفاع از او گردد.
پس هر مسلمانی برای اینکه ایمانش صحیح باشد و شرط دوم توحید را تحقق بخشیده باشد، باید برای تحقق بخشیدن این امر مهم یعنی محبت و مهرورزیدن به پیامبر ص بکوشد. و نیز برای اینکه شهادتش پذیرفته شود که می‌گوید محمد رسول خدا است چون منافقین می‌گفتند: (إِذَا جَاءکَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّکَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ إِنَّکَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِینَ لَکَاذِبُونَ) [ سورة المنافقون من الآیة :1 ]
یعنی: «ما گواهی می‌دهیم که تو حتماً فرستادة خدا هستی ـ خداوند می‌داند که تو فرستاده خدا هستی ـ ولی خدا گواهی می‌دهد که منافقان در گفته خود دروغگو هستند».
پس می‌بینیم که شهادت آنان هیچ نفعی برایشان در بر نداشت، چون معنای شهادت را در خود تحقق نبخشیده‌اند.
در اینجا برخی از اموری را که می‌توان بوسیله آنها به حقیقت محبت عمل نمود، می‌آوریم تا بتوان بدینوسیله در قبال این حق که برای پیامبر ص گذاشته شده است عمل نمود، و در برابر هجوم و حملات گمراه‌کننده‌ای که بر علیه پیامبر ص پیش گرفته شده است جلوگیری کرد، و در برابر آن جان و مال و پدر و مادر و هر آنچه که داریم فدا کنیم؛ بلکه هر کس هر آنچه در توان دارد و به قدر امکان و توانایی خویش به این امر مهم جامه عمل بپوشد:
1- تفکر نمودن در دلایل نبوت پیامبر ص دلایلی که بطور قطع نبوت او را ثابت می‌کنند که اصل آن هم قرآن می‌باشد.
2- یادگیری دلایلی که دلالت می‌کند بر وجوب اتباع و فرمانبرداری از پیامبر ص و اقتداء به او از جمله: دلایل قرآنی، سنت و اجماع.
3- آشنایی و آگاهی یافتن بر حفظ خداوند در قلب‌ها بوسیله سنت پیامبر ص، و این امر هم در خلال زحمات بزرگی که اهل علم در طول تاریخ متحمل گشته‌اند شناخته می‌شود که آنان صحیح و غلط را از هم جدا کرده‌‌اند و به بهترین شیوه آن را جمع‌آوری نموده‌اند که امت پیامبر ص در میان تمام امت‌های پیشین به این ویژگی برتری یافته است.
4- اظهار محبت نمودن به او در دل‌ها و آن هم با یادآوری صفات پسندیده و زیبای او و خواندن شمایل و سجایای برگزیده او، و او تنها کسی است که تمام کمالات بشری را دارا می‌باشد.
5- یادآوری فضیلت و احسان او در حق تک تک ما، زیرا او بود که دین خدا را بسوی ما آورد و آن را تکمیل و تبلیغ نمود.
6- به دنبال هر کار خیری، خواه دنیوی باشد و یا اخروی، بعد از فضل و سنت پروردگار، او است که ما را موفق گردانیده و بوسیله او است که متنعم گشته‌ایم، زیرا او راهنمای ما بوده، پس خداوند او را جزای خیر دهد آنگونه که شایسته پیامبری او است.
7- یادآوری اینکه او مهربانترین، مهرورزترین و حریص‌ترین کسی است بر امتش آنگونه که خداوند می‌فرماید: (النَّبِیُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ). [الأحزاب من الآیة :6 ]
یعنی: «پیغمبر از خود مومنان نسبت به آنان اولویت بیشتری دارد».
8- آشنایی و آگاهی بر آیات و احادیثی که مشعر بر فضل و عظمت و بزرگواری او نزد خداوند است، و نیز دال بر محبت ورزیدن خداوند و احترام و اکرام پروردگار برای پیامبر ص می‌باشد.
9- ملتزم بودن به دستور خداوند که ما را امر می‌کند که به پیامبر ص محبت بورزیم، بلکه محبت پیامبر ص را بر نفس خویش مقدم بداریم. زیرا پیامبر ص می‌فرماید: «لن یؤمن أحدکم حتى أکون أحب إلیه من نفسه وولده ووالده والناس أجمعین».
یعنی: «ایمان هیچ کدام از شماها تکمیل نمی‌گردد مگر اینکه من را از نفس خویش، فرزندان، پدر و مادر و از همه مردم بیشتر دوست بدارد».
10- ملتزم بودن به فرمان خداوند که ما را دستور می‌دهد که با پیامبر ص و سنت‌هایش مودبانه رفتار نماییم، خداوند می‌فرماید: (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَالُکُمْ وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ). [الحجرات الآیة : 2].
یعنی: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، صدای خود را از صدای پیغمبر بلندتر مکنید، و همچنان که با یکدیگر سخن می‌گویید، با او به آواز بلند سخن مگویید تا نادانسته اعمالتان بی اجر و ضایع نشود».
و باز می‌فرماید: (إِنَّ الَّذِینَ یَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ أُوْلَئِکَ الَّذِینَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِیمٌ). [الحجرات الآیة : 3 ]
یعنی: «آنان که صدای خود را نزد پیامبر خدا پایین نموده و آهسته بر می‌آورند. کسانی‌اند که خداوند دلهایشان را برای پرهیزگاری پاکیزه و ناب داشته است. ایشان آموزش سترگ و پاداش بزرگی دارند.»
همچنین می‌فرماید: (لَا تَجْعَلُوا دُعَاء الرَّسُولِ بَیْنَکُمْ کَدُعَاء بَعْضِکُم بَعْضًا). [النور من الآیة : 63 ].
یعنی: «(ای مومنان) دعوت پیغمبر را در میان خویش (برای اجتماع و شرکت در کارهای مهم) همسان دعوت برخی از خود بشمار نیاورید. (چرا که فرمانش فرمان خدا و دعوتش دعوت پروردگار است.»
فرمانبرداری و مطیع بودن برای فرمان خداوند که دستور می‌دهد باید از پیامبر ص دفاع نمود و او را در برابر هر گونه اذیت و آزاری یاری و حمایت نمود و از انتساب هر گونه نقصی به او امتناع و جلوگیری نمود؛ آنگونه که می‌فرماید: (لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُعَزِّرُوهُ وَتُوَقِّرُوهُ وَتُسَبِّحُوهُ بُکْرَةً وَأَصِیلًا). [الفتح الآیة : 9 ]
یعنی: «(ما محمد را به سوی شما مردمان فرستاده‌ایم) تا به خدا و پیغمبرش ایمان بیاورید، و خدا را (با یاری دادن دینش) یاری کنید و او را بزرگ دارید و سحرگاهان و شامگاهان به تسبیح و تقدیسش بپردازید».
11- همیشه و مدام نیت صادقانه داشتن و همواره برای یاری دادن پیامبر ص و دور نمودن هر گونه گزندی از او آماده باشیم.
12- دادن بهترین پاداش در آخرت برای کسانی که محبت پیامبر را به بهترین وجه در عملکرد خویش نشان داده‌اند، بگونه‌ای که در بهشت رفیق پیامبر ص خواهد بود، بدلیل فرمایش خود حضرت در جواب کسی که گفت: من خدا و رسولش را دوست می‌دارم و او فرمود: «أنت مع من أحببت» یعنی: شما با کسی خواهی بود که دوستش داشته‌اید.
13- درود و صلوات فرستادن بر پیامبر ص خصوصاً وقتی که از وی نام برده شود، و بعد از اذان، و در روز جمعه و در هر وقتی که مجال داشته باشید، زیرا پاداش بزرگی خواهد داشت، و نیز پیامبر ص بر ما حق بزرگی دارد.
14- خواندن و مرور کردن سیره و زندگی‌نامه پیامبر ص و از احکام و دستوراتیکه در هر حادثه و واقعه‌ای که صادر فرموده بهترین استفاده را ببریم، و سعی کنیم آن را با زندگی خویش ربط داده و از آن الگو بگیریم.
15- یادگیری سنت پیامبر ص با خواندن احادیث صحیحی که اهل حدیث آن را تایید و صحیح دانسته‌اند، و تلاش و سعی‌نمودن در پی فهم صحیح این احادیث و حفظ تعالیم و دستورات آن و یاد گرفتن اخلاق پسندیده و بلندمرتبه از آن و عبادت کامل برای پروردگار و فرمانبرداری بدون چون و چرا از پروردگار.
16- تبعیت و پیروی نمودن از تمامی سنت‌های پیامبر ص به ترتیب اولویت.
17- در اقتداء نمودن به پیامبر ص در مستحبات پافشاری نماییم، اگر برای یک بار هم شده در زندگی خود آن را انجام دهیم.
18- از هر گونه استهزاء به سنت‌های پیامبر ص دوری جوییم.
19- خوشحال شدن به شایع گشتن سنت‌های پیامبر ص در میان مردم.
20- ناراحت شدن و محزون گشتن با نادیده گرفتن سنت‌های پیامبر ص در میان برخی از مردم.
21- کینه‌ورزی با هر منتقدی که بخواهد پیامبر ص و یا سنت‌هایش را نقد کند.
22- دوست داشتن اهل بیت پیامبر ص اعم از همسران او و اولاد و فرزندانش و تقرب جستن به خداوند بوسیله محبت ورزیدن به آنها، زیرا که با پیامبر ص قرابت فامیلی دارند، و نیز بخاطر اسلام آوردنشان، و برای افراد گناهکار آنان درخواست هدایت را از خداوند طلب کنیم چون که هدایت آنان از هدایت دیگران برای  به عباس عموی پیامبر صtپیامبر ص خوشایندتر بوده است، همانگونه که عمر بن خطاب می‌گوید: مهلاً یا عباس لإسلامک یوم أسلمت کان أحب لی من إسلام الخطاب، ومالی إلا أنی قد عرفت أن إسلامک کان أحب إلى رسول الله ص من إسلام الخطاب ای عباس چه قدر خوشایند بود روزی که مسلمان شدی، حتی از ایمان آوردن پدرم خطاب برایم خوشایندتر بود، و این بدان علت بود که می‌دانستم پیامبر ص با مسلمان شدن شما خیلی خوشحالتر خواهد شد تا با ایمان آوردن خطاب.
23- عمل به وصیت پیامبر ص در مورد اهل بیتش که فرموده: « أذکرکم الله فی أهل بیتی». در مورد اهل بیتم شما را سفارش می‌کنم.
24- دوست داشتن اصحاب پیامبر ص و احترام گذاشتن به آنها و معتقد بودن به اینکه آنان بر تمام کسانی که بعد از آنها آمده‌اند برتری و فضل دارند چه از لحاظ علم و عمل، و چه از لحاظ مکانت جایگاه و مکانت نزد خداوند.
25- دوست داشتن علماء و احترام گذاشتن به آنها چون آنان ادامه دهندگان میراث پیامبرانند، زیرا که علما وارثان انبیاء هستند، پس شایسته است که آنها را دوست داشت و این حق پیامبر ص بر امتش می‌باشد.
در مستوای خانواده و جامعه
26- تربیت فرزندان بر محبت ورزیدن به پیامبر ص.
27- تربیت فرزندان براساس اقتداء نمودن به پیامبر ص در همه احوال زندگی.
28- داشتن کتاب درباره زندگی پیامبر ص.
29- داشتن نوارهای حاوی زندگینامه پیامبر ص.
30- پخش و ایجاد فیلم‌های کارتونی که دارای منهج تربیتی پیامبر ص باشد.
31- اختصاص دادن یک درس و یا بیشتر در هفته به سیره پیامبر ص که همه افراد خانواده از آن بهره ببرند.
32- اقتدا نمودن مرد به پیامبر ص در رفتارش با همسر و خانواده.
33- تشویق نمودن فرزندان به حفظ اذکار نبوی و تطبیق آن در زندگی.
34- تشویق کردن فرزندان به اختصاص دادن مقداری از مخارج روزانه برای تطبیق عملی برخی از احادیث نبوی مانند کفالت یتیم، اطعام مساکین و کمک نمودن نیازمندان.
35- عادت دادن فرزندان برای بکارگیری ضرب‌المثل‌های حدیثی مانند: المؤمن کیس فطن، لا یلدغ المومن من جحر مرتین، یسروا و لا تعسروا.
36- برگزاری مسابقات خانوادگی درباره زندگی و سیرة پیامبر ص.
37- تعریف خانواده مسلمان بوسیله زندگی پیامبر ص براساس تطبیق مشروع و درست که روزی در خانه پیامبر ص ... .
در مستوای آموزش و پرورش و کارمندان آن
38- کاشتن محبت پیامبر ص در دل و نفوس دانش‌آموزان و دانشجویان در خلال ابراز حق پیامبر ص بر امتش.
39- برگذاری سمینارها و کنفرانس‌ها در زمینه زندگی پیامبر ص.
40- تشویق و وادار کردن مسئولان تدوین کتاب‌های درسی برای گنجاندن درسی بنام سیره پیامبر ص در رشته‌های علوم انسانی.
41- تلاش و کوشش برای ایجاد شاخه‌ای در دانشگاه‌های غربی برای تحقیق و کنکاش درباره زندگی و سیره پیامبر ص.
42- تشویق کردن تحقیق‌های علمی دربارة سیرة پیامبر ص و وادار کردن محققین برای نوشتن کتاب‌های سنت در زمینه‌هایی همچون مغازی و شمائل.
43- بر پا کردن نمایشگاها و برنامه‌های مدرسه‌ای و دانشگاهی‌ای که معرّف شخصیت پیامبر ص با رعایت کردن نقشه جغرافیایی گسترش اسلام باشد.
44- اختصاص مکان خاصی از کتابخانه به کتاب‌های سیره و اهتمام ورزیدن به آن به خاطر محبت ورزیدن به پیامبر ص.
45- کوشش برای ایجاد و نوشتن موسوعه‌های دانشگاهی درباره سیره نبوی که بتوان بعنوان مرجع از آن استفاده نمود، و ترجمه آن به زبان‌های زنده دنیا.
46- برگزاری مسابقات سالانه برای دانشجویان در موضوعات مهم سیره نبوی و اختصاص جوایز گران‌بها برای آن.
47- برگذاری اردوهای جوانان که در بر گیرنده مضامین و برنامه‌هایی باشد که باعث ایجاد محبت پیامبر ص در دلها و تعلق خاطر به سنت پیامبر ص بشود.
48- برگذاری دوره‌های آموزشی تخصصی برای پرورده رهبرانی که به پیامبر ص اقتدا نمایند.
در حد و مستوای ائمه، دعات و طالبان علم.
49- بیان خصایص دعوت و رسالت پیامبر ص و اینکه او براساس دین حنیفی مبعوث گشته و اینکه اصل در دعوت او پافشاری بر هدایت همه مردم تا فقط پروردگار را پرستش نمایند.
50- کوشش و تلاش برای دعوت مردم و هدایت همه قبایل، اقوام و ملل مختلف به این دین.
51- بیان صفات و ویژگی‌های اخلاقی و رفتاری چه قبل از رسالت و چه بعد از رسالت.
52- بیان فضایل پیامبر ص و اختصاص یافتن امتش به اسلوبی مناسب و خوب.
53- بیان موقف‌های پیامبر ص نسبت به خانواده و همسایه‌ها و اصحابش.
54- بیان چگونگی تعامل پیامبر ص با دشمنانش اعم از اهل کتاب، مشرکین و منافقین.
55- بیان منهج و روش‌هایش در زندگی روزمره خویش.
56- اختصاص دادن خطبه دوم برای یادآوری بعضی از وقایع سیره و زندگی پیامبر ص و نیز بعضی اوقات باید خطبه را بطور کامل به این موضوع اختصاص داد.
57- مکث کردن بر آیاتی که درباره پیامبر ص بحث می‌کند خصوصاً موقعی که در نماز خوانده می‌شوند و برای مدت چند دقیقه بر آنها توجه و تفکر نمودن.
58- برگذاری کلاس‌های حفظ احادیث نبوی همراه کلاسهای حفظ قرآن در مساجد.
59- تصحیح نظریات و مفاهیم اشتباه عامه مردم در ارتباط با سنت پیامبر ص و دعوت به تمسک به احادیث صحیح با اسلوبی صحیح و درست.
60- یادآوری فتاوای علما درباره آنانیکه تنقیص شخصیت پیامبر ص را می‌کنند و اعلام اینکه واجب است با آنان قطع رابطه نموده و باید بغض آنان را به دل گرفت.
61- تلاش و کوشش برای برگرداندن مردم بسوی دینشان و آن هم با بکار گرفتن روش‌های دعوی پیامبر ص میسر می‌شود.
62- هشدار دادن به مردم و آگاه کردن آنان از طریق وسایل ارتباط جمعی مانند تلویزیون، رادیو و روزنامه و مجلات به اینکه در شخصیت پیامبر ص غلو ننمایید و توضیح آیاتی که غلو و زیاده‌روی را نهی می‌کنند« مانند حدیث: (لا تغلوا فی دینکم) و ذکر احادیثی که در این باره آمده‌اند مانند: «لا تطرونی کما أطرت النصاری ابن مریم» و توضیح اینکه محبت صادقانه عبارت است از تبعیت از پیامبر ص.
63- وادار کردن مردم بر مطالعه کردن سیره پیامبر ص از مصادر و منابع دسته اول و توضیح و تبیین آن.
64- برداشتن و نابود کردن شبهات و اباطیلی که درباره پیامبر ص و سیره او گفته می‌شود.
در حد و مستوای روشنفکران وخبرنگاران و روزنامه نگاران.
65- ابراز شخصیت پیامبر ص و ویژگی‌های امتش بوسیله انتشار و یا ذکر آن در مناسبت‌های اعلامی و فرهنگی.
66- انتشار ندادن هر گونه موضوعی که باعث تنقیص شخصیت پیامبر ص بشود.
67- مقابله و رد وسایل اعلامی غربی و یهودی که بر ضد دین و پیامبر اسلام ص گفته می‌شود.
68- برگزاری کنفرانس‌های اعلامی و روزنامه‌ای با افراد منصف غیر مسلمان درباره شخصیت پیامبر ص و رسالت او.
69- انتشار آنچه افراد منصف غیر مسلمان درباره پیامبر ص نوشته‌اند.
70- برگزاری اردوها و مناسبت‌های فرهنگی برای ابراز منهج و سیره پیامبر ص و بیان اینکه منهج پیامبر ص برای هر زمان و مکانی سازگاری دارد.
71- آماده کردن مسابقات اعلامی در زمینه سیره پیامبر ص و اختصاص دادن جوایز گرانبها برای آن.
72- نوشتن مقالات و داستان و جزوات درباره پیامبر ص
73- پیشنهاد دادن به مسئولین روزنامه‌ها و مجلات تا اینکه جایگاه ویژه‌ای در روزنامه و یا مجله خویش را به آیات و احادیثی اختصاص دهد که درباره شخصیت پیامبر ص بحث می‌کنند و بیان اینکه محبت پیامبر ص واجب است و باید آن را بر همه چیز مقدم شمرد حتی بر نفس خویش.
74- پیشنهاد دادن به مدیران کانال‌های ماهواره‌ای تا برنامه خاصی را به سیره پیامبر ص اختصاص دهند و در آن بیان شود که چگونه با همسران، فرزندان، اصحاب و حتی دشمنانش رفتار می‌کرد و نیز درباره صفات و ویژگی‌های رفتاری او بحث شود.
75- تشویق موسسه‌های تبلیغاتی برای ایجاد نوارهای تبلیغی از زندگی پیامبر ص به شیوه کاملاً حرفه‌ای و مناسب.
76- تشویق و وادار کردن شبکه‌های تلویزیونی برای ایجاد و پخش فیلم‌های کارتونی برای کودک و نوجوان که حاوی زندگی و سیره پیامبر ص و برخی از داستان‌های زندگی پیامبر ص می‌باشد.
در حد و مستوای موسسه‌های خیریه و تبلیغاتی.
77- ایجاد انجمن‌ها و گروه‌هایی برای حمل پرچم یاری و نصرت پیامبر ص.
78- اختصاص غرفه‌هایی در نمایشگاه‌ها و همایش‌های کشوری و یا بین‌المللی کتاب برای عرضه نوارهای ویدئویی و نوارهای کاست مربوط به شخصیت پیامبر ص.
79- اختصاص مکان‌هایی دائمی برای توزیع نوارهای گوناگون مربوط به پیامبر ص.
80- اختصاص جایزه گرانبها و قابل توجه به کسانی که بیشترین خدمت را در زمینه سنت و سیره نبوی انجام داده باشند، و مراسم بزرگداشت از شخصیت‌های بزرگ مرتبه در این زمینه‌ها.
81- ایجاد انتشاراتی کتاب‌های سیره به زبان‌های زنده دنیا و انتشار آن در تمام کتابفروشی‌ها و کتابخانه‌های عمومی و دانشگاه‌ها.
82- انتشار مجله و یا گاهنامه‌ای که مربوط به سیره نبوی و تعالیم دین باشد و تمام صفات و ویژگی‌های امت اسلامی را بیان کند.
83- اختصاص صندوق‌هایی برای کمک در راه نصرت و یاری رسول الله ص از طریق تالیف و ترجمه و ایجاد کانال‌های ماهواره‌ای و ... .
84- ایجاد کانون‌ها و انجمن‌هایی که برای ابراز محاسن این دین و دیدگاه اسلام درباره انبیاء و محبت و احترامی که در دین اسلام نسبت به آنان وجود دارد فعالیت نمایند.
85- ایجاد مواقع و مکان‌هایی که به سیره پیامبر ص اهتمام بورزد.
86- مشارکت نمودن در گفتگوهای مسالمت‌آمیز با غیر مسلمانان و دعوت از آنان برای تحقیق و تفحص درباره شخصیت پیامبر ص و دین اسلام.
87- نامه‌های الکترونی را که به پایگاههای اینترنتی مخصوص فرستاده می‌شوند، بوسیله احادیث و مواعظ نبوی مزین نمائیم.
88- آماده کردن نشریه‌های الکترونی هر چند مدت درباره شخصیت پیامبر ص و دعوت او، خصوصاً در مناسبات و رویدادهای پیش آمده.
89- اعلان در سایت‌های مشهور و تحریک‌آمیزی از کتاب‌ها و یا کنفرانس‌ها درباره شخصیت پیامبر ص.
در مستوای ثروتمندان و دولت‌های اسلامی
90- کمک و پشتیبانی کردن تمام فعالیت‌های دعوی که مربوط به سیره نبوی می‌باشد.
91- چاپ پوسترهایی که در برگیرنده احادیث و مواعظ پیامبر ص می‌باشند.
92- مشارکت در راه‌اندازی شبکه‌های ماهواره‌ای و رادیو و مجلاتی که از اسلام و پیامبر ص بحث می‌کنند مخصوصاً با لغات زنده دنیا و بالاخص زبان انگلیسی.
93- اجاره کردن دقایقی از شبکه‌های بیگانه و غیر اسلامی برای تبلیغات اصول و مفاهیم ارزشمند اسلام و پیامبر ص.
94- ایجاد مراکز متخصص برای بحث و بررسی جنبه‌های مختلف سیره نبوی و ترجمه آن به زبان‌های زنده دنیا.
95- ایجاد موزه‌ها و کتابخانه‌های مخصوص به سیره نبوی و فرهنگ و تراث نبوی ص.
96- ایجاد سایت‌های انترنتی مخصوص به سیره وسنت نبوی ص.
97- چاپ و نشر کتاب‌ها و نوارهای مخصوص که در بر گیرنده محاسن دین اسلام و اخلاق و شمائل پیامبر ص باشد مخصوصاً با زبان‌های زنده مانند انگلیسی.
98- مشارکت و کمک کردن در مسابقات دعوی که به سیره نبوی اهتمام می‌ورزند.
99- شماره صد را به شما واگذار می‌کنیم تا آن را نوشته و برای ما به آدرس زیر ارسال فرمایید.
برادر و خواهر مسلمان بر همه ما واجب است به هر اندازه که در توان می‌باشد پیامبرمان پیشوا و حبیب خود را کمک و یاری نماییم و به همین خاطر این یادآوری را آماده و چاپ کردیم تا برای هیچ یک از ما عذر و بهانه‌ای وجود نداشته باشد.
پس باید همه ما برای نشر و توزیع آن بکوشیم، و خانواده و عموم مردم را به آن دعوت نمائیم خواه در مجالس و مراسمات خانوادگی باشد و یا تماس‌های تلفنی و یا نامه‌های الکترونی و غیره برای نصرت و یاری رسول الله ص.
تهیه و تنظیم: انجمن جهانی نصرت خاتم الانبیاء.
آدرس اینترنتی: http://www.Icsfp.com/
ترجمه: إسحاق بن عبدالله دبیری العوضی
الریاض: ص.پ 150103 الرمز: 11757

تاریخ 21 محرم 1427 هـجری قمری
------------------------------------------------------
منبع: www.aqeedeh.com سایت عقیده


 
الله یا خدا؟؟؟
ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱٩   کلمات کلیدی:

واژه خدا از ریشه خود آی در زبان ایران باستان به معبودشان اطلاق میشد این واژه به موجودی گفته میشد که خود بخود بوجود آمده لذا نسبت دادن این اسم به اللهمتعال کفر است چون الله بوجود نیومده بلکه از ازل بوده و تا ابد خواهد بود الله متعال خودش رو در قرآن به نام الله معرفی کرده که اسمی جامد است و دارای معنای معادل در زبان فارسی یا هر زبان دیگه ای نیست حتی اگر معنای معادل داشته باشه نباید ترجمه بشه همونطور که ما همدیگر رو به اسم اصلی صدا میزنیم و معانی اسمها رو بکار نمیبریم پس تقوای اللهرو فراموش نکنید و اسم او رو همونطور که خودش معرفی کرده بکار ببرید

 


والله اعلم

 

برگرفته از سایت عبادالرحمن


 
رمضان مبارک
ساعت ٩:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٩   کلمات کلیدی:

آمد رمضان و عید با ماست

قفل آمد و آن کلید با ماست


                                  بربست دهان و دیده بگشاد

                                 وان نور که دیده دید با ماست

 

  آمد رمضان به خدمت دل

   وان کش که دل آفرید با ماست


                                      در روزه اگر پدید شد رنج

                                      گنج دل ناپدید با ماست

 کردیم ز روزه جان و دل پاک

  هر چند تن پلید با ماست


                                        روزه به زبان حال گوید

                                      کم شو که همه مرید با ماست

چون هست صلاح دین در این جمع

منصور و ابایزید با ماست


 
داستان آن بوسه !
ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٥   کلمات کلیدی:


سال 19 هجری امیرالمومنین عمر بن الخطاب _ رضی الله عنه _ لشکری را برای جهاد با روم فرستاد. "عبدالله بن حذافه سهمی" رضی الله عنه به همراه این لشکر بود.
قیصر روم داستانهای زیادی درباره لشکر مسلمین و صدق ایمان و فداکاریشان در راه عقیده شان شنیده بود و به سربازانش دستور داده بود اگر اسیری از مسلمین گرفتند زنده به دربارش بیاورند... از مسلمانانی که در آن جنگ اسیر شدند قهرمان اسلام عبدالله بن رواحه سهمی بود...
امپراطور روم نگاهی طولانی به قامت عبدالله بن رواحه – رضی الله عنه – انداخت و سپس خطاب به او گفت: من پیشنهادی برای تو دارم!!
عبدالله پرسید: چه پیشنهادی؟
قیصر گفت: پیشنهاد می کنم نصرانی شوی... در آن صورت آزادت خواهم کرد و گرامی ات خواهم داشت
عبدالله در کمال عزت رو به سوی قیصر کرد و گفت: هیهات! مرگ برایم صد بار از آنچه مرا به آن می خوانی با ارزشتر است!
قیصر [که می خواست او را آزمایش کند] گفت: من تو را مردی شجاع می بینم، اگر پیشنهادم را بپذیری تو را در آنچه دارم شریک خواهم کرد.
اما عبدالله بن حذافه که در غل و زنجیر بود جواب داد: "حتی اگر تمام پادشاهیت را و تمام سرزمین اعراب را به من دهی تا برای یک چشم بر هم زدن از دین محمد برگردم قبول نخواهم کرد"
قیصر گفت: پس تو را خواهم کشت!
عبدالله گفت: هر کاری می خواهی بکن!
آنگاه دستور داد تا عبدالله را به صلیب ببندند و طوری که عبدالله نشنود به نیزه اندازش دستور تا نیزه را میان پاهای عبدالله بیندازد... (تا او را بترساند)
و در این میان باز پیشنهاد خود را تکرار می کرد اما عبدالله هیچ توجهی نمی کرد...

قیصر وقتی دید این کار فایده ای ندارد به آنها دستور داد عبدالله را از صلیب پایین بیاورند و دستور داد دیگ بزرگی پر از روغن کنند و بر آتش گذارند تا آنکه روغن به غلیان آمد و سپس دستور داد دو نفر از اسرای مسلمان را بیاورند و در برابر دیدگان عبدالله بن حذافه درون دیگ بیاندازند...

و عبدالله دید که چگونه استخوانهای آن دو شهید بر روی روغن ظاهر شد...
سپس امپراطور رو به عبدالله کرد و باز او را به نصرانیت دعوت کرد اما عبدالله از قبل هم مصمم تر شده بود!
امپراطور که از او مایوس شده بود دستور داد تا او را درون دیگ بیاندازند.

هنگامی که عبدالله را به سوی مرگ می بردند ناگهان اشک از چشمانش جاری شد. سربازان که تا آن وقت اشک عبدالله بن حذافه را ندیده بودند قیصر را باخبر کردند...

قیصر که این را شنید خوشحال شد و فکر کرد عبدالله بالاخره از مرگ ترسیده است و دستور داد او را بیاورند.
وقتی عبدالله را به پیش قیصر آوردند دوباره از او خواست دینش را رها کند و نصرانی شود اما عبدالله پیشنهادش را دوباره رد کرد!
قیصر که واقعا گیج شده بود گفت: وای بر تو پس برای چه گریه کردی؟!

عبدالله گفت: "با خود گفتم اکنون در این دیگ انداخته می شوم و همین یک جان که دارم خواهد رفت در حالی که من دوست داشتم به اندازه موهای بدنم جان داشتم و همه آنها در راه الله در این دیگ انداخته می شدند..."

قیصر که واقعا درمانده شده بود و در مقابل ابهت خود را از دست رفته می دید گفت: آیا قبول می کنی پیشانی من را ببوسی و در مقابل آزادت کنم؟
عبدالله گفت: اگر تمام اسرای مسلمان را هم آزاد کنی!

[عبدالله می گوید: با خود گفتم او نیست جز دشمنی از دشمنان خدا، پیشانی اش را می بوسم و در مقابل من و تمام اسرای مسلمان را آزاد خواهد کرد و این کار هیچ ضرری برای من ندارد]

جلو آمد و پیشانی امپراطور روم را بوسید... آنگاه قیصر دستور داد تا اسرای مسلمان را تحویل عبدالله ابن حذافه دهند...

عبدالله بن حذافه و دیگر اسرا به مدینه رسیدند...
عمر بن الخطاب که از داستان عبدالله بن حذافه باخبر شد بسیار مسرور گردید و گفت:

"بر هر مسلمان واجب است تا پیشانی عبدالله بن حذافه سهمی را ببوسد و من اول این کار ا خواهم کرد".و آنگاه

امیرالمومنین عمر فاروق پیشانی عبدالله را بوسید...

رضی الله عنهم اجمعین


 
چگونه رمضان را غنیمت بشماریم؟
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٥   کلمات کلیدی:


برادر و خواهر مسلمان
رمضانی دیگر از راه می رسد، ماهی که به خاطر خصوصیات و ویژگیهای خاص خود بر همه ماههای سال برتری دارد:
- ماه روزه است که رمز بندگی و اخلاص است.
- ماه تقوی است که راه سعادت و خوشبختی است.
- ماه صبر و شکیبایی در عبادت و ترک گناه است که شیرینی و لذت ایمان را به بار می آورد.
- ماه توبه و استغفار است که رحمت بی کران الهی را بر بندگانش باز و موجبات غفران و بخشش را فراهم می سازد.
- ماه قیام و شب زنده داری و راز و نیاز با حق تعالی است و جلوه و شکوه بندگی و فقر در بارگاه احدیتش را در زیباترین صورتش به نمایش می گذارد؛ آن زمانی که بنده مقصر و گنهکار در اوج بندگی لب به اعتراف می گشاید و توبه خود را اعلام و احساس شرمساری و طلب عفو و بخشش و توفیق هدایت و عبادت و استقامت می نماید.
- ماه صدقات و انفاق در راه خداست که هر توانمندی می تواند با بذل مالش در راه خدا نفس خویش را تزکیه و اخلاق و رفتارش را تهذیب نماید و از نعمتی که خداوند بر او ارزانی داشته توشه ای برای آخرتش بیاندوزد.
- ماه خودداری از حلال و مباح در راه رضای خداست تا مسلمان بتواند خود را در جهات ترک گناهان و عادات زشت و ناپسند تربیت کند.
- ماه جهاد و مبارزه با هر نوع دشمن و بت درونی و بیرونی است که اخلاص دین و صفای قلب و تسلیم اندام در بارگاه احدیت را نوید می دهد.
- و بالاخره ماهی است که با عید فطر یا جشن شادی شادی عبادت خاتمه می یابد و آن حضور مسلمانان در مصلای بزرگی است که با او ده ها و صدها و شاید هزاران مسلمان دیگر شاهد این نیایش گروهی و سپاس همگانی به بارگاه حق تعالی باشند.
ضمن تبریک این ایام میمون و فرخنده، حال که دانستیم رمضان از چه خصوصیاتی برخوردار است که او را بر سایر ماه های سال برتری بخشیده بهتر است با یک برنامه ریزی درست به استقبال آن برویم تا بتوانیم رمضان را بهتر پاس بداریم و ایام و لحظات گرانبهای آن را بیشتر قدر بگذاریم و فرصت طلایی عبادت را در آن غنیمت بشماریم.
سه توصیه مهم:

1-
 اخلاص:
اخلاص یا همان «خدایی انجام دادن عبادت» را می بایست خیلی خوب به یاد داشت تا خدای ناکرده عبادتهایمان به خاطر ریا و خودنمایی و کسب شهرت دنیا پایمال نشود که خداوند متعال می فرماید: { و ما أمروا إلا لیعبدوا الله مخلصین له الدین } البینة/5
یعنی: « و دستور داده نشدند مگر اینکه عبادت کنند خدای را با اخلاص در تمامی دین» یعنی اینکه تمامی عبادتها فقط برای خداوند تعالی انجام شود.
و نیز می فرماید: { و لو أشرکوا لحبط عنهم ما کانوا یعملون } انعام/88
یعنی: « و اگر شرک ورزند البته باطل می شد آنچه انجام داده بودند »
پس نیت خود را در این عبادت بسیار ارزشمند اسلامی همانند سایر عبادتها برای خدای عزوجل خالص گردانید، باشد که به رضای حق تعالی نائل گشته و از اجر بیکران بهره مند گردید که در حدیث قدسی شریف آمده است:
« کل عمل ابن آدم له إلا الصیام فإنه لی و أنا أجزی به » یعنی: « همه کارهای بنی آدم برای اوست مگر روزه که خاص من است و من پاداش آن را خواهم داد.»

2-  توبه:
که همان «احساس به ندامت و دست کشیدن از گناه و تصمیم به عدم بازگشت به آن» است، را بار دیگر در این روزهای مبارک تجدید کنیم زیرا عبادت عمراه با گناه لذت بندگی را ندارد و لذا صاحبش خود خسته و ملول می شود و نمی تواند راه عبادت را ادامه دهد و آنوقت است که احساس می کند عبادتش خشک و بی روح است. حال آنکه او اسباب استفاده از عبادت که همان صفای قلب و پاک کردن آن از هر نوع مهر و علاقه به گناه است، را مهیا نکرده است.
بیاد داشته باشیم که هر چه گنهکار باشیم باز هم در رحمت الهی باز است و هرگز نباید نومید شد که نومیدی خود گناه دیگری است. بلکه بیاد داشته باشیم که حق تعالی توبه کنندگان را می پذیرد و آنها را دوست دارد.

3-  اراده و عزم راسخ )استقامت در دین( :
بیاد داشته باشیم که ماه رمضان 29 الی 30 روز بیشتر نیست که اگر سپری شد دیگر فرصت آن همه عبادت و اجر و فضیلت از دست رفته است پس خوب است که از اولین روز آن، خود را برای مشارکت در تمامی عبادات آماده کنیم و یقین داشته باشیم که هرگز از انجام عبادتی پشیمان نخواهیم شد بلکه برعکس احساس خواهیم کرد که کاش می توانستیم بهتر و بیشتر انجام دهیم. خداوند می فرماید:
} و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا و إن الله لمع المحسنین } العنکبوت/69
یعنی: «و کسانی که در راه ما به جهاد برخاستند البته آنان را به راهمان هدایتشان خواهیم کرد و براستی که خداوند با نیکوکاران است.»

توصیه های رمضانی:
1-  صرف سحری در وقت سحر، چرا که مسلمان نه تنها به ظاهر مساله می نگرد بلکه روح و اثر آنرا نیز مد نظر قرار می دهد و سحر وقت فضیلت است و بلند شدن به قصد سحری خوردن خود فضیلتی است که نباید آنرا فراموش کرد.

2- شرکت در نمازهای جماعت پنجگانه بخصوص نماز صبح و عصر را فراموش نکنیم که مواظبت بر آن نشانه ایمان و سبب استقامت در دین و اثر محبت خدا و رسول است.

3-  تلاوت حداقل 10 صفحه از قرآن کریم بعد از نماز صبح که تلاوت هر حرف از قرآن به ده برابر اجر دارد. و بخاطر بسپاریم که این ماه، ماه قرآن است و هر چه بیشتر به قرآن رو آوریم خود را به قرآن نزدیکتر نموده ایم. سعی کنیم همانند سلف صالحمان (گذشتگان نیکوکارمان) بیشتر عبادتمان در این ماه تلاوت قرآن باشد.

4-  افطاری دادن به روزه داران خود فضیلتی است که پیامبر سلام بدان تشویق نموده و همانند اجر آن روزه دار را درارا می باشدو باعث مغفرت گناهان و نجات از آتش دوزخ است و نیز نشانه مهر و محبت اسلامی است و باعث ازدیاد روابط برادری خواهد شد.

5-  انضباط و اخلاق اسلامی را در رمضان و بخصوص در حالت روزه بیشتر رعایت کنیم. به موقع و بانشاط در محل کارمان حاضر شویم و با توجه به روح معنویت روزه از کم حوصلگی و پرخاش کردن به دیگران جدا دوری کنیم، تا خدای ناکرده دانسته یا ندانسته بخاطر روزه مان بر آنان نبالیم بلکه برعکس اگر تا آنروز بداخلاق و بی حوصله بودیم، سعی کنیم همانطور که بر گرسنگی و تشنگی صبر می کنیم بر ترک اخلاق ناپسند و عادات زشت همانند دروغ، غیبت، نگاه به نامحرم، گوش دادن به آهنگ مبتذل و گناهان دیگر نیز صبر کنیم و به تربیت نفس خویش بپردازیم و بدانیم که می بایست تمامی انداممان روزه باشد.

6-  سعی کنیم قبل از افطار نیم ساعتی را به تلاوت قرآن و مناجات اختصاص دهیم و این وقت بافضیلت را نمی بایست با مشغول شدن به سفره افطار هدر داد. رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرماید: سه گروهند که دعایشان مستجاب است... یکی از آنها روزه دار است هنگام افطارش.

7- افطار به موقع و عدم تاخیر بدون عذر، چرا که از سنت پیامبر اسلام افطار نمودن در اولین وقت دخول مغرب است.

8-  شروع افطار با دعای: (بسم الله، اللهم لک صمت و بک آمنت و علی رزقک افطرت()
]همچنین دعای «ذهب الظمأ‌ و ابتلت العروق و ثبت الجر إنشاألله» نیز در سنت وارد شده است[

9- سنت است روزه دار با رطب یا خرما و یا با آب شروع به افطار کند.

10- از پرخوری پرهیز شود که خود سرچشمه همه بیماریها و منافی حکمت و فایده روزه است.

11- از اسراف و تبذیر و ریخت و پاش کردن غذاها جدا خودداری شود که خود گناه بزرگی است و شایسته روزه دار نیست.

12- سعی کنیم حتی الامکان در نماز تراویح شرکت کنیم در غیر اینصورت به قیام شب بپردازیم تا شامل فرموده رسول خدا شویم که می فرماید: «کسی که رمضان را با ایمان به خدا و برای کسب اجر، نماز شب به پا داشت گناهان ماقبل او بخشیده می شود.»

14- سعی کنیم در ماه رمضان از مجالس لغو و لعب دوری کنیم و اوقات گرانبهای این ماه مبارک را در بازی و سرگرمیهای بیهوده یا خدای ناکرده در گناه و معصیت از دست ندهیمبلکه با تشکیل جلسه ای قرآنی به تحسین قرائت خود بپردازیم یا از عالمی دعوت کنیم تا برایمان قرآن را تفسیر نماید یا از احکام رمضان و روزه و عبادات برایمان بگوید که این ایام، ایام تقرب و بازگشت به خدا و دین است.

14- نیکی به پدر و مادر را از مهمترین واجبات دینی مان بدانیم و سعی کنیم روابطمان را با همه مردم خوب کنیم و از خویشان و نزدیکان و همسایگان دیدن و احوالپرسی نماییم و نیازهای آنان را جویا شویم و به فقرا و مستمندان و یتیمان احسان کنیم.

15- اگر رمضان را فصل زکات اموال خود قرار داده ایم سعی کنیم به مستحقین آن برسد و یا به کسی وکالت توزیع داده شود که از حال فقرا و مساکین جامعه باخبر باشد و با تقوی و خدا ترسی بتواند این امانت را به اهلش برساند.

16- علاوه بر زکات فریضه سعی کنیم با صدقات و خیرات مستحب خود را به رحمت بی کران الهی نزدیک کنیم.

17- زکات فطر غیر از فریضه سالیانه است که خاص به ماه رمضان است و لذا قبل از نماز عید می بایست به فقرا و مساکین برسد و توزیع آن چند روز قبل از عید فطر جائز است.

18- اگر برای کسی میسر شود در این ماه به عمره خانه خدا مشرف شود فضیلت بسیار زیادی دارد،‌ و اجر آن همانند حجی است که همراه رسول خدا صلی الله علیه و سلم انجام بگیرد.

19- اعتکاف ده روز آخر رمضان در مسجد به قصد تفرغ برای عبادت یکی از سنت های اسلامی است که مسلمان می تواند با احیای آن به روح و معنویت شب زنده داری و مناجات با خدا بیشتر پی ببرد و بخصوص اینکه یکی از این شبها مصادف خواهد بود با لیلة القدر که اجر عبادت در آن بهتر از عبادت هزار ماه (83 سال و 4 ماه) است.

20- شرکت در نماز عید فطر و شاهد حضور جماعت مسلمان، خود پایان بخش این موسم خیر و برکت است که تجدید عهدی است میان مسلمان با خدایش بر ادامه راه عبادت و بندگی و نیز مشارکت در خیر و خوشی جامعه مسلمان؛ و تبادل تبریک و لبخند مسرت از عبادت است.

آری برادر و خواهر مسلمان

بیایید ما و شما هم از جمله آن رستگارانی باشیم که رمضان را با اخلاص روزه گرفته و به عفو و گذشت الهی در این ماه خیر و برکت نائل گشته اندو خود را از عذاب آخرت نجات داده و مستحق پاداش بیکران الهی قرار داده اند. امید است با توفیق حق تعالی چنین باشد.


 
جادو و جادوگری
ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٥   کلمات کلیدی:

انسان برترین مخلوق روی زمین است  الله تبارکت وتعالی در او نیرو وقدرت شناخت  اشیا را قرار داده وآسمان، زمین وموجودت آن را تابع وبرای  او مسخر گردانیده  است . اما گاهی بعضی از انسانها ، مقام خود رافرامو ش کرده وبه آسانی تحت تاٌ ثیر اوهام ، خرافات ووسوسه های شیطان  و شیطان صفتان  قرار می گیرند . شیطانهایی که همیشه در کمینند تا با حیله های گوناگون  ودسیسه های متنوع انسانها  را از ایمان ومسیر حق وحقیقت منحرف کرده ودرباتلاقی ازگناه ومعصیت گرفتار سازند . یکی از ترفندها ی شیطان در منحرف کردن انسانها  از عقیده حق وایمان ، سحر جادو است .چنانکه  مشاهده می کنیم بعضی از مسلمانان فریب شیادان وجادوگران را خورده وبه گمان اینکه آنها غیب می دانند ، برای تامین برخی ا ز نیا زهای خود به آنها مرا جعه می کنند و هر چه این شیادان بگو یند آنها باو ر می کنند و با چنین باوری دین و ایمان خویش را در مخاطره می انداز ند .

لذا لازم دانستیم تا خصوص این معضل در پرتو قرآن و سنت مطالبی را برای مردم متدین و با ایــمان بیان داریم تـــا با ما هیت واقعی سحر و جا دو آشنا شده وخود را ضرر های دینی ود نیوی آن محفوظ نگهد ارند.

 

    تاریخچه سحر

در باره آغاز سحر و ساحری بحثهای فروانی شده است ؛ از کتیبه ها، تصاویر، علا یم و اشیا یی که از حفا ری های با ستا ن شنا سی بد ست آ مده است ، چنین بر می آید که سحر و ساحری از زمانهای خیلی قدیم در میان مردم رواج داشته است و آن را مورد استفاده قرار می دادنداز بررسی تاریخ به این نکته پی می بریم که اهل با بل از نوابغ این فن.بوده اند .انسانسانها در دوران بعثت پیامبران بر اثر دعوت آنها از جادو وجادوگری اعراض نموده وبه خداوند ، خالق و مالک کاینات ، ایمان و اعتماد پیدا می کردند ، اما با رحلت پیا مبران و گذشت زمان  و بر اثر هجوم مشکلات ،در دام اوهام و خرافات افتاده و بعضاْ به جادو گران رجوع می کردند.


 
سرود لا اله الا الله
ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢٠   کلمات کلیدی:

سرود لا اله الا الله
محمدابراهیم ساعدی رودی
لا‌اله‌الا‌الله .. محمد رسول‌الله .. علیه صلاة الله
هدیه نماید ایمان .. زنده کند دل و جان .. فریاد زن مسلمان .. لااله‌الا‌الله
لا‌اله‌الا‌الله .. محمد رسول‌الله .. علیه صلاة الله
ورد زبان مؤمن .. روح و روان مؤمن .. امن و امان مؤمن .. لا‌اله‌الا‌الله
لا‌اله‌الا‌الله .. محمد رسول‌الله .. علیه صلاة الله
پیام نوح و عیسی .. آدم و لوط و موسی .. محمد مصطفی .. لااله‌الاالله
لا‌اله‌الا‌الله .. محمد رسول‌الله .. علیه صلاة الله
رحمان از آن شادمان .. شیطان از آن هراسان .. زمزمه کن با زبان .. لااله‌الاالله
لا‌اله‌الا‌الله .. محمد رسول‌الله .. علیه صلاة الله
شفای سینه‌ها است.. دوای هر بلا است .. مهمترین دعا است .. لااله‌الا‌الله
لا‌اله‌الا‌الله .. محمد رسول‌الله .. علیه صلاة الله
کلمة توحید است .. امید ناامید است .. بهشت را کلید است .. لااله‌الاالله
لا‌اله‌الا‌الله .. محمد رسول‌الله .. علیه صلاة الله
ای امت مسلمان .. ای زادگان ایمان .. گویید در یک زمان .. لا‌اله‌الاالله
لا‌اله‌الا‌الله .. محمد رسول‌الله .. علیه صلاة الله
از آتش جهنم .. دهد نجات آدم .. بخوان همیشه هر دم .. لااله‌الاالله
لا‌اله‌الا‌الله .. محمد رسول‌الله .. علیه صلاة الله
ای خالق مهربان .. به وقت کندن جان .. جاری بکن بر زبان .. لااله‌الاالله
لا‌اله‌الا‌الله .. محمد رسول‌الله .. علیه صلاة الله


 
ای تارک نماز !!
ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢٠   کلمات کلیدی:

 

  

ای تارک نماز !! چگونه سخنم را آغاز کنم در حالی که تو همه پل های بین من و خود را خراب کرده ای؟! و چه دارم که به تو بگویم؟! و چگونه بگویم؟ از راه تشویق وارد شوم؟... و یا تو را از عاقبت کارت بترسانم؟...
ای تارک نماز !! فکر می کنی که هستی؟
آیا تا این حد خود را از پروردگارت بی نیاز می دانی که از سجده برای او خودداری می کنی؟
آیا غرور و تکبر تو را به آنجا رسانده که از ایستادن خاشعانه در برابر پرورگارت ابا می کنی؟ { ای انسان! چه چیز تو را در برابر پروردگار بزرگوارت مغرور ساخته است ... O پروردگاری که تو را آفریده است و سپس سر و سامانت داده است و بعد معتدل و متناسب کرده است O و آنگاه به هر شکلی که خواسته است تو را در آورده است و ترکیب بسته است. } [انفطار: 8 ـ 6 [
ای تارک نماز !! آیا نمی دانی نماز آخرین چیزی است که انسان مسلمان به آن پایبند خواهد ماند و اگر آن را ضایع کند تمام دین خود را زیر پا نهاده است؟ رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرماید: «گره های اسلام یکی پس از دیگری باز خواهند شد، پس هرآنگاه گرهی باز شد مردم به گره بعدی چنگ خواهند زد. اولین آنها حکم است و آخرین آنها نماز.» [ابن حبان در صحیح خود روایت نموده و آلبانی آن را صحیح دانسته است[
ای تارک نماز !! مگر نمی دانی هر کس عمدا نماز را ترک کند از حفظ و مراقبت الهی محروم خواهد شد؟ رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرماید: « به الله شرک مورز حتی اگر شکنجه شوی و سوزانده شوی، از پدر و مادرت اطاعت کن حتی اگر تو را از اموالت محروم سازند و از هر آنچه از آن توست، و نماز را عمدا ترک مکن که هرکس نماز را عمدا ترک گوید از حفظ و مراقبت الله محروم خواهد شد» [طبرانی آن را روایت کرده و آلبانی آن را حسن لغیره دانسته است[
ای تارک نماز !! اگر نماز را ترک کنی چه چیز از اسلام برایت باقی خواهد ماند؟ آیا نمی دانی نماز ستون اسلام و خیمه ایمان است؟
ای تارک نماز !! آیا نمی دانی ترک نماز کفر و شرک و گمراهی است؟
رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرماید: « فاصله میان انسان و شرک و کفر، ترک نماز است» [روایت مسلم[
همچنین رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرماید: «پیمان بین ما و آنها نماز است، هر که آن را ترک گوید کفر ورزیده است» [احمد و ترمذی روایت کرده اند و آلبانی آن را صحیح دانسته است[
عمر بن الخطاب رضی الله عنه می فرماید: همانا هر آنکه نماز را ضایع کند سهمی از اسلام ندارد.
ابن مسعود رضی الله عنه می فرماید: هر آنکه نماز را ترک کند دین ندارد.
عبدالله بن شقیق رحمه الله می گوید: اصحاب رسول الله صلی الله علیه و سلم ترک هیچ عملی جز نماز را کفر نمی دانستند.
ابراهیم نخعی رحمه الله می گوید: هر کس نماز را ترک کند کفر ورزیده است.
امام ذهبی رحمه الله می گوید: آنکه نماز را از وقت آن به تاخیر می اندازد مرتکب گناه کبیره شده است و هرکس آن را کاملا ترک گوید مانند آن است که زنا و دزدی کند. و ترک هر نماز یا از دست دادن آن گناه کبیره است پس اگر این کار را چند بار تکرار کند او از اهل کبائر است مگر اینکه توبه نماید، اما اگر ترک نماز را ادامه دهد او از زیانکاران و اشقیاء و مجرمان خواهد بود.
ای تارک نماز !! آیا نمی دانی ترک نماز و سهل انگاری در آن «نفاق» است؟ { بیگمان منافقان خدا را گول می زنند! در حالی که خداوند ایشان را گول می زند. منافقان هنگامی که برای نماز بر می خیزند، سست و بی حال به نماز می ایستند و با مردم ریا می کنند و خدای را کمتر یاد می کنند و جز اندکی به عبادت او نمی پردازند {
]نساء : 142[
و رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرماید: «سنگین ترین نماز برای منافقان نماز عشاء و نماز صبح است و اگر آنها می دانستند در این نمازها چه چیزی است حتی سینه خیز برای ادای آنها [در مسجد] حاضر می شدند» [متفق علیه[
دوست بی نماز من! می بینی! حتی منافقان نماز می خواندند... اما برای ریا... اما تو هرگز نماز نمی خوانی!!...
ای تارک نماز !! تمام موجودات برای پروردگار خود سجده می کنند به جز تو!! : { آیا ندیده ای و ندانسته ای که تمام کسانی که در آسمان ها بوده و همه کسانی که در زمین هستند، و خورشید و ماه و ستاره ها و کوه ها و درختان و جانوران و بسیاری از مردمان، برای الله سجده می برند و بسیاری از مردمان هم عذابشان حتمی است و الله هر که را بی ارزش کند، هیچکسی نمی تواند او را گرامی دارد، الله است که هر چیزی را که بخواهد انجام می دهد } [حج : 18[
و اگر تو نماز را بر پا نداری از آنهایی خواهی بود که عذاب بر آنها حتمی شده است.
ای تارک نماز !! آیا راضی می شوی که جمادات و حیوانات و دیگر مخلوقات بهتر و عاقلتر از تو باشند؟
ای تارک نماز !! آیا نمی دانی تارک نماز در روز قیامت دچار ذلت و ترس و خواری خواهد شد؟ الله سبحانه و تعالی می فرماید:
{ روزی، هول و هراس به اوج خود می رسد و کار سخت و دشوار می شود. در این هنگام از کافران و مشرکان خواسته می شود که سجده کنند اما آنها نمی توانند چنین کنند O این در حالی است که چشمانشان به زیر افتاده است، و خواری و پستی وجود ایشان را فراگرفته است. پیش از این نیز (در دنیا) بدانگاه که سالم و تندرست بودند به سجده بردن خوانده می شدند } [قلم : 43 ـ [ 42

چه حسرت شدیدی اگر در حالی که تارک نماز هستی مرگت فرا رسد...
چه مصیبت عظیمی اگر در این حال در روز قیامت برانگیخته شوی...
و تا چه اندازه ـ ای تارک نماز ـ با ترک نماز جرمت بزرگ خواهد بود...
ای تارک نماز !! آیا نمی دانی ترک نماز باعث غفلت و قسوت قلب خواهد شد؟ رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرماید: «حتما گروه هایی از ترک نمازهای جمعه خودداری خواهند کرد و یا اینکه حتما الله بر دلهایشان مهر خواهد زد و سپس از جمله غافلان خواهند بود.» [روایت مسلم[
ای تارک نماز !! آیا نمی دانی تارک نماز به همراه کافران و بدکاران در دوزخ عذاب داده خواهد شد؟ به پاسخ اهل آتش هنگامی که از آنها سوال شد چرا به جهنم وارد شده اند توجه کن: { چه چیزهایی شما را به دوزخ کشانده و بدان انداخته است؟ O می گویند: (در دنیا) از زمره نمازگزاران نبوده ایم. } [مدثر : 43 ـ 42[
و همچنین الله سبحانه و تعالی می فرماید: { بعد از آنان فرزندان ناخلفی جایگزین شدند که نماز را هدر دادند و به دنبال شهوات راه افتادند و گمراهی خواهند دید. } [مریم : 59[
ای تارک نماز !! آیا نمی دانی ترک نماز موجب تاریکی و هلاکت و گمراهی در دنیا و آخرت خواهد بود؟ رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرماید : «هر آنکه بر نماز محافظت کند، نماز در روز قیامت برای او نور و برهان و نجات خواهد بود، و هر آنکه بر آن محافظت ننماید نماز برای او نور و برهان و باعث نجات نخواهد شد و در روز قیامت به همراه قارون و فرعون و ابی بن خلف خواهد بود.» [احمد آن را با سند خوب (جید) روایت نموده است و همچنین منذری[
پس ـ ای بی نماز ـ آیا دوست داری به همراه رهبران کفر و سران ظلم و گمراهی محشور شوی؟
ای تارک نماز !! آیا می دانی ترک نماز از بزرگترین مصیبتها و بلاهایی است که بر سر تو آمده است؟ رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرماید: «کسی که نماز عصر را از دست بدهد مانند این است که خانواده و اموالش را از دست داده باشد» [روایت بخاری]
یعنی تمام خانواده و خویشاوندان و مال و ثروتش از دستش برود... این فقط در مورد نماز عصر است... حال در مورد کسی که تمام نمازهایش را از دست بدهد چگونه خواهد بود؟!
ای تارک نماز !! آیا می دانی ترک نماز یعنی نگرانی و اضطراب؟ یعنی افسردگی؟ یعنی تنگی در زندگی؟ الله جل جلاله می فرماید: { و هرکه از یاد من روی بگرداند زندگی تنگ خواهد داشت و روز قیامت او را نابینا گرد می آوریمO خواهد گفت: پروردگارا چرا مرا نابینا جمع آورده ای؟ من که قبلا بینا بودمO می گوید: همین است، آیات من به تو رسید و تو آنها را نادیده گرفتی همانگونه هم تو امروز نادیده گرفته می شوی } [طه : 126 ـ 124[
پس تاسف و حسرت برای تو ای بی نماز! چگونه زمان می گذرد و عمر به پایان می رسد در حالی که قلب تو از پروردگارت غافل است؟
چگونه از دنیا خواهی رفت در حالی که از بهترین آنچه در آن است بی بهره مانده ای؟ و بهترین نعمت دنیا عبادت الله و ذکر و شکر و نماز برای اوست...
ای تارک نماز !! چه چیز دینت برای تو با ارزش خواهد بود اگر نماز برایت بی اهمیت باشد؟ آیا نمی دانی هر که نماز را بی ارزش بدارد امور دیگر برایش بی ارزشتر خواهد بود؟ حسن رضی الله عنه می فرماید: ای فرزند آدم! اگر نمازت برای تو بی ارزش شد پس دیگر چه چیز برایت ارزش خواهد داشت؟!
بسوی پروردگارت برگرد قبل از آنکه مرگ در این حالت به سراغت بیاید..
بسوی پروردگارت توبه کن قبل از آنکه بگویی { ... پروردگارا مرا به دنیا بازگردانید O تا اینکه کار شایسته ای بکنم و فرصتهایی را که از دست داده ام جبران نمایم } و در جواب به تو گفته شود: { نه } [مؤمنون : 100 ـ [99
بسوی پروردگارت بازگرد قبل از آنکه بگویی: { کاش برای زندگی خود پیشاپیش (خیرات و حسناتی) می فرستادم }[الفجر:24[
بسوی پروردگارت برگرد قبل از آنکه بگویی: { پروردگارا !! بیرونمان بیاور تا کارهای شایسته ای انجام دهیم که جدای از کارهایی باشد که قبلا می کردیم } [فاطر : 37[

و بسوی پروردگار توبه کن پیش از آنکه بگویی: { کاش من خاک می بودم } [النبأ :

 

 


 
تبرک
ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢٠   کلمات کلیدی:

 

 بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین، والصلاة والسلام على أشرف الأنبیاء، والمرسلین نبینا محمد، وعلى آله وصحبه أجمعین،و اما بعد؛ السلام علیکم ورحمةالله وبرکاته

مقدمه:

مسئله مهمی که موجب نجات مسلمانان از افتادن در دام شرک می شود،علم به موجبات سقوط در آنست.به این معنا که اطلاع از خواسته خدا و رسول ع و آنچه را که فردی موحد بایستی بدان ایمان آورده و ملتزم باشد،از جمله مواردی هستند که موجب می شود مسلمانان ازصراط مستقیم منحرف نشوند.(إن شاءالله)

آنچنانکه داشتن علم کافی درمورد توسل و اینکه کدامیک از اشکال توسل ،جایز و کدام باعث شرک است، ما را ازخطرشرک - به شرط عمل به آن -  محفوظ می دارد. فهم مسئله تبرک نیز قطعا باعث مصون ماندن از سقوط در منکرات و شرک خواهد شد. شاید تا حدودی بحث توسل وانواع آن برای مسلمانان شناخته شده باشد، ولی بحث تبرک کمترمطرح گردیده است گرچه تبرک مسئله ای عام تر و گسترده تر از توسل بوده  و نیاز بیشتری به تبیین دارد. و همچنین نبود مطالبی مستقل در خصوص تبرک به زبان فارسی ،شبیه به مباحث توسل،احساس می شد. و لذا سعی شده تا در این رساله، به بررسی بحث تبرک دراسلام و انواع جایز و ناجایز آن پرداخته شود. إن شاءالله .تا از حسنات آن بهره مند شویم و از سویی خود را از منکرات و شرک تبرک دور نماییم  و برای رسیدن به این هدف داشتن اطلاع کافی از تبرک ضروری است.

در این رساله سعی شده مطالب مرتبط با تبرک دسته بندی شوند تا به فهم بیشتر موضوع کمک نماید.و به طور کلی شامل دو بخش است؛تبرک مشروع و تبرک ممنوع. سپس هرکدام را در حد امکان تشریح و زیر مجموعه های آنرا مشخص و توضیح داده و دلایل هر کدام را مطرح نموده ایم.امید است خداوند تبارک و تعالی توانایی تبیین حق را به ما عطا فرمایند و چون چراغی در این راه برای مومنان و توشه ای اندک برای آخرت قرار دهند.آمین و لاحول و لاقوة الابالله.

 

شاید تا حدودی بحث توسل وانواع آن برای مسلمانان شناخته شده باشد، ولی بحث تبرک کمترمطرح گردیده است گرچه تبرک مسئله ای عام تر و گسترده تر از توسل بوده  و نیاز بیشتری به تبیین دارد. و همچنین نبود مطالبی مستقل در خصوص تبرک به زبان فارسی ،شبیه به مباحث توسل،احساس می شد. و لذا سعی شده تا در این رساله، به بررسی بحث تبرک دراسلام و انواع جایز و ناجایز آن پرداخته شود.تا از حسنات آن بهره مند شویم و از سویی خود را از منکرات و شرک تبرک دور نماییم  و برای رسیدن به این هدف داشتن اطلاع کافی از تبرک ضروری است.


 
10فایده برای کسی که از نگاهش محافظت کند
ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢٠   کلمات کلیدی:

10فایده برای کسی که از نگاهش محافظت کند

1.اطاعت از دستور خداوند که بالاترین سعادت برای بنده در زندگی و معادش است و هیچ چیز برای بنده در دنیا و آخرت سودمند تر از امتثال به اوامر پروردگار متعال نیست و کسی در دنیا و آخرت سعادت مند نمی شود مگر با اطاعت از اوامر او و هیچ کس در دنیا و آخرت بدبخت نخواهد شد مگر با زیرپا گذاشتن اوامر پروردگارش.

2.مانع از رسیدن اثر تیر مسومی است که چه بسا سبب هلاکت قلب می شود

3. انس به خداوند و توجه نسبت به او را به ارمغان می آورد زیرا رها نمودن نگاه، قلب را متفرق و متشتت ساخته و او را از خداوند دور می کند و هیچ چیزی برای بنده مضرتر از رها نمودن نگاه نیست که سبب وحشت در ارتباط بنده و پروردگارش می شود.

4. قلب را نیرومند و شادمان می گرداند در حالی که رها نمودن نگاه سبب ضعف و اندوه آن می شود.

5- نور را برای قلب بدست آورده، چنانچه رها نمودن آن، تاریکی را فراچنگ می آورد و به همین دلیل است که خداوند پس از آیه غض بصر( پایین انداختن نگاه و محافظت از آن) آیه نور را آورده و می فرماید: {قُلْ لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّواْ مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُواْ فُرُوجَهُمْ}
« به مومنان بگو که نگاهشان را پایین بیاندازند و از شرمگاهشان محافظت نمایند»
سپس بعد از این آیه می فرماید: {اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاةٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ}
گویی مثال نورش در قلب بنده مؤمن که به اوامر خداوند چنگ زده و از نواهیش دوری نموده اینچنین است و هنگامی که قلب روشن شود سیل خوبیها از هر طرف به سوی آن روی آورده و در مقابل هنگامی که قلب تاریک و ظلمانی شود ابرهای بلا و شر از هر طرف به سوی او هجوم می آورند وهر چه که بخواهی از بدعت و گمراهی و پیروی از هوای نفس و دوری از هدایت و اعراض از اسباب سعادت و اشتغال به اسباب شقاوت، قلب را فرا می گیرد. و نوری که در قلب است تمامی اینها را از بین می برد و آنگاه که قلب این نور را از دست بدهد صاحبش همانند کوری شده که در کوره راههای تاریکی سرگردان می شود.

6. فراست و هوشمندی حقیقی را به ارمغان می آورد که سبب تمییز حق از باطل و صادق از کاذب می شود. و شاه بن شجاع الکرمانی می گوید: "هرآنکس که ظاهرش را با پیروی از سنت و باطنش را با مداومت بر مراقبت بنا کند و چشمش را از محارم محافظت نماید و نفسش را از شهوات دور کرده ، به خوردن حلال عادت کند فراست و تیزهوشی او از او نمی گذرد" و شجاع خود انسان تیزهوش وبا فراستی بود.

7. برای قلب ثبات،‌شجاعت و نیرو را به ارمغان می آورد و خداوند برای چنین قلبی قدرت بصیرت ،‌حجت و ملکه قدرت و نیرو را یکجا جمع می نماید چنانچه در اثر وارد شده " الذی یخالف هواه یفر الشیطان من ظله "،
هر آنکس که با هوای نفسش مخالفت کند شیطان از سایه اش می گریزد
و برعکس آن کسی که پیرو هوای نفس می شود او را در ذلت نفس و خواری و حقارت و هرآنچه که خداوند برای بندگان عاصیش قرار داده می بینی چنانچه حسن بصری می گوید" و اگر چه اسبان تیزرو و چابک آنها را با سرعت به همراه ببرند ولی خواری معصیت از گردنهایشان جدا نمی شود و خداوند برای کسانی که نسبت به او عصیان می کنند جز خواری را نمی خواهد"
و یقینا خداوند متعال عزت را قرین طاعت و ذلت را قرین معصیت نموده و می فرماید: {وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ} « همانا عزت از آن خداوند، رسولش و مؤمنین است»
، وقال تعالى: {وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُّؤْمِنِینَ}، « و سست و اندوهگین نشوید که اگر مؤمن باشید شما برترید»
و ایمان قول و عمل و آشکار وپنهان است و خداوند متعال می فرماید: {مَن کَانَ یُرِیدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِیعاً إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ} « هر آنکس که عزت می خواهد ،‌ تمامی عزتها از آن خداوند است و سخنهای پاک و اعمال صالح به سوی او بالا برده می شود»
یعنی کسی که عزت می خواهد آنرا در اطاعت از خداوند و یادش از سخنان نیک و عمل صالح طلب کند و در دعای قنوت "إنه لا یذل من والیت ولا یعزّ من عادیت" براستی کسی که با تو دوستی نماید ذلیل نخواهد شد و آنکه با تو دشمنی کند عزیز نمی شود
و کسی که از خداوند اطاعت کند با اطاعتش با او دوستی نموده و به اندازه طاعتش عزت نسیبش می شود و هرآنکس که او را نافرمانی کند پس با نافرمانیش با او دشمنی ورزیده و به اندازه گناهانش خوار و ذلیل می شود.

8. محل ورود شیطان به قلب را می بندد زیرا شیطان از طریق نگاه سریعتر از نفوذ هوا به مکان خالی نفوذ می کند و تصویر آن چیزی که توسط چشم دیده شده را مجسم نموده و زینتش می دهد و آنرا همانند بتی می کند که قلب به دور آن طواف کرده و سپس آنرا تمنا می کند و آتش شهوت را در قلب برمی انگیزد و بر آن هیزم گناهانی که بدون این تصویر نمی توانست بدست بیاورد را می ریزد و در نتیجه قلب را شعله فرا می گیرد که سبب تولد انفاسی شده که درونش شعله آتش نمایان است و این آتش سوزی قلب را از هر طرف فرا می گیرد که در وسط آن همانند گوسفندی در وسط تنور می ماند و به همین دلیل عقوبت افراد چشم چران اینست که در برزخ ، تنوری از آتش برای آنها برپا شده و ارواح آنها تا زمان حشر اجسادشان در آن رها می شود رسول الله صلی الله و علیه و سلم آنرا در خواب دید در حدیثی که محدثان بر صحت آن اتفاق دارند.

9. قلب را برای تفکر در مصالح خویش و مشغولیت به آن فارغ می کند در حالی که رها کردن نگاه سبب تشتت قلب شده و حائلی می شود که قلب را از تفکر در مصالح باز می دارد در نتیجه سردرگم شده و به پیروی از هوای نفس و غفلت از یاد خداوند متعال دچار می شود و خداوند متعال می فرماید: {وَلاَ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِکْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَکَانَ أَمْرُهُ فُرُطاً} کهف
و از کسی فرمان مبر که دل او را از یاد خود غافل ساخته ایم و او به دنبال آرزوی خود روان گشته و کار و بارش افراط و تفریط بوده است»
و رها کردن نگاه به تنهایی سبب این سه چیز می شود.

10. بین چشم و قلب راهی وجود دارد که سبب مشغولیت یکی به دیگری شده و با اصلاح آن اصلاح و با فسادش فاسد می شود پس هنگامی که قلب فاسد شد نگاه نیز فاسد شده و هنگامی که نگاه فاسد شد قلب نیز فاسد می شود و در مورد اصلاح نیز اینچنین است و آنگاه که چشم خراب و فاسد شد قلب نیز خراب وفاسد می شود و همانند زباله دانی شده که محل نجاسات و آلودگیها است که دیگر صلاحیت سکنا گزیدن معرفت و محبت خداوند و توبه و انس و شادی با تقربش را نخواهد داشت و اضدادش در آن جای خواهند گرفت.

محمد بن إبراهیم الحمد
المرجع : الجواب الکافی، للإمام ابن القیِّم بن الجوزی


 
مختصری از فقه روزه
ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢٠   کلمات کلیدی:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

إن الحمد لله نحمده ونستعینه ونستغفره، ونعوذ بالله من شرور أنفسنا ومن سیئات أعمالنا، من یهده الله فلا مُضلَّ له، ومن یُضلل فلا هادی له، وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شریک له، وأشهد أن محمداً عبده ورسوله. 

          ) یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ (آل عمران:102.

          ) یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً کَثِیراً وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلَیْکُمْ رَقِیباً (النساء:1.

          ) یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِیداً . یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمَالَکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَمَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِیماً (الأحزاب:70-71. 

          أما بعد:

فإن أصدَقَ الحدیثِ کتابُ الله، وخیرَ الهدی هدی محمدٍ r ، وشرَّ الأمورِ محدثاتها، وکلَّ محدثَةٍ بدعة، وکُلَّ بدعةٍ ضلالة، وکلَّ ضلالةٍ فی النار.  

مقدمه

روزه در ادیان قبل از اسلام هم وجود داشته، البته روزه آنها یک ماه کامل نبوده وبا آمدن اسلام به عنوان یکی از ارکان اسلام قرار گرفت ودر سال دوم هجری روزه ماه رمضان واجب شد واحکام آن توسط خدا ورسولشr  بیان شده تا مسلمانان آن را فراگیرند. و از معدود احکامی است که در قرآن  تقریباً به طور کامل به آن اشاره شده  ورسول اللهr وظیفه شرح وتبیین احکام را بر عهده داشته که به عنوان سنت نسل به نسل به ما رسیده؛ و هر قولی که از یاران رسول الله r به ما می رسد اگر از طرف بعضی دیگر از آنها مورد مخالفت قرار نگرفته باشد، حکم اجماع را دارد که بعد از قرآن وسنت یکی دیگر از منابع تشریع است وگفته هر شخص دیگری که با قرآن و سنت در تضاد باشد از نظر اهل علم مورد قبول نیست چون اصل در عبادت ، توقیفی بودن است و هیچکس نمی تواند بدون دلیل چیزی به دین کم یا زیاد کند.

وآنچه که در این جزوه بیان شده بر همین مبنا قرار گرفته است وسعی شده از قرآن وحدیث صحیح که محدثین صحت آنها را تایید کرده اند و قول مجتهدینی که با قرآن وحدیث در تضاد نیست استفاده شود.

وسعی نموده ام برای طولانی نشدن مطالب تمام احادیث برای هر مورد را ذکرنکنم وهمچنین عبارت عربی احادیث ذکر نشود که انشاءالله مورد استفاده عموم مسلمین حق طلب قرار گیرد.

فضیلت روزه

از ابو هریره  tروایت است که رسول الله r فرمودند: (({خداوند عزوجل میفرماید: هر کاری که انسان انجام می دهد برای خود اوست ، مگر روزه که برای من است ومن پاداش آن را میدهم.} و روزه سپر است، پس هرگاه کسی از شما روزه بود سخن زشت نگوید و دشمنی نکند واعمال جاهلانه را انجام ندهد واگر کسی به او دشنام داد یا با او دعوا کرد دوبار بگوید من روزه هستم، قسم به ذاتی که جانم در دست اوست بوی دهان روزه دار نزد خداوند ازبوی مُشک بهتر است وشخص روزه دار دوبار خوشحال می شود یکی زمانی که افطار می کند ودیگری زمانی است که در قیامت پروردگارش را ملاقات می کند.))

 (رواه بخاری1904- مسلم1151)

ابوهریرهt می فرماید: رسول اللهr فرمودند:(( کسی که از روی ایمان و به امید کسب اجر وپاداش، ماه رمضان را روزه بگیرد گناهان (صغیره) گذشته او بخشیده می شود)) (رواه بخاری1901- مسلم760)

ابوهریرهt می فرماید: رسول اللهr فرمودند:((نمازهای پنجگانه ونماز جمعه تا جمعه دیگرو روزه ماه رمضان تا رمضان دیگر همگی کفاره گناهان( صغیره)هستند، اگر از گناهان کبیره دوری شود)) (رواه مسلم 233)

از سهل بن سعدt روایت است که رسول اللهr فرمودند:((دربهشت دروازه ای است که به آن ریّان گفته می شود وفقط روزه داران از آن دروازه داخل بهشت می شوند)) (رواه بخاری1896- مسلم1152)

حکم روزه ماه رمضان

روزه ماه رمضان یکی از ارکان و فرائض اسلام است. خداوند متعال می فرماید:) یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمْ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ((بقره 183) «ای کسانی که ایمان آورده اید برشما روزه واجب شده است همانگونه که برامتهای پیش از شما واجب بوده، امید است که پرهیزگارشوید.»

اجماع امت بر این است که روزه ماه رمضان، فرض ویکی از ارکان اسلام وضروریات دین است وکسی که فرضیت آن را انکار کند کافر و مرتد است .  

روزه ماه رمضان بر چه کسانی فرض است

روزه ماه رمضان بر هر شخص مسلمان عاقل، بالغ، سالم از بیماری ومقیم فرض است و زن باید از حیض ونفاس پاک باشد. دلیل فرض نبودن آن بر بیمار و مسافر فرموده خداوند عز وجل است که می فرماید).. فَمَنْ کَانَ مِنْکُمْ مَرِیضاً أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ...((بقره 184) « وکسانی ازشما که بیمار ومسافربودند (روزه نگرفتند به اندازه آن روزها ) چند روزدیگری را روزه گیرند.» ودلیل فرض نبودن آن بر غیر عاقل ونا بالغ حدیث عایشه t است که می فرماید: رسول الله r فرمودند((تکلیف از سه دسته برداشته شده است: از دیوانه تا هوشیار شود و از به خواب رفته تا بیدار شود  واز کودک تا بالغ شود))

(صحیح سنن ابن ماجه 3514-الترمذی693)

 اگر بیمار ومسافر با گرفتن روزه دچار مشقت نشوند می توانند روزه باشند ودرغیر این صورت بهتر است روزه نگیرند.

راه اثبات ماه رمضان

با رؤیت هلال ماه رمضان روزه فرض می شود درحدیث آمده است ((ماه رمضان با رؤیت ماه از طرف یک نفر مسلمان ودر صورت ابری بودن آسمان با کامل کردن سی روز ماه شعبان ثابت می شود وعید فطربا رؤیت ماه از طرف دو نفرمسلمان واگرآسمان ابری بود با کامل کردن سی روز ماه رمضان ثابت می شود ))(رواه ابو داوود 2052)

دیدن هلال ماه درتمام کشورها و مناطقی که به هم نزدیک وهم افق هستند برای یکدیگرحجت است، که این قول بعضی از شافعی ها وحنفی ها و مالکی ها وقول شیخ الاسلام ابن تیمیه است.

ارکان روزه

1- نیت : امام عمرt می فرماید: رسول الله r فرمودند: (( همانا پذیرش و پاداش هر عمل بستگی به نیت آن دارد)) (رواه بخاری1- مسلم1907)

نیت روزه رمضان باید قبل از طلوع فجر(اذان صبح) باشد، حفصهt روایت می کند که رسول الله r فرمودند:((کسی که قبل ازطلوع فجر نیت روزه نکند روزه اش صحیح نیست))(صحیح سنن ابوداوود 2143- نسائی 196/4)

البته این برای روزه فرض است، اما در روزه سنت می توان بعد از طلوع فجرهم نیت بیاوریم، به شرطی که بعد از اذان چیزی نخورده باشیم. (استناد به حدیث بیهقی 203/4وقال بیهقی هذا اسناد صحیح)

اگر شخص فهمید فردا رمضان است و خواست روزه باشد این برای او نیت محسوب می شود واگر شخصی برای سحری خوردن بیدار شد به قصد اینکه روزه بگیرد این هم نیت است و تلفظ کردن وگفتن نیت با زبان از رسول الله r  ثابت نشده و بدعت محسوب می شود. امام نووی رحمة الله علیه می فرماید: روزه صحیح نیست مگر با نیت و محل  وجایگاه نیت قلب است.

(روضة الطالبین 350/2)

2- خودداری (امساک) از چیزهایی که روزه را باطل می کند ، از طلوع فجرتا غروب خورشید.

آداب روزه

برای روزه دار مستحب است این آداب را رعایت کند:

 1- سحری خوردن: عبدالله بن عمرt می فرماید: رسول الله r فرمودند:((سحری کنید اگر چه با جرعه ای آب باشد)) (صحیح ابن حبان – صحیح الترغیب والترهیب 1058)

انس بن مالکt می فرماید رسول الله r فرمودند:  ))سحری کنید همانا در سحری کردن خیر وبرکت وجود دارد))

(رواه بخاری1923- مسلم1095)

ابوهریره t می فرماید: رسول اللهr فرمودند:((بهترین سحری انسان مؤمن خرما است ))(صحیح سنن ابوداوود2055)

 عمروبن العاص t می فرماید: همانا رسول اللهr فرمودند: ((فصل وتفاوت بین روزه ما و روزه اهل کتاب در سحری خوردن است ))(رواه مسلم 1096)

اگر کسی کاسه ای یا لیوانی در دست داشت ومشغول خوردن آب یا غذا بود وصدای اذان صبح را شنید می تواند آن را تمام نماید.ازابوهریره t روایت است که رسول اللهr فرمودند:(( اگر یکی از شما ظرف آب را در دست داشت واذان صبح را شنید، تا نیازش را ازآن برطرف نکرده ظرف را نگذارد))(صحیح سنن ابوداوود2060- صحیح جامع الصغیر607)

2- پرهیز از سخنان بیهوده ودشنام دادن: ازابوهریره t روایت است که رسول اللهr فرمودند:((کسی که از گفتار باطل و عمل کردن به آن دست بر ندارد، خداوند هیچ نیازی به خودداری او ازخوردن وآشامیدن ندارد وانسان روزه دار باید ناسزا نگوید وداد و فریاد نکشد واز اعمال جاهلانه پرهیز کند ))(رواه بخاری 1903)

3- سخاوت وتلاوت قرآن: ابن عباس t می فرماید:((رسول اللهr سخاوتمند ترین مردم از لحاظ خیر بود ودر ماه رمضان وقتی جبرئیل اورا ملاقات می کرد بیشترسخاوتمند می شد و دربخشش همچون باد وزیدن می گرفت وجبرئیل هرشب با او ملاقات می کرد ورسول الله r قرآن را بر او می خواند)) (رواه بخاری 3220- مسلم2308) 

4- عجله در افطار کردن: از سهل بن سعدt روایت است که رسول اللهr فرمودند:((تا زمانی که مردم در افطار کردن عجله کنند در خیر وخوبی اند )) (رواه بخاری1957- مسلم1098)

 

دعای هنگام افطار

ابن عمر t می فرماید : رسول اللهr وقتی می خواست افطار کند این دعا را می خواند((ذَهَبَ الظَمَأُ وابتَلَتِ الْعُروقُ وَثَبَتَ الْأجْرُإنْ شاءَالّله)) (صحیح سنن ابوداوود 2066)« تشنگی برطرف شد ورگها  تر و خیس شدند وانشاءالله اجروپاداش ثابت شد.» این تنها حدیث صحیحی است که در این باب آمده است.

 از انس بن مالک t روایت است که رسول الله r ابتدا با چند خرمای رطب (تازه) افطار می کردند واگر خرمای رطب نبود با چند خرمای خشک و اگر آن هم نبود چند جرعه آب می نوشید.(صحیح سنن ابوداوود2065)

فضیلت مهمانی کردن انسان روزه دار

از زید بن خالد جهنی t روایت است که رسول الله r فرمودند:((هر کسی که انسان روزه داری را افطاری دهد، به اندازه شخص روزه دار اجر وپاداش می برد، بدون آنکه از اجر روزه دارچیزی کم شود.))

(رواه الترمذی والنسائی- صحیح الترغیب والترهیب1065)

دعای روزه دار بعد از افطار کردن در خانه کسی :انس بن مالک t می فرماید:رسول اللهr نزد سعد بن عباده t افطار کردند وبعدازغذا فرمودند:(( أفْطَرَ عِنْدَکُمُ الصَّائِمُوْنَ، وَأَکَلَ طَعَامَکُمْ الأَبْرَارُ، وَصَلَّتْ عَلَیْکُمْ المَلاَئِکَةُ))

(رواه ابو داوود3854- ابن ماجه1747) « روزه داران نزد شما افطار  کنند و نیکان غذایتان را  بخورند وفرشتگان بر شما درود فرستند.»

حکم روزه پیر مرد وپیرزن ومریض همیشگی

کسی که به دلیل پیری نمی تواند روزه بگیرد یا شخصی که مریض همیشگی است و امید بهبودی ندارد، می توانند روزه نگیرند اما باید به ازای هر روز که روزه نگرفته اند مسکینی را یک وعده طعام دهند. به دلیل فرموده خداوند متعال ) وَعَلَى الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعَامُ مِسْکِینٍ...((بقره 184) « وبرکسانی که توانایی انجام آن (روزه) را ندارند(همچون کهنسالان ناتوان و بیماران همیشگی ) لازم است فدیه بدهند وآن خوراک مسکینی است.»

 ازعطاء t روایت است که از ابن عباسt شنیدم که آیه ی ) وَعَلَى الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعَامُ مِسْکِینٍ...( (بقره 184) را می خواند و می فرمود: این آیه منسوخ نیست، بلکه درباره پیرمرد وپیرزنی است که توانایی روزه گرفتن را ندارند وبرای هرروز مسکینی را طعام دهند (رواه بخاری 4505-الاءرواءالغلیل912)

 البته در مورد بیمار همیشگی باید گفت درصورتی این حکم شامل او می شود که دکتر متعهد ومطمئن تشخیص دهد که روزه برایش ضرر دارد ودیگر نمی تواند برای همیشه روزه بگیرد.

حکم روزه زن حامله وشیرده

این دو مورد هم می توانند روزه نگیرند اگر(بر حال خود یا بچه) بیم داشته باشند وباید فدیه بدهند وقضای روزه هم برآنها لازم نیست. از ابن عباسt روایت است که حکم آیه ی ) وَعَلَى الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعَامُ مِسْکِینٍ...((بقره 184) برای پیرمرد وپیرزن وزن حامله وشیرده همچنان باقی است، پس زن حامله وشیرده ای که (برحال خود یا بچه) بیم دارند می توانند روزه نگیرند وبه ازای هرروز یک مسکین را طعام دهند. (صحیح ،النسائی 191/4- البیهقی 230/4- الاءرواء الغلیل 912)

از نافعt روایت است:یکی از دختران ابن عمرt که همسرمردی قریشی بود در زمان حاملگی در ماه رمضان دچارتشنگی شد و ابن عمرt به او دستور داد تا روزه اش را بشکند وبه ازای هر روز مسکینی را طعام دهد.

(صحیح،رواه الدارقطنی 205/2- الاءرواء الغلیل 21/4)

از ابن عباسt روایت شده که کنیزش را دید که حامله یا شیرده بود، پس فرمود: تو  بمنزله کسی هستی(درروایتی مانند شخص کهن سالی هستی )که توان (روزه گرفتن) نداری پس بر تو لازم است به جای هر روز روزه، طعام مسکینی را بدهی وقضای روزه بر تو واجب نیست. (صحیح ،رواه الدارقطنی 206/2- الاءرواء الغلیل 19/4- وقال الدارقطنی اسناده صحیح)

از ابن عمرt روایت است که زنی از او سؤال کرد در مورد روزه گرفتن در حالی که حامله بود وابن عمرt به او فرمود:     روزه ات را بشکن وبه ازای هر روزمسکینی را طعام بده وقضای روزه بر تو لازم نیست.

(صحیح روا الدارقطنی 207/2- الاءرواء الغلیل 20/4- قال الالباتی سنده جید)

واین قول ابن عباس وابن عمروسعید بن جبیر رضی الله عنهم است وصحابه با آن مخالفتی نکرده اند و نیزمذهب اسحاق بن راهویه واختیار محدثین است. ودر اصطلاح  اگر روایتی از تعدادی  اصحاب نقل شود و بقیه صحابه با آن مخالفت نکنند حکم اجماع

را دارد.

مقدارطعامی که به عنوان فدیه لازم است به مساکین داده شود

از انس بن مالکt روایت است: ایشان سالی دچار ضعف وسستی شدند ونتوانستند روزه بگیرند پس کاسه ای ترید گوشت درست کرد وسی نفر مسکین را دعوت ، وآنها را سیر کردند .(صحیح ،  الهیثمی 164/3- طبرانی فی الکبیر1/214/675)

واین یک وعده غذا به یک مد (600گرم یا به قولی625گرم) غذای غالب آن منطقه نیز تعبیر شده است . یعنی شخص می تواند به ازای هر روز که روزه نگرفته (625گرم) طعام غالب به مسکین بدهد ودادن قیمت (پول) به جای طعام جایز نیست چون

 نص صراحتاً بردادن طعام دلالت دارد.

باطل کننده های روزه

1- خوردن وآشامیدن: اگر از روی فراموشی باشد روزه باطل نمی شود ونه قضای روزه بر او لازم است ونه کفاره .

ازابوهریره t روایت است که رسول اللهr فرمودند: ((وقتی که انسان فراموش نمود که روزه است چیزی را نوشید یا خورد، باید به روزه اش ادامه دهد واین آب وغذایی است که خداوند به او بخشیده است))(رواه بخاری 1923- مسلم1155)

 اما اگر خوردن عمدی باشد وشخص هیچ کدام از حالات رخصت شرعی(بیمار- مسافر- کهن سالی و...)را نداشته باشد وبدون دلیل شرعی روزه خود را با خوردن وآشامیدن بشکند، روزه این شخص باطل است وقضا وکفاره هم ندارد. و باید توبه کند و دیگر مرتکب این عمل نشود.از ابوهریرهt وعبدالله بن مسعودt روایت شده که فرموده اند: اگر کسی روزه ی یک روز از ماه رمضان را بدون عذر و رخصت شرعی بشکند اگر تمام سال را هم روزه باشد آن را جبران نمی کند. (صحیح، رواه ابن ابی شیبه9784)

 ودر نصوص هم دلیلی برقضای روزه کسی که عمداً روزه اش را با خوردن وآشامیدن می شکند وجود ندارد. و ابن حزم رحمه الله نیز این قول را ترجیح می دهد.(المحلی 180/6 مسئله 735)

2- استفراغ: ازابوهریره t روایت است که رسول اللهr  فرمودند:((اگراستفراغ عمدی باشد روزه اش باطل وباید روزه را قضا کند واگرغیرعمدی وخود به خود باشد روزه اش باطل نشده وقضای روزه براولازم نیست))

(صحیح سنن ابو داوود2088- صحیح سنن الترمذی 577)

3- حیض ونفاس: اگرچه در آخرین لحظات روز باشد، به دلیل اجماع علما.

4- جماع: اگراز روی فراموشی باشد روزه باطل نمی شود و کفاره ای هم ندارد اما اگرعمداً باشد روزه را باطل وکفاره آن واجب می شود که عبارت است از: آزاد کردن برده ای، اگر برایش مقدورنبود گرفتن دو ماه پشت سر هم روزه واگر توانایی هیچ کدام ازاینها را نداشت باید به شصت مسکین طعام دهد واین کفاره فقط برمرد واجب است.   

5- نیت شکستن روزه: اگر شخص نیت کند که روزه اش را بشکند اگر چه عملاً این کاررا هم نکند بازهم روزه اش باطل است. به دلیل حدیث(قبول وصحت اعمال با نیات است وپذیرش وپاداش هرعمل بستگی به نیت آن دارد)

وقول امام شافعی و امام مالک رحمة الله علیهم نیزهمین است.

6- مرتد شدن:اگر شخص روزه دار دچار کفر یا یکی از نواقض اسلام شود روزه اش هم باطل می شود به دلیل این که انسان کافر ومرتد تمام اعمالش حبط وتباه می شود، مثلا اگر غیر خدا را به فریاد بطلبد و جهل نداشته باشد روزه اش باطل می شود.

اعمال مباحی که روزه را باطل نمی کند

1-   افطار نکردن تا سحر 2- حمام کردن: از ابوبکره t روایت است که همانا رسول الله r را درعرج(اسم مکانی است) دیدم در حالی که روزه بودند از شدت گرما وتشنگی بر سرشان آب می ریختند(صحیح سنن ابوداوود2072) وعایشه وام سلمه رضی الله عنهما روایت کرده اند که رسول الله r درروز(بعد از فجر) غسل می کردند و روزه بودند (رواه بخاری 1925- مسلم1109)

3- احتلام شدن درروز 4- صبح کردن در حالت جنابت 5- خون دادن برای آزمایش و...                       6 - حجامت: رسول اللهr فرمودند:((روزه شخص حجامت کننده وشخصی که برایش انجام داده باطل است)) (صحیح،الترمذی 774- ابوداوود 2367) جمهورعلما نظر بر منسوخ شدن این حدیث دارند چون رسول اللهr این حدیث را در اوایل فرموده اند واحادیث بعدی این موضوع را روشن می کند. ابن عباسt می فرماید: همانا رسول اللهr حجامت          می کردند در حالی که ایشان روزه بودند (رواه بخاری 1939) وابو سعید خدری t می فرماید: رسول الله r اجازه دادند به حجامت کردن برای شخص روزه دار(صحیح ، مصنف ابن ابی شیبه( 3/51-53) الاءرواء الغلیل 74/4) ودر میان صحابه ابن عباس- ابوسعید- ابن مسعود- ام سلمه- حسین بن علی- عروة بن زبیروسعید بن جبیررضی الله عنهم حجامت را باعث باطل شدن روزه ندانسته اند. 7- تزریق آمپول ومصرف قطره8- آب دادن به دهان وبینی در وضو: اگر در این هنگام آب بدون اراده ازحلق پایین برود اشکالی ندارد. از لقیط بن صبره t روایت است که رسول الله r فرمودند:((در استنشاق(آب به بینی دادن) مبالغه کنید مگر اینکه روزه باشید))(صحیح سنن ابوداوود 129)

9- سیواک یا مسواک زدن 10- مزه کردن غذا توسط آشپزبرای نیاز وبدون آنکه از گلویش پایین رود  11- چرب کردن موی سروپوست ،عطر زدن وسرمه کشیدن بر چشم 12- کوتاه کردن موی سر وگرفتن ناخن 13- خوردن آب دهان به هر صورتی که باشد 14- خون دماغ شدن 15- استفاده از داروی غرغره (با آب نمک و....) - دلیل کلی برای مباح بودن این موارد نبودن دلیل از قرآن وسنت بر تحریم بودن آنها است واگر باعث باطل شدن روزه می شدند درنصوص بیان می شد وخداوند عزوجل می فرماید ) وَمَا کَانَ رَبُّکَ نَسِیّاً( (مریم64)                « پروردگارت هرگز فراموشکارنبوده است.» و هیچ فرقی بین انجام مواردی چون سیواک دادن – آب به دهان وبینی دادن در وضو – حمام کردن و خون دادن و... در اول روز وآخر روز نیست و کسانی که قائل به آن هستند دلیلی برای گفته خود ندارند .

روزه سنت

گرفتن روزه سنت اجر وثواب دارد ونگرفتن آن بدون عذاب و مجازات است  وعبارتند از:

1- شش روز شوال: از ابوایوب انصاریt روایت است که رسوال الله r فرمودند:((کسی که ماه رمضان وبه دنبال آن شش روزازماه شوال را روزه بگیرد مانند این است که یک سال کامل روزه گرفته باشد)) (رواه مسلم 1164)

 2- روزه عرفه برای غیر حاجی: از ابو قتادهt روایت است که از رسول الله r درباره روزه عرفه سوال شد، ایشان فرمودند:((روزه عرفه گناهان سال گذشته وسال جاری را از بین می برد)) (رواه مسلم1162)

3- روز نهم محرم(تاسوعا) وروز دهم محرم(عاشورا): رسول اللهr روزعاشورا را روزه گرفتند و فرمودند اگر زنده بمانم سال آینده روز نهم را نیز روزه می گیرم(رواه مسلم 1134) ودرباره روزه عاشورا فرمودند: ((گناهان سال گذشته را از بین می برد)) (رواه مسلم 1162)

4- روزه ماه محرم: ازابوهریره t روایت است که رسول اللهr فرمودند:((بهترین وافضل ترین روزه بعد از ماه رمضان روزه ماه محرم است وبهترین نماز بعد از نمازهای فرض نماز شب است))(رواه مسلم1163-ابو داوود 2122)

 5- اکثر روزهای ماه شعبان: ازعایشه t روایت است که رسول اللهr را ندیدم که ماهی را کامل روزه بگیرند مگررمضان وندیدم درهیچکدام ازماهها به اندازه شعبان روزه بگیرند (رواه بخاری1969-مسلم 1156)           

6- دوشنبه وپنج شنبه هر هفته: از اسامه بن زیدt روایت است که رسول اللهr روزدوشنبه وپنج شنبه را روزه می گرفتند ومی فرمودند:(( اعمال بندگان دراین دو روز(پیش خدا)عرضه می شود))(صحیح سنن ابوداوود2128)

7- سه روز از هرماه(سیزدهم وچهاردهم وپانزدهم ماه قمری): از ابوذرt روایت است که رسول اللهr فرمودند: ((ای ابوذرهرگاه سه روزاز ماه را روزه گرفتی روزهای سیزدهم وچهاردهم وپانزدهم را روزه بگیر))(صحیح سنن الترمذی608- النسائی2279)- ابن عباسt روایت می کند که رسول اللهr درسفروغیرآن روزه این سه روز را ترک نمی کردند(رواه النسائی198/4)

  8- نه روز اول ذی الحجه: رسول اللهr فرمودند:(( اعمال (خیر) در ده روز اول ذی الحجه بیشترین ثواب را در طول سال دارد))(رواه بخاری 969)- ازهنیده بن خالد از همسرش از بعضی همسران رسول اللهr روایت شده که رسول اللهr نه روز (اول)

ذی الحجه را روزه می گرفت(رواه بخاری1990- مسلم1137- ابوداوود2420) و روز دهم را به علت عید قربان روزه نبوده اند.

9-یک روز درمیان روزه گرفتن: از ابن عمرt روایت است که رسول اللهr فرمودند((محبوب ترین روزه نزد خدا روزه داوود u است که یک روز در میان روزه می گرفت (رواه بخاری1131- مسلم1159)

 

روزهایی که روزه گرفتن در آن نهی شده است

1-عید رمضان وعید قربان(استناد به احادیث امام بخاری 1990- مسلم 1137) 2- ایام التشریق: سه روز بعد ازعید قربان

(11-12-13)ذی الحجه (استناد به حدیث ابوداوود2113) 3- روزه گرفتن جمعه به تنهایی: مگراینکه روز قبل یا بعد ازآن نیز روزه بگیرد(استناد به احادیث امام بخاری1985- مسلم1144) 4-روزه گرفتن شنبه به تنهایی (استناد به احادیث ترمذی 744-صحیح سنن ابن ماجه 1403) اگر روز جمعه وشنبه مصادف با یکی ازروزه های سنت مانند روزعرفه یا عاشورا و...بود  گرفتن آن به تنهایی اشکالی ندارد.5- نیمه دوم شعبان برای کسی که درنیمه اول آن روزه نگرفته: اما اگر کسی یک یا چند روزی از نیمه اول را روزه بوده می تواند نیمه دوم هم روزه بگیرد(استناد به احادیث صحیح سنن ابن ماجه 1339- سنن ابو داوود2049)

 6- یوم الشک:یعنی روزی که نمی دانی جزء رمضان است یا شعبان ودر آن شک داری(استناد به حدیث صحیح ابو داوود 2046).  7- یک یا دو روز مانده به رمضان: به استقبال رمضان رفتن (استناد به احادیث بخاری 1914- مسلم1082) این دو روز با یوم الشک فرق می کند چون میدانی که رمضان فرا نرسیده است وگرفتن این دو روز هم برای کسی جایز است که این دو روزمصادف با روزهای دوشنبه یا پنج شنبه باشد و او هم عادت به گرفتن روزه دوشنبه وپبج شنبه داشته باشد یا عادت به گرفتن روزه یک روز درمیان داشته باشد.

8- روزه تمام سال: اگرچه در ایام نهی شده روزه نگیرد(استناد به احادیث بخاری1979-مسلم1159)

ونهی شده است که زن روزه سنت بگیرد هرگاه شوهرش در خانه باشد مگر به اجازه او.

(استناد به احادیث بخاری 5192-مسلم 1026)

روزه گرفتن در ماه رجب در سنت وارد نیست مگر روزهایی که سنت هستند ودرتمام ماهها گرفته می شوند ابن عباس

 وابن عمررضی الله عنهما از گرفتن روزه ماه رجب بجز روزهایی که روزه گرفتن در آنها سنت است، نهی کرده اند.

(صحیح،ابن ابی شیبه 102/3 - عبدالرزاق 7854)

قضای روزه

قضای روزه رمضان برمریض، مسافر و زنی که در حیض ونفاس بوده واجب است وبهتر است شخص تا آخرشعبان آینده

 روزه اش را قضا کند. درقضای روزه لازم نیست حتما پشت سر هم گرفته شود واین قول ابن عباس وابوهریره و انس بن مالک

 رضی الله عنهم است(صحیح ،البیهقی258/4- الاءرواءالغلیل95/4)

وهمچنان که قبلا ذکر گردید بر پیر مرد و پیرزن ومریض همیشگی و زن حامله وشیرده قضا لازم نیست وفقط فدیه می دهند- وکسی که تازه ایمان آورده ونیز شخص مرتدی که دوباره ایمان می آورد روزه های فوت شده آنها قضا ندارد ونیز شخصی که عمداً روزه نگرفته روزه اش قضا ندارد چون دلیلی از نصوص بر آن نیست.

 کسی که فوت کرده و قضای روزه رمضان بر گردنش بوده برولیش لازم است کفاره آن را بپردازد وقضای روزه آن لازم نیست اما اگر کسی فوت کرد و روزه نذر برگردنش بود باید ولیش آن را قضا کند: از ابن عمرt به صورت مرفوع روایت شده که:

 هر کس فوت کرد و قضای روزه(رمضان) بر گردنش بود به ازای هرروزمسکینی را طعام دهند(صحیح الترمذی 718)

از عمرةt روایت است که: مادرش فوت کرد و روزه ی رمضان بر گردنش بود واز عایشهt سوال کرد که آیا روزه مادرش را قضا کند؟ عائشه t گفت: نه، لازم نیست، بلکه برای هر روز مسکینی را طعام بده.

(صحیح،طحاوی فی مشکل الآثار142/2- ابن حزم فی المحلی7/4)

 ازابن عباسt روایت است: اگر شخص فوت کرد وقضای روزه رمضان بر گردنش بود روزه اش را قضا نکنید بلکه به جای آن طعام بدهید واگر روزه نذر برگردنش بود باید ولیش روزه نذر را قضا کند(صحیح،ابوداوود2401-ابن ابی شیبه113/3)

وهمچنین در احادیث امام احمد وابو داوود مشخص شده که روزه رمضان شخص مرده قضا ندارد بلکه روزه نذر قضا دارد واین قول امام مالک وابوحنیفه است. شکستن روزه سنت به هر دلیلی و با هرکدام ازباطل کننده ها، نه قضا دارد ونه کفاره.

زکات فطر(سرفطره)

حکم زکات فطر: زکات فطر بر هر مسلمانی(که بیش ازقوت یک شبانه روز خود و خانواده اش را داشته باشد) واجب است(رواه بخاری1503- مسلم984) ورسول الله r به دادن زکات فطر از کوچک وبزرگ وآزاد وبرده وکسانی که نفقه آنها بر عهده شما است امر فرموده(صحیح ،دارالقطنی220- بیهقی161/4- الاءرواءالغلیل835)

حکمت زکات فطر: از ابن عباسt روایت است که رسول اللهr زکات فطر را به عنوان پاک کننده روزه دار ازسخنان بیهوده ودشنام ، به عنوان رزق وخوراکی برای مساکین واجب کرده است پس هر کس آن را قبل ازنماز عید بدهد به عنوان زکات فطرمحسوب می شود وهر کس آن را بعد از نمازعید پرداخت کند صدقه ای است همچون سایر صدقات(وبه عنوان زکات فطر محسوب نمی شود)(صحیح سنن ابن ماجه1480- ابوداوود1594)

مقدار زکات فطر:ابو سعید خدریt می فرماید: ما درزمان رسول اللهr یک صاع از گندم یا جو یا خرما یا کشک یا کشمش را برای هر نفرزکات فطر می دادیم(رواه بخاری1505- مسلم985)

ودر حدیث دیگری می فرماید: ما یک صاع ازطعام خود را در عهد رسول الله r به عنوان زکات فطر می دادیم (رواه بخاری 1510)

پس روشن می شود که زکات فطر باید یک صاع از طعام باشد وهرصاع برابر با چهار مد است.

 و به(2کیلو و400گرم تا2کیلو و500گرم) تعبیر شده است واین قول علمای مذهب شافعی و بعضی دیگر است.

شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله می فرماید: زکات فطر پرداخت می شود از قوت بلد(منطقه)مانند برنج وغیره ،اگرچه شخص توان پرداخت موارد مذکور در حدیث را هم داشته باشد واین قول اکثر علما واصح اقوال است، که همانا اصل در دادن آن مساوات وبرابری با فقرا است. (الفتاوی الکبری 455/4)

ابن قیم جوزی رحمه الله می فرماید: این چند مورد از حبوبات (گندم- جو- خرما و...)که در احادیث آمده نشانگر آن است که در آن زمان در مدینه (قوت)غذای غالب مردم همین چیزها بوده و اگر درجایی یا زمانی دیگر قوت غالب چیز دیگری باشد باید ازآن بپردازند اگرچه غذایشان غیرازحبوبات مثل شیروگوشت و ماهی باشد واین قول جمهور علما وقول ارجح است ومقصود از پرداخت زکات فطر یکسانی با مساکین است، درطعام روزعید، یعنی غذای مسکین هم درآن روز همانند بقیه مردم باشد.

(اعلام الموقعین 3/12)

و این ردی است بر عمل کسانی که فقط به دادن گندم بسنده می کنند وخودشان از بهترین طعام در طول سال وروز عید استفاده می کنند- و دادن پول به جای طعام به عنوان زکات فطر مخالفت صریح با نصوص است چون زکات فطر عبادت است واصل در عبادت توقیفی بودن است وخدا ورسولشr حکمت آنرا بهتر می دانند.

امام نووی رحمه الله می فرماید: عامه فقها دادن قیمت(پول) به جای طعام را جایز ندانسته اند، چون اگردادن پول جایز می بود خدا             و رسول r آن را بیان می فرمودند(شرح امام نووی بر صحیح مسلم) واین قول امام شافعی وامام احمد و امام مالک رحمه الله علیهم است.

زمان پرداخت زکات فطر: از ابن عمرt روایت است: رسول اللهr دستور داد تا زکات فطر قبل ازخروج مردم برای نمازعید ، پرداخت شود(رواه بخاری1503- مسلم984)

ودرسنت آمده که زکات فطر یک یا دو روز مانده به عید به کسی که مستحق آن است پرداخت شود (رواه بخاری 1511)

زکات فطر به چه کسانی داده می شود: زکات فطر به مساکین داده می شود به دلیل فرموده رسول الله r ((زکات فطر رزق وخوراکی برای مساکین است)) (صحیح سنن ابن ماجه1480- ابو داوود1594)

                                                                        

 

 

وآخردعوانا ان الحمدالله رب العالمین،نسال الله ان ینفعنا وینفع اخواننا المسلمین بهذه الرسالة، انه سمیع مجیب الدعاء، وصلی الله وسلم علی محمد وعلی آله واصحابه واتباعه

بإحسان الی یوم الدین


 
راه های نفوذ شیطان بر صالحان
ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢٠   کلمات کلیدی:

مقدمه

الحمدلله رب العالمین والعاقبه للمتقین  وصلى الله على سیدنا محمّد وعلى آله وصحبه ومن اهتدى بهدیه الى یوم الدین

از جمله مصیبتهایی که امت اسلامی درعصرحاضر به‌آن مبتلا  شده است گرایش فکری بعضی از فرزندان این امت می باشد، کسانی که به اصطلاح پرچمهای روشنگری  وروشنفکری را بر دوش داشته وحمل می کنند، وبعضی از آنان این نوع گرایش فکری را به دین نسبت می‌دهند، وتمامی سعی وتلاش آنان بر این است که میان دین اسلام وشرایط واحوال وقوانین مختلف ناشی از تراوشهای فکری فرهنگ معاصر وجدید اروپایی درمیدان اندیشه وفلسفه وهمچنین در میدان  علوم وتجربه هماهنگی وسازگاری ایجاد کنند. وشاخص اصلی ومهم در مسیر این تلاش وکوشش، تغییر وتحول روشنگریهای عقلی اسلامی  بر حسب ظن وگمان  وفهم و برداشت آنان است. ودراین راستا به معانی ومفاهیم زیادی در رابطه با اسلام، آنچه را که درکتاب الله (قرآن) وسنت رسول اکرمص ثابت شده است، استناد کرده اند وبدین ترتیب آن را بصورتی نادرست وناشایست تأویل کرده ویکسری معانی عقلانی به آن اضافه کرده اند  تا فرهنگ جدید اروپایی آن را هضم و قبول کند وبا آن هماهنگ وسازگار باشد. وبا وجود اشتباه اساسی در این روش، یعنی انحراف شرعی وخارج شدن از راه وروش اهل سنت وجماعت در ارتباط با قرآن وسنت صحیح رسول اکرمص جز این نیست که می‌گوییم: درحقیقت بکارگیری این روش جدید، به اسلام واظهارات ودلایل قاطع وبلند آن ضربه زده است وبا توجه به روش وگرایش فکری جدید آنطور که آنان می‌پنداشتند، هیچگونه فائده وسودی حاصل نشد جز اینکه موجب جدایی میان درک وفهم اسلامی وادراکات آگاهی‌های صحیح دین اسلام شده است. درصورتیکه درک وفهم اروپایی به اندازه ای جزئی ازموضوعات وحی الهی ومسیر اسلام نزدیک شده است. بحث در موردشیطان در قرآن کریم یکی از موارد اجرایی دراین روش تفسیری منحرف می باشد، تا حدی که بعضی از این به اصطلاح روشنفکران، غیرمستقیم وجود شیطان را براحتی انکار کردوآن رابه عنوان نمادی از نیروهای شردرونی وبعضی دیگر آن را به وسوسه‌های نفس تعبیر وتوصیف کرده اند، وسایر افکار جدید وتاویلات عجیب  وشگفتی که هیچگونه ارتباطی با بحث مورد نظر، (بحث شیطان) وآگاهیهای موجود در کتاب الله (قرآن ) واصول وبدیهیات دینی ندارند. یکی از نتایج وپیامدهایی که این نوع تفسیر منحرف در این رابطه با موضوع شیطان بدنبال داشته است، اهمیت وتوجه بعضی از مسلمانان را نسبت به مساله شیطان کم کرده است، ومعنای بعضی از آیات زیبای قرآن مانند فرموده خداوند تبارک وتعالی:

ﮋ ﭯ  ﭰ  ﭱ    ﭲ  ﭳ   ﭴﭵ  ﮊ فاطر: ۶


 
چشم چرانی و راههای علاج آن
ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢٠   کلمات کلیدی:

 

عوامل موثر و مفید و جهت دهنده در زندگی انسانها بسیار زیادند، اما عادت، از جمله یکی از تاثیر گزارترین عواملی است که انسان را به مسیر خود رهنمون کرده و به انجام کاری که بدان خو کرده است وا می دارد. صفات و عادات گرچه اکتسابی بوده و بر اثر تمرین و ممارست در ضمیر انسان ریشه دوانیده و رنگ عادت به خود می گیرد ولی مانند صفات ذاتی و تمایلات طبیعی از نیرو و اقتدار بهره مندند.

در این نوشتار ان شاءالله به بررسی اثرات سوء عادت زشت چشم چرانی و خواستگاههایش و زیانهای بنیان برافکنش می پردازیم.

 

خواستگاه عادات خوب و بد یا هنجارها و نا هنجارها

رسول اکرم صلی الله علیه وسلم می فرمایند: «کل مولود یولد علی فطرة الاسلام فابواه یهودانه او ینصرانه او یمجسانه»؛ هر مولود بر فطرت پاک اسلام به دنیا می آید، اما بعد از ملادت، والدین او، او را یهودی یا مسیحی یا زرتشتی بار می آورند.


 
بیش از 1000 سنت در شبانه‌روز
ساعت ٥:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢٠   کلمات کلیدی:

مهمترین چیزی که باید مسلمان در زندگی روزمره خودش به آن اهتمام بدهد همانا عمل‌کردن به سنت رسول الله -صلى الله علیه وسلم- در تمام حرکت و سکن و گفتار و کردار می‌باشد بطوری که تمام زندگی خودش از صبح تا شب بر طبق روش و سنت رسول الله -صلى الله علیه وسلم- برنامه‌ریزی بکند.

ذوالنون مصری می‌گوید: از نشانه‌های محبت خداوند، پیروی از محبوب خداوند رسول الله -صلى الله علیه وسلم- می‌باشد که در اخلاق و افعال و دستورات و سنت از وی متابعت و پیروی نماید.

خداوند می‌‌فرماید:

﴿قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ﴾ (آل عمران: 31).

حسن بصری می‌گوید: پیروی سنت رسول الله -صلى الله علیه وسلم- نشانه محبتشان به خداوند است.


 
دانلود کلیپ های تصویری و سخنرانی های شیخ پردل
ساعت ٦:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۱   کلمات کلیدی:

http://uplod.ir/77kxpftg6lka/madar-rezanikfar.mp3.htm 

دوستان من امروز برای شما ترانه بسیارقشنگی از رضا نیکفر که ترانه بسیار عالی هست پیشنهاد میدم حتما ترانه رو دانلود کنید لطفا نظر یادتون نره و اگه خوشتون اومد به دوستان خودتون هم پیشنهاد کنید

سخنرانی آزمایش شدن انسانها با 5 چیز- شیخ محمد صالح پردل

http://uplod.ir/bn22duzd8ig5/________________________________________5_______-__________________________________.3gp.htm

 

سخنرانی در مورد حجاب

 


http://uplod.ir/pa87rnivbo9s/hejab01.wmv.htm

 


http://uplod.ir/r08fq04jriez/hejab02.wmv.htm

 

کلیپ بسیار زیبا سه سوال

 

http://uplod.ir/nf059dx0b6yj/3soal.3gp.htm

 

 


 
لیست کامل سایت های اهل سنت
ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱۸   کلمات کلیدی:

معرفی سایتهای اهل سنت

قسمت فارسی

         

مولانا عبدالعزیز رح    http://www.molanaabdolaziz.com/

 

        

 سایت اهل
سنت کرمانشاه    

 http://www.sunnikermanshah.com

 

         بقیه در ادامه مطلب